X
تبلیغات
رایتل

یکی از اختلافات مهم بین زن و شوهر، وجود بدبینی نسبت به همدیگر است

 

بدبینی و سوء ظن که نقطه مقابل حُسن ظن و اعتماد است، می تواند نوعی اختلال روانی به حساب  آید. همسر مبتلا به این مشکل، طرف مقابل را بدون دلیل و شاهد، به داشتن غرض سوء ، متهم می‎کند. زنانی که درگیر این اختلال هستند، به شوهر خود اعتمادی ندارند و حتی از رفتارهای محبت آمیز وی، احساس رضایتمندی نمی کنند. 

 

یکی از اختلافات مهم بین زن و شوهر، وجود بدبینی شوهران نسبت به همسرانشان و بالعکس است. فرد بدبین وقتی همسرش دیر بیاید، فکر می کند:داشته خیانت می کرده، اگر زود بیاید،تصور می کند که دارد صحنه سازی می‌کند، اگر با موبایل حرف بزند؛خیال می‌کند با کسی رابطه دارد و...

 

این افراد به دلایل واهی به همسرشان مظنونند و زندگی را بر خود و اطرافیان تلخ می کنند. وقتی یکی دائم درحال مواخذه و دیگری در حال توضیح و دفاع باشد، قطعا این زندگی نیست، بلکه دوزخی کُشنده است که هر دو طرف در آن شکنجه‌ می‌شوند.

 

شخصی که دچار مشکل بدبینی است، احساس می کند چیزی را که می بیند یا می شنود،واقعیت ندارد و حقیقت چیز دیگری است،یعنی کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. هیچ چیز مانند بدبینی در تخریب یک رابطه  مشترک زناشویی ویرانگر نیست.

زندگی زناشویی

شخص بدبین احساس می کند چیزی را که می بیند یا می شنود،واقعیت ندارد 

 

سوالاتی که شکل بازجویی به خود می گیرد

«کجا بودی تا حالا»، «چرا تلفنت رو جواب ندادی»، «تا منو می بینی، بی حوصله می شی»، «ناهار با کی خوردی»، «کیلومتر ماشین خیلی افتاده، کجا رفته بودی»، «چرا بی اشتها غذا می خوری»، «دوست ندارم با این رفیقت رفت و آمد کنی»، «بقیه پول ها رو چه کردی»، «به کی پیام دادی»، «با کی حرف می زدی» و صدها جمله مشابه که معمولا زن ها به شکل بازجویی، مردان را با آنها مورد بازخواست قرار می دهند.

 

یکی از عواملی که موجب دوری زن  ها و شوهرها از یکدیگر و تلخی روابطشان می شود (به خصوص زوج هایی که با عشق ازدواج کرده باشند)، کمرنگ شدن مبادلات احساسی و عاطفی آنان نسبت به روزهای اول زندگی و جانشین شدن نظام مدیریتی و دستوری بین آنهاست.

 

گرایش مخرب به سلطه جویی

به طور معمول دختران و زنان جوان امروزی،گرایش بیشتری به سلطه جویی های مخرب و مدیریت شوهرانشان دارند که این موضوع، خود عامل تخریبی مهمی در سُست شدن روابط زن و شوهر است که از نتایج منفی آن می توان به  دروغگویی، سرد مزاجی، دلسردی، پشیمانی، کم توجهی، دوری و... حتی خیانت مرد اشاره کرد.

 

اغلب زن و شوهرها روش صحیحی برای درک متقابل یا تفاهم نمی‌دانند؛ یا اساسا نیاموخته‌اند. ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درک متقابل همسران از یکدیگر است. درک موقعیت یا احساسات همسر، موجب می شود که انسان به نیکی های همسر توجه بیشتری کند و عیب ها و کاستی های همسرش را نبیند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات همسر، اولین قدم درک متقابل است.

