X
تبلیغات
رایتل
برچسب رازهای موفقیت - سایت تخصصی مشاوره و روانشناسی
راهی برای داشتن خانواده موفق
 
جدیدترین یادداشت‌ها
 
روزانه‌ها
موفقیت از آن شماست اگر...

محمد جانبلاغی

 

با سری مقاله های موفقیت محمد جانبلاغی همراه باشید تا به شما بگوییم چگونه با انجام یک سری کارهای نه چندان دشوار می توانید به موفقیتی که هرگز باورش را نداشتید دست پیدا کنید! 

منبع: برگرفته از کتاب شما می توانید ثروت مند شوید! به قلم محمد جانبلاغی

۷ راه ساده برای نزدیک‌تر کردن شما به همسرتان


در دنیای عشق و عاشقی، همه چیز زیبا و جذاب است. اول مسحور هم می‌شوید، طوریکه اصلاً نمی‌توانید دست از هم بکشید. مدام با هم در تماسید یا اس‌ام‌اس می‌زنید. هر لحظه از کنار هم بودنتان توام با اکتشافات تازه درمورد همدیگر و رابطه‌تان است. با گذشت زمان این عشق خام کامل‌تر شده و کم‌کم به دوستانی خیلی خوب و یاران همیشگی برای هم تبدیل می‌شوید. به طور اجتناب‌ناپذیری سال‌های بعد از ازدواج عادت‌هایی در دو طرف ایجاد می‌کند. کمی فکر کردن و تلاش برای بهبود کیفیت زمانی که دو طرف کنار هم می‌گذارند، تغییر شگرفی در رابطه آنها ایجاد می‌کند که پایه‌های عشقی بادوام و همیشگی را برایشان فراهم خواهد کرد. در ازدواج برخلاف زمان دوستی و آشنایی، با هم بودن دیگر فقط به شام‌ در رستوران‌ها و کافه‌های شیک ختم نمی‌شود و حتی ساده‌ترین برنامه‌ها هم می‌تواند خاطراتی به یادماندنی در ذهنتان ایجاد کند.

خانم ها و آقایان لطفا کمی فاصله بگیرید

خودتمایزیافتگی,میل به جدایی

 

همیشه به ما گفته اند ازدواج یعنی «یکی شدن» و «برای هم بودن»، حالا چطور کسانی که دقیقا بر اساس همین ایده آل ها عمل می کنند بیشتر احتمال دارد طلاق بگیرند؟ راستش قضیه به این سادگی ها نیست.

 

اگرچه افسانه یکی شدن در عشق در فرهنگ ما دیده می شود، کسانی بیشتر به آن عمل می کنند که در خانواده پدری خودشان هم یاد نگرفته اند خود را از نظر عاطفی مستقل کنند. 

برچسب‌ها: رازهای موفقیت
4 چیز مهم زندگی

چهار چیز را در زندگی نشکن:


اعتماد، قول، ادب و قلب


زیرا وقتى این‌ها مى‌شکنند صدا ندارند ولى درد بسیارى دارند

مهارت های زندگی

باران که می بارد همه پرنده ها به دنبال سر پناهند.

اما عقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتر از ابرها پرواز می کند .

این دیدگاه است که تفاوت را خلق می کند .

رابطه ریسک پذیری با موفقیت افراد

اگر می خواهیم انسانی موفق باشیم هرگز ترس و اضطراب را در وجودمان راه ندهیم. زیرا این ترس تمام وجود ما را خواهد گرفت و نمی توانیم کاری انجام دهیم و یک مانع بزرگ برای پیشرفت خود ایجاد کرده ایم. حتما مشاهده کرده ایم انسان های ساده و بدون جرات ریسک کردن حقوقی می گیرند و بدون هیچ هدفی زندگی می کنند و اهل ریسک نیستند. حتی از گرفتن یک وام هم ترس دارند که مثلا شاید پرداخت نشود از این رو زندگی بسیار ساده و با زحمت و مشقت را تحمل می کنند، زیرا انسانی که هیچ گاه شنا نکرده است از آب وحشت دارد، اما این انسان اگر چند باربه اجبارداخل آب برده شود کم کم شناگر ماهری می شود، زیرا نعمت های خدادادی مربوط به عده خاصی نیست، بلکه برای همه انسان هاست منتهی آنهایی که از این نعمات برخوردار نیستند، جرات نکرده اند از آن استفاده کنند، زیرا ترس از هر کارعادی خودش یک گناه محسوب می شود.


حضرت علی (ع) می فرماید: "بزرگ ترین گناه ترس است". زیرا وقتی ما قدرت انجام کاری را نداشته باشیم قدرت تصمیم گیری در مورد آن را نیز نداریم و اصلا فکرش را هم نمی کنیم. در حقیقت اعتماد به نفس را از خود سلب کرده ایم و تسلیم فکرهای کاذب و خود ساخته شده ایم. برخی افراد همچنین فکرمی کنند آن قدر از ریسک کردن می ترسند که اصلا عمل را انکار می کنند. مثلا برای دخترشان خواستگار می آید، جرات بله گفتن ندارند.

یادمان باشد هر وقت فکر می کنیم احتیاجی نداریم، نجاری هستیم که تابوت خود را می سازیم. پس تصمیم بگیریم و هیچ موقع ترس به خود راه ندهیم. اینگونه قدرت ریسک کردن خود را آرام آرام بالا ببریم. مثلا از یک کار کوچک شروع کنیم. امروز اگر انسان هایی جز مردان بزرگ روزگار محسوب می شوند قطعا هیچ گاه ترس نداشته اند.

امام خمینی (ره ) روحانی ای بود که با قدرت خدایی، حکومتی را از ریشه بر چید. این فکرو اندیشه ریسک بزرگ است. حالا شاید یک بار شکست بخوریم، چه اشکالی دارد ولی در نهایت اگر هدفی داشته باشیم پیروز هستیم از اشتباه کردن نترسیم."بزرگترین اشتباهی که می توانیم مرتکب شویم، ترس از اشتباه کردن است".مهمترین مسئله این است که اگر ما از امکانات خدادادی استفاده نکنیم راه را برای استفاده دیگران هموار کرده ایم. پس باور کنیم که می شود و باید با اتکال به خدای بزرگ، با ایمان کافی، با عشق، با قدرت و با تمام وجود حرکت کنیم، نترسیم و ترس را دفن کنیم.

نقش ها و وظایف شغلی برای موفقیت

کاملاً روشن است که کارمندان باید به خوبی بدانند که شغلشان نیازمند چه توانایی است، نقش آنها چیست، چه وظایفی دارند، و از چه میزان قدرتی برخوردار هستند. زمانیکه فردی نداند چه کاری باید انجام دهد، نمی توان از او توقع داشت وظایفی که به او محول می شود را به درستی انجام داده و از عهده ی آنها برآید. با این وجود یکی دیگر از بخش های مهمی که معمولاً نسبت به آن بی توجهی می شود این است که وظیفه دیگران چیست. چرا این مسئله دارای اهمیت زیادی است؟

من اخیراً دوره ای را مربوط به خدمات پس از فروش و نحوه برخورد با مشتری های عصبانی در یک سازمان خیلی بزرگ گذراندم. مسئله ای که اکثر کارمندان ادعا می کردند که برایشان پیش می آمده، برخورد با مشتری های عصبانی بوده. به عنوان مثال مشتری با کمپانی تماس می گیرد تا در مورد مشکلی که برایش بوجود آمده اطلاعاتی کسب کند. شخصی که تلفن را جواب می دهد اطلاعات کافی ندارد، به همین دلیل مجبور می شود تماس را به بخش دیگری انتقال دهد، در این قسمت هم ممکن است یا نتوانند مشکل مشتری را برطرف کنند یا کسی پاسخگو نبوده و مشتری مجبور می شود پیغام بگذارد. معمولاً تحت چنین شرایطی مشتری عصبی می شود و مجدداً با نفر اول تماس گرفته و شروع می کند به داد و فریاد زدن.

این اتفاق چگونه شکل می گیرد؟ آیا کارمندان متوجه مشکل نمی شوند؟ و یا نمی خواهند خودشان را به زحمت بیندازند؟ هیچ کدام. فقط می توان گفت که آنها اطلاعات کافی در اختیار ندارند تا بتوانند سرویس خوبی به مشتری ارائه دهند؛ و نتیجه چه می شود؟ اول مشتری عصبانی می شود؛ و دوم هم باقی ماندن ناامیدی و افسردگی برای کارکنانی که وارد این بحث شده اند؛ و سوم ناکارآمد جلوه کردن کل سازمان که روی تمام موارد جانبی دیگر تاثیر می گذارد.

مشکل اصلی اینجاست که ما عادت نکردیم کارمندان خود را با "تصویر بزرگتر" آشنا کنیم. در مورد مثال فوق تصویر بزرگتر مربوط می شود به کارهایی که دیگران می توانند انجام دهند، توانایی های آنها، و ارتباط مشاغل دیگر با کاری که خودشان انجام میدهند. پیش از آنکه بخواهیم توضیحات بیشتری ارائه کنیم، توجه شما را به مطلب ذیل جلب می نماییم:

به ندرت اتفاق می افتد که کارهای یک کارمند، مستقل از کارهایی باشد که دیگران در همان محیط انجام می دهند. این روزها انجام دادن کارهای مختلف قدری پیچیده تر شده است. زمانی که کاری با موفقیت به پایان می رسد حتماً افراد متعددی در به ثمر رساندن آن نقش داشته اند. این روزها کار تیمی از اهمیت بالایی برخوردار شده است. حال حتی اگر بخواهیم مبحث خدمات پس از فروش را هم کنار بگذاریم، باز هم به این نتیجه می رسیم که محیط های کاری که در آنها  کارمندان ابتدا متوجه کاری که خودشان انجام می دهند هستند، و در وهله ی بعدی ارزش کاری که دیگران انجام میدهند را می دانند، موفق تر و پویا تر عمل می کنند. درست مانند تکه های یک پازل که باید قابلیت گنجانده شدن در کنار یکدیگر را داشته باشند.

کمک به افراد به منظور درک بهتر پازل بزرگتر

به کارمندان جدید باید آموزش هایی در مورد کاری که قرار است انجام دهند داده شود، اما این آموزش های ابتدایی به همین نقطه ختم نمی شوند. باید اطلاعاتی در مورد کارهایی که سایر افراد در تشکیلات انجام می دهند نیز به آنها داده شود. باید به خوبی آموزش ببینند که وقتی به مشکلی برخورد می کنند باید آن را با چه کسی در میان بگذارند و چگونه کمک بگیرند. باید بدانند که چه کسی توانایی و قدرت تصمیم گیری در مورد مسائل مختلف را دارد. و چه کسی مهارت هایی که آنها نیازمند دانستن آن هستند را در اختیار دارد. این مسئله خیلی مهم تر از آن است که در همان جلسه اول دستشویی را به او نشان دهید.

 

18 پیش شرط یک گله گذاری خوب از همسرتان!

پیش از اینکه دلخوری خود را با همسرتان در میان بگذارید، ابتدا عین آن را روی کاغذ بنویسید. به این ترتیب سهم خود را در پیشامد بهتر خواهید دید.

 معمولا کسانی از یکدیگر می‌رنجند که از هم توقع داشته باشند و کسانی از هم توقع دارند که یکدیگر را دوست داشته باشند بنابراین زن و شوهری که ازدواج آنها بر اساس مهر و محبت بنا شده است، حق دارند بیش از دیگران از هم برنجند. بدیهی است که رنجش، طبیعی است اما باید مراقب باشیم رنجش خود را از همسرمان پنهان نکنیم زیرا رنج‌های کوچک و جزئی به‌ تدریج در روح و روان انباشته می‌شود، به‌طوری که جرقه‌ای می‌تواند، این خشم بی‌پایان را شعله‌ور کند.

 

تعداد کل صفحات: 11