خبر ویژه
محمد جانبلاغی روزانه به افراد زیادی مشاوره میدهد که زندگی اشان بهتر شود
به نظر شما چرا افراد به روانشناس محمد جانبلاغی مراجعه میکنید در حالی که روانشناسان دیگری هم هستند که میتوانید به آنان مراجعه کنید؟
آیا شما هم میخواهید جزو این افراد باشید؟
به دلیل تماس ها زیاد لطفا هم اکنون جهت تعیین وقت مشاوره اقدام کنید و وقت خود را رزرو کنید.
هم اکنون وارد لینک زیر شوید
✴️ http://schoollife.ir/appointment-consultations/
☄ دیدگاه های کسانی که با محمد جانبلاغی مشاوره داشته اند را اینجا بخوانید:
✴️ http://schoollife.ir/appointment-consultations/
به فکر چاره باشیم...
آیا دوست دارید انسان شاد و موفقی باشید؟
آیا از زندگی راضی هستید؟
رابطه شما با همسرتان، فرزندتان یا شریک و همکارتان چگونه است؟
آیا میخواهید شیوه دیگری از تفکر،رفتار و زندگی را تجربه کنید؟
آیا میدانید بیشتر افرادی که با « محمد جانبلاغی » مشاوره داشته اند یا درکارگاه و سمینارهای ایشان شرکت کرده اند از زندگی اشان کاملا رضایت دارند و از همه مهم تر شادتر هستند و قدر خودشان را بیشتر می دانند؟
شما برای خوشبختی خودتان چه چاره ای اندیشیده اید؟
قبل از هر تصمیمی هم اکنون به صفحه مشورت با محمد جانبلاغی مراجعه کنیدو
زندگی را برای خود و کسانی که دوستشان دارید زیبا تر کنید...
مسئول شادی و خوشبختی شما فقط خودتان هستید...
هم اکنون برای خودتان کاری بکنید ...
✳️ مشورت با محمد جانبلاغی هم اکنون در لینک زیر:
✴️ http://schoollife.ir/appointment-consultations/
☎️ منتظر تماس شما هستیم...
با ادای احترام محمد جانبلاغی
گاهی اوقات ما سعی میکنیم به دنیا نشان بدهیم که بیعیب و نقص هستیم؛ به این امید که دیگران ما را بپذیرند و دوست داشته باشند. اما در توان ما نیست که همه را راضی نگه داریم؛ پس بهتر است از همان ابتدا به این منظور تلاش نکنیم.
زیبایی ما در آسیبپذیری ما، احساسات پیچیدۀ ما، عیبها و نقصهای ما نهفته است. هنگامی که بپذیریم در واقع چه کسی هستیم و از تلاش برای تبدیل شدن به کسی که دیگران انتظار دارند دست بکشیم، در حقیقت به استقبال رابطههای واقعی، شادی حقیقی و موفقیتهای بزرگ رفتهایم. هیچ نیازی به داشتن نقاب نیست. لزومی ندارد تظاهر کنید که کسی غیر از خودتان هستید. لازم نیست چیزی را به کسی اثبات کنید؛ زیرا…
۱- برای تحتتأثیر قرار دادن دیگران باید خودتان باشید.
در درازمدت بهتر است دیگران برای آنچه که هستید از شما نفرت داشته باشند، تا اینکه برای آنچه که نیستید دوستتان داشته باشند. درواقع، تنها روابطی در طولانی مدت دوام میآورند که شما را تبدیل به انسان بهتری کنند؛ بدون اینکه از شما فرد دیگری بسازند.
از مسائلی که به ایجاد تفاهم بین زوجین کمک کند،کفویت تحصیلی است
نه گامی جلوتر،نه گامی عقب تر ،همسرم درکنار من باش و با من گام بردار.اینگونه طی کردن مسیر برای مان آسان تر است.
دو نفر را تصور کنید که دستانشان در دست هم و در حال راه رفتن هستند،تا وقتی پابه پای هم پیش می روند ،مشکلی رخ نمی دهد و می توانند به مسیر خود ادامه دهند اما وقتی یکی از آنها بر سرعت راه رفتن خود می افزاید و آن دیگری هنوز به سرعت قبل راه می رود، یا به زمین می خورند و یا باید دستان یکدیگر را رها کنند.ازدواج یک همراهی همیشگی است.می گویند زن و شوهر باید نه گامی جلوتر و نه گامی عقب تر ،بلکه در کنار هم باشند.این همراهی و همقدمی از لحظه ی اول تا آخرین نفس لازم الاجراست.
* لطفا برای دریافت مقلات از گزینه save target as ... استفاده نکنید.
موضوع: تعلیم و تربیت (انتقاد سازنده از آموزش و پرورش)
نویسنده: محمد جانبلاغی
منبع: مکتب زندگی
حجم فایل: 376 KB
نوع فایل:PDF
در دنیای رقابتی امروز اگر میخواهید زندگی خوب و باکیفیتی داشته باشید باید رفتار هوشمندانهای از خود نشان دهید. هر قدر باهوشتر باشید راحتتر زندگی میکنید. شما چگونه هستید؟ آیا دیگران شما را باهوش میدانند؟ خودتان درباره خود چه نظری دارید؟
تصمیمگیری سریع
به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم آنلاین،یک فرد باهوش در موقعیتهای مختلف بسرعت تصمیمهای درست میگیرد. در حقیقت با درک سریع روابط و بینش صحیح خود بسرعت تصمیمگیریهای عاقلانهای میگیرد.
خواننده گرامی سلام.
برنامه ای که هم اکنون در اختیار شما قرار دارد توسط محمد جانبلاغی نوشته شده و در مکتب زندگی به انتشار گذاشته شده است.
بر اساس پذیرش گرم شما از مجموعه اول مقالات ما اقدام به انتشار مقالات جدید نمودیم.
امیدورام این مجموعه هم مورد عنایت شما قرار بگیرد.
این مجموعه کاملا کاربردی و بر اساس تجربه من جانبلاغی در کار مشاوره و برخورد با عزیزانی که از این مشکلات رنج می بردند نوشته شده است.
این مجموعه شامل مقالات روانشناسی با موضوعات گوناگون در زمینه های زیر می باشد:
- ابراز احساسات(چرا در ابراز احساساتتان ناتوان هستید؟)
- انتخاب در زندگی ( آیا خودت انتخاب کردی؟)
- ارتباط موفق (آموزش تکنیک های ارتباط موفق)
- ملاک های انتخاب همسر (عشق و ازدواج)
- هدف (راه های انتخاب هدف موفق)
- فرار از حقیقت (راه های خود شناسی)
- همسران موفق
- عشق
- موفقیت
- پذیرش (توانایی تحمل تفاوت ها)
- سهم من از زندگی
- سردرگمی در بازی زندگی
- تنهایی (احساس تنهایی می کنم! کمکم کن غمگینم)
و....
لطفا نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را درباره این مقالات برای ما بفرستید تا خدمات بهتری برای شما عزیزان ارائه نمایم.
شادوتندرست باشید.
دوستدارتان
محمد جانبلاغی(کارشناس ارشد روانشناسی بالینی)
دانلود 18 مقاله جدید روانشناسی به قلم محمد جانبلاغی
دانلـــــــــــود و دریافت مقالات مجموعه اول
دانلود 36 مقاله روانشناسی به قلم محمد جانبلاغی
خواننده گرامی سلام.
برنامه ای که هم اکنون در اختیار شما قرار دارد توسط محمد جانبلاغی نوشته شده و در مکتب زندگی به انتشار گذاشته شده است.
این مجموعه شامل مقالات روانشناسی با موضوعات گوناگون می باشد.
این برنامه هر 14 روز یکبار بر مقالاتش افزده می شود. توصیه می کنیم برای دریافت مقالات دیگر با مکتب زندگی در ارتباط باشید.
لطفا نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود را درباره این مقالات برای ما بفرستید تا خدمات بهتری برای شما عزیزان ارائه نمایم.
شادوتندرست باشید.
دوستدارتان
محمد جانبلاغی(کارشناس ارشد روانشناسی بالینی)
دانلود 36 مقاله روانشناسی به قلم محمد جانبلاغی
مسائل مردانه که اغلب باعث لطمه به روحیه و روان آقایان نیز می شوند عبارتند از مسائلی مانند نیاز به آرامش ،نیاز به تعریف و تمجید ، لذت جنسی وکمبود عاطفه و… باشد در اینجا میخواهیم بیشتربه رازهای آقایان بپردازیم.
عملکرد مردان به طور طبیعی در بیان احساسات و عواطف مانند زنان نیست. آنان اغلب هنگام بروز برخی مشکلات و مسائل حساس سعی میکنند آرامش خود را حفظ کنند و اجاز ندهند کسی از تلاطم آنان باخبر شود، اما این رازها ممکن است آیندهای تلخ را پس از ازدواج و شروع زندگی مشترک برای آنان رقم بزند.
چنانچه مردان از گفتوگوی صادقانه با همسرشان مطمئن باشند به یقین آنان روابط خود را بهبود میبخشند. روانشناسان بالینی توصیه میکنند زنان به مسائلی که ممکن است مردان از آنان پنهان کنند، توجه داشته باشند تا بتوانند به بهترین وضع ممکن زندگی را اداره کنند.
ادامه مطلب ...
* لطفا برای دریافت مقلات از گزینه save target as ... استفاده نکنید.
موضوع: دید نو زندگی نو (روانشناسی)
نویسنده: محمد جانبلاغی
منبع: مکتب زندگی
حجم فایل: 420kb
نوع فایل:PDF
«جهت دریافت فایل لطفاً به ادامه مطلب مراجعه فرمایید»»
ادامه مطلب ...
بایاد دوست...
من محمد جانبلاغی تا کنون مقالات و کتاب های متعدد در زمینه های مختلف نوشته ام... ولی حالا می خواهم در باره واقعیت دادن به هدف صحبت کنیم...
لطفاً تا آخر مطلب را بخوانید...
یکی بوگاتی میخواهد و دیگری کشتی تفریحی دوست دارد، یکی میگوید هواپیمای شخصی و یکی کاخی بزرگ را طلب میکند و یکی هم میخواهد صاحب یک سایت مانند فیسبوک باشد و شاید کسی هم میخواهد نخستین فضانوردی باشد که قدم روی مریخ گذاشته است.
حالا همان چراغ جادو را مقابل مردم ایران بگیر. نفر نخست پول زیاد میخواهد، آن یکی پول فراوان میخواهد، یکی دیگر پول هنگفت میخواهد، آن یکی 3000 میلیارد طلب میکند و یکی دیگر میگوید میخواهد بین فامیل پولدارترین باشد و هرگز ثروت کسی از او بالاتر نرود.
بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها میخواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایهگذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانوادهشان را میخواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی میکنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن میگذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمیکند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که میتواند دروغگویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد. آنها برای ادای نذر خود گوسفند میکشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم میکنند و کلهپاچهاش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل میکنند.
اگر میخواهند بقیه دوستشان داشته باشند، خودشان را پولدار جلوه میدهند و اتومبیلهای مدل بالا سوار میشوند تا دیگران عاشقشان شوند. آنها میدانند اگر دوست و فامیل احساس کنند که وضعشان مناسب نیست، طردشان میکنند؛ پس وانمود میکنند که دغدغه مالی ندارند. وقتی توی میهمانی مینشینند، درباره قیمت جدید خودروها میپرسند و میگویند که قصد دارند یکی بخرند، اما این در حالی است که هرگز پولی برای این کار ندارند. آنها چنان در پی چشموهمچشمی هستند که یک کارگر ساده کارخانه خانه پدری خود را میفروشد و به اجارهنشینی روی میآورد تا همسرش بتواند به فامیل خود بگوید که سانتافه سوار میشوند.
بیشتر مردم ایران تاجران خانگی هستند. آنها طلای اندوخته دارند، دلار و یورو خریدهاند یا در پی افزایش سود حساب بانکی خود هستند، پس هر روز در سه نوبت صبح، ظهر و عصر، قیمت ارز و سکه را پیگیری میکنند و با شنیدن آن سوت میکشند و نچنچ میکنند، چون نگران سرمایه خود هستند.
مردم ایران آرامش ندارند. آنها به این اعتقاد ندارند که هر کسی باید هماهنگ با درآمد خود زندگی کند. آنها ابتدا یخچال سایدبای ساید را نمادی از ثروت میدانستند و سپس به تلویزیونهای تخت روی آوردند.
بسیاری از مردم ایران ماهانه قسط خانه و اتومبیل و وسایل الکترونیکی را میپردازند که به آن نیازی ندارند. آنها پارکینگ ندارند، اما اتومبیل گرانقیمت میخرند و نیمهشب با شنیدن صدای آژیر دزدگیر از خواب میپرند و با عجله خودشان را به پشت پنجره میرسانند و پایین را نگاه میکنند.
مردم ایران، ثروتمندترین ملت جهان هستند، اما همیشه ناله میکنند که پول ندارند. آنها خودروهای مدرن را به دو برابر قیمت آن در جهان میخرند و جدیدترین گوشیهای موبایل و تبلتها را به دست میگیرند. در عسلویه، گوشیهای کارگران از موبایل مهندسان جدیدتر و گرانتر است.
مردم ایران مانند زامبیها زندگی میکنند. زامبی، انسانی است که هدف و آرزو ندارد و فقط صبح را به شب میرساند و شب خود را به صبح روز بعد پیوند میزند. زامبی، معنای عشق و دوست داشتن را نمیفهمد. همان زامبیها پشت میز مینشینند تا برای دیگران تصمیم بگیرند.
چیزی که مردم ایران آن را «زندگی» معنی کردهاند، زندگی نیست. آنها یکدیگر را دوست ندارد. بیشتر آنها زامبی هستند. زامبیها، پولپرستهایی هستند که روی هر چیزی قیمت میگذارند و زندگی را فقط از زیر گلو تا سر زانوهایشان میبینند.
ستی شاخه ای از ستاره شناسی است
«آخرین مرد جهان در خانه نشسته بود، کسی بر در کوبید!» این داستان بسیار کوتاه از فردریک براون (۱۹۷۲-۱۹۰۶) شاید یکی از هراسناک ترین داستان های ممکن باشد. تصور چنین موقعیتی مو بر تن انسان سیخ می کند و البته شاید در مقیاسی بزرگتر، این روایت توصیفی از موقعیت ما با جهان اطرافمان را به تصویر بکشد.
تا جایی که می توانیم با قطعیت حرف بزنیم هنوز نتوانسته ایم هیچ نقطه ای از عالم و غیر از زمین را پیدا کنیم که در آن حیات به هر شکلی وجود داشته باشد. طبیعتا در هیچ جای عالم نیز حیات هوشمندی غیر از زمین پیدا نشده است. اما این به چه معنی است؟ آیا ما تنها هستیم؟ آیا در جهانی به این وسعت، زمین ما تنها جایی بوده که توانسته است، بذر حیات را در دل خود بپرورد و آن را بارور سازد و در نهایت به شکل گونه ای هوشمند تکامل بخشد؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا؟ و اگر پاسخ منفی است پس دیگران کجا هستند؟
موقعیت فعلی ما در نقش نژاد انسان، با آخرین مرد جهان در داستان بالا فرقی نمی کند. با این تفاوت که ما از ابتدا خود را تنها تصور کرده ایم. ما کودکی بوده ایم که در شهری عظیم و خالی از سکنه رشد کرده ایم و تنها بزرگ شده ایم. برای مدتهای طولانی اعتقاد داشتیم که قطعا تنها هستیم و حتی اندیشه وجود هر جنبنده دیگری را سرکوب می کردیم. مدتی بعد امیدوار شدیم. با پای لنگانمان به خانه های اطراف سرک کشیده ایم و به دنبال نشانه ای از انسانی دیگر و یا حداقل گیاهی و سبزه ای گشته ایم. آتشی روشن کرده ایم و دودی به آسمان فرستاده ایم تا شاید دیگران ما را ببینند و در شب های تاریک به اطراف گوش سپرده ایم تا شاید صدای گام پای دور دستی را از میان صدای باد و آب تشخیص دهیم. از یک سو نقشه ای پیدا کرده ایم که به کمک آن ابعاد شهر و سیاره امان را پیش رویمان گشوده است. می دانیم حتی اگر در همسایگی ما خبری نبود شاید در گوشه ای دیگر کسی باشد. از طرفی وسیله قدرتمندی برای رفتن به راه های دور در اختیار نداریم. ماییم و جهانی پر از شهرهای خالی از سکنه و امید به یافتن انسانی دیگر.
در دنیای واقعی یکی از موسسات پیشرویی که به دنبال هوشمندان فرازمینی می گردد موسسه جستجوی برای هوشمندان فرازمینی یا SETI است. جایی که با کمک ابزارهای مدرن خود گوش و چشک به آسمان دوخته است تا نشانه ای از تمدن های هوشمند دیگر در فراسوی زمین پیدا کند. پژوهش درباره ستی پژوهش درباره بشقاب های پرنده و شبه علم نیست بلکه روشی علمی برای هدفی علمی است و از سوی موسسات علمی پیشرو و جمعی از دانشمندان مجرب دنبال می شود. مدیریت بخش تحقیقات این موسسه اکنون بر عهده دکتر جری هارپ (Gerry Harp) است که جانشین چهره افسانه ای این موسسه جیل تارتر شده است. او در این گفتگو با دانستنیها درباره ستی و درباره تلاش های ما برای فهمیدن اینکه آیا در نهایت ما تنها هستیم یا نه سخن گفت.
اینک ما در خانه خود خسته و امیدوار نشسته ایم و گوش و چشم به بیرون دوخته ایم. شاید تنها فرق ما با آخرین مرد جهان در پایان هراسناک داستان باشد. من مطمئن نیستم کدام یک از این دو حالت برای ما، هراسناک تر خواهد بود: روزی که کسی بر در خانه امان بکوید و یا روزی که بفهمیم واقعا آخرین مرد جهانیم؟
شاید این برای شما هم پیش آمده باشد: با ورود به فروشگاه، فراموش می کنید برای خرید چه به اینجا آمده اید. یا نام همسر همکار خود را فراموش کنید.
کلیدهایتان را جا بگذارید و ... . اینکه هر چند وقت یکبار آدم فراموش کاری شوید کاملا طبیعی و نرمال است. به ویژه زمانی که فکرتان حسابی مشغول است احتمال فراموش کردن مسایل ساده زندگی بسیار بیشتر خواهد بود.
تحقیقات نشان می دهند، از دست دادن حافظه می تواند از 20 سالگی شروع و با بالا رفتن سن، بیشتر شود. اما جای نگرانی نیست. با چند راهکار بسیار ساده در طول روز می توانید همیشه هوشیار باشید. در این مطلب 5 راهکار را برایتان انتخاب کرده ایم.
ادامه مطلب ...
محققان میگویند: اگر میخواهید افراد با شما صادق باشند، از آنها درخواست کنید تا اول امضا کنند.
به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا منطقه دانشگاه علوم پزشکی تهران، تحقیقات جدید نشان میدهد هنگامی که افراد، بالای یک فرم را امضا میکنند نسبت به کسانی که در پایین فرم را امضا میکنند احتمال بیشتری دارد که فرم را صادقانه پر کنند.
محققان از دانشگاه تورنتو توضیح دادند: این نتایج نشان میدهد زمانی که افراد نام خود را در بالای فرمها امضا کرده و دقت و صحت اطلاعات وارد شده را تایید میکنند، احساس اخلاقی آنها فعال میشود و در نتیجه، تقلب برای آنها دشوار میشود.
نینا مزار، استادیار بازاریابی در دانشکده مدیریت راتمن دانشگاه تورنتو گفت: بر اساس تحقیقات قبلیمان، میدانستیم که یک کد برای محترم شماردن افراد مفید است، اما ما از نتایج این پزوهش که نشان داد چقدر مکان این کد مهم است تعجب کردیم.
در مسابقه عکاسی از پدیده های فیزیکی که توسط بنیاد علمی آموزشی قلم چی برگزار شد عکس زیر به عنوان بهترین عکس انتخاب شد.
توضیح عکس: مرکز جرم بعضی اجسام مثل کره یا مکعب و... در مرکز آنها قرار دارد. ولی مرکز جرم بعضی از اجسام در خارج از آن جسم قرار دارد. در این آزمایش با استفاده از خلال دندان و چنگال تعادل را در راستای مرکز جرم چنگال ها که نوک خلال دندان است، به وجود آوردیم تا گشتاور دو طرف این نقطه با هم برابر شود.
این عکس علیرضا ابوطالبی از بابلسر (سوم راهنمایی) برای ما به منظور شرکت در مسابقه عکاسی از پدیده های فیزیکی ارسال کرده است.
در نگاه اول این تصویر برای خیلی ها باور نکردنی است. در نگاه دوم هم همین طور آنقدر باور نکردنی است که خیلی ها از ما خواستند که یک جوری به ما ثابت کنید این عکس واقعی ست. این شد که ما از نفر اول این مسابقات خواستیم فیلم اجرای این آزمایش رو برای ما ارسال کنه. فیلم رو دانلود کنید و نظرتون رو راجع به اجرای دقیق این دانش آموز بنویسید.
در کرانه عظیم گیتی زمین کجا واقع شده و چشم انسان تا کجای دنیا را میتواند کشف کند؟
دانشمندان میگویند که هستی بیش از 13 میلیارد سال عمر دارد و پیمودن پهنای آن 186 میلیارد سال نوری طول پیمایش لازم دارد.
تصاویری که در زیر میبینید مجموعهای از اجرام آسمانی است که در با تمام وسعت خود در هر عکس نسبت به عکس قبل تبدیل به نقطهای میشود و ذرهای بیش نیست. حال ما کجای این دنیا هستیم؟
زمین
منظومه شمسی
منظومه های ستاره ای نزدیک به منظومه شمسی
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد. |
ممکن است بتوانیم خوب حرف بزنیم اما هیچ کس به ما نیاموخته که خوب گوش بدهیم ! گوش دادن به ظاهر مساله اى ساده و عادى و روزمره میان مردم است اما فقط شمار کمى از ما از این هنر به خوبى استفاده مى کنیم در عین حال که تفاهم و معاشرت میان انسان ها معمولا با امورى به همین سادگى آغاز مى شود. براى همه ما پیش آمده است که گاه وارد مجلسى شده ایم و همه را سرگرم حرف زدن دیده ایم اما متوجه نشده ایم که شنونده چه کسى است؟ هنر گوش دادن آن است که طورى به دیگران گوش دهیم که احساس کنند داریم از آنها حمایت مى کنیم و در پى درک آنها هستیم. بنابراین ما را مورد اعتماد و صمیمى مى پندارند. اگر فقط ژست گوش دادن به خود بگیریم به زودى لو رفته و دستمان رو مى شود. هنر گوش دادن باید با چشم، قلب و فکر و تخیل صورت گیرد. خوب گوش کردن، نوعى ارتباط غیرکلامى قدرتمند است. دوست ژاپن رفته اى مى گفت: همیشه خودم را شنونده خوبى تصور مى کردم تا این که فرصتى دست داد و دو سال در ژاپن به سر بردم. در فرهنگ ژاپن گوش دادن مفهوم بسیار عمیق ترى دارد، آن وقت بود که پى بردم من تا به حال بیشتر حرف هاى دیگران را مى شنیده ام و در بیشتر موارد هنگامى که آنها در حال حرف زدن بودند من به این فکر مى کردم که چه پاسخى بدهم! چقدر حمایت مى کنیم و تا چه اندازه سرمان را تکان مى دهیم؟ ساده ترین و نخستین کار یک شنونده خوب، تکان دادن سر است. گرچه وقتى به گفته فردى گوش مى دهیم با واژه هایى چون خیر، بله، درسته، مى فهمم، که این طور و … احساس علاقه خود را به حرف هایش نشان مى دهیم. نخستین حمایت واکنشى فراتر از یک تصدیق یا تایید ساده است. گلدمن در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که وقتى تشویق کلامى را با ارتباط چشمى همراه مى کنیم نشان دهنده علاقه بیشتر به دیگران است با این تاکید که گاهى استفاده بیش از حد از نگاه یا نگاه هاى خیره حمل بر تهدید مى شود و مخاطبان را آزرده خاطر مى کند. بسیارى از مردم وقتى براى نخستین بار با کسى برخورد مى کنند نمى توانند توجه مخاطب را به خود جلب کنند. دلیلش آن است که به حرف هاى طرف مقابل به دقت گوش نمى دهند. آنها تمام هم خود را متوج سخنى مى کنند که مى خواهند به طرف مقابل بگویند. بنابراین هرگاه احساس کردید در پى پاسخ مناسب هستید، جلوى این روند را بگیرید زیرا مانع تمرکز شما بر سخنان طرف مقابل است در غیر این صورت فردى غیرقابل اعتماد به نظر مى رسید. |
بعضیها استدلال میکنند که کارهایی که جوانان وارد آنها میشوند ، به میزان زیادی توسط وضع موجود جامعه تعیین میشوند ، و اینکه برای بسیاری از جوانان راههای انتخاب وجود ندارد . عدهای دیگر ، که شامل بسیاری از متخصصان مشاور هم میشود ، با این استدلال مخالفند . استدلال این افراد این است که بیشتر جوانان راههای معنی داری دارند که میتوانند یکی از آنها را برگزینند . این افراد وظیفه مشاوران شغلی را آگاه ساختن جوانان از این راههای انتخاب و توانا ساختن آنها برای انتخاب از میان این راهها با توجه به ویژگیهای فردی خود میدانند .
با این وجود ، گروهی دیگر دیدگاهی ” میانه رو ” دارند و تاکید آنها بر نفوذ افراد مهم و تاثیر سایر منابع در انتخاب شغل میباشد .
به احتمال قوی ، یک مشاوره خوب باید بر پایه هر سه این دیدگاهها بنا شود :
1- وضع موجود جامعه
2- عوامل موثر فوری تر
3- ویژگیهای فردی
وضع موجود جامعه :
در گستردهترین سطح ، فرهنگ ما مجموعه پیچیدهای از انتظارات اجتماعی را منتقل میسازد . جایگاه جوانان و خانوادههایشان در ساختار اجتماعی جامعه ، دیدگاههای آنها را نسبت به خودشان و دنیای کار ، تحت تاثیر قرار میدهد و در نتیجه آرمانها و انتظارات آنان را نیز تحتالشعاع قرار میدهد
وضعیتهای مختلفی که میتواند گستره امکانات و راههای انتخاب جوانان را محدود کند ، شامل موارد زیر میشود :
سطح شغلی والدین :
جوانانی که والدین آنها در شغلهای تخصصی و مهارتی فعالیت داشتهاند ، در مقایسه با افرادی که والدینشان در شغلهای کمتر تخصصی یا سادهتر فعالیت داشتهاند یا برای مدتی طولانی بیکار بودهاند ، به سوی آرمانهای جاه طلبانهتر گرایش پیدا میکنند و دسترسی به فرصتها و امکانات بیشتری دارند .
ادامه مطلب ...آیا احساس میکنید که نیاز شما به سازماندهی کردن کارها یا افزایش کاراییتان، بیشتر شده است؟ آیا وقت خود را صرف فعالیتهای زیادی میکنید اما با کمال تعجب میبینید که هیچ گام مثبتی در جهت تکمیل آنها برنداشتهاید؟ از لحاظ طرز استفاده، زمان شبیه پول است. ما زمان را مصرف، ذخیره یا سرمایهگذاری میکنیم. وقتی زمان را سپری میکنیم هیچ پیشرفتی در کارایی، موثر بودن و راندمان ایجاد نمیشود. زمان، بدون بازگشت سپری میشود. وقتی که کارهایی را در زمان کمتر و با زحمت کمتری انجام میدهیم در واقع زمان را ذخیره کردهایم. در اینجا ما از میانبرها استفاده کرده و فعالیتهایمان را انجام میدهیم. وقتی هم که در حال سرمایهگذاری زمان هستیم به معنای آن است که ما اکنون زمان را استفاده میکنیم تا آن را برای آینده ذخیره کنیم. وقتی به سینما میرویم زمان خود را سپری میکنیم. به هر حال اگر یک فیلمنامهنویس باشیم، زمانی را که در سینما صرف میکنیم به عنوان سرمایهای برای ما تلقی میشود که مهارت نوشتن ما را بالا میبرد. با این کار در آینده به دلیل افزایش مهارت، زمان کمتری را صرف نوشتن خواهیم کرد و در واقع سرمایهگذاری کردهایم. سپردن کارها به دیگران یک سرمایهگذاری ارزشمند وقت محسوب میشود. وقتی ما کاری را به دیگری میسپاریم در واقع به کسی کاری را میآموزیم که معمولا خودمان آن را انجام میدادیم. در حالی که آموزش دیگران در زمان حال، وقتگیر است اما در آینده شما را از انجام آن کارها فارغ میکند. مهارتهای مدیریت زمان خصوصا برای کسانی که اغلب کارهای مختلف متنوعی را در طی یک روز انجام میدهند، اهمیت مییابد. نکات مدیریت زمان، به شما در افزایش کارایی و کاهش اضطرابهایتان کمک میکند. - بدانید که مدیریت زمان مسالهای است که از قدیمالایام وجود داشته است. |
حتما شنیده¬اید که می¬گویند انسان دارای پنج حس بویایی، شنوایی، بینایی، چشایی و لامسه است.
اما جالب است بدانید که بسیاری از حیوانات علاوه بر این حواس، حس¬های دیگری دارند که ما انسان¬ها از آنها بی¬بهره¬ایم. یکی از این حس¬ها «حس مغناطیسی» است. پرندگان، موریانه¬ها، مگس¬ها و مارماهیها از جمله جانورانی هستند که قادر به درک نیروی مغناطیسی زمین و استفاده از آن هستند. مثلا کبوتر نامه¬بر قادر است با درک نیروی مغناطیسی زمین مسیر خودش را پیدا کند و پیام-ها را به دست صاحبانشان برساند. اینکه جانوران به طور غریزی چگونه از این نیرو استفاده می¬کنند، سال¬ها مورد تحقیق و بررسی دانشمندان بوده¬است. روی منقار بعضی از پرندگان گیرنده¬هایی وجود دارد که حاوی سلول¬های عصبی پیچیده و ماده¬های معدنی مثل اکسید آهن است. در واقع ساختار این سلول¬ها به گونه¬ای است که به پرنده اجازه می¬دهد تا مانند یک قطب¬نما، جهت¬یابی کرده و راه بازگشت به خانه را پیدا کند.
حدود 40 سال پیش دانشمندی به نام «کلوز شالتن» حدس زد که وجود مادهای در چشم یا مغز پرندگان، این توانایی را به آنها می¬دهد تا از نیروی مغناطیسی زمین کمک بگیرند و مسیر سفرشان را پیدا کنند. ولی در آن زمان شرایط برای تحقیق روی این مسئله مناسب نبود. بررسی¬هایی که بهتازگی روی پرندگان مهاجر انجام شده¬است، ثابت کرده که آنها قادر هستند خط¬های مغناطیسی زمین را ببینند. دانشمندان حدس می¬زنند وجود مولکول ویژه¬ای در شبکیه چشم این پرندگان، قدرت تشخیص نیروی مغناطیس را به آنها می-دهد. این مولکول از یک نوع پروتئین حساس به نور تشکیل شده¬است و در بعضی از حیوانات وجود دارد. به گفته پژوهشگران، دسترسی به این پروتئین و یا ساخت آن در آزمایشگاه کار راحتی نیست ولی آنها توانسته¬اند با بررسی یک پروتئین مشابه به نام «سی.پی.اف» (cpf)که مدلی از پروتئین اصلی است، اطلاعات زیادی به دست بیاورند. در جواب به این پرسش که پرندگان در تاریکی شب چگونه راه خود را پیدا می¬کنند، باید گفت نور آبی که هنگام غروب و
تاریک شدن هوا وجود دارد، باعث تحریک «سی.پی.اف»شده و دو الکترون آزاد را در پروتئین به وجود میآورد که در تعیین جهتهای مغناطیسی نقش اساسی دارند.
دیدن، شنیدن و گفتن 3 وسیله مهم برای برقراری ارتباط با اطرافیان است. در نگاه اول همه چیز بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر میرسد، اما شاید تعجب کنید اگر بدانید دهها و احیانا صدها کتاب در زمینه ی چگونگی بهکارگیری این حواس برای ایجاد ارتباطی موثر نوشته شده است.
در این مقاله ده پیشنهاد برای بهتر وراحت تر ارتباط برقرار کردن را مطالعه می کنید :
مدیریت احساسات خود را به دست گیرید
«اگر میخواهید شاد باشید، شادمانه رفتار کنید».
احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما میتوانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت میکنند، با مدیریت و کنترل آنها میتوانید از شر آنها رهایی پیدا کنید. وضعیت بدن خود را تغییر دهید (اگر حرکت میکنید، بنشینید و بلند شوید) و مطابق با احساسی که دوست دارید رفتار کنید. اگر با اطرافیان خود با روحیهای شاد و مثبت برخورد کنید، تاثیر بهتری روی آنها خواهید داشت.
کمی از منطق فاصله بگیرید
«در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن که منطقی باشند، احساساتیاند».
این یک نکته کلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال میدهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت میکنیم. این یکی از دلایلی است که گفته میشود در ارتباط با مردم زبان بدن (حالتهای چهره و وضعیت بدن) و تن صدا بیش از 93 درصد کار را انجام میدهد.
معانی عمیقی در زیر کلماتی که به کار میبریم نهفتهاند ،اما زبان، بدن و تن صدا، احساسات و افکار واقعی ما را آشکار میسازند. به این دلیل است که توانایی تغییر و کنترل احساسات و داشتن روحیهای مثبت در حین برقراری ارتباط اهمیت پیدا میکند. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالتهای چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.
اگر تابه حال برای مسافرت، مراسم عروسی، میهمانی یا یک مراسم خاص برنامه ریزی کرده باشید، می دانید که چه کارهای زیادی باید انجام دهید. برنامه ریختن، چک کردن، تنظیم کردن، و دوباره برنامه ریختن، همه و همه را باید برای رسیدن به نتیجه ی دلخواه انجام دهید.
افراد زیادی از اهمیت برنامه ریزی برای رویدادها و اتفاقات مهم زندگی آگاه هستند، اما کمتر کسی پیدا می شود که از اهمیت برنامه ریزی برای کل زندگی خود آگاه باشد.
گفته می شود که مردم معمولاً برنامه ریزی نمی کنند که شکست بخورند، بلکه در برنامه ریزی کردن شکست می خورند. کاملاً واضح است که راه انداختن یک مراسم عروسی بدون برنامه ریزی فاجعه آمیز است. اما در مورد زندگیتان چه؟
شما سه راه را می توانید انتخاب کنید، یا خودتان باعث روی دادن اتفاقات زندگی شوید، یا کنار بایستید و پیش آمدن آن اتفاقات را نظاره کنید، یا از اتفاق افتادن آنها گیج و مبهوت بمانید.
اگر واقعاً بخواهید که هماهنگ با رویاها و امیال خود زندگی کنید، باید جزء آندسته از افراد باشید که خود باعث پیش آمدن اتفاقات می شوند. برای موفقیت و رسیدن به آنچه می خواهید، باید برنامه ریزی کنید!
در این مقاله قصد داریم ۱۰ دلیل عمده اهمیت برنامه ریزی برای زندگی را برایتان عنوان کنیم. با مطالعه ی این ۱۰ دلیل، متوجه خواهید شد که چرا برای رسیدن به موفقیت نیاز به برنامه ریزی دارید.
۱. یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد. برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا می خواهید بروید و چطور باید به آنجا بروید. بدون برنامه، شما در زندگی جهت نخواهید داشت و وقت خود را برای کارهایی تلف خواهید کرد که ممکن است هیچ تاثیری در آینده ی شما نداشته باشند