 

درحقیقت رویکرد گفت وگو در تعاملات خانوادگی بین زن و شوهر، نرخ بسیاری از اختلافات زناشویی را پایین می آورد.آنچه مسلم است بسیاری از افراد به‌واسطه  عدم آشنایی با ادبیات و فنون گفت وگو، هنگام بروز مشکلات به‌سادگی در دام تقابل و رویارویی و حتی خشونت و دیگر روش های زورمدارانه می افتند.راز موفقیت در زندگی زناشویی

یکی از اختلافات مهم بین زن و شوهر، وجود بدبینی نسبت به همدیگر است

 

بدبینی و سوء ظن که نقطه مقابل حُسن ظن و اعتماد است، می تواند نوعی اختلال روانی به حساب  آید. همسر مبتلا به این مشکل، طرف مقابل را بدون دلیل و شاهد، به داشتن غرض سوء ، متهم می‎کند. زنانی که درگیر این اختلال هستند، به شوهر خود اعتمادی ندارند و حتی از رفتارهای محبت آمیز وی، احساس رضایتمندی نمی کنند.  

 

 

یکی از اختلافات مهم بین زن و شوهر، وجود بدبینی شوهران نسبت به همسرانشان و بالعکس است. فرد بدبین وقتی همسرش دیر بیاید، فکر می کند:داشته خیانت می کرده، اگر زود بیاید،تصور می کند که دارد صحنه سازی می‌کند، اگر با موبایل حرف بزند؛خیال می‌کند با کسی رابطه دارد و...

 

این افراد به دلایل واهی به همسرشان مظنونند و زندگی را بر خود و اطرافیان تلخ می کنند. وقتی یکی دائم درحال مواخذه و دیگری در حال توضیح و دفاع باشد، قطعا این زندگی نیست، بلکه دوزخی کُشنده است که هر دو طرف در آن شکنجه‌ می‌شوند.

 

شخصی که دچار مشکل بدبینی است، احساس می کند چیزی را که می بیند یا می شنود،واقعیت ندارد و حقیقت چیز دیگری است،یعنی کاسه‌ای زیر نیم کاسه است. هیچ چیز مانند بدبینی در تخریب یک رابطه  مشترک زناشویی ویرانگر نیست.


شخص بدبین احساس می کند چیزی را که می بیند یا می شنود،واقعیت ندارد 

 

سوالاتی که شکل بازجویی به خود می گیرد

«کجا بودی تا حالا»، «چرا تلفنت رو جواب ندادی»، «تا منو می بینی، بی حوصله می شی»، «ناهار با کی خوردی»، «کیلومتر ماشین خیلی افتاده، کجا رفته بودی»، «چرا بی اشتها غذا می خوری»، «دوست ندارم با این رفیقت رفت و آمد کنی»، «بقیه پول ها رو چه کردی»، «به کی پیام دادی»، «با کی حرف می زدی» و صدها جمله مشابه که معمولا زن ها به شکل بازجویی، مردان را با آنها مورد بازخواست قرار می دهند.

 

یکی از عواملی که موجب دوری زن  ها و شوهرها از یکدیگر و تلخی روابطشان می شود (به خصوص زوج هایی که با عشق ازدواج کرده باشند)، کمرنگ شدن مبادلات احساسی و عاطفی آنان نسبت به روزهای اول زندگی و جانشین شدن نظام مدیریتی و دستوری بین آنهاست.

 

گرایش مخرب به سلطه جویی

به طور معمول دختران و زنان جوان امروزی،گرایش بیشتری به سلطه جویی های مخرب و مدیریت شوهرانشان دارند که این موضوع، خود عامل تخریبی مهمی در سُست شدن روابط زن و شوهر است که از نتایج منفی آن می توان به  دروغگویی، سرد مزاجی، دلسردی، پشیمانی، کم توجهی، دوری و... حتی خیانت مرد اشاره کرد.

 

اغلب زن و شوهرها روش صحیحی برای درک متقابل یا تفاهم نمی‌دانند؛ یا اساسا نیاموخته‌اند. ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی در عدم درک متقابل همسران از یکدیگر است. درک موقعیت یا احساسات همسر، موجب می شود که انسان به نیکی های همسر توجه بیشتری کند و عیب ها و کاستی های همسرش را نبیند. رها شدن از خودبینی و شناخت روحیات همسر، اولین قدم درک متقابل است.

 

درحقیقت رویکرد گفت وگو در تعاملات خانوادگی بین زن و شوهر، نرخ بسیاری از اختلافات زناشویی را پایین می آورد.آنچه مسلم است بسیاری از افراد به‌واسطه  عدم آشنایی با ادبیات و فنون گفت وگو، هنگام بروز مشکلات به‌سادگی در دام تقابل و رویارویی و حتی خشونت و دیگر روش های زورمدارانه می افتند.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 19 دی‌ماه سال 1395 توسط محمد جانبلاغی