X
تبلیغات
رایتل
سایت تخصصی مشاوره و روانشناسی
راهی برای داشتن خانواده موفق
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
روزانه‌ها
گران‌ترین بیماری جهان چیست؟

شرایطی که برای بیماران دیابتی فراهم شده است، جوابگوی نیازمندی‌های آنان برای درمان بیماری‌شان نیست.  یک بیمار دیابتی در طول روز 4 تا 6 مرتبه باید قند خونش را کنترل کند چرا که بالا و پایین رفتن قند خون این بیماران منجر به کما در آن‌ها می‌شود. این بیماران در حالت عادی به جز چند مورد بیمه خاص برای تامین داروهای خود حمایت هیچ گونه سازمان را ندارند و خود باید از پس هزینه‌های سنگین این درمان برآیند و تنها زمانی که این بیماری به مراحل حادتر مانند از کار افتادن کلیه‌ها و دیالیز می‌رسد، جزئی از مخارج را می‌توانند دریافت کنند.

هزینه‌ها برای درمان این بیماری بسیار سنگین است و تا جایی پیش رفته است که از بیماری دیابت به عنوان گران‌ترین بیماری شایع جهان نام برده شده است. بیماران دیابتی توانایی تامین دارو و مراقبت پزشکی را ندارند و متاسفانه هیچ اقدامی برای این افراد صورت نگرفته است و با بی‌فکری بعضی مسوولان موقعیت شهروندان تشدید شده و افراد اجتماع را تحت شعاع خود قرار می‌دهد.

در کشور ما نوشابه‌هایی که به شدت قند داشته و تشدید کننده بیماری هستند و تحت عنوان مارک‌های تجاری فعالیت دارند باید 10 درصد از دریافتی خود را به دولت برای کنترل بیماری‌های دیابتی بپردازند. این بودجه‌ها در کانال دانشگاه‌های پزشکی صرف هزینه‌های تحقیقات در این زمینه می‌شود که گاها نتیجه‌ای برای پیشگیری، کنترل و مدیریت این بیماری اتفاق نمی‌افتد که این خلا‌ها وآسیب‌ها مانع از دسترسی به موفقیت می‌شود.

طی غربال‌گری که در مشهد صورت گرفته است تعداد بیماران دیابتی بین 200 تا 400 هزار نفر تعیین شده است و بین 500 تا 600 هزار نفر افرادی هستند که قند خون بالایی دارند که پیش زمینه بیماری دیابت است این در حالی است که 50 درصد از این افراد عموما از بیماری خود اطلاعی ندارند.

: افرادی که به خاطر استرس و تغذیه نامناسب به بیماری دیابت مبتلا می‌شوند بسیار خطرناکتر از بیمارانی هستند که به واسطه ارث و ژنتیک به این بیماری دچار می‌شوند.

تاکنون برای پیشگیری و کنترل دیابت فعالیت اجتماعی سازمان‌های مردم نهاد را داشته‌ایم.

صدا و سیما برای ترویج فرهنگ سلامت و واکسینه جامعه برای اینکه شهروندان به این بیماری کمرشکن مبتلا نشوند و یا دیرتر دچار این عارضه شوند هزینه‌های کلانی را از این بنیاد مردم نهاد درخواست می‌کنند که قادر به پرداخت این هزینه‌ها نیستیم.

نیروهای ما برای غربالگری سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها آمادگی کامل را دارند حال آن که هیچگونه همکاری برای غربالگری صورت نمی‌گیرد و حتی برای برنامه‌های آموزشی برای پرسنل و شهروندان درخواست هزینه از این بنیاد می‌شود.

بیماری دیابت به عنوان یک آسیب اجتماعی در کشور به شمار می‌رود و تاکنون 7 میلیون بیمار دیابتی در ایران داریم، هیچ گونه اقدامی برای هشدار به شهروندان برای پیشگیری و کنترل از این بیماری انجام نگرفته است حال آن که پیامد این بیماری آسیب جدی به پیکر اجتماع خواهد زد.

به جای استفاده از شکر صنعتی که ضرر بسیاری دارد باید از شیرین کننده‌های طبیعی استفاده شود و تمامی شیرینی فروشی‌ها را ملزم به ممنوعیت استفاده از شکر صنعتی کنند. گیاهی به نام استویا در زمین‌های کشاورزی ما قابل کشت است که شیرین کننده و مفید است بنابراین باید شرایط را برای تولید و توسعه این گیاه فراهم کنند.

