X
تبلیغات
رایتل

 جانبلاغی

به طور دقیق معلوم نیست که انسان ها در چه دوره ای از تاریخ برای نخستین بار روی افراد نام گذاری کردند اما مسلم است که نام گذاری دارای تاریخچه طولانی است. 

نام کودک، اگر نگوییم نخستین آهنگ آشنا برای اوست اما بی گمان از اولین کلماتی است که کودک پس از تولد می شنود. انتخاب نام، فقط انتخاب یک کلمه نیست بلکه هویتی است که تا آخر عمر با فرد همراه است. بنابراین طبیعی است که نقش مهمی در زندگی فرد داشته باشد.

 

کودک و نام

 

یکی از دغدغه های اصلی والدین پس از تولد فرزندشان، انتخاب نام است. به گزارش خبرگزاری مهر گاهی والدین برای نام گذاری فرزندان خیلی دیر تصمیم می گیرند و قبل از تولد تصمیم جدی گرفته نمی شود.

 

این امر باعث می شود پس از تولد اطرافیان اعمال سلیقه کنند و چه بسا نام ناخواسته و تحمیلی برای فرزند تازه متولد شده انتخاب شود.

 

در چنین مواردی والدین از دخالت اطرافیان شکایت دارند در صورتی که باید خود را بابت کوتاهی در انتخاب نام سرزنش کنند.نام بدون شک یکی از نمودارهای شخصیت و استقلال فرد است.

 

نتایج تحقیقات نشان می دهد که کودکان از حدود ۲ تا ۳ سالگی نام خود را تشخیص می دهند. در واقع در این دوران، کودک از خود به عنوان یک شخص جداگانه سخن می گوید.

 

نام، یک کودک را از دیگر کودکان متمایز می کند و جنس او را نشان می دهد. به همین دلیل کودکان چندان میل ندارند نامی داشته باشند که بین دختر و پسر مشترک است.

 

نام های مذهبی

 

یکی از حقوق فرزندان بر والدین این است که نام زیبایی بر او بگذارند. حضرت محمد(ص) می فرمایند: «اولین بخشش و عنایت پدر و مادر به فرزندان، انتخاب نام نیکو است.»

 

همچنین می فرمایند: «بهترین نام ها عبدا... و عبدالرحمن است و نام هایی مثل حبیب، امین، مسعود، صابر، صدیق، مهدی، هادی، مرتضی، مجتبی، صادق، موسی و مریم، سوسن، زهره، زکیه، زهرا، طیبه، آمنه، طاهره، خدیجه، آسیه، راضیه، مرضیه، رضیه و معصومه هم از نام های نیکوست.

 

علی سلیمی کارشناس ارشد علوم تربیتی نیز با اشاره به این که نام نیکو انگیزه نیکوکاری و گرایش به سمت الگوهای مطلوب را در فرد ایجاد می کند و نام های تحقیرآمیز فرد را به انزوا و پرخاشگری سوق می دهد، به خراسان می گوید: وقتی نام های مذهبی روی کودکان می گذاریم خود کودک از این که همنام حضرت فاطمه زهرا(س) یا امام حسین(ع) است، لذت می برد و از لحاظ روانی بار مثبتی برای وی دارد.

یکی از دلایلی که والدین به نام گذاری کودکان به اسماء الهی و ائمه اطهار(ع) توصیه شده اند، همین است. این نام ها اگر از شخصیت هایی گرفته شده باشد که در تاریخ به بزرگ منشی و نیکی از آن ها یاد می شود، کودک بعدها هویتی ارزشمند و مطلوب پیدا می کند.

 

نام کودک باید به گونه ای باشد که فرد بتواند در آینده از شخصیتی که نامش از او گرفته شده است، الگوبرداری کند. شخصیت هایی مثل اسکندر یا چنگیز که خونخوار بوده اند الگوی مناسبی نیستند.

بنابراین انتخاب چنین نام هایی اشتباهی است که بسیاری از والدین مرتکب می شوند و زیبایی ظاهری یا کم بودن آن نام را دلیل این نام گذاری عنوان می کنند.

 

سنت ها در نام گذاری

 

استفاده از نام و نام گذاری در فرهنگ های مختلف، متفاوت است. یکی از سنت های جاری در نام گذاری که هنوز در بعضی مناطق کشور جاری است، گذاشتن نام پدربزرگ و مادربزرگ روی نوزاد تازه به دنیا آمده است.

 

هدف از چنین کاری معمولا این است که اگر بزرگ خانواده درگذشته است، با گذاشتن نامش یاد او را زنده نگه دارند. برخی هم با این کار قصد دارند میزان احترام و علاقه خود را نسبت به بزرگ ترها نشان دهند. 

