آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی |  تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش
آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی |  تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

دلایل خستگی مفرط چیست؟

انرژی ندارید؟ قوایتان تحلیل رفته است؟ ساعات خوابتان کافی نیست تا احساس نشاط کنید؟ این علائم نشانه های خستگی مفرط است.


 به نقل از پامپا پرس، مانند بسیاری از افراد احساس می کنید آنچه که لازم است را انجام می دهید. هر زمان که بتوانید استراحت کرده، ساعات خوابتان کافی وقابل قبول است اما هنگام بیدار شدن این احساس را دارید شبی که سپری کرده اید فایده ای نداشته و در عرض روز در جستجوی مکانی برای استراحت هستید.

بسیاری از افراد از اختلال خواب و احساس خستگی مفرط رنج می برند اما گاهی دلایل این پدیده تا حدودی ناشناخته و حتی عجیب است.

وجود باکتری های مضر در روده

دو سوم از مردم جهان از مشکل وجود یک باکتری به نام H. Pylori  یا Helicobacter pylori  رنج می برند که به ویژه مخاط معده را آلوده می کند. این باکتری مضر در صورت گسترش به  بافت های حفاظتی معده حمله کرده و معده را در برابر زخم ها و آسیب های کم و بیش عمیق دیواره معده آسیب پذیر می کند.

هنگام خواب ، اسیدی که معده برای هضم غذا ترشح می کند از خراش هایی که توسط این باکتری در دیواره معده ایجاد شده ، خارج می شود. سپس اسید به مری راه یافته و موجب گلودردی می شود که خواب عمیق و آسایش بخش را مختل می کند. در عین حال،‌ احساس  خستگی به دلیل کم خونی ناشی از زخم هایی‌که در معده ایجاد شده اند، افزایش می یابد.

راه حل مراجعه به پزشک برای تشخیص باکتری و ارائه درمان مناسب است.

تنفس نامنظم

تنفس منظم در حال خواب موجب می شود اکسیژن کافی به بدن و اندام های مختلف آن برسد. هنگام خواب گاهی تنفس به دلیل تجمع مخاط  یا عوامل دیگر در انتهای گلو راه عبور اکسیژن از طریق بینی به سوی ریه ها را محدود می کند. طبیعتا این انسداد موجب می شود تا بیشتر از طریق دهان تنفس کنید که مطالعات اخیر نشان می دهد تنفس از طریق دهان چندان مفید نبوده و کمبود اکسیژن در بدن منجر به احساس خستگی عمومی می شود.

راه حل؟ صبح و شب با یک محلول شستشوی  دهان یا آب نمک غرغره کرده تا مخاط یا موادی که راه گلو را تنگ می کنند از بین رفته و اکسیژن  راه کافی برای رسیدن به ریه ها را داشته باشد. به این ترتیب ، صبح با انرژی  کافی از خواب بیدار می شوید.

نوشیدن قهوه صبحگاهی ،ایده ای خوب اما غلط

برای بسیاری از افراد نمی توان روز را بدون نوشیدن یک قهوه خوب یا چای آغاز کرد. اما مصرف قهوه پس از بیدار شده موجب افزایش آنی و بیش اندازه متابولیسم ( سوخت و ساز) شده که سپس ناگهان روند آن کاهش می یابد. این گسست موجب کاهش قابل توجه انرژی در ارگانیسم می شود. علاوه بر این، کافئین به روی آب بدن تاثیر می گذارد. پس از بیدار شدن شما ساعات زیادی را در بیرون سپری کرده بی آنکه آب کافی به بدنتان برسانید. پس نوشیدن قهوه از دست دادن آب بدن را تشدید کرده که در خستگی بیشتر موثر است.

راه حل؟ نوشیدن یک لیوان آب هنگام بیدار شدن برای خنثی کردن اثر کافئین.

لباس های بیش اندازه راحت

پوشیدن لباس های گشاد و بیش از اندازه راحت بدن را به سوی وضعیت استراحت و شل شدن سوق می دهند. بنابراین به طور طبیعی بدن در حال استراحت قرار گرفته و میزان تنفس کاهش می یابد.
همچنین مطالعات نشان می دهند رنگ لباس ها نقشی مهم ایفا می کنند. در واقع، لباس های تیره ترشح ملاتونین که موجب خواب آلودگی می شود را تحریک می کنند.

 

راه حل؟ لباس هایی با برش مناسب که موجب می شوند بدن به وضع شل شدن دچار نشود و ناگزیر باشید در وضعیت درست بنشینید را به تن کنید. همچنین لباس های سفید و روشن ترشح هورمون سراتونین که موجب سرحالی می شود را تحریک می کنند. در عین حال، فعالیت مغز را سرعت بخشیده و  اعتماد بنفس را افزایش می دهند.

اضطراب چیست؟

اضطراب چیست؟

اضطراب‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ احساس‌ ناراحت‌کننده‌ و مبهم‌ ترس‌ ، وحشت ‌، یا خطر با منشای‌ ناشناخته‌ که‌ بر فرد مستولی‌ می‌گردد...


 برای‌ بعضی‌ از افراد این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ ناگهانی‌ روی‌ دهد و بر طرف‌ شود، اما برای‌ بعضی‌ دیگر این‌ حالت‌ به‌ صورت‌ مزمن‌ در می‌آید.

اضطراب‌ از نظر علمی‌ چندین‌ نوع‌ دارد: اضطراب‌ حاد ناشی‌ از موقعیتی‌ خاص ‌، اختلال‌ در تطابق‌ یافتن‌ با شرایط‌ تازه ‌، اختلال‌ اضطرابی‌ عمومی‌ شده ‌، اختلال‌ هراس ‌، اختلال‌ تنش‌زای‌ پس‌ از حادثه ‌، ترس‌ مرض‌گونه‌ و اختلال‌ وسواسی‌ ـ جبری‌.

*علایم‌ شایع‌ بیماری
احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد،
خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ،حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ،سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن‌ ، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ،خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس‌ ، مشکل‌ در حافظه.‌
بروز اختلال‌ در روابط‌ اجتماعی‌ و شغلی‌ ، افزایش‌ ناگهانی‌ میزان‌ اضطراب‌ ممکن‌ است‌ موجب‌ بروز حمله‌ هراس‌ و فرار از موقعیت‌ شود، وابستگی‌ به‌ داروها و نامنظمی‌ ضربان‌ قلب‌ از دیگر علائم این بیماری هستند.
 
*علل‌ بروز اضطراب
فعال‌ شدن‌ مکانیسم‌های‌ دفاعی‌ بدن‌ برای‌ مبارزه‌ یا فرار ترشح‌ آدرنالین‌ از غدد فوق‌کلیوی‌ افزایش‌ می‌یابد، و موادی‌ که‌ از تجزیه‌ آدرنالین‌ در بدن‌ جمع‌ می‌شوند (کاتکول‌ آمین‌ها) نهایتاً بخشهای‌ مختلف‌ بدن‌ را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهند. تلاش‌ برای‌ پرهیز از اضطراب‌ خود موجب‌ اضطراب‌ بیشتر می‌شود.

استرس‌ با هر منشاء (مثلاً مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی‌) ، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌ ، خستگی‌ یا کار زیاد ، وقوع‌ مجدد موقعیتهایی‌ که‌ قبلاً استرس‌زا بوده‌اند یا طی‌ آنها به‌ فرد آسیب‌ رسیده‌ است‌، بیماری‌ جسمانی ، تکامل ‌طلبی‌ غیرمنطقی‌ ، ترک‌ اعتیاد و ... خطر بروز اضطراب را تسریع می‌کند.

 
*راههای پیشگیری‌
از روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ یا مراقبه‌ برای‌ کاهش‌ استرس‌ بهره‌ بگیرید.
به‌ فکر تغییر شیوه‌ زندگی‌ خود باشید تا استرس‌ کاهش‌ یابد.
استرس و اضطراب ایجاد شده را مدیریت کنید (مدیریت استرس).
از تفکرات بی‌ جا و بیش از حد دوری کنید.
سعی کنید در اجتماعات حضور بیشتری یابید.
سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید (رهایی از احساس تنهایی).

*درمان‌
اضطراب‌ عمومی‌ شده‌ را می‌توان‌ با درمان‌ کنترل‌ کرد. غلبه‌ کردن‌ بر اضطراب‌ اغلب‌ موجبات‌ زندگی‌ بهتر و رضایت‌ بخش‌تری‌ را فراهم‌ می‌آورد.
 
*روان درمانی
وقتی احساس کردید که دارای اضطراب هستید، بهتر است‌ تحت‌ بررسی‌ و درمان‌ از نظر موارد خاص‌ تهدیدکننده‌ یا منشاء استرس‌ که‌ در ناخودآگاه‌ شما است‌ ولی‌ وجود دارد، قرار بگیرید.
به‌ فراگیری‌ روشهای‌ کاهش‌ انقباض‌ ناخودآگاه‌ عضلانی‌ مثل‌ بازخورد زیستی‌ و روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ بپردازید.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری : فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌ کنید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری به کاهش‌ اضطراب‌ کمک‌ می‌کند.

*دارو درمانی
امکان‌ دارد داروهای‌ ضداضطراب‌ مثل‌ بنزودیازپین‌ها برای‌ مدتی‌ کوتاه‌ تجویز شوند.
امکان‌ دارد از داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ اختلال‌ هراس‌ استفاده‌ شود.
از کافئین‌ و سایر مواد تحریک‌کننده ‌، و نیز الکل‌ استفاده نکنید.

*در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ اضطراب‌ را دارید و خود درمانی‌ نتیجه‌ای‌ نداده‌ است‌.
اگر شما دچار احساس‌ ناگهانی‌ هراس‌ بیش‌ از حد شده‌اید.
اگر دچار علایم‌ جدید و بدون‌ توجیه‌ شدید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.


7 جمله ممنـوعه در زنـدگی زناشـویی



در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می آید. اما فرا گرفتن مهارتی که اجازه ندهید چنین روندی تبدیل به روال عادی زندگی مشترک شما شود بسیار مهم و ضروری است. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، اما فقط یک کمی کمک نیاز دارد.


بکار بردن برخی جملات بطور دائم نه تنها کمکی به بهبود وضعیت زندگی شما نمی کند، بلکه آن را بر لبه مشاجرات دائمی و بیهوده قرار می دهد. این 7 جمله زیر یا مشتقات آن در همان دسته قرار می گیرند. پس سعی کنید با تمرین، از گفتن آنها در جاهایی که ضرورتی ندارد خودداری کنید.

1. تو هم عین باباتی/ شماها خانوادگی اینطور هستید

وقتی چنین جمله ای را بکار می برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می دهید که قصد تحقیر او را دارید. بدیهی است که بکار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده اید اشاره می کند. اگر موردی می بینید که می توانید آن را به بقیه افراد فامیل همسرتان هم تعمیم دهید کمی فکر کنید و سعی کنید شکایت تان را بصورت مستقیم تری بیان کنید.

اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت های مهم زندگی تان را فراموش میکند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر و برادر و بقیه افراد خانواده اش به جریان اجتناب کنید.


2. کی می خوای یه فکری یه حال کارت بکنی؟/ کی می خوای کارتو عوض کنی؟

اگر همسر شما در حال حاضر مشغول بکار است قبل از بیان این دست سوالات از خودتان بپرسید دقیقا از کدام وجه کار همسرتان گله دارید؟ آیا درآمد وی کفاف زندگی را نمی دهد یا زمان کافی برای گذراندن با شما و بچه ها ندارد یا این شغل در سطح اجتماعی شما نیست یا ...؟

گذشته از این واقعیت که شغل مردان برای آنها جنبه حیثیتی دارد به خاطر داشته باشید که تا جایی که ممکن است نباید درآمد پایین همسرتان را با تلاش ناکافی وی برای تامین رفاه خانواده یکی ببینید.

به جای آنکه مدام همسرتان را سرزنش کنید بهتر است جلسات منظمی برای تبادل افکار و نظرات و اطلاعات تان در مورد امکانات شغلی جدید داشته باشید اگر خودتان شاغلید در مورد کار خودتان صحبت کنید و هر کاری می کنید همسرتان را در جایگاه پاسخگویی اجباری قرار ندهید.


3. مادرم، دوستم، فلانی گفته بود ممکن است اینکار را انجام دهی

وقتی این جمله را می گویید بی شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می شود اینکه شما در مقابل دیگران زندگی شخصی تان و مشکلات آنرا بر ملا کرده اید. آیا برای خود شما تصور چنین صحنه ای آسان است. در چنین شرایطی همسرتان خودش را نه در کنار شما بلکه در مقابل شما و همه وابستگان تان می بیند. بدیهی است از آن پس هر چه از شما بشنود را به دیگران نسبت خواهد داد و بعدها به صفت ناخوشایند دهن بین هم ملقب خواهید شد.

به جای همه اینها حتی اگر از یکی از اطرافیان تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای بطور مثال کنترل کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید. و سعی کنید به او نشان دهید این رفتار شما را چقدر آزار می دهد و راه حل های خود را با او در میان بگذارید.


4. خودم می توانم، کمک لازم ندارم

شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد. آنها به شکلی سنتی مایلند خود را سوپرمن خانه شان ببینند. اگر شما به عنوان همسر و زن محبوب آنها این جمله را به کرات به زبان بیاورید این نقش را به مخاطره می اندازید. همسر شما مانند هر انسان دیگری از اینکه وجود موثر و مفیدی داشته باشد به خودش افتخار می کند.

گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد را به خوبی انجام نمی دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید بعدها از اینکه نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته اید پشیمان خواهید شد. هر انسانی به یک همراه احتیاج دارد، بگذارید همسرتان اسم آن را حامی بگذارد.


5. همیشه اینکارو می کنی/ هیچوقت اینکارو نمی کنی

این کلی گویی همسر شما را در حالتی تدافعی و به تدریج تهاجمی قرار می دهد. یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از اینکه شوهرتان جوراب های کثیفش را در راهرو انداخته دلخورید به او نگویید تو همیشه همینجوری هستی. اون از وضع غذا خوردنت اون از کارت اون از ... با اینکار همسرتان را گیج می کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است. صریح باشید و از کلی گویی پرهیز کنید. این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است.


6. واقعا فکر می کنی...

اگر اهل بکار بردن چنین جملات دوپهلویی به قصد اشاره ظریف به یک مشکل هستید، آن را کنار بگذارید. وقتی به شوهرتان می گویید: واقعا فکر میکنی این موقع شب کباب لقمه می چسبد، او هیچ نکته قابل درکی دریافت نمی کند. شاید منظور شما این باشد که خوردن غذای چرب در ساعات پایانی شب برای کسی که کلسترول دارد مناسب نیست ولی بیان آن به این شکل مرموز کمکی به شما نمی کند.


7. با اون دوستات/ با اون فامیلت

طبیعی است که شما همه دوستان و آشنایان و بستگان شوهرتان را تایید نکنید اما این خیلی غیرطبیعی است که از آنها برای تحقیر او استفاده کنید. وقتی چنین جمله ای را بکار می برید معنی آن این است که خودم باید برایت چند تا دوست پیدا کنم و راستش را بگویید خود شما چنین شرایطی را می پذیرید؟

اگر معاشرت با اطرافیان همسرتان را دوست ندارید به او پیشنهاد دهید آنها را تنها ببیند. تنها به این دلیل که ازدواج کرده اید مجبور نیستید در تمام دقایق یکدیگر را همراهی کنید. با بیان دلایلتان و دادن فضایی که او برای زندگی شخصی اش لازم دارد به دوام زندگی تان کمک می کنید.


7 تکنیک برای افزایش اعتماد به نفس

زمانیکه قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت به پایان رسانده اید.

مردمان: زمانیکه پا به عرصه این دنیا می گذاریم، با اعتماد به نفس  کامل وارد جهان می شوید. یک نوزاد آنقدر اعتماد بنفس دارد که کافیست با قدری گریه کردن به هر چیزی که می خواهد برسد: غذا، عوض کردن پوشک، ناز و نوازش، ارتباط برقرار کردن، آرامش، در آغوش کشیدن و غیره.

اگر نیازهای کودک فوراً برآورده و احساسات کودک بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته شود، وی رشد کرده و پیشرفت می کند. اما اگر نیازهای اولیه آنها برای بقای فیزکی و احساسی به صورت ناپیوسته و ضعیف برآورده گردد، اعتماد بنفس / عزت نفس کودک به مرور زمان کاهش پیدا میکند.

 اگر شرایط فوق کماکان به قوت خود باقی بماند، کودک به مرور زمان احساس می کند به اندازه کافی خوب نیست که دیگران برای او اهمیت قائل نمی شوند. بزرگسالانی که شرایط فوق را در زمان کودکی تجربه کرده اند باید یک بازنگری کلی نسبت به خود داشته و مجدداً اصول اعتماد بنفس را در خود پایه گذاری نمایند.


1- از خودتان سوال کنید: "بدترین نتیجه چیست؟" بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از اینکه اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسانها نامحدود است، بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به اهدفتان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند. زمانی دست بعمل بزنید که قدرت کنترل بر روی مسائل را داشته باشید. تا جایی که می توانید از انرژی خود در راه صحیح استفاده کنید.

2- خودتان را از شر نق زدن و صداهای منفی درونی خلاص کنید. این صداهای منفی و منتقد درونی جلوی هرگونه پیشرفتی را می گیرند. برای رهایی از این صداها می توانید در ذهن خود یک کلید کنترل صدا خلق کنید و هر گاه احساس کردید که تن این صداها در حال بالا رفتن است، پیچ کنترل صدا را بچرخانید تا دیگر اثری از آن باقی نماند؛ یا می توانید گوینده ی این صداها را شخصیت های کارتونی در نظر بگیرید. فکر می کنید اگر دانل داک یا میکی موس از شما انتقاد کنند، باید آنها را جدی بگیرید؟ هدف این است که به هر حال به طریقی بتوانید خودتان را از این صداها رهایی بخشید. اگر دائماً صداهایی که در سرتان وجود دارد در حال انتقاد کردن باشند، فلج می شوید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. از سوی دیگر اگر صداهای افراد مضحکی را بشنوید که در حال انتقاد از شما هستند، به آنها ریشخند زده و به راهتان ادامه می دهید.

3- زمانیکه قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت به پایان رسانده اید. چشم هایتان را روی هم بگذارید و در ذهن خود به وضوح تجسم کنید که در کلیه برنامه ریزی ها موفق بوده اید و نتیجه کار چیزی جز افتخار و کامیابی نبوده است. ذهن شما تفاوت میان تجسم های واضح و اموری که در حقیقت اتفاق می افتند را نمی داند. به همین دلیل با بکارگیری هر 5 حس خود آن را تا آنجا که می توانید به وضوح و واقعیت عینی نزدیکتر سازید.

4- فردی را پیدا کنید که در زمینه فعالیت شما متخصص است و از کارهای او الگو برداری کنید. رفتارها، نگرش ها، ارزش ها،  و اعتقادات وی را در زمینه  مورد نظر سرمشق خود قرار دهید؛ چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ در وهله اول اگر به افراد مورد نظر دسترسی داشتید که می توانید مستقیماً با آنها صحبت کرده و تا آنجایی که می توانید خود را در همنشینی و مصاحبت انها قرار دهید. همچنین می توانید با کسانیکه که شخص مورد نظر را می شناسند به گفتگو بپردازید و اگر محصولی دارند، آنرا خریداری نموده و روی آن تحقیق کنید.


5- نگرش "چنانکه" را در خود پرورش دهید. طوری از خود واکنش نشان دهید "چنانکه" رفتار و یا ایده ای که آرزویش را دارید، در شما وجود دارد. به عنوان مثال فرض کنیم که شما علاقه دارید تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. از خود سوال کنید اگر اعتماد بنفس بالایی داشتم در این شرایط چه واکنشی از خود نشان می دادم؟ چه احساسی داشتم؟ چگونه صحبت می کردم؟ طرز تفکرم چطور بود؟ صداهای درونی ام چگونه با من صحبت می کردند؟ و .... با مطرح نمودن یک چنین پرسش هایی و پاسخ دادن به آنها، شما خودتان را مجبور می کنید که به سمت وضعیت اعتماد بنفس پیش بروید. همانطور که نگرش "چنانکه"  را پیش می گیرید متوجه خواهید شد که دست از سرزنش خود بر می دارید و نگرش جدید مثل یک عادت جزئی از رفتار ها و کنش های طبیعی شما می شود. ظرف 30 تا 45 روز این نگرش به صورت یک رفتار عادی خود را در روزمرگی های زندگیتان نمایان می سازد.

6- خودتان را در آینده مجسم کنید. شاید اندکی رعب انگیز و وحشت آور باشد، اما مطمئن باشید که نتیجه ی خوبی از آن بدست می آورید. خودتان را در بستر مرگ در نظر بگیرید که دوستان و خانواده در اطراف شما جمع شده اند. در این حال به مرور زندگیتان بپردازید. آیا واقعاً این همان چیزی است که می توانید از زندگی خود برای اطرافیانتان تعریف کنید؟ فکر نمی کنم! پس سعی کنید همین حالا تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایید تا روند زندگی خود را به طور کلی تغییر دهید.

7- به خاطر داشته باشید زمانیکه دنبال کاری نمی روید، شانس موفقیت در آن را به طور 100% از دست می دهید. وقتی جسارت به خرج ندهید، به هیچ چیز نمی رسید. برای آنکه به چیزهایی که می خواهید دست پیدا کنید، باید آنها را با تمام وجود خود بخواهید. اگر دائماً به دنبال چیزهایی که می خواهید باشید، مطمئناً به آنها می رسید. زمانیکه ذهن خود را بر روی اهدافتان متمرکز می کنید، به این مسئله هم فکر کنید که افراد زیادی هستند که آماده کمک به تحقق ساختن رویاهای شما هستند. دیگران به شما کمک می کنند چراکه می دانند یک روزی خودشان هم نیازمند کمک هستند و شاید آن روز شما به آنها کمک کردید. زمانیکه نسبت به تحقق امری اعتقاد داشته باشید، بی شک روزی می رسد که افکار شما جامه ی عمل پیدا می کنند، من شما را دعوت به پذیرفتن این نگرش می کنم.

زندگی عاشقانه رایانه ای !

. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم نه سخت افزار.
2.
در سایت زندگی، همیشه لینکِ (Mohabbat) داشته باشیم و هیچگاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.
3.
برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراکتر "ع"، "ش" و "ق" استفاده کنیم.
4.
هیچگاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم. که "تا توانی دلی به دست آور، دل شکستن هنر نمی‏باشد".
5.
چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را "shut down" نکنیم بلکه آن را "restart" کنیم.
6.
برای مانیتور زندگی‏مان بک گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم، نه سیاه یا دودی.
7.
برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده کنیم.
8.
روی کلیدهای عیب کیبورد خودمان انگشت بگذاریم، نه روی کلیدهای عیب کیبورد دیگران.
9.
برای فایل‏های اسرار زندگی مان پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (hidden) کنیم.
10.
همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فکرمان را به کار بیندازیم.
11.
برای مشکلات مردم، کلیدF1 باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (help) کنیم.
12.
اگر شخصیت ما ژله ‌ای نیست و بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید حتی به ما اجازه دهد که با هر کسی چت (Chat) کنیم و هر کسی با ما چت کند.
13.
برای باغ زندگی مردم windows باشیم نه dos !!!
14.
یک معادله ریاضی- رایانه‏ای به ما می‏گوید: "تا به فکر ساپورت دیگران نباشیم، دیگران به فکر ساپورت ما نخواهند بود".
15.
اگر از کسی بدی و کم لطفی دیدیم، کم لطفی آنرا "save" نکنیم بلکه آن را "delete" نماییم و حتی آن را از ریسایکل بین (recyclebin) قلبمان کاملا محو کنیم.
16.
به دیگران اجازه ندهیم در "CD Rom" زندگی ‏مان هر نوع "CD" را که بخواهند، قرار دهند.
17.
خانه و دفتر کارمان، به روی مردم نیازمند،"Open" باشد.
18.
برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه "گذشت و ایثار" دابل کلیک (double click) کنیم.
19.
تا حرف کسی تمام نشده، اسپیکر (speaker) خود را روشن نکنیم.
20.
درآمدمان را در اول ماه پارتیشن بندی کنیم تا در آخر ماه کم نیاوریم.
21.
برای رفع گرفتاری‏های مردم اتوران (autorun) باشیم.
22.
همان گونه که دیگران سایت "گوگل" را طراحی کرده‏اند، ما نیز سایت "گو- گل" را برای مردم طراحی کنیم تا در ارتباطات خود با یکدیگر، گل بگویند و گل بشنوند.
23.
در سایت زندگی شخصی مان، یک رُوم (Room) به نام مشکل گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) کنند.
24.
هنگام مشاهده خوبی‏ها و نیکی‏های دیگران، بلافاصله کلید پرینت اسکرین ( print screen ) را بزنیم و از آن عکس بگیریم.
25.
در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریکی زندگی دیگران، کلید "Power " برای آنان باشیم.
26.
نگذاریم هر کسی در رُوم (Room) زندگیمان ناجورانه چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) کنیم.
27.
چشم‏هایمان را به روی عیب های پنهان مردم، "Close" کنیم.
28.
گاه و بی گاه، کامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) میکند که باید آن را با "فکر"، "مشورت" و "برنامه ریزی"، ری استارت (Restart) نماییم حتی گاهی هم اگر لازم شد restore کنیم.
29.
برای کپی گرفتن از دیسکت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس یابی و سپس ویروس کشی کنیم.
30.
مواظب باشیم که رایانه زندگی زناشویی مان، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد. که در این صورت، ممکن است هیچ آنتی ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.
31.
اگر قصد داریم در یک گروه خانوادگی عضو بشیم پرشیـن استار رو در ادد لیست (add list) انتخابهامون قرار بدیم.
32.
اگر برای شخصیت و تصمیم ‏گیری‏های خویش ارزش و احترام قائل هستیم، خودمان یکی از ‏Gameهای کامپیوتر زندگی دیگران نباشیم.
33.
فایل‏های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسکن (Scan) کنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.
34.
در حروف چینی کتاب زندگی، از شیوه "راست چین" و راستگویی استفاده کنیم، نه از شیوه "چپ ‏چین" و دروغ‏ گویی.35. برای برنامه زندگی اجتماعی و به ویژه زندگی خانوادگی، همیشه ورژن‏های جدید و سازگار را معرفی کنیم.
36.
پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیش نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده کنیم.
37.
در تجارت و کارهای مالی و اقتصادی، سرمایه‏ها و دارایی‏های خود را در یک درایو (Drive) نریزیم؛ بلکه آن ها را در درایوهای گوناگون پخش کنیم تا اگر به فرمت (Format) یک درایو مجبور شدیم، درایوهای دیگر را محفوظ داشته باشیم.
38.
اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ کرد، سه کلید "ctrl کنترل اعصاب"،"Alt انصاف" و "delet دلیل عصبانیت" را بزنیم.
39.
مکان ‏نمای ارتباطات ما با آدم‏های ناباب و ناجنس به صورت "فلش" نباشد؛ بلکه به صورت "ولش" باشد.
40.
هارد مغز خود را از برنامه های غیر مفید، پر نکنیم، تا فضا را برای نصب برنامه های مفید، تنگ ننماییم.
41.
برای این که از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، کارت گرافیک بالا برای آن تهیه کنیم.
42.
اگر مانیتور رایانه ما دارای رنگهای متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یک رنگ باشد.
43.
برای رایانه ‏زندگی دیگران نرم ‏افزارهایی را معرفی کنیم که حداکثر هماهنگی را با سخت ‏افزارهای موجودشان داشته باشند.
44.
در خطاطی کامپیوتری، ازبرنامه "کِلْک"هم میتوانیم استفاده کنیم، اما در خطاطی زندگی، از برنامه "کَلَک" نباید استفاده کنیم.
45.
بکوشیم تا خوش اخلاقی را به جای اینکه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به کار گیریم.
46.
اگر می خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقا ًتنظیم کنیم و نباید بگذاریم که دیگران این کار را برای ما انجام دهند؛ اگرچه میتوانیم در این زمینه، با آنان مشورت نماییم.
47.
قانون کپی رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی دهد که سیدی بدی ها و عیب های دیگران را رایت کنیم.
48.
در طراحی کتاب زندگی، از برنامه "فتوشاد" و "فری خند"و "کرل مزاح" نیز استفاده کنیم.
49.
از پندهای حکیمانه دیگران درس بگیریم و سیستم زندگیمون را با استفاده از فایل خوبی ها و نیکی ها روز به روز آپدیت (update) کنیم.
50.
چگونه زندگی کردن را از افراد موفق بیاموزیم و با سهل انگاری ها و بی توجهی ها نگذاریم هارد زندگیمون دچار بدسکتور (bad sector) شود.
 

 

 

و آغاز سفر یادم نیست
و می اندیشم
کدامین دست مرا
چنین آغشتۀ عشق
در ایستگاهی پیاده کرده است
که ریل هایش
از زاویه خارج شده اند
و من
به آخر دنیا رسیده ام
بی آنکه سفر کرده باشم
چمدان دلتنگی ام را
زیر سر خستگی هایم می گذارم
و بر نیمکتی دراز می کشم
که آسمانش
پر از سوت قطارست هنوز
پلک هایم ترمز می کنند
و در خوابی می افتم
که تمام ایستگاه را
برای پیاده شدنت
با آغوش انتظار
آذین بسته است
و تو در قطار افکار من
در راهی
بوی گل گرفته چشمانم
می شنوی ؟

ادامه مطلب ...

 

کاش باران بودم 

تا نم نمک؛ 

دست های با نمک تو را،
 
که بوی 

"بِه

می دهند 

می بوییدم و می بوسیدم 

و لحظه، لحظه
 زمان تکرار می شد  
+++++  
ماندن همیشه خوب نیست...
رفتن هم همیشه بد نیست...
گاهی رفتن بهتر است.گاهی باید رفت...
باید رفت تا بعضی چیز ها بماند...
اگر نروی هر انچه ماندنیست خواهد رفت...
اگر بروی شاید با دل پر بروی و اگر بمانی با دست خالی خواهی ماند...
گاهی باید رفت و بعضی چیزها که بردنی ست با خود برد...
مثل یاد،مثل خاطره ،مثل غرور...
و انچه ماندنیست را جا گذاشت،مثل یاد،مثل خاطره،مثل لبخند...
رفتنت ماندنی می شود وقتی که باید بروی،بروی...
و ماندنت رفتنی میشود وقتی که نباید بمانی،بمانی
 
ادامه مطلب ...

چرا قلب زنان زودتر می شکند ؟

سندرم قلب شکسته در زنان شدیدتر است!
پایان یافتن یک رابطه عاشقانه یا از دست دادن فرد مورد علاقه واقعا می‌تواند باعث آسیب‌رسیدن به قلب شود و در این بین زنان بیشتر در معرض خطر قرار دارند.  
 
 
پایان یافتن یک رابطه عاشقانه یا از دست دادن فرد مورد علاقه واقعا می‌تواند باعث آسیب‌رسیدن به قلب شود و در این بین زنان بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

به گزارش برترین ها محققان نشان دادند، شکست عشقی می‌تواند با علائمی مشابه با بیماری‌های قلبی بروز پیدا کند که از آن به‌عنوان سندرم قلب شکسته یاد می‌شود. برای مثال فوت شوهر باعث افزایش فوق‌العاده هورمون آدرنالین و دیگر هورمون‌های استرس‌زا می‌شود که در مرحله اول به قلب فشار زیادی وارد می‌کند. متاسفانه زنان بیشتر از مردان ممکن است دچار آسیب شوند و احتمال ابتلای آن‌ها به سندرم شکست عشقی 9 برابر بیشتر از مردان است. هنوز هیچ‌کس نمی‌داند چرا زنان تا این حد آسیب‌پذیر هستند اما به‌نظر می‌رسد هورمون‌های جنسی که در بدن مردان وجود دارد آن‌ها را نسبت به استرس مقاوم‌تر از زنان می‌کند. این تحقیقات همچنین نشان داد حملات قلبی بیشتر در زمستان اتفاق می‌افتند اما احتمال ابتلا به سندرم شکست قلبی در تابستان بیشتر است.محققان همچنین متوجه شدند، احتمال مرگ یک مرد بعد از آن‌که همسرش را از دست می‌دهد 6 برابر بیشتر از مردان دیگر است اما در زنان این احتمال ممکن است تا 12‌برابر هم بالاتر رود.هرچقدر یک زوج زمان بیشتری در کنار یکدیگر زندگی کرده باشند، به همان میزان احتمال مرگ یکی از آن‌ها بر اثر فوت همسر دیگر افزایش پیدا می‌کند.

نامه ای از زیر آب
اگر دوست من هستی
کمکم کن از تو هجرت کنم
اگر عزیز منی
کمکم کن از تو شفا یابم
اگر می دانستم
که دوست داشتن خطر ناک است .. به تو دل نمی بستم
اگر می دانستم
که دریا عمیق است.. به دریا نمی زدم
اگر پایانم را می دانستم
هرگز شروع نمی کردم


 
دلتنگ تو هستم پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکنم از بن، ریشه های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می میرد
خودکشی می کنند شوق ها



 
اگر پیامبری
از این جادو رهایی ام ده
از این کفر
دوست داشتن تو کفر است .. پاکیزه ام گردان
از این کفر
اگر توان آن داری
بیرونم بیاور از این دریا
من شنا کردن نیاموخته ام


 
موج آبی چشمانت.. می کشاندم
به سمت ژرفا
آبی
آبی
هیچ چیزی جز آبی نیست
من نو اموخته ام
در دوست داشتن.. و قایقی ندارم
اگر برای تو ارزشی دارم دستم را بگیر
که من از سر تا به پا عاشقم
من در زیر آب نفس می کشم
غرق می شوم
غرق
غرق

خانم جوانی که در کودکستان برای بچه های 4 ساله کار میکرد میخواست چکمه های
یه بچه ای رو پاش کنه ولی چکمه ها به پای بچه نمیرفت بعد از کلی فشار...و خم و راست شدن،
بچه رو بغل میکنه و میذاره روی میز، بعد روی زمین بلاخره باهزار جابجایی و فشار چکمه ها
 رو  پای بچه میکنه و یه نفس راحت میکشه که ...
هنوز آخیش گفتن تموم نشده که بچه میگه این چکمه ها لنگه به لنگه است .
خانم ناچار با هزار بار فشار و اینور و اونور شدن و مواظب باشه که بچه نیفته هرچه تونست کشید
تا بلاخره بوتهای تنگ رو یکی یکی از پای بچه درآورد .
 گفت ای بابا و باز با همان زحمت زیاد پوتین ها رو این بار دقیق و درست پای بچه کرد که لنگه به لنگه نباشه
ولی با چه زحمتی که بوت ها به پای بچه نمیرفتن و با فشار زیاد بلاخره موفق شد که بوت ها رو  پای این کوچولو بکنه
که بچه میگه این بوتها مال من نیست. 
خانم جوان با یه بازدم طولانی و کله تکان دادن که انگار یک مصیبتی گریبانگیرش شده. با خستگی تمام نگاهی به بچه انداخت و گفت آخه چی بهت بگم. دوباره با زحمت بیشتر این بوت های بسیار تنگ رو در آورد.
وقتی تمام شد پرسید خب حالا بوت های تو کدومه؟ بچه گفت همین ها بوت های برادرمه ولی مامانم گفت اشکالی نداره میتونم پام کنم....
مربی که دیگه خون خونشو میخورد سعی کرد خونسردی خودش رو حفظ کنه و دوباره این بوتهایی رو که به پای این بچه نمیرفت به پای اون کرد یک آه طولانی کشید وبعد گفت
 خب حالا دستکشهات کجان؟
توی جیبت که نیستن. بچه گفت توی بوتهام بودن دیگه!!!!!!!!!!
 
 ---- 
یک بنده خدایی، کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب، دعایی را هم زمزمه میکرد. نگاهى به آسمان آبى و
دریاى لاجوردی و ساحل طلایى انداخت و گفت :
- خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟

 
ناگاه، ابرى سیاه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق، صدایى از عرش
اعلى بگوش رسید که میگفت :
- چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟

 
مرد، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت :

 
- اى خداى کریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در
این جاده رانندگى کنم !
از جانب خداى متعال ندا آمد که :

 
- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم،
اما، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى که باید فرمان دهم تا
فرشتگانم روى اقیانوس آرام را آسفالت کنند ؟ هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف
شود ؟ من همه ى اینها را مى توانم انجام بدهم، اما، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بکنى ؟
مرد، مدتى به فکر فرو رفت، آنگاه گفت :

 
- اى خداى من! من از کار زنان سر در نمى آورم ! میشود به من بفهمانى که زنان چرا می گریند؟
میشود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست ؟ اصلا میشود به من یاد بدهى که چگونه مى
توان زنان را خوشحال کرد؟
صدایی از جانب باریتعالى آمد که : اى بنده من ! آن جاده اى را که خواسته اى، دو بانده باشد یا چهار
بانده ؟  
 
 

بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و گفت : " مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید ." شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودندو کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا بود. 
شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد. اما در عین حال می خواهد کودکش را بکشد. تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت و فراوانی را به زندگی او ارزانی دارد. 
شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند. زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد. 
شیوانا تبسمی کرد و گفت : " اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست. چون تصمیم به هلا کش گرفته ای. عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی. بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی . هیچ اتفاقی نمی افتد و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد ! " 
زن لختی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید.اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود! 
می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!!
 
***************هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست که متوجه شویم کسی که به آن اعتماد داشته ایم عمری فریبمان داده است... 
 
 
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی‌ است. 
و تنها یک گناه و آن جهل است.

خانـم ها نیـازمند چـه جـملاتی هستنـد !

( قابـل تـوجه آقـایان ! )

 

 

 


 

 

آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می تواند روی زندگی مشترک تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک تان را بیشتر کند. اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.

تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آنها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشناتر شوید.


چقدر زیبایی

زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آنها بگویید که چه چهره زیبایی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از اینکه گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد.

البته بی گدار به آب نزنید و بدون آنکه برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی... او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.

تو خیلی خاصی


این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آنها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آنها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد.

شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند.

با تو بودن بی نظیر است


زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند.

با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند.

دوستت دارم


اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند.

اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت.

متاسفم


برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید.

اینکه شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم!

همه چیز را درست می کنم


حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید.

اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد.

بیا صحبت کنیم


اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد.

پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید. 

باران رویاست 
میان بال های شب می خزد
به پنجره های بسته دست می کشد
و در میان رازها راه می رود
باران رویاست
آرزوها را صدا می کند
در کوچه های گذشته قدم می زند
هیچ نمی پرسد
همه چیز را می داند...
باران رویاست
و رویاها به بارانی شسته خواهد شد
تو نیز بارانی
میان رویاهای من تا صبحدم قدم می زنی
رازها را نوازش می کنی
هیچ نمی پرسی
 همه چیز را می دانی ....
 

شادی در تنهایی نیست

شادی در تنهایی نیست 

  

ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید . مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم . چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم . که نفس می کشد . ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم . مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد . ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .
مرد به آن دو گفت از جان من چه می خواهید ؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم .
ناصر خسرو گفت : من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده ، اگر عاشقی همراه من شو . چون در سفر گمشده خویش را باز یابی . دیدن آدمهای جدید و زندگی های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت . در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود . چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم .
چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود . سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت .
اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می گوید :
“سنگینی یادهای سیاه را
با تنهایی دو چندان می کنی …
به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو
لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود . ”
شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ایی بسازند ، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند…

24 نشانه خانواده خوشبخت

 

 

طبیعی ترین شکل خانواده، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند. کوشش مصلحان جامعه - مخصوصاً پیامبران خدا - این بوده است که نظام خانواده، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند. به هر حال خانواده‎ی خوشبخت نشانه‎هایی دارد که ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می‎کنیم. امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.

1- در بین اعضای خانواده جمله " به من چه یا به تو چه " رد و بدل نمی‎شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

2- افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‎کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‎دانند.

3 - تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در میهمانی‎ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی‎‎روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4- با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‎رسند و سعی می‎کنند اگر سوء‎تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

5 - به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می‎کنند.

6 - نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‎کنند.

7 - به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

8 - نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می‎کنند. اگر چنانچه مشکلی به وجود آید، سعی وافر در حل مشکل را دارند.

9- در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

10 - برای فامیل ها و همسایه‎های خود اهمیت قائل‎اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.

11 - از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی‎کنند. صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12- برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‎کنند.

13- افراد به هم افقی نگاه می‎کنند نه عمودی. یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‎بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

14- همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می‎کنند و خودشان را در زندگی برنده می‎دانند.

15- در کنار هم احساس امنیت و آرامش می‎کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

16- علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می‎کنند.

17- از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

18 - اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر می‎کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی‎گردند. دست به علت‎یابی و ریشه‎یابی آن مشکل می‎زنند و راه حل منطقی ارائه می‎دهند.

19- هریک از طرفین پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند.

20 - زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‎کنند: اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه‎ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21 - زن و مرد می‎توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22 - با درخواست های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

23 - زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی‎دهند.

24 – خانواده‎های خوشبخت تلاش دارند که بچه‎ های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.
 

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ

و از نشانه های او(خدا) این که از [ نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد.آری، در این (نعمت) برای مردمی که می‎اندیشند قطعاً نشانه‎هایی است. ( سوره روم آیه 21 )


وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسکُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَکَّرُونَ

و از نشانه های او(خدا) این که از [ نوع] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستی و رحمت نهاد.آری، در این (نعمت) برای مردمی که می‎اندیشند قطعاً نشانه‎هایی است. ( سوره روم آیه 21 )

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!

 

 

خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است


من که تسبیح نبودم چرا چرخاندی ؟

 
 
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندی ؟
مشت بر مهره تنهایی من پیچاندی

مهر دستان تو دنبال دعایی میگشت
بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی

ذکرها گفتی و بر گفته خود خندیدی
از همین نغمه تاریک مرا ترساندی

بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی

قلب صدپاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی

جمع کن، ریشه ایمان دلم پاره شده است
من که تسبیح نبودم ، تو چرا چرخاندی ؟

اتفاق اول: خیانت

نکته های طلایی در مواجهه با 100 اتفاق بد زندگی  

 

 

مجله تندرستی: از این هفته به نکته های روانشناختی علمی برای مواجهه با رویدادهای منفی زندگی می پردازیم که دانستن آنها می تواند شما را از ابتلا به افسردگی و اضطراب که در صورت واکنش نامناسب به این اتفاقات، گریبانگیرتان خواهد شد، رهایی بخشد.

ممکن است شما در طول زندگی تان هیچ وقت این اتفاقات را تجربه نکنید اما دانستن آنها می تواند شما را در نقش مشاوری مسلط برای دوستان و خویشاوندانتان که ممکن است این تجربیات را داشته باشند، برجسته کند.

 

 

در مواجهه با خیانت چه باید کرد؟

** از برقراری ارتباط با فرد دیگری برای جبران خلا فرد مقابل یا تلافی کار او اجتناب کنید. در بسیاری از موارد، پس از مشاوره، با بررسی اوضاع و یا کاهش التهاب و ناراحتی ناشی از این امر و پشیمانی فرد مقابل، ممکن است دو طرف تصمیم بگیرند به ارتباط خود ادامه دهند. در اینجا، حضور فرد سوم (یا به عبارتی، چهارم) که صرفا برای پوشاندن خلا فرد خیانت دیده یا انتقام از او وارد ماجرا شده است، بسیار مشکل ساز خواهد بود.

** بنویسید. یکی از بهترین و کارکشته ترین مشاورانی که می توانید در شرایط سختی به او تکیه کنید صبر و تحمل است. شاید یکی از بهترین راه ها برای به کارگرفتن این مشاور، نوشتن هر چیزی است که در دل دارید. وقتی دفتری برمی دارید و هرچه در دل دارید در آن می نویسید، بیش از هر چیز بین احساس ها و هیجان هایی که در آن لحظه دارید و رفتارهایی که ممکن است از شما سر بزند وقفه ایجاد می کند.

 

 


 این وقفه می تواند به شما در تحمل کردن این مساله و کنارآمدن با آن کمک های فراوانی کند. پس از نوشتن و مرور آنچه نوشته اید، خودتان به بسیاری از افکار نادرست یا افراطی خود پی می برید و می توانید با آنها منطقی تر برخورد کنید؛ برای مثال، یکی از افکاری که پس از پی بردن به خیانت طرف مقابل ممکن است به ذهن خطور کند این است که «او مرا احمق فرض کرده و به من دروغ گفته. به او نشان می دهم که احمق کیست.»

این فکر می تواند به طیف وسیعی از رفتارهای نابهنجار و غیرمنطقی منجر شود. ولی با نوشتن و مرور آن، پس از مدتی، احساس و هیجان همراه با  آن ملایم تر و قابل تحمل تر شود. وقتی التهاب و خشم ناشی از این فکر کاسته شود، می توان آن را با افکار دیگری مانند «احتمالا امیدوار بوده که من این موضوع را نفهمم» یا «حتی اگر چنین فکری داشته، من هوشمندتر از این حرف ها هستم» و یا هر فکر منطقی دیگری جایگزین کرد یا پس از فهمیدن مساله ممکن است به این فکر بیفتید که «حتما اشکالی در کار من بوده که او مرا کافی نمی داند» اما با اندکی مکث و صبر متوجه می شوید که «اگرچه احتمال دارد مشکلی در رابطه باشد، مسلما این مساله صرفا تقصیر من نیست» یا «من می دانم چیزی برایش کم نگذاشته ام، پس مشکل صرفا از سوی من نیست»؛ اینها عبارت های مناسب تر و تسکین بخش تری هستند. نوشتن و مرور هر آنچه ممکن است در آن لحظه ذهن شما را مشغول کند مزیت دیگری نیز دارد؛ درباره خودتان، کاستی ها و حتی مشکلاتتان نکات بسیاری می آموزید. مرورکردن و خواندن دوباره فکرها و یادداشت ها و تلاش برای سر و کله زدن با آنها و یافتن جایگزین منطقی تری برای آنها، هم با مشغول کردن ذهن شما، از التهاب و ناراحتی مربوط به ماجرا می کاهد و هم به شما در حل منطقی تر مساله کمک می کند.

 

 

** درددل و مشورت کنید. در مواقعی که چنین مشکلی روی می دهد و از آنجا که این امر با ناراحتی و پریشانی بسیاری همراه است، مشورت و درددل کردن با فردی دیگر می تواند بسیار کمک کننده و تسکین بخش باشد اما باید در انتخاب کسی که با وی مشورت می کنید دقت زیادی داشته باشید زیرا خیلی از افراد ممکن است برای این کار مناسب نباشند؛ برای مثال، دوستی را که خود تجربه مشابهی داشته – اگرچه ممکن است شما را خوب درک کند – برای مشورت انتخاب نکنید.

این دوست شکست خورده ممکن است به خاطر همدلی و برانگیخته شدن احساس های مشابه در خودش و وارد کردن مسائل شخصی اش، شما را به بیراهه بکشاند یا آتش غم و اندوه شما را شعله ور تر کند. همچنین کسانی که ممکن است در آینده با هر دو نفر شما سروکار داشته باشند و دانستن این مساله باعث ازبین رفتن آبروی فرد مقابل نزد آنها شود برای مشاوره مناسب نیستند. این را به خاطر داشته باشید که از بین رفتن آبروی فرد مقابله به ضرر خود شما خواهد بود. از سوی دیگر، در این شرایط حساس و آسیب پذیر، مشاوره با فرد جوان دیگری از جنس مخالف – برای مثال دوستان او – ممکن است شما را در معرض خطر درگیرشدن در رابطه دیگری قرار دهد که به احتمال زیاد منطقی و سنجیده نیست و پایان خوشی نخواهد داشت.

خواستگاری

چند راه حل ساده برای اینکه خواستگاری موفق داشته باشیم

چگونه در خواستگاری جواب «نه» نشنویم؟   

 

برای این‌که بتوانید در همان مرتبه اول دل دختری را چنان به دست بیاورید که یک عمر با شما بماند، رازهایی وجود دارد که ما برای ساده‌تر کردن کارتان آن‌ها را برای‌تان طبقه‌بندی کرده‌ایم.  
 

  

 

برترین ها:  برای این‌که بتوانید در همان مرتبه اول دل دختری را چنان به دست بیاورید که یک عمر با شما بماند، رازهایی وجود دارد که ما برای ساده‌تر کردن کارتان آن‌ها را برای‌تان طبقه‌بندی کرده‌ایم. البته خانم‌ها هم می‌توانند با درنظر گرفتن آنچه در این مطلب آمده تصمیم بگیرند که آیا خواستگاری صورت گرفته از آن‌ها استاندارد و درست بوده یا خیر. هر چند در این خصوص و مواردی این‌چنینی نمی‌شود حکمی قطعی داد و همه چیز به سلیقه دوطرف باز می‌گردد ولی توجه به نکاتی که در زیر آمده شما را برای رسیدن ساده‌تر به یک «بله» درست و حسابی یاری می‌کند.



مطمئن شوید، فرد مناسبی را انتخاب کرده‌اید


واضح است نه! امــا حـقـیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بـه‌خاطـر انــگیــزه‌هــای آنــی واردش شوید. ممکن است شما دیوانه‌وار یکدیگر را دوست داشته باشید اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد ولی شما نه یا آن‌که ارزش‌های شما با ارزش‌های همسرتان متفاوت باشد، ازدواج‌تان قطعا زیاد دوام نخواهد آورد. اگر در مورد فردی که می‌خواهید با او ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره این فرد بیندیشید.



مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید


پیـش از آن‌که پیـشنهاد ازدواج دهید درباره این‌که در زندگی ‌دنبال چه اهدافی هستید، حتــی اهداف 50 سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر بــا یـکدیگر در مــورد آنچه بــرای شـما حائز اهمیت است گفت‌وگو کنید بیشتر متوجه آن می‌شوید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگــاری داریـد یــا خیر، همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستــیـد، مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیندازید.



از پدر‌و‌مادرش اجازه بگیریـد


ابـتـدا باید بدانید که آیا اگر پـیش از ازدواج با پدر‌و‌مادر او مشورت کرده و اجازه بخواهید، آن‌ها را خوشنود می‌سازد یا خیر. ایـن نـکته شـایـد عـجیـب به‌نظر آید اما شما که نمی‌خـواهید پـدر‌و‌مادر همسر آیـنـده خود را برنجانید؟ این عمل برای آن‌که دل‌شان را به‌دست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.



به شکلی پیشنهاد دهید که خوشایندش باشد


به پیـشنهاد ازدواج هـمچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بـه‌طریقـی طـرح‌ریزی کنید که باب میل و سلیقه او بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا او رومـانتـیـک یـا اهـل تـفریح و شوخ‌طبعی است؟ آیا میل دارد به‌طور محرمانه از او خواستـگـاری کنـیـد یا روی دیــوار درخـواست خود را بنویسید؟



در‌باره هدیه دادن، تصمیم بگیرید


بـرای دختـرهـا و زنـان هیچ چیز مبهوت کننده‌تر از یک هدیه غیر‌منتظره و غافلگیر‌کننده حلقه برلیان نیست، ولی اگـر تـوان مالی شما اجازه این کار را به شما نمی‌دهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت می‌کند اما حتما پیش از آن‌که حلقه را خریداری کنید از نوع سلیـقه او اطلاع یابـید. ایـن کار را می‌توانید با سوال‌کردن از دوستان یا خانواده او یـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتی که استفاده می‌کند انجام دهید. یادتان باشد بسیاری از دختران تـمایـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند، به‌هرحال باید به خواسته‌های او احترام بگذارید.



مطمئن شوید پاسخ او مثبت است


هنگامی‌که پیشنهاد ازدواج می‌دهید، بـاید مطمئن باشید که پاسخ او «بله» است. شما باید از قبـل به اندازه کافی در مــورد ازدواج صحبت کرده و کــامـــلا از آنچه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلندمدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که می‌خواهید پیشنهاد ازدواج شــما برای او سورپرایز باشد اما نباید بی‌مقدمه دست به این کار بزنید.



اگر پاسخ او منفی بود مایوس نشوید


هـمـواره احـتـمال آن‌که او «نه» بگوید وجود دارد اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت ‌آمـادگـی‌نداشتن او را جـویا شوید. او ممکن است تـنـها بـه زمـان بـیشتـری نـیـاز داشتـه بـاشـد یا آن‌که اصلا دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی بـه آن بـبـرید تا آن‌که پس از ازدواج.



لازم نیست همه از تصمیم شما باخبر باشند


شـما مـمکن اسـت وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید ولی عـاقلانه‌تر آن است که این خبر را تنها با یکی، دو تا از دوستان یا نزدیکان صمیـمــی خود که به آن‌ها اطمینان دارید و محرم اسرار‌تان هستند در میان بگذارید.



مکان و زمان مناسب را انتخاب کنید


مکانی که می‌خواهید پیـشـنهاد ازدواج بدهید می‌تواند رسـتوران، پارک، سینما یا لب دریا باشد اما بهتر است مکانی انتخاب شود کــه بــرای هر دوی شما خاطره‌انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فـاکتور زمان نیز بسیار مهم است، اگر او شرایط سختی را سپری می‌کند، اگر خسته یا گرفتار دغدغه‌های شخصی و شغلی خود است یا آن‌که از دست کسی عصبـانـی اسـت، زمان مناسبی برای این کار نیست.



او را دستپاچه نکنید


شما ممکن است بخواهیـد پیـشنـهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! امـا مـراقب باشیـد اشـتـیاق بـی‌حد شما کار دست‌تان ندهد. اگر او شخص درونگرا بوده و از آن‌که مـرکز تـوجـه دیـگـران واقع شود بیزار است، بهتر است این کار را به‌طور خصوصی با او در میان بگذارید.



خیلی زود یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید


زمـان معـیـنـی برای پیشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خـود بـا او پـیشـنــهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنـهاد ازدواج هنـگامی اسـت کـه شـمـا بـــرای مــدتــی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید، همچنین زیاد وقت را تلف نکنید؛ شجاع باشید و حـرف دل‌تان را بزنید. اگر هم خیلی هم کم‌رو هستید، می‌تـوانـید پیــشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید.



انتظار  انواع پیشامد را داشته باشید


صرف‌نظر از هـمـه نقشه‌ها و طرح‌ریزی‌ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما یا او تصور می‌کردید پیـش نرود. خود را برای واکنش‌های احتمالی آماده کنید. او مـمکن است دستپـاچـه شـده یا هیجان‌زده شود یـا آن‌که کاملا آرام و بی‌تفاوت باقی بماند. او ممکن است بگوید: «بله، خیـر» یــا «شاید». شمـا مـمکن است تصور کنید فرد مقابل‌‌تان را کاملا می‌شناسید امـا از پـیـش‌داوری و آن‌که پاسخ او چگونه خواهد بود پرهیز کنید، چون ممکن است مایوس شود.



پیشنهاد خود را از حفظ نکنید

صرف‌نظر از آن‌که کـجـا و چــگـونــه پــیشنهاد ازدواج می دهــید، باید پیشنهاد شما با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی نسبـت بـه او هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرف‌هایی که می‌خواهید به او بـزنــید یادداشت بردارید اما دقیقا آن‌ها را حفظ نکنید. در آن لحظه به او بگویید که چرا یـک فرد استـثـنایی بـوده و چـرا شما خواهان آن هستید که باقی عمر خود را با او سپری کنید. بـایـد جملات شما از دل‌تان برآید فرد مقابل‌تان می‌خواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک روبات!

 

 

از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !


امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!
همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...



مورچه و سلیمان


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...
چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...



آیینه و شیشه


جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...



مفهوم خانواده

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!

کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...

کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...
آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!

منبع: پرشین استار

ریشه لغات

مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد . مرگ نیز با مرد هم ریشه است.
زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است .
دُختر از ریشه « دوغ » است که در میان مردمان آریایی به معنی« شیر « بوده و ریشه واژه ی دختر « دوغ دَر » بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود . به daughter در انگلیسی توجه کنید . واژه daughter نیز همین دختر است . gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده.در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت .
دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد . آمده است.
اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.
پوست در، به پسر تبدیل شده است .در پارسی باستان puthra پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است
در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر » به کار می رود . مانند « نان دَر » که به معنی « کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد .»
حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که می پاید . کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را می پاید .پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است . جالب است که تلفظ « فاذر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه است تا تلفظ «پدر» !
خواهر (خواهَر) از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است . خواه + ــَر یا ــار در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده است .
بَرادر نیز در اصل بَرا + در است . یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما .
«مادر » یعنی «پدید آورنده ی ما» .

نکته های اساسی قبل از خرید خودروی دست دوم

آلامتو : خرید خودروی دست دوم همیشه آسان نیست ! شما یا باید یک مکانیک خبره باشید یا اینکه همچین مکانیکی را استخدام کنید که خودرو مد نظرتان را امتحان کند که خدایی نکرده مشکل فنی حاد نداشته باشد ! حال ما راه سومی را در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم ، با انجام ۱۵ نکته کلیدی که در ادامه میخوانید میتوانید از سلامت خودروی دست دومی که میخواهید بخرید مطمئن شوید. 

 

نکته های اساسی قبل از خرید خودروی دست دوم 

 

خرید اتومبیل دست دوم یکی از بزرگترین ریسک هایی است که ممکن است هر کس در زندگی مرتکب شود. خریداران تازه کارمعمولا شیفته وضع ظاهری خودرو می شوند و البته مکافات این زودباوری را نیز پس خواهند داد . موارد زیر به شما در خرید اتومبیل دست دوم کمک می کند :

 

۱- به خوردگی و زنگ زدگی بدنه ماشین توجه کنید. راه تشخیص آن حرکت دادن آهن ربا روی بدنه ماشین است .اگر آهن ربا به قسمت وسیعی از بدنه نچسبد نشانگر آن است که این قسمت به خاطر تصادف از بین رفته و با بتونه پر شده است. اگر قسمتهای از بین رفته زیاد باشد ازخریدن ماشین صرف نظر کنید.

۲- به همه جای ماشین به صورت عمودی فشار زیادی وارد کنید. در حالت طبیعی باید ماشین به شکل اولیه خویش بازگردد اما اگر ماشین شروع به لرزیدن کرد نشانگر آن است که سیستم تعلیق اتومبیل نیاز به تعمیر دارد.

۳- درها و پنجره ها و در کاپوت و صندوق عقب را چک کنید و ببینید که به راحتی باز و بسته میشوند و کلیدها راحت در قفل ها می چرخند.

۴- پارگی صندلی ها را بررسی کنید و کفی ماشین را کنار بزنید. اگر قسمتی از کف ماشین زنگ زده باشد این به آن معناست که آب به زودی به داخل ماشین نفوذ می کند.

۵- برق ماشین را به دقت بررسی کنید چراغها ,راهنماها , بوق، آب پاشها و …

۶- به کیلومتر شمار نگاه کنید ، راننده معمولی در سال ۱۲ هزار کیلومتر ماشین میراند اما اتومبیلی که در خدمت شرکت است در سال ۴۰ هزار کیلومتر راه می پیماید .

۷- موتور را بررسی کنید تا هر گونه علامت تعمیری را در آن بیابید این علامات عبارتند از: روغن کاری جدید یا لحیم و گاهی اوقات تمیزی غیر عادی زیر در پوش موتور.

۸ – مکانهایی را که آب به بیرون ترشح میکند به دقت بررسی کنید. تعویض شیلنگ آب کار آسانی است اما اگر آب از رادیاتور ترشح کند باید آن را تعویض کنید و این کار هزینه سنگینی در بر دارد .

۹ – موتور را روشن کنید و بگذارید به آرامی حرکت کند (بچرخد). دیده شده که بعضی از بنگاه داران متقلب روغن غلیظ در موتور و جعبه دنده میریزند تا مانع شنیده شدن صداهای ناهنجار موتور شوند .

 ۱۰- میله اندازه گیری روغن را بررسی کنید اگر روی آن خالهای مایل به خاکستری رنگ و یا قطرات آب دیدید نشانه خرابی رینگ پیستون است.

۱۱ – در پوش کارتر را بر دارید به گونه ای که از رو غن پر شود. وجود بخار یا دود نشانگر خرابی بزرگ است که باید موتور را تعویض کنید بعد از اینکه موتور را ۵ دقیقه روشن گذاشتیداگر دود سیاه از اگزوز خارج شد دلالت بر وقفه بر کاربراتور میکند اما اگر دود آبی بود نشانگر این است که کاربراتور باید با هزینه سنگینی تعمیر شود .

۱۲- باطری را بررسی کنید یعنی ابتدا چند دقیقه روشن کنید و ببینید که بعد از آن موتور به راحتی روشن میشود .
سپس فرمان را در سرازیری که شیبش تند و پر پیچ و خم باشد امتحان کنید و ببینید که صدایی از آن خارج نمی شود. سپس ماشین باید در مسیر مستقیم به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند.

۱۳- ترمزها را امتحان کنید اگر مجبور باشید آن را تا آخر و یا ماشین هنگام ترمز گرفتن به این سو و آن سو مایل شود و یا صدایی از آن خارج شود نیاز به تعمیر فوری دارد زیرا این امور خطری جدی برای راننده به وجود می آورد.

۱۴- به هر صدای غیر عادی داخل ماشین گوش کنید اگر هنگام پیچیدن از چرخهای جلو صدای بلندی خارج شد نشانگر وجود مشکل در سیستم کمک فنر اتومبیل است.

۱۵- در سرعت زیاد(۱۵۰کیلومتر در ساعت)دست خود را از روی فرمان بردارید اگر ماشین لرزید و یا به این سمت و آن سمت کشیده شد یا از خط مستقیم خارج شد فرمان ها نیاز به میزان شدن و تعمیر دارند.

قبل از اینکه تصمیم نهایی را برای خرید ماشین دست دوم بگیرید بهتر است که از کارشناسی کمک بگیرید تا ماشین را به دقت بررسی کند.

 

اولین شانس

اولین شانس
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری، من دخترم را به تو خواهم داد.مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگ ترین بود ، باز شد . باور کردنی نبود. بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید، تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچک تر بود، باز شد. گاوی کوچک تر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم ،چون گاو بعدی کوچک تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.سومین در طویله هم باز شد و همان طور که فکر می کرد ضعیف ترین و کوچک ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد
اما………گاو دم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است، اما اگر به آن ها اجازه رد شدن بدهیم ، ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.
 

زندگی

رازهای شگفت انگیز زندگی 

زیباترین آرایش برای لبان تو؛ راستگویی
برای صدای تو؛ دعا به درگاه خداوند
برای چشمان تو؛ رحم و شفقت
برای دستان تو؛ بخشش
برای فکر تو؛ اعتماد
برای قلب تو؛ عشق
و برای زندگی تو؛ دوستی هاست

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه
خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که
حتما روزهای ما بدون غم بگذره
خنده باشه بدون هیچ غصه ای
یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده
ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم
در مقابل مشکلات، تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه
و چراغ راهمون میشه

ناامیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده هستن
ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن
ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد
بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن
و با استقامت هر چه تمامتر به راهت ادامه بده

وقتی احساس شکست میکنی
که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی
اصلا ناراحت نشو
حتما خداوند صلاح تو رو در این دونسته
و برات آینده ی بهتری رو رقم زده

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته
همیشه دنبال این باش که چه معنی و حکمتی در اون اتفاق نهفته هست
برای هر اتفاق در زندگی دلیلی وجود داره
که به تو می آموزد که چگونه
بیشتر شاد زندگی کنی
و کمتر غصه بخوری

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه
ولی در عوض تنها کاری که میتونی انجام بدی
اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست
و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه

بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوستش داری
از دست بدی تا این که
کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی
ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن
یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم
اما باید به جای این کار
در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم

هیچوقت یه دوست قدیمیت رو ترک نکن
چون هیچ زمانی کسی جای اون رو نخواهد گرفت
دوستی مثل شراب میمونه
که هر چی کهنه تر بشه ارزشش بیشتر میشه

راستی هیچ فکر کردی؛
وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟
خیلی ساده است!
یعنی اینکه تو دو قدم از اونها جلوتری

پس مشتاقانه به مسیرت در زندگی ادامه بده
شاد باش و وجود نازنینت لبریز باشه از مهرو گرمای زندگی در این روزهای سرد زمستان...

تن من زخمی است.

یک خراش کمتر یا بیشتر، چه فرقی دارد؟

رازهای سلامتـی از زبـان دانشمنـدان ژاپنـی

اگر به سلامت زیستی اهمیت می دهید و دوست ندارید به این زودیها گوهر ارزشمند سلامتی را از دست بدهید، فقط کافیست به آخرین دستاوردهای متخصصین مرکز ملی هدایت (ارتقاء) سلامت و رفتار شناسی توکیو توجه کنید!
آنها می گویند :
1. هرگز سیگار نکشید و اگر میکشید، نیمه آخر آن را به هیچ وجه نکشید.
2. در حمام هیچگاه مستقیما زیر دوش آب گرم نفس نکشید. کلر یک قاتل تدریجی است.

3. هنگام شارژ موبایل ابتدا شارژر را به گوشی وصل کنید و سپس آن را به برق وصل کنید. بهتر است موبایل خاموش باشد.

4. چای بیشتر از یک روز مانده را اصلا ننوشید.


5. هنگام روشن کردن کولر اتومبیل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقیقه پنجره ها را باز بگذارید و در پمپ بنزین ها هم کولر را خاموش نمایید.

6. غذای خود را بیشتر از یکبار در مایکروفر گرم نکنید و بعد از آن در صورت عدم استفاده دور بریزید.


7. با حیوانات خانگی تعامل مثبت داشته باشید. آنها ممکن است از خیلی از انسانها سالمتر و تمیزتر باشند. عوامل مشترک زیاد آنها با انسانها میتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.

8. هنگام غذا بین هر لقمه حداقل 1 دقیقه فاصله بگذارید و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشیدنی ننوشید.


9. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنید تا هوا بصورت باد وارد مجاری تنفسی نگردد.

10. لوازم آرایشی را بیشتر از 5 ساعت بر روی پوست خود باقی نگذارید. سلولهای پوستی نیاز به تعرق و تنفس دارند. در منزل نیز تا حد امکان از لباسهای گشاد، راحت و باز استفاده نمایید.


11. در صورتیکه هر روز استحمام نمی کنید، موهای خود را بیش از یکبار در شبانه روز شانه نکنید. مراقب ورود شوره سر (حتی بصورت نامرئی) به چشمها و مجرای تنفسی خود باشید.

12. هنگام دویدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهدارید. هنگام نشستن و خوابیدن برعکس سر خود را پایین نگهدارید.


13. توجه بیش از حد به وزن، سودمند نیست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار میزان ورودی، جذب و میزان دفع را تنظیم نماید و اشتهای طبیعی نیز متناسب با آن میباشد. هرچه قدر دوست دارید بخورید.

14. اگر نیاز مالی ندارید، لازم نیست روزی 8 ساعت کار کنید. بهترین تعداد ساعات کاری بین 5 الی 6 ساعت میباشد.


15. هرگز پشت مانیتورهای قدیمی که روشن هستند قرار نگیرید. ضرر آنها از خیلی از دستگاههای عکسبرداری بیشتر است.

16. ورزش و تحرک در ابتدای صبح نه تنها سودمند نیست بلکه خطرناک نیز هست. سعی کنید آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بیداری و یا عصر انجام دهید.


17. توجه بیش از حد به امور سیاسی، ورزشی و اقتصادی برای سلامت روان مضر بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات روانی میگردد.

18. معجزه جواهر آلات برای خانمها را فراموش نکنید. حتی اگر صرفا به دیدن آنها باشد.


19. هیچگاه به پهلو نخوابید. سعی کنید در جهت عمود بر محور مغناطیسی زمین بخوابید.

20. از خوردن غذاهایی که مشکوک به استفاده از فراورده های گوشتی هورمونی هستند در حد امکان پرهیز کنید

از دلنوشته های پروفسور حسابی

 

 


از دلنوشته های پروفسور حسابی - پدر فیزیک ایران

بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.

راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یکشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شکست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می کند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.


فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است

 

 

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی می فهمی که

 

 

اونی که زود میرنجه

زود میره، زود هم برمیگرده.                                  

اما اونی که دیر میرنجه

دیر میره، اما دیگه برنمیگرده.

.......

هستند کسانی که روی شانه هایتان گریه میکنند

و وقتی شما گریه میکنید دیگر وجود ندارند.

.…..

 

از درد های کوچک است که آدم می نالد

وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شوی.

.….…...

 

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که

نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشد

نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

…...

 

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم

بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.

  …...

اگر ۴ تکه نان خوشمزه باشد و شما ۵ نفر باشید

کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است.

  …...


هستند مردمانی که خویشاوندان آنها از گرسنگی می میرند

ولی در عزایش گوسفندها سر می برند.

  …...

وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست، گاه نگاه است و گاه سکوت ابدی.

…...

 

 شاید کسی که روزی با تو خندیده است را از یاد ببری،
اما هرگز آنرا که با تو اشک ریخته است را فراموش نخواهی کرد

  …...

 

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر جهان است.

  …...

اگر بتوانی دیگری را همانطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو واقعی است.

  …...

همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره
اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

…...

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود "- یک کم کنجکاوی پشت" همین طوری پرسیدم " - قدری احساسات پشت"به من چه اصلا " - مقداری خرد پشت " چه بدونم " -و اندکی درد پشت " اشکالی نداره
" هست.

روش های مقابله با فراموشی مطالب درسی

طبق یافته های ابینگهاوس بیشترین میزان فراموشی (70 درصد) در 24 تا 48 ساعت نخست اتفاق می افتد پس مهم ترین زمان های مرور همان 48 ساعت اولیه است. مرور بلافاصله مطالب خوانده شده، تاثیر بسزایی در تثبیت مطالب و جلوگیری از فراموشی آنها دارد.  
 
 دکتر هرمان ابینگهاوس در سال 1885 تحقیقی در مورد روند فراموشی نسبت به زمان انجام داد که شایان توجه بود. به گزارش برترین ها وی فهرستی شامل 13 کلمه بی معنی را به صورت کامل حفظ کرد و بعد از فواصل زمانی مختلف (از 20 دقیقه  تا 31 دقیقه) خود را می آزمود تا بداند در هر فاصله زمانی چه تعداد از واژه ها را به خاطر سپرده است. نتایج وی به قرار زیر بود:

پس از 20 دقیقه 60 درصد مطالب را حفظ بود، پس از یک ساعت کمتر از 50 درصد، پس از 8 ساعت کمتر از 40 درصد، پس از 24 ساعت نزدیک 30 درصد، پس از پنج روز کمتر از 30 درصد و بالاخره پس از 31 روز نزدیک 20 درصد مطالب در حافظه او باقی مانده بود. به عبارت دیگر این آزمایش به سادگی نشان داد 40 درصد مطالب در 20 دقیقه نخست و 70 درصد طی 48 ساعت نخست اگر مرور صحیح صورت نگیرد فراموش می شوند.

 
 
 
زمان مرور

باتوجه به اینکه طبق یافته های ابینگهاوس بیشترین میزان فراموشی (70 درصد) در 24 تا 48 ساعت نخست اتفاق می افتد پس مهم ترین زمان های مرور همان 48 ساعت اولیه است. به گزارش برترین ها مرور بلافاصله مطالب خوانده شده، تاثیر بسزایی در تثبیت مطالب و جلوگیری از فراموشی آنها دارد. 10 تا 20 دقیقه از زمانی را که برای مطالب هر درس درنظر گرفته اید را صرف مرور مطالب خوانده شده در همان جلسه کنید، تعجب خواهید کرد از اینکه مقداری از مطالب را در همان دقایق اولیه فراموش کرده اید.

یادداشت و نت برداری

برای اینکه بتوانید همیشه و در کلیه امتحانات نمره الف بگیرید یادداشت برداری موثر و صحیح یک عامل ضروری و اساسی است.

چراکه با خلاصه برداری دفعات مرور شما بیشتر می شود و فراموشی به حداقل می رسد، قسمت اعظم درس خواندن شما باید از روی یادداشت برداری های شما باشد.
  
 
 
 نکته در یادداشت برداری

1 –
ابتدا حجمی را که می خواهید خلاصه برداری کنید مشخص کنید.

2 – با تورق سریع از اصل موضوع اطلاعات کسب کنید به شکل ها، تیترها و عناوین کتاب دقت کنید.

3 – یادداشت ها را براساس اشخاص، فرمول ها، اصطلاحات، تعاریف و... دسته بندی کنید.

4 – از درخت حافظه استفاده کنید که از نظر سازماندهی ذهن و تاثیر در یادگیری از کارآیی فوق العاده ای برخوردار است. برای این کار باید عنوان فصل را به عنوان ریشه درخت در داخل یک دایره، مربع یا هر شکل هندسی مطلوب در سمت راست قرار دهید و سپس نکات اصلی و فرعی را روی شاخه های اصلی و فرعی در سمت چپ بنویسید. در این تکنیک از هر دو نیم کره مغز استفاده می شود.

5 – مطالب را رونویسی نکنید به زبان خودتان بنویسید.

6 – اصل نظم و زیبایی را در خلاصه برداری رعایت کنید.

7 – مطالب باید کوتاه باشند اما مفهوم را برسانند ترجیحا فعل داشته باشند.

8 – سعی کنید یادداشت هایتان در حدی مطمئن باشد که جایگزین مناسبی برای منابع اصلی باشد.

9 – خلاقیت در یادداشت برداری را فراموش نکنید. چه به لحاظ نحوه نگنارش و چه به لحاظ شکل نوشتار و نمودارهایی که به کار می برید.

10 – کدگذاری کنید: مثلا در درس فارسی برای به خاطر سپردن آثار نظامی (ملخ ها): م (مخزن الاسرار)، ل (لیلی و مجنون) خ (خسرو و شیرین)، ه (هفت پیکر) و الف (اسکندرنامه)
 
 
 
11 – از علامت های اختصاری استفاده کنید.

12 – میزان اهمیت مطالب را با علائم هندسین نشان دهید.

13 – مقابل هر شاخه فرعی از مثال ها  استفاده کنید.

14 – نمودارها و تحلیل آن را به صورت جامع بنویسید.

15 – در صورت نیاز از شکل های آن مطلب کمک بگیرید.

16 – بالای هر خلاصه برداری آدرس کامل آن را که شامل عنوان فصل، صفحه و نام کتاب است بنویسید.

17 – یادداشت ها باید به گونه ای باشد که قابل حمل باشد. بنابراین استفاده از سررسید یا سالنامه را پیشنهاد نمی کنیم.

18 – بهترین راه خلاصه برداری آن است که آنها را روی اوراقی جداگانه و به هم پیوسته بنویسید تا اگر نیازی به چک کردن و اصلاح آن بود بتوانیم با بازنویسی آن دوباره مجموعه ای قابل قبول داشته باشیم.

19 – در پایان خلاصه برداری سعی کنید درخت حافظه خود را یک بار مرحله به مرحله مرور و به خاطر آورید.

20 – در هر فرصتی خلاصه هایتان را مرتب مرور کنید.
منبع: هفت صبح

روش حل مسله

دریک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی رابرعهده داشت ، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد

شکایتی ازسوی مشتریان به کمپانی رسید . اواظهارداشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است .

بلافاصله باتاکید وپیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی ، ودستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد وقسمت فنی ومهندسی نیز تدابیر لازمه راجهت پیشگیری ازتکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید .

مهندسین نیز دست به کار شده وراه حل پیشنهادی خود راچنین ارائه دادند :

پایش (مونیتورینگ ) خط بسته بندی بااشعه ایکس

بزودی سیستم مذکور خریداری شده وباتلاش شبانه روزی گروه مهندسین ، دستگاه تولید اشعه ایکس ومانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده وخط مذبور تجهیز گردید.

سپس دونفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تااز عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند .

نکته جالب توجه دراین بود که درست همزمان بااین ماجرا ، مشکلی مشابه نیز دریکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی وغیرمتخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر وکم خرجتر حل کرد :

تعبیه یک دستگاه پنگه درمسیرخط بسته بندی تاقوطی خالی را باد ببرد .

جمله روز : هراحمقی می تواند چیزها رابزرگتر ، پیچیده تر وخشن تر کند، برای حرکت درجهت عکس ، به کمی نبوغ ومقدار زیادی جرات نیاز است . آلبرت انشتین

خوب وبد تلفن همراه برای کودکان

 

 

 دوران کودکی معصومانه ترین اما وابسته ترین دوره در زندگی هر فرد است و والدین کودک مسئولیت برداشتن اولین گام ها را در شکل گیری شخصیت کودک عهده دار هستند. حتی انتخاب برخی وسایل آنها از جمله تلفن همراه که می تواند علاوه بر محاسنی که دارد معایبی نیز داشته باشد چراکه تلفن های همراه امروزه به بخش جدایی ناپذیری از زندگی نه تنها افراد بالغ، بلکه کودکان نیز تبدیل شده است.

بر اساس آمار موجود چیزی نزدیک به 22 درصد کودکان 6 تا 9 سال ، 60 درصد کودکان 10 تا 14 ساله و 84 درصد کودکان 15 تا 18 ساله در آمریکا دارای تلفن همراه هستند. بر همین اساس آمار کودکان 8 تا 12 ساله که از تلفن همراه استفاده می کنند نیز افزایش پیدا خواهد کرد. لذا با توجه به استفاده روز افزون از تلفن های همراه در بین کودکان و نوجوانان، بر آن شدیم تا شما دوستان را با یک سری از مسائل در مورد این وسیله ارتباطی آشنا کنیم.


استفاده از تلفن همراه در شرایط اضطراری

بدون شک یکی از بهترین فواید تلفن همراه برای کودکان و نوجوان قابلیت استفاده از تلفن همراه در شرایط اضطراری است. در شرایطی مثل دور بودن از خانه برای مدتی طولانی، بیرون رفتن به همراه دوستان و یا سایر شرایط که می توان از تلفن همراه استفاده کرد.

مشکلات حاصل از استفاده تلفن همراه


  

 

 


مشکلات روحی: بر اساس مطالعات جدید انجام شده استفاده از تلفن همراه می تواند اعتیاد آور باشد. همچین ارتباطی مستقیم بین میزان استفاده از تلفن همراه و احساس افسردگی وجود دارد. بیشتر کودکان و نوجوانانی که در زمان حال دچار افسردگی هستند از تلفن همراه به مقدار زیادی استفاده می کنند.
ضعف بینایی:
همانند کاربران کامپیوتر، کاربران تلفن همراه که زمان زیادی را صرف فرستادن پیامک کرده و مجبورند برای دیدن عبارت بر روی صفحه و یا صفحه کلید به چشم خود فشار بیاورند و این امر به ضعیف شدن چشم ها منجر میشود.


پخش باکتری ها: با توجه به اینکه ما برای صحبت با تلفن همراه آن را به دهان خود نزدیک می کنیم و بسیاری از اوقات در زمانی که تلفن همراه در نزدیکی ماست عطسه یا سرفه می کنیم. این مسئله موجب می شود تا تلفن همراه به نوعی به یک وسیله آلوده تبدیل شود که به راحتی می تواند آلودگی را انتقال بدهد.
کم خوابی:
بسیاری از کاربران نوجوان تلفن های همراه در میانه شب به خاطر دریافت کردن یک پیامک یا پاسخ به تماس از خواب بر می خیزند و اغلب دچار کم خوابی شده و در روز بعد خسته هستند.
وابستگی به تلفن همراه:
در یک تحقیق انجام شده در آمریکا ، 37 درصد نوجوان کاربر تلفن همراه گفته اند که بدون تلفن همراه قادر به ادامه زندگی نیستند. همچنین مشخص شده است که بسیاری از نوجوانان ترجیح می دهند با دوستان خود از طریق تلفن رابطه داشته و کمتر همدیگر را ملاقات کنند.


 

 

 


دروغگویی: همچنین مشخص شده است که چیزی نزدیک به 39 درصد از کاربران بین 18 تا 29 ساله در زمانی که از تلفن همراه استفاده می کنند در مورد مکان حضور خود دروغ می گویند.
هزینه ها:
بسیاری والدین در زمانی که صورت حساب تلفن همراه فرزندان خود را می بینند شوکه می شوند. استفاده از سرویس های مختلف، مثل پیامهای صوتی و تصویری و همچنین اینترنت می تواند هزینه سنگینی را بر خانواده تحمیل کند.


توصیه هایی به والدین:
با فرزند خود در مورد استفاده صحیح از تلفن همراه و اینکه چگونه و کجا باید از آن استفاده کند صحبت کنید. به او آموزش دهید که کی، کجا و چطور از تلفن همراه خود استفاده کند. در مورد استفاده از تلفن همراه هشدار و تاثیرات بد آن را به کودک خود هشدار دهید. سعی کنید به او توضیح دهید که در صورتی که بیش از حد از تلفن همراه استفاده کند بایستی هزینه های آن را از پول توجیبی خود بپردازد.

اززندگی تان لذت ببرید

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

آیاقصد ازدواج دارید ؟

اگر شناسنامه تان را ورق بزنید چھار واقعه زندگی در آن آمده است…. 

 

 

 

 

اگر شناسنامه تان را ورق بزنید چھار واقعه زندگی در آن آمده است: تولد، ازدواج، طلاق و فوت؛ که فقط در ازدواج و طلاق مختارید، بنابراین ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و براساس معیارھای حقیقی ھمسر را انتخاب کرد. در ادامه به برخی نکات اساسی که در انتخاب همسر باید مد نظر قرار داد نگاهی می اندازیم: 

 

-خانواده ھر دو نفراز نظر فرھنگی و سنت ھای رایج نزدیک به ھم باشند.

-تا سر حد امکان، تمکن مالی دو خانواده متناسب با یکدیگر باشد.

-اگر ھر دو نفر اھل یک شھر نیستید حداقل در سایر زمینه ھا و آداب و رسوم نزدیک به ھم باشید.

-دیدگاه ھای دو خانواده از نظر مذھبی – سیاسی – اجتماعی و معاشرت نزدیک به ھم باشند.

-در خانواده دو طرف پدرسالاری یا مادرسالاری به صورت مطلق وجود نداشته باشد. 

-از نظر میزان تحصیلات، اختلاف فاحش نداشته باشید.

-در انتخاب محل سکونت یا محل کار اختلاف سلیقه نداشته باشید.

-از نظر طرز تفکر و اندیشه اجتماعی به ھم نزدیک باشید.

-دیدگاھتان نسبت به زندگی تقریبا یکسان باشد.

-تفاوت ھای شخصیتی و خصوصیت ھای رفتاری فاحشی نداشته باشید. 

-دارای دیدگاه ھای سیاسی گرایش ھای اعتقادی و افق ھای فکری نزدیک به ھم باشید.

-ھر دو نفر استقلال رأی داشته باشید؛ یعنی شخصاً در امو ر زندگی تصمیم بگیرید نه بر اساس دھن بینی و تقلید از دیگران.

-از نظر تفکرات مذھبی در دو قطب مخالف ھم نباشید که این مورد بسیار مسئله ساز است. 

البته باید یادآور شد داشتن اختلافاتی در موارد اشاره شده گرچه زندگی را سخت می‌کند و امکان تفاھم را به حداقل می رساند ولی به شرطی که طرفین اھل تغییر، رشد، تکامل و پیشرفت باشند، ھمزیستی را غیر ممکن نمی سازد.  

توصیه روانشناسان و مشاوران به آنهایی که قصد ازدواج دارند  

- در انتخاب ھمسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دھید.

-در ھمسر گزینی وسواس به خرج ندھید؛ سعی کنید با دیده اغماض عوامل مختلف را بررسی و تصمیم گیری کنید.

-چنانچه پدر و مادر و خانواده ھای وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنھا از مشاور خانواده کمک بگیرید.

-از ازدواج تحمیلی خودداری کنید.

-در انتخاب ھمسر پس از بررسی معیارھای طرف مقابل، وضعیت خود را با وی مقایسه کنید و در صورت ھماھنگی تصمیم گیری نمایی د. بدون توجه به شرایط خود انتخاب ایده آلی نکنید.

-در انتخاب ھمسر از پدر و مادر و خویشاوندان خود نظرخواھی کنید ولی مواظب باشید چون به علت عدم تخصص ممکن است نظر آنان تحت تأثیر معیارھای خاص مناسب نباشد. حتماً با مشاور واجد شرایط مشورت کنید.

-برای شناخت ھمسر از ھر دو روش مستقیم و غیرمستقیم استفاده نمایید و حتماً قبل از خواستگاری، به طور مستقیم، از طریق مشاھده گفت و شنود، از او شناخت پیدا کنید

 

زمان لازم برای آشنایی قبل ازازدواج چقدراست 

 

زمان آشنایی قبل از ازدواج چقدر است ؟تصمیم به این عظمت باید قبل از وارد عمل شدن خیلی خوب بررسی شود. زیرا وقتی ازدواج کردید، تنها راه خروج از آن مرگ یا طلاق است. 

زمان متوسط آشنایی به هر رابطه بستگی دارد. می‌تواند از چند ماه باشد تا چند سال اما برای همه یکسان نیست زیرا هر رابطه با دیگری فرق دارد.

نمی‌ توانید یک چارچوب زمانی یک ماهه برای خود در نظر بگیرید. درواقع، حتی یک سال هم برای گرفتن چنین تصمیم مهمی که بر بقیه عمرتان و همه جوانب زندگیتان اثر دارد، کم است.

این به آن بستگی دارد که شما و طرف‌مقابلتان هر دو به توافق برسید و مسئولیت‌هایی که هر دو باید با آن روبه‌رو شوید را مشخص کرده باشید.

ازدواج مترادف با همیشگی است. قرار است تا پایان عمر با یک نفر باشید.

متاسفانه، فرهنگ‌های مدرن معنا و مفهوم آن را تغییر داده‌اند زیرا هدف آن کم‌ارزش شده است. کسانی را می‌بینیم که ظرف چند ماه ازدواج می‌کنند و بعد از چند سال از هم جدا می‌شوند، درحالیکه قرار است ازدواج تا پایان عمر باشد.

وقتی از دیدگاه واقعبینانه به ازدواج نگاه کنیم، باید مهمترین رابطه یک فرد در طول زندگی‌اش باشد. زن و شوهر باید بهترین دوستان یکدیگر باشند. یعنی تا پایان عمر عمیق‌ترین و صمیمی‌ترین لحظات را با کسی که دوستش دارید بگذرانید.

ازدواج یعنی زندگیتان را به فردی دیگر بدهید. یعنی دو نفر یکی شوید.

تصمیم به این عظمت باید قبل از وارد عمل شدن خیلی خوب بررسی شود. زیرا وقتی ازدواج کردید، تنها راه خروج از آن مرگ یا طلاق است و هر دوی آنها تصمیمات بسیار سختی هستند که زخم‌های بدی بر جای می‌گذارند و این زخم‌ها به طرز وحشتناکی زندگی افراد را تغییر می‌دهند.

ازدواج یعنی بدون نگاه کردن به عقب، رابطه را به بالاترین حد ممکن برسانید. به همین دلیل است که مدت زمان مناسب برای آشنایی قبل از ازدواج باید به خوبی در نظر گرفته شود.

اما این زمان تنها فاکتوری نیست که باید مدنظر قرار گیرد.

 

عوامل دیگر عبارتند از:

اعتماد میان دو طرف چه میزان است؟

سلامت رابطه

بالغ بودن دو طرف

امکانات اقتصادی

تایید اعضای خانواده دو طرف

همانطور که می‌بینید، فقط مدت زمان آشنایی قبل از ازدواج مهم نیست. باید ببینید چه زمان موقعیت و شرایط لازم برای رساندن رابطه به بالاترین حد ممکن فراهم می‌شود.

 

منطق

دو شاگرد پانزده ساله ی دبیرستان نزد معلم خود آمده و پرسیدند :
- استاد اصولا منطق چیست ؟ 
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد  
پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد  
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ 
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! 
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر 
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟ 
حالا پسرها می گویند : تمیزه ! 
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید : 
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ 
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! 
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و 
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ 
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! 
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام  
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! 
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم  
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است 
 معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !  
و از دیدگاه هر کس متفاوت است.

غول چراغ جادو

 

 

http://karimpour.persiangig.com/kavir/jadoo.jpg

زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد.

وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود.

زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد....!!!

زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟

غول جواب داد : نخیر ! زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره،همینه که هست....... حالا بگو آرزوت چیه؟

زن گفت : در این صورت من مایلم در خاور میانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان را بیرون آورد و گفت : نگاه کن. این نقشه را می بینی ؟ این کشورها را می بینی ؟ اینها ..این و این و این و این و این ... و این یکی و این. من می خواهم اینها به جنگ های داخلی شون و جنگهایی که با یکدیگر دارند خاتمه دهند و صلح کامل در این منطقه برقرار شود و کشورهایه متجاوزگر و مهاجم نابود شون.

غول نگاهی به نقشه کرد و گفت : ما رو گرفتی ؟ این کشورها بیشتر از هزاران سال است که با هم در جنگند. من که فکر نمی کنم هزار سال دیگه هم دست بردارند و بشه کاریش کرد. درسته که من در کارم مهارت دارم ولی دیگه نه اینقدر ها . یه چیز دیگه بخواه. این محاله.

زن مقداری فکر کرد و سپس گفت: ببین...

من هرگز نتوانستم مرد ایده آل ام راملاقات کنم.

مردی که عاشق باشه و دلسوزانه برخورد کنه و با ملاحظه باشه.

مردی که بتونه غذا درست کنه(!!!) و در کارهای خانه مشارکت داشته باشه.

مردی که به من خیانت نکنه و معشوق خوبی باشه و همش روی کاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نکنه(!!!!!)

ساده تر بگم، یک شریک زندگی ایده آل.

غول مقداری فکر کرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتی رو بده دوباره یه نگاهی بهش بندازم

 

سبک زندگی » رابطه و ازدواج

احتیاط شرط عقل است  
 
اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد.  
 
1 – افراد دارای هوش هیجانی پایین

برترین ها به نقل از ماهنامه سپیده دانایی: تحقیقات روان شناسان در دهه های اخیر ثابت کرده که تنها هوشبهر (IQ) برای موفقیت در زندگی کافی نیست، بلکه ما برای داشتن یک زندگی خوب و خشنودکننده به نوع دیگری از هوش یعنی هوش هیجانی نیازمندیم. روان شناسان، هوش هیجانی را به صورت توانایی شناسایی احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایزگذاشتن میان آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال تعریف کرده اند. افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، دارای ویژگی هایی هستند که زندگی با آنها را بسیار مشکل می سازد. از مهم ترین این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*بروز ندادن احساسات

*توجه نکردن به احساسات دیگران

*ناتوانی در مقابله با هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و... (اغلب این افراد قادر به کنترل خشم خود نیستند)

*مقابله ناکارآمد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره

*ناشادی و بدبینی کلی

 
  
 
2 – افرادی که هنوز درگیر روابط قبلی شان هستند

اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد.

فرد آسیب دیده در این موارد، یا کسی را به عنوان همسر انتخاب می کند که ویژگی هایش کاملا مخالف خصوصیات همسر سابقش باشد، یا فردی را انتخاب می کند که ویژگی هایی کاملا مشابه همسر قبلی داشته باشد. دلیلی دیگری که ممکن است موجب انتخاب شده باشد، فرار از هیجانات منفی پس از جدایی است. به هر حال آنچه مسلم است، این است که شما به خاطر خودتان و بر مبنای ویژگی های فردی تان انتخاب نشده اید. اگر فرد موردنظرتان از شریک سابق خود جدا شده و طلاق را تجربه کرده است، برای کنارآمدن با شرایط جدیدش به زمان نیاز دارد.

3 – افراد مبتلا به اختلالات جنسی

باربارادی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» اختلالات جنسی را به سه دسته تقسیم کرده است:

1 – اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی

2 – عدم عزت نفس و نجابت جنسی

3 – مشکل اجرای عمل جنسی

مهم ترین دسته این اختلالات که پیش از ازدواج می توان به آن ی برد، عدم عزت نفس و نجابت جنسی است. اگر فرد موردنظر شما در ارتباطات خود باجنس مخالف حریمش را رعایت نمی کند، اگر احساس می کنید بیش از حد با دیگران گرم می گیرد یا رفتار و پوشش وی با فرهنگ ما سازگار نیست، یا اگر همیشه درباره افراد جنس مخالف اظهارنظر می کند، بدانید مشکلی وجود دارد. متسافانه احتمال اینکه افراد پس از ازدواج این عادت نامطلوب را ترک کنند، بسیار کم است.

4 – افزادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند

متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم همین که همسر آینده مان به بلوغ جسمانی رسیده باشد، برای تشکیل زندگی کافی است. غافل از آنکه رسیدن به بلوغ عاطفی و اجتماعی نیز به همان اندازه بلوغ جسمی مهم است. همان طور که در مورد شهاب (سریال درپناه تو)درشبکه دو دیدیم، این گونه افراد مستقل نشده و به شدت به دیگران (خانواده یا دوستان) وابسته اند و بدون کمک آنها قادر به تصمیم گیری نبوده و به هیچ وجه مسئولیت پذیر نیستند. همه این ویژگی ها، زندگی کردن با این افراد را مشکل می سازد.

نگاه خیام به ارزش شادی

 

 

 

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .

اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : « کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند » .و هم او در جایی دیگر می گوید : « آنکه ترانه زاری کشت می کند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند » .

 
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم

 

 

بزرگترین دشمن فکر آزاد بشر ، تعصب است. دکتر هشتروددی

در بین مردم سه نوع از افراد وجود دارند1 : ( ترسو) آنهایی که همیشه به عقب نشینی می پردازند2: (محتاط) آنها که همیشه درجا می زنند3 : ( شجاع و پیش رو ) آنهایی که دائم به پیش می روندشما جزو کدام یک از افراد می باشید ...؟؟؟ هربرت کاسون

من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم او نمی تواند سر مرا در برابر زندگانی خم کند.

شاد بودن آسان نیست ، خنده های خود را پنهان نکنید ، گاهی باید با تمام وجود و از ته دل بخندید.

یادمان نرود ...امروز همان فردائیست که دیروز منتظرش بودیم ( کارهای امروزمان را به فردا واگذار نکنیم )

انسانهای موفق صبح ها کمی زودتر از خواب بیدار می شوند توماس جفرسون گفته است :
(( هرگز خورشید مرا در رختخوابم ندیده است )) اگر کسی موفقیت بطلبد اما اوضاع را برای شکست آماده کند دچار همان وضعی خواهد شد که برای آن تدارک دیده است .برگرفته از کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین

90 % ناراحتیهای ما مربوط به گذشته است و 10 % به زمان حال اختصاص دارد مدام در مورد اتفاقات آینده صحبت می کنیم ، خیال می کنیم این یک نوع آمادگی است در حالیکه این یک اضطراب است نه آمادگی دکتر جان گری

هرگز از هدف خود دست نکشید شاید شما در یک قدمی پیروزی باشید.من هرگز نمی گویم هزاربار شکست خورده ام بلکه می گویم هزار راه شکست خوردن را آموخته ام. توماس ادیسون

اگر رویاهایت را شکستند و فروریختند بیمناک نباش زیرا رویایی که چنین آسان می شکندآسان نیز از نو ساخته می شود. کریس جنسن

دائم سعی کردی ، دائم شکست خوردی مهم نیست باز سعی کن و باز شکست بخور اما اینبار آبرومندانه تر. ساموئل بکت

موضوعاتی مختلف در زمینه شغلی خود انتخاب کنید و با تصمیمی محکم این موضوع را هدف خود قرار بدهید کاملا مطالعه کنید ، در دوره های تخصصی شغلی خود شرکت کنید پیگیر باشید چنان که گویی آینده شما به آن بستگی دارد یادتان باشد .... هیچ موفقیتی بدون تلاش و کوشش بدست نمی آید. برگرفته از کتاب فکربرتر زندگی برتر برایان تریسی

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست ،دوره ارزانیست ،چه شرافت ارزان،تن عریان ارزان،عشق ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر،آبرو قیمت یک تکه نان،و چه تخفیف بزرگی خوردست ،قیمت هر انسان
هیچ چیز ترسناک تر از خود ترس نیست .فرانکلین روزولت

هیچ چیز نمی تواند جایگزین استقامت شود ...استعداد چاره ساز نیست ، چون انسان های با تعداد ناموفق فراوان هستند نبوغ هم نمی تواند ،زیرا نابغه های ناکام معمولا به صورت یک ضرب المثل در آمده اند تحصیلات هم نمی تواند ، بدان علت که اطرافمان از تحصیل کرده های بی سواد و عاطل و باطل پُراست تنها اراده و استقامت دارای قدرت لاینتهایی است
کالوین کویچ

اگر می خواهید نتایج کارهایتان تغییر کند ، این شما هستید که باید تغییراتی در خود به وجود آورید اتفاقاتی که در زندگی شما روی می دهند مسیر زندگی شما را تعیین نمی کنند !!! بلکه این چگونگی برخورد شما با این وقایع است که آینده شما را می سازد.

همه ی ما شبیه یک قایق بادبانی در وسط دریا هستیم ، این مسیر وزش باد
نیست که مقصد ما را
تعیین می کند بلکه این قایقران و تنظیمات بادبان است که مسیر را معین می سازد بخاطر داشته باشید بادها برای همه ی ما بطور یکسان می وزند باد مصائب ، باد فرصت ها ، باد اجتماع ، باد سیاست ، باد اقتصادپس به جای گله و شکایت سعی کنید قایقران بهتری باشید ...برگرفته از کتاب جادوی کار (( جیم ران ))

آنکه ثروت خود را باخت ، زیاد باخته است ولی آنکه شهامت خود را باخت ، پاک باخته است
.
انسان موفق کسی است که شاکر باشد ولی قانع نباشد. سروانتس

فقر یک بیماری روانی است که مانند بسیاری از بیماری های دیگر قابل درمان است برای درمان آن نیاز به تلاش ، ابتکار و شهامت وجود دارد. تقریبا تمام آدم های و ثروتمند زمانی در زندگی خود بیماری فقر را شکست داده اند. اندرو متیوس

در نبرد بین انسانهای سخت و روز های سخت این انسانهای سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت شکسپیر

در بعضی از افراد ترس از شکست قوی تر از میل به موفقیت است واغلب سعی می کنند به آنچه دارند قانع باشند آنتونی رابینز

خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه لازمند زیرا :یکی هواپیما را اختراع می کند و دیگری چتر نجات را ...

از زمانی که فهمیدم بزرگ ترین نوازنده و موسیقیدان جهان ( بتهوون ) ناشنوا بوده است کلمه غیر ممکن را از لغت نامه ذهن خود پاک کرده ام
کاری کن خبر تو را بنویسند نه اینکه خبر دیگران را بنویسی

در زندگی ام هرگز از کسانی که با من موافق بوده اند چیزی نیاموخته ام همواره یادتان باشد شما از هر حیث در دنیا منحصر به فرد هستید کتر وین دایر

برای بیشتر داشتن ابتدا باید بیشتر بشوید گوته

کسی که برای موفق شدن به امید شانس نشسته است ، سالها قبل مرده است ضرب المثل فرانسوی

 

مهارت نه گفتن به ارتباط جنسی

تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند.
برترین ها به نقل از ماهنامه سپیده دانایی: تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند.

کارشناسان پایگاه «اطلاع رسانی» برای والدین (www.4parents.com) سناریوهایی را طراحی کرده اند و به جوانان و نوجوانان جامعه خود آموزش می دهند که در چنین موقعیت هایی چه باید بگویند و چگونه باید مقاومت کنند. نمونه هایی از این سناریوها در ادامه آمده است.
 
 
 
می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.

می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...

بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربها ست. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.

می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایشا ین نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.

می گوید: همه این کار را می کنند.

بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.

می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی.

بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.

می گوید: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.

می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهد که چقدر دوستت دارم.

می گوید: مشکل تو چیست؟

بگو: من هیچ مشکلی ندارم؛ فقط در برنامه زندگی ام، الان وقت ازدواج و مادر یا پدرشدنم نیست و اصلا آمادگی ندارم که دغدغه حاملگی و یا مبتلاشدن به یک بیماری لاعلاج و یا شنیدن حرف های انتقادآمیز دیگران را هر روز با خودم داشته باشم؛ پس باید خویشتن دار باشم و انتظار بکشم.

می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.

بگو: خودم که این را می فهمم.

می گوید: تو مرا هیجان زده کرده ای و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟

بگو: من مسئول تحریک شدن هیجانات تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به عذاب وجدان و سرزنش بیندازم. تو باید خودت را کنترل می کردی، به علاوه تو ممکن بود با یک فیلم یا عکس یا دیدن یک عابر در خیابان هم تحریک بشوی. پس به نفع خودت است که یاد بگیری خودت را کنترل کنی.

می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.

بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.

تغـییر

 

من چشم به راه یک اتفاقم

نه شاکی ام و نه غر می زنم

فقط در سکوت خودم / منتـــــظرم...

به قول یه دوست
:

تعویض یا تبدیل نمی خواهم / دلم " تغـییر " می خواهد !
تغییری که درونم را دگرگون کند

روشن کند

امیدوار کند

چیزی که ابدی باشد و برای یک بار هم که شده

بیشتر از " یک لحظه " دوام داشته باشد !
با خودم می گویم شاید
....

شاید هنوز وقتش نرسیده

کسی چه میداند

شاید هنوز راه رسیدن را پیدا نکرده

اما حسی به من می گوید بالاخره پیدا می کند

و تا آن روز فقط از من یک چیز می خواهد ...

  

 

باشد ای اتفاق ! ...

گرچه کمی پیرتر شده ام

با اینکه دیگر مثل آنوقت ها عجیب نیستم

اما خیالت راحت باشد ، من

 صبورم ... .

 

اگر ...


اگر دروغ رنگ داشت؛

هر روز شاید،

ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،

و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.


اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛

عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.


اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛

محال نبود وصال!

و عاشقان که همیشه خواهانند،

همیشه می توانستند تنها نباشند.

اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.


اگر غرور نبود؛

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،

و ما کلام محبت را در میان نگاه‌های گهگاهمان،

جستجو نمی کردیم.


اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛

با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،

حبس نمی کردیم.

اگر خواب حقیقت داشت؛

همیشه خواب بودیم.

هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛

ولی گنج ها شاید،

بدون رنج بودند.


اگر همه ثروت داشتند؛

دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.

و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛

تا دیگران از سر جوانمردی،

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.

اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،

اگر همه ثروت داشتند.


اگر مرگ نبود؛

همه کافر بودند،

و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.

ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.


اگر عشق نبود؛

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...

اگر عشق نبود؛

اگر کینه نبود؛

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.

اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،

من بی گمان،

دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا.

آنگاه نمیدانم ،

به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی

 

هر روز ، خوشگل تر از دیروز

 

 

رایش ایرانیان و به خصوص خانم های جوان ایرانی به انجام عمل‌های جراحی زیبایی چندسالی است که به صورت عجیبی افزایش پیدا کرده است. چندی پیش یکی از مسوولان سازمان نظام پزشکی خبر داد که «بیشترین میزان جراحی بینی در ایران و برزیل صورت می‌گیرد».

عمل زیبایی بینی

دانش پزشکی اکنون چنان توسعه یافته که از کارکرد قدیمی تأمین سلامت انسان‌ها فراتر رفته و دستاوردهایش ابعاد گسترده‌تری از زندگی فردی و اجتماعی ما را تحت پوشش قرار داده است. این شگفت‌انگیز است که ما اکنون می‌توانیم با استمداد از دانش پزشکی چهره ظاهری خود را تغییر دهیم. تغییر آنچه تا سال‌های نه چندان دور امری تغییرناپذیر پنداشته می‌شد، در دنیای امروز میسر است.

ما اکنون می‌توانیم چهره و قیافه‌مان را خود انتخاب کنیم، چیزی از چهره یا انداممان بکاهیم یا به آن بیفزاییم. با این حساب، شوق و ذوق بسیاری از افراد به انجام عمل زیبایی چندان دور از ذهن نیست. اما چرا این گرایش در میان برخی بیشتر و بین برخی دیگر از افراد کمتر است؟ چه چیز باعث می‌شود که این گرایش در میان ایرانیان، بسی بیشتر از گرایش مردم بسیاری از جوامع دیگر باشد؟

در جامعه ما انجام عمل‌های زیبایی روی نقاط مختلف بدن، بویژه صورت، چنان به امری همه‌گیر و گسترده تبدیل شده است که بسیاری از ما در میان جمع فامیل و دوستان و آشنایان کسانی را سراغ داریم که تن به تیغ جراحی سپرده‌اند تا زیباتر شوند. خصوصیت مشترک این افراد چیست؟ چه عاملی در همه آنها که به انجام این عمل تمایل دارند، مشترک است؟

کسانی که دست به این عمل می‌زنند یا دوست دارند این کار را انجام دهند، در یک خصوصیت مشترک‌اند؛ همه آنها رضایت کافی یا کامل از چهره و اندام خود ندارند. آنها فکر می‌کنند به اندازه کافی زیبا نیستند، یا بدتر از آن خود را زشت می‌پندارند. شاید مهم باشد که تلاش کنیم تا بفهمیم این احساس چرا به وجود می‌آید و از کجا ناشی می‌شود.

تصویر من از خودم

همه ما در شرایطی قدم به هستی می‌گذاریم که مجموعه‌ای از ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی کم و بیش تثبیت شده، پیش از ما وجود داشته است. ما در بطن یک فرهنگ، با همه معیارهایی که از خوب و بد، زشت و زیبا دارد، پا به عرصه حیات می‌گذاریم. اجتماعی شدن، فرآیند آشنا شدن با این ارزش‌های فرهنگی و درونی کردن آنهاست. ما از طریق این ارزش‌ها معنای انسان زشت و انسان زیبا را می‌فهمیم و کم‌کم می‌توانیم آدم‌های اطرافمان را در قالب‌های زشت و زیبا طبقه‌بندی کنیم. برخی را زیبا بدانیم و به برخی دیگر صفت زشت بدهیم.

اما این فرآیند تنها در ارتباط ما با دیگران به کار نمی‌آید. ما به طور دایم با خودمان در تعامل هستیم و بر پایه این ارزش‌ها و معیارهای فرهنگی در مورد خودمان نیز قضاوت می‌کنیم و بر اساس همین معیارها به درکی از خود می‌رسیم که به ما می‌گوید «تو زشت یا زیبا هستی».

تمایل روزافزون افراد به استفاده از چنین شیوه‌هایی برای زیباتر شدن بخوبی گویای این نکته است که تجربه زندگی به این افراد آموخته است با زیباتر شدن است که می‌توانند موقعیت مطلوب‌تری به دست آورند. مهم نیست که پشت نقاب زیبایی‌شان چه چیزی پنهان کرده‌ باشند

اهمیت زشت بودن یا زیبا بودن چهره، در فرهنگ‌های مختلف، متفاوت است. اگر در جامعه‌ای زندگی کنیم که زیبایی چهره و اندام را یک ارزش‌ بسیار مهم و حیاتی تلقی کند و اگر بر اساس معیارهای همین فرهنگ، فردی زشت به شمار بیاییم، مشکلات بسیاری با خودمان و اطرافیانمان پیدا خواهیم کرد. افسرده خواهیم شد، اعتماد به نفسمان را از دست خواهیم داد، منزوی خواهیم شد و از جمع کناره خواهیم گرفت و در چنین شرایطی است که ممکن است حاضر باشیم دست به هر کاری بزنیم تا زیبا شویم.

«محمد سعید ذکایی» و «حمیده فرزانه» در یک پژوهش کوشیده‌اند به بررسی ذهنیات افرادی بپردازند که دست به عمل جراحی زیبایی زده‌اند. آنها معتقدند «تصویر ذهنی‌ای که هر فرد نسبت به بدن خود دارد، تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و روانی فرد شکل می‌گیرد و فرد براساس آن احساس رضایت یا نارضایتی می‌کند. احساس رضایت و خرسندی، عمدتاً در پی نزدیک شدن به معیارهای تناسب و زیبایی و نارضایتی و شکایت، در نتیجه دوری از این‌استانداردهاست و البته این احساس بیشتر در میان زنان وجود دارد تا مردان».

تصور افراد یک جامعه از چهره و اندام زشت یا زیبا تحت تأثیر عوامل مختلفی شکل می‌گیرد. دستکاری در چهره ظاهری برای به دست آوردن شباهت هر چه بیشتر با تصویری انجام می‌شود که افراد از زیبایی در ذهن دارند و رسانه‌های جمعی در ایجاد و شکل‌دهی به این تصویر نقش اساسی ایفا می‌کنند.

به نظر می‌رسد تصویر آرمانی موجود در ذهن افرادی که در کشور ما دست به عمل زیبایی می‌زنند، کم و بیش مشابه است. نتایج به دست آمده در پژوهش ذکایی و همکارش در این زمینه می‌تواند تا حدی بر این تشابه صحه بگذارد. این پژوهشگران که در میان زنانی که اقدام به انجام عمل زیبایی کرده‌اند، به تحقیق پرداخته‌اند، می‌نویسند: « تعاریفی که این زنان از زیبایی و تناسب اندام ارائه کرده‌اند با وجود گوناگونی‌ها، دارای شباهت‌هایی است. تصور این زنان از زن زیبا و دارای اندام متناسب را می‌توان در قالب زنی جوان و لاغر اندام و قد بلند با چهره‌ای همانند اروپایی‌ها و آنچه در ماهواره، فیلم و اینترنت دیده‌اند، متبلور دانست. این اقبال را حتی از نوع جراحی‌های انجام شده به ویژه بینی‌های عمل شده نیز می‌توان شاهد بود که بینی‌های جراحی شده، نه بینی‌هایی به سبک آسیایی‌ها و آفریقایی‌ها که بینی سربالای اروپایی است و دوری از این معیارها و داشتن تصور ذهنی منفی می‌تواند فرد را با فشارهای روحی و درگیری‌های ذهنی فراوانی روبه‌رو سازد».

 

چرا جراحی؟

همه ما در زندگی با دیگران در پی به دست آوردن احترام و منزلت بیشتر هستیم، همه می‌کوشیم چیزهایی را مال خود کنیم که باعث می‌شود در جامعه از جایگاه بالاتری برخوردار شویم و احترام و منزلت بیشتری کسب کنیم.

در جامعه‌ای که زشت بودن یا زیبا بودن تأثیر حیاتی بر منزلت اجتماعی افراد دارد، آنها خواهند کوشید که به هر قیمت ممکن خود را به معیارهای زیبایی نزدیک کنند. با استفاده از رژیم‌های لاغری، مصرف بی‌رویه لوازم آرایش و البته جراحی‌های زیبایی. تمایل روزافزون افراد به استفاده از چنین شیوه‌هایی برای زیباتر شدن بخوبی گویای این نکته است که تجربه زندگی به این افراد آموخته است با زیباتر شدن است که می‌توانند موقعیت مطلوب‌تری به دست آورند مهم نیست که پشت نقاب زیبایی‌شان چه چیزی پنهان کرده‌ باشند، مهم نیست که پشت بینی و لب‌ها و گونه‌های متعادلشان، مغزی فعال و ژرف‌اندیش یا در سینه قلبی مهربان و رئوف داشته باشند. در چنین شرایطی زیبایی و ثروت بهترین سرمایه‌ها برای به دست آوردن جایگاه برتر در جامعه است.

دو سرمایه‌ای که قابل تبدیل به یکدیگر هستند؛ با ثروت می‌توان زیبایی را به دست آورد و با زیبایی ثروت را و بیهوده نیست که این دو مقوله در میان معیارهای جوانان برای انتخاب همسر اهمیت و نقش اساسی یافته است

ذکایی و همکارش در پژوهششان درباره این گرایش به زیبایی هر چه بیشتر در میان زنان متذکر شده‌اند: «در جامعه جدید ایران اهمیت ظاهر به عنوان معیاری برای ارزش‌گذاری افزایش یافته و از هر ناحیه به زنان فشار وارد می‌شود تا زیبا باشند و به زیبایی خود توجه نمایند چرا که ظاهر و زیبایی ملاک انتخاب و مطلوبیت تلقی می‌گردد و حتی ابزاری برای موفقیت و ورود به عرصه‌های بهتر و والاتر به شمار می‌رود. در چنین شرایطی زنان زیبا، قدرتمند تعریف می‌شوند، زیبایی به ابزاری برای قدرت زنان تبدیل می‌شود و زیبایی زن در مقابل ثروت یا منزلت یک مرد معامله می‌گردد».

 

 

 
افسوس نماندی
تا برگ های دفتر خاطراتم را بخوانی
حرف هایم را بشنوی
وغلط های دیکته ی زندگی ام را
درست بنویسی
هنوز در خاطره ی آن روزم
که همبازی کودکی هایم شدی
تا از پله های نوجوانی بالا بیایم
وجوانی ام را به تماشا بنشینم
هنوز حرف هایت 
پرده های دلم را می نوازد
وصدایت در کلاس خیالم می پیچد
« آن مرد, با اسب آمد
آن مرد, در باران آمد.»
هنوز چشم انتظارآن روزم
که آن مرد با اسب بیاید
ودر باران اشک هایم,
تن بشوید
و راه چون تو شدن را,
به من بگوید
ای معلم خوبی ها
 
 
در کدامین لحظه دفن شد کودکی ام
که هنوز مجهول است مزارش...
من همان روزها را دوباره میخواهم
کاش تو را بازگشتی بود
و مرا جراتی به جبران...
افسوس رفتی و تمام خاطراتم را
به زیر خاک سرد بردی
افسوس...
  

شهرچشمانت شلوغ است 

هرکسی درآن یه جوراست 

من بیچاره در گوشه چشمت 

به مانند یک گندم تشنم 

هرلحظه عطش تاب مرامیگیرد 

جرعه آبی بده من میمیرم 

ای کاش درآن لحظه دقیق بودم 

که فقط گوشه چشمت خالیست 

که فقط جای من آنجاخالیست... 

ای وای براین دل مریضم 

کزروزنخست توراندیدم


نکات کلیدی برای موفقیت در زندگی

 

 

برای رسیدن به موفقیت یکسری نکات ریز و مهمی در زندگی وجود دارد که باید همیشه به آنها توجه کنیم و آنها را ملکه ذهن خود قرار دهیم.
به یاد داشته باش که ...
 
۱) آنان که تجربه های گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار اشتباهند.
 
۲) از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند.
 
۳) پیچهای جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی.
 
۴) وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته ای.
 
۵) آدمهای بزرگ شرایط را خلق می کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می کنند.
 
۶) آدمهای موفق به اندیشه هایشان عمل می کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می اندیشند.
 
۷) گاهی خوردن لگدی از پشت برداشتن گامی به جلو است.
 
۸) هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل نیست دل نبند.
 
۹) همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.
 
۱۰) با هر کسی مانند خودش رفتار کن تا نتیجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.
 
۱۱) هرگز برای کسی که حاضر نیست برای تو کاری انجام بدهد، کاری انجام نده.
 
۱۲) به کسانی که خوبی دیگران را بی ارزش یا از روی توقع می دانند خوبی نکن اما اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.
 
۱۳) قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول ۱۴قضاوت بد.
 
۱۵) وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.
 
۱۶) به خودت بیاموز هر کسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.
 
۱۷) هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.
 
۱۸) همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسی، چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی.
 
۱۹) هرگاه نتونستی اشتباهی رو ببخشی اون از کوچکی قلب توست، نه بزرگی اشتباه.
 
۲۰) همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.
 
۲۱) عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.
 
۲۲) آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهایی را که باز می شوند نبینی.
 
۲۳) کسی که برای آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.
 
۲۴) آنکه برای رسیدن به تو از همه کس می گذرد عاقبت روزی تو را تنها خواهد گذاشت.
 
۲۵) نتیجه گیری سریع در رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است.
 
۲۶) هیچ گاه ابزار رسیدن به خواسته دیگران نشو.
 
۲۷) اگر می خواهی اعمالت مورد پسند خدا باشد، در سختیها از خودت بگذر، دیگران را قربانی نکن.
 
۲۸) از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کنی.
 
۲۹) دوست برادری است که طبق میل خود انتخابش می کنی.
 
۳۰) لیاقت محبت و مهربانی دیگران را داشته باش.

شب یلدا

 
 
امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم ...
شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی
بر تو ایرانی مبارک
* * * * * * * * * *
باور به نور و روشنایی است ،
که شام تیره ،از دل شب یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد
یلدایتان مبارک
* * * * * * * * * *
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.
.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد
* * * * * * * * * *
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی...روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!
* * * * * * * * * *
یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!
* * * * * * * * * *
شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان است
یلدا مبارک
* * * * * * * * * *
یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم. یلدا مبارکباد
* * * * * * * * * *
امسال چه زیباست شب یلدای من طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود معبودم یلدا مبارک 
 
* * * * * * * * * *
آری امشب شب یلدا است.....
شب فال.....
شب عشق.....
شب هندوانه.....
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک

خدا

 

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم.همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیفو ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.!