 استفاده از غذای سالم و تغییر دادن سبک تغذیه می‌تواند از مبتلا شدن به این بیماری‌ها بکاهد و استفاده از غذای سالم به هیچ عنوان استفاده از غذای گران نیست.

مفهوم تاب آوری (Resiliency ) و کاربرد آن در پیشگیری از اعتیاد

تاب آوری در مورد کسانی بکار می رود که در معرض خطر قرار می گیرند ولی دچار اختلال نمی شوند. از این رو شاید بتوان نتیجه گیری کرد که مواجه شدن با خطر شرط لازم برای آسیب پذیری هست اما شرط کافی نیست .

اعتیاد یکی از بغرنج ترین مسایل انسان و تهدیدی جدی برای سلامت جسمی و روانی جوامع بشری است که تدریجاً به یک نگرانی عمده برای ملت ها و دولت ها تبدیل شده است. کنترل اعتیاد مستلزم برنامه ریزی صحیح و صرف بودجه های هنگفت می باشد که در دو بخش کاهش عرضه و کاهش تقاضا صورت می گیرد . در بحث کاهش تقاض ، پیشگیری یک مقوله فوق العاده مهم است که به دلیل کارایی ، اثر بخشی و مقرون به صرفه بودن از جایگاه ویژه ای در کنترل اعتیاد برخوردار است . پیشگیری ، استراتژی ها و فعالیت های آن در جهان روز به روز در حال دگرگونی ، پیشرفت و پیمودن مسیر تکامل هستند تا با رسیدن به حداکثر کارایی، حداقل میزان رشد اعتیاد را برای جوامع به ارمغان آورند. در برنامه های پیشگیری توجه به عوامل محافظت کننده و خطر ساز اعتیاد یک اصل اساسی بوده و برنامه ریزی بر مبنای آنها صورت گرفته است.

نکند ازدواج شما نحس باشد!

درست است که ازدواج هم مثل دیگر اتفاقات زندگی از قانون غیرقابل نقضی پیروی نمی‌کند اما آینده این تصمیم هم مثل دیگر تصمیم‌ها تاحدودی قابل پیش‌بینی است. روانشناسان معتقدند بی‌توجهی به زنگ خطر‌ها می‌تواند زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، زندگی شما را به سراشیبی بیندازد. پس این 13 زنگ خطر را جدی بگیرید.

گذشته‌اش را مهر و موم کرده؟

وقتی با او در مورد گذشته صحبت می‌کنید، به گفتن جواب‌های کلی و گنگ اکتفا می‌کند و تمایلی به گفتن خاطرات گذشته‌اش ندارد؟ اگر چنین فردی در مقابل شما قرار دارد، کمی محتاط‌تر باشید. کسی که با اشتیاق خاطراتش را برایتان بازگو نمی‌کند و نمی‌توانید سر از کارنامه‌اش دربیاورید، ممکن است واقعیت‌های مهمی برای پنهان کردن داشته باشد. او احتمالا در پاسخ به شما، موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و همیشه با سیاست از پاسخ دادن خودداری می‌کند یا جوابی که چندان مشکلی از شما حل نمی‌کند را بر زبان می‌آورد.

نکند ازدواج شما نحس باشد!

درست است که ازدواج هم مثل دیگر اتفاقات زندگی از قانون غیرقابل نقضی پیروی نمی‌کند اما آینده این تصمیم هم مثل دیگر تصمیم‌ها تاحدودی قابل پیش‌بینی است. روانشناسان معتقدند بی‌توجهی به زنگ خطر‌ها می‌تواند زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، زندگی شما را به سراشیبی بیندازد. پس این 13 زنگ خطر را جدی بگیرید.

گذشته‌اش را مهر و موم کرده؟

وقتی با او در مورد گذشته صحبت می‌کنید، به گفتن جواب‌های کلی و گنگ اکتفا می‌کند و تمایلی به گفتن خاطرات گذشته‌اش ندارد؟ اگر چنین فردی در مقابل شما قرار دارد، کمی محتاط‌تر باشید. کسی که با اشتیاق خاطراتش را برایتان بازگو نمی‌کند و نمی‌توانید سر از کارنامه‌اش دربیاورید، ممکن است واقعیت‌های مهمی برای پنهان کردن داشته باشد. او احتمالا در پاسخ به شما، موضوع را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و همیشه با سیاست از پاسخ دادن خودداری می‌کند یا جوابی که چندان مشکلی از شما حل نمی‌کند را بر زبان می‌آورد.

خانه های قدیم اتاق خواب نداشت
یک نگاه

خانه های قدیم اتاق خواب نداشت



هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی. چون خوابیدن اصالت نداشت...
پارسینه: خانه های قدیمی را که می بینم این نکته را درک نمی کنم که آن زمان که امکانات در حد بسیار پایین تری از حالا بوده و قدرت و توان اقتصادی مردم نیز با امروز قابل مقایسه نبوده چگونه پدران ما اینقدر برای زیبایی و آراستگی محل زندگیشان تلاش و هزینه می کردند. آنها به تک تک عناصر یک خانه به شکلیهوشمندانه شخصیت می دادند و به همه ابعاد فرهنگی و کارکرد یک منزل مسکونی به طرزی دقیق همت می گماردند و به خانه تنها به عنوان محل خواب و استراحت نگاه نمی کردند.

عناصر زیباشناختی به طرزی هنرمندانه آرامشی را به روح ساکنان این منازل تزریق می کردند که هم اکنون نیز این آرامش را با اندکی درنگ در این خانه ها عمیقا احساس می کنیم.

اما اکنون خانه های ما تنها زندان هایی هستند فاقد هیچ روح و معنایی. آپارتمان های قفس مانندی که تنها کارآیی شان دادن مجالی است برای خوابیدن و خستگی در کردن که آن هم با دغدغه ها و استرس های روزمره مان به سادگی قابل حصول نیست. اگر قرار باشد ساعاتی مداوم در یک آپارتمان بمانیم دلمان میگیرد و هر لحظه قصد فرار می کنیم. خانه های قدیم اما محل زندگی بودند. روزها هم که در آن سپری می کردی خسته و آزرده نمی شدی.

حوض و باغچه، اندرونی و بیرونی، زمستانی و تابستانی، مطبخ و مصلی، پذیرایی و هشتی و... همه را داشت اما جایی به نام اتاق خواب نداشت. هر جایی که هوس می کردی می خوابیدی و رختخوابی پهن می کردی و دلت را صفا می دادی. گاهی در حیات و روی تخت روی حوض، گاهی ایوان و گاهی پشت بام اتاق خوابت می شد. با اینکه فضای زیادی در خانه ها وجود داشت جایی را اختصاص به خواب نمی دادند. چون خوابیدن اصالت نداشت. اصل بر زندگی و جلای روح در فضای گرم منزل بود. اما آپارتمان های امروزی ما حتی اگر 40- 50 متر هم زیربنا داشته باشد اتاق خواب دارد. اتاقی برای خوابیدن که تختخوابی بزرگ و بی تناسب دائما در آن ما را به خوابیدن فرامی خواند. تنها کار مفیدی که می شود در آپارتمان کرد.

مبل ها و تخت خواب و وسایل و تلویزیون هر کدام جایگاه مشخصی دارند در زندگی آپارتمانی. برای همه اینها جایگاهی باید درنظر گرفت اما جای خودمان معلوم نیست. جای تنفس روحمان تعیین نشده. قبله آپارتمان های ما هم تلویزیون است. همه وسایل خانه با تناسب با محل تلویزیون چیده می شوند و مهمانی های ما جای تلویزیون دیدن است و در پایان فیلم و سریال همگی از هم خداحافظی می کنیم و به قفس خودمان می رویم. زن و شوهرها با تلویزیون، کامپیوتر، تبلت و موبایلشان بیش از همسرشان تعامل و مصاحبت دارند. هیچ حرفی برای گفتن برای یک زوج وجود ندارد و هر کدام سر در تنهایی خویش، سر در لاک تکنولوژیک خود منتظر فرارسیدن ساعت خوابشان هستند.

دیگر خبری از گفتگو های صمیمانه نیست. خبری از شعرخوانی و ضرب المثل نیست. بازی های بچه گانه هم دیگر جای خود را به کامپیوتر و پلی استیشن داده اند و خانه ها مجموعه جزایری هستند که هر کسی در جزیره تنهایی خویش آرام گرفته و به دیگری کاری ندارد.

دلم می گیرد وقتی می بینم که چقدر در این آپارتمان های قفس مانند بی روح چیزهای ارزشمندی را از دست داده ایم. چقدر تنها شده ایم و چقدر زندگی هایمان بی کیفیت شده. این آپارتمان ها که خانه نیستند. خانه هم خانه های قدیم!