یکی دیگر از سنت های نام گذاری فرزندان این بود که معمولا در شب ششم تولد نوزاد که جشن و شب نشینی برگزار می شد، همه اقوام به خصوص پدربزرگ، مادربزرگ و بزرگان خانواده گردهم می آمدند و با تبادل نظر نامی انتخاب می کردند و در حاشیه قرآن، دیوان حافظ یا کتاب ارزشمند دیگری همراه با روز و ماه و سال و ساعت تولد ثبت می کنند و مواقعی که اتفاق نظر نبود با رای گیری و رعایت احترام همگی نام انتخاب و درج می شد.

 

گاهی با استفاده از قرآن یا تفال از حافظ نام گذاری انجام می شد. در بعضی خانواده ها انتخاب نام به عهده مادربزرگ، پدربزرگ، عمو، دایی، خاله یا عمه گذاشته می شد.

 

انتخاب نام های امروزی

 

شکی نیست که انتخاب نام مناسب برای فرزندان نشانه فرهنگ، اعتقاد، سلیقه، سلامت و حسن انتخاب والدین است. با این حال این روزها گرایش به نام های غریب و کم کاربرد که در معرض پرسش و کنجکاوی دیگران قرار بگیرد، بسیار زیاد شده است.

 

نام هایی که بلافاصله پس از شنیدن آن می پرسیم «یعنی چی»؟ متاسفانه پدر ومادرهای امروزی از این که نام فرزندشان به اصطلاح تک است با غرور یاد می کنند در صورتی که همین نام در تقلیدهای سطحی فراوان و عادی می شود.

 

به گفته سلیمی گرایش به نام های غربی بیش از نام های ایرانی در برخی خانواده های امروزی رواج پیدا کرده است. نام هایی که اصلا در فرهنگ ما معنایی ندارد. 

مثل «النا» که معلوم نیست چه معنایی دارد. واقعیت این است که چشم و هم چشمی و مدگرایی مدت هاست به حیطه فرزندپروری ما رسوخ کرده است و بسیاری از والدین تحت تاثیر این پدیده و برای این که از دیگران عقب نمانند به نام های غربی گرایش پیدا کرده اند.

گاهی نام یک چهره مقطعی مثل یک ستاره سینما یا ورزشکار انتخاب می شود که ممکن است چندی بعد در ذهن ها فراموش شود.

 

دلیل این که بر نام های مذهبی تاکید بیشتری می شود این است که این نام ها ماندگار است، کهنه نمی شود، با مسماست و الگوهای مناسبی هم در اختیار فرد قرار می دهد.

 

بسیاری از مردم معنای نام ها را نمی دانند و اگر بدانند دیدشان نسبت به آن عوض می شود. مثلا «زینب» یعنی «زینت پدر» که اسم بسیار زیبایی است و فرد با چنین اسمی ناخودآگاه احساس اعتماد به نفس می کند.



ادامه مطلب...

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

جانبلاغی 

۱- اولین گام در موفقیت «خودشناسی» است.

ابتدا سعی کنید شناخت درستی از خود و ویژگی های اخلاقی و شخصیتی خود کسب کنید و با توجه به این که هیچ کس کامل نیست، اگر ایرادی یا مشکلی دارید که خود به تنهایی قادر به یافتن راه حل مناسبی برای مقابله با آن نیستید و شخص قابل صلاحیتی برای مشورت ندارید، از مشاوران و متخصصین کمک بخواهید.

۲- تاریک ترین زمان شب، نزدیک ترین زمان به سپیده صبح است.

این جمله را به خاطر بسپارید و با کوچکترین ناملایمات از تلاش خود دست بر ندارید و به سادگی خود را بازنده تلقی نکنید.

۳- بدون توجه به نتیجه کار، تمامی نیروی خود را به کار گیرید تا مسئولیتی که به عهده شماست، به بهترین نحو انجام پذیرد. در واقع اولین هدف در انجام وظایفتان باید،داشتن وجدان کاری، دقت و تلاش باشد. با انتخاب این الگو، حتی اگر به موفقیت هم نائل نشوید، وجدانی آسوده خواهید داشت و لطمه ای به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد.



ادامه مطلب...

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

جانبلاغی 

به طور طبیعی اغلب ما به هر زبانی که صحبت میکنیم در به کار بردن تشکر و عذرخواهی حساسیت به خرج میدهیم. همه ما وقتی به این کلمات میرسیم به گونه ای رفتار میکنیم که انگار مسئول جیره بندی انها هستیم! با وجود این، ما از آنها به عنوان ابزار کاهش استرس یاد میکنیم. استفاده عاقلانه از تشکر کردن و عذرخواهی کردن فقط نیازمند منطق هست. یکی از تعابیر منطق، خود را جای دیگران گذاشتن است.



ادامه مطلب...


تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ دوشنبه 30 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی
آیا تابه‌حال در موقعیتی قرار گرفته‌اید که حس کنید دارید از عصبانیت منفجر می‌شوید؟
آیا تا به حال به دلیل عصبانیت و خشم دست به کارهایی زده‌اید که بعدا از انجام آنها پشیمان شده‌اید؟
آیا تا به‌حال این حس به شما دست داده که همسر یا نامزدتان بیش از حد سر مسائل پیش پاافتاده عصبانی ‌شود؟
-
-

با انجام این تست می‌فهمید خودتان یا اطرافیان‌تان شخصیت و عادات پرخاشگرانه دارند یا نه.

وقتی خشن می‌شوید
پرخاشگری یک هیجان و احساس منفی سرکوب‌شده است که فرد در موقعیت‌هایی که فرصت دست می‌دهد آن را به فرد خاص یا شیء خاص یا حتی نامشخصی بروز می‌دهد. این احساسات و هیجانات سرکوب‌شده به صورت رفتاری یا کلامی بروز داده می‌شود و اغلب فرد قادر به کنترل آن نیست و ممکن است پس از ارتکاب عمل از عملکرد خود پشیمان شود.

به اعتقاد برخی روانشناسان، پرخاشگری شکل دیگری از افسردگی است. به عبارتی، پرخاشگری خشم علیه محیط بیرون است و افسردگی غالبا خشم علیه خود است. افراد پرخاشگر دربیشتر مواقع دارای تحمل پایینی هستند و نمی‌توانند آنچه را که بر وفق مرادشان نیست قبول کنند؛ درنتیجه عصبانی شده و رفتار پرخاشگرانه از خود بروز می‌دهند. علل پرخاشگری می‌تواند شخصیتی، خانوادگی، آموزشی، اجتماعی باشد.


ادامه مطلب...

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

عشق یعنی مستی و دیوانگی
             عشق یعنی با جهان بیگانگی
                    عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
                               عشق یعنی سجده ها با چشم تر
                                         عشق یعنی سر به دار آویختن
                                                 عشق یعنی اشک حسرت ریختن
                                                           عشق یعنی در جهان رسوا شدن
                                                                      عشق یعنی مست و بی پروا شدن
                                                                                عشق یعنی سوختن یا ساختن
                                                                                          عشق یعنی زندگی را باختن
                                                                                            عشق یعنی انتظار و انتظار
                                                                              عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
                                                                           عشق یعنی دیده بر در دوختن
                                                                  عشق یعنی در فراقش سوختن
                                                          عشق یعنی لحظه های التهاب
                                                 عشق یعنی لحظه های ناب ناب
                                        عشق یعنی سوز نی ، آه شبان
                               عشق یعنی معنی رنگین کمان..... 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

چقدر عجیبه ......

      که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره...

              تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه...

                      تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمیگرده...

                             تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد ...

                                  و تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه...




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

عشقم یه نفر

قلبم می تپه برای یه نفر

دلم می ریزه با صدای یه نفر


وقتی میگم دوست دارم

بهم می گه دروغ می گی


اما نمی شناسه منو

اون بی وفا اون یه نفر


توخواب من همش می یاد

سیر می کنه رویا هامو


اما بازم بهم می گه

 دروغ می گی اون یه نفر؟


لحظه شماری می کنم

تابشنوم حرفای اون


روزشماری می کنم

تا بگیرم دستای اون


اسیر امن صداش شدم

سبزی اون نگاش شدم


اما بازم بهم نگو

دروغ میگم(ای یه نفر)




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

بازم شب شد و این دل بیقرار


دلم طاقت دوریتو نداره


ببخش این عاشق پر اشتباهو


به قلب خسته جون بده دوباره


اخه چطور دلث اومد تنهام بزاری


تو بازیه زمونه جام بزاری


تو بی من بری من بی تو میمیرم


اخه شده بودی عزیزترینم


شب و غم و من و ابر پاره پاره


اسمون داره واسم یه ریز می باره


رفتی و حالا اشک خیس ابرا


گریه هاتو یاد من میاره


یاد چشات داره منو دیوونه میکنه


با غصه ها داره منو همخونه میکنه




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

سراغ ازمن نمیگیری گل نازم


نمیشناسی صدای کهنه سازم


نمی دونی مگه اینجا دلم تنگه


نمی دونی مگر با غصه دمسازم 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

تویی عاشقترین تنهای دنیا ............. منم خسته ترین مغموم دنیا
تویی صادقترین حرف رو لبها ............. منم غمگین ترین راز تو دلها
تویی زیبا طلوع صبح فردا ...............منم اینجا غروبی مثل شبها
تویی آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه یه رویا
تویی عشق و محبت توی قلبها...........منم دیوونه مثل موج دریا
تویی تنها تویی یاد غریبها..................منم فریاد بی پایان غمها
تویی شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقایق توی صحرا
تویی آب زلال اشک چشمها................منم مرداب سرد توی دشتها




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی

یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی .

اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره،

به دیوار تکیه داده و هرچند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای،

زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا…لیلا… لیلا…لیلا…

مرد بازدیدکننده میپرسه این آدم چشه؟ میگن یه دختری رو میخواسته به اسم “لیلا”

که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده…

مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن.

مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش

و در حالیکه سعی میکنه زنجیرها رو پاره کنه،

با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا… لیلا…

بازدیدکننده با تعجب میپرسه این چشه؟!!!!

میگن اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی
" جان بلانکارد " از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد .

او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ .
از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود.از یک کتابخانه مرکزی در فلوریدا, با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود,اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشتهایی با مداد, که در حاشیه صفحات آن به چشم می‌خورد .
 دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت در صفحه اول " جان" توانست نام صاحب کتاب را بیابد:
"دوشیزه هالیس می نل" .
 با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند." جان " برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود از او درخواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد . روز بعد جان سوار کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود .در طول یکسال و یک ماه پس از آن , آن دو به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند .
هر نامه همچون دانه ای بود که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتادو به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد .
" جان " درخواست عکس کرد ولی با مخالفت " میس هالیس " روبه رو شد . به نظر هالیس اگر " جان " قلبا به او توجه داشت دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد . ولی سرانجام روز بازگشت " جان " فرارسید آن ها قرار نخستین ملاقات خود را گذاشتند : 7 بعد الظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک . هالیس نوشته بود : تو مرا خواهی شناخت از روی گل سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت .
بنابراین راس ساعت 7  " جان " به دنبال دختری می گشت که قلبش را سخت دوست می داشت اما چهره اش را هرگز ندیده
بود . ادامه ماجرا را از زبان خود جان بشنوید :


" زن جوانی داشت به سمت من می‌آمد, بلند قامت و خوش اندام موهای طلایی‌اش در حلقه‌های زیبا کنار گوش‌های ظریفش جمع شده بود , چشمان آبی رنگش به رنگ آبی گل ها بود , و در لباس سبز روشنش به بهاری می مانست که جان گرفته باشد . من اراده به سمت او قدم برداشتم , کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را بر روی کلاهش ندارد . اندکی به او نزدیک شدم . لب هایش با لبخند پرشوری از هم گشوده شد , اما به آهستگی گفت " ممکن است اجازه دهید عبور کنم ؟ " بی‌اختیار یک قدم به او نزدیک شدم ودر این حال میس هالیس را دیدم . تقریبا پشت آن دختر ایستاده بود زنی حدودا 40 ساله با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود . اندکی چاق بود و مچ پایش نسبتاکلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند دختر سبز پوش از من دور می شد , من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرارگرفته ام . از طرفی شوق وتمنایی عجیب مرا به سمت آن دختر سبز پوش فرا میخواند و از سویی علاقه ای عمیق به زنی که روحش مرا به معنای واقعی کلمه مسحور کرده بود , به ماندن دعوتم می کرد . او آن جا ایستاده بود با صورت رنگ پریده و چروکیده اش که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید وچشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید . دیگر به خود تردید راه ندادم . کتاب جلد چرمی آبی رنگی در دست داشتم که در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد , از همان لحظه فهمیدم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود , اما چیزی به دست آورده بودم که ارزشش حتی از عشق بود , دوستی گرانبهایی که می توانستم همیشه به آن افتخارکنم .
به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم . با این .وجود وقتی شروع به صحبت کردم از تلخی ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم . من " جان بلانکارد" هستم و شما هم باید دوشیزه می نل باشید . از ملاقات شما بسیار خوشحالم . ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟ چهره آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد و به آرامی گفت: فرزندم من اصلا متوجه نمی‌شوم! ولی آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که او در رستوران بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست . او گفت که این فقط یک امتحان است !
تحسین هوش و ذکاوت میس می نل زیاد سخت نیست !

 طبیعت حقیقی یک قلب تنها زمانی مشخص می شود که به چیزی به ظاهر بدون جذابیت پاسخ بدهد .





برچسب‌ها: داستانی از عشق

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

این سال ها همایش های مثبت اندیشی و خوشحال شدن در چند ثانیه زیاد شده اند! همینطوری هم یک عالمه باورهای اشتباه در مورد شاد شدن به وجود آمده است که بعضی هایشان پایه و اساس علمی ندارند. در اینکه همه دلشان می خواهد خوشحال باشند و از مزایای خوشحال بودن استفاده کنند. هیچ شکی نیست اما این روش ها همیشه هم درست نیستند. ما باورهای اشتباه در این زمینه را به شما نشان می دهیم و ثابت می کنیم چرا اشتباه هستند.



ادامه مطلب...

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی
ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی
ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط محمد جانبلاغی
   1      2      3      4      5      ...      9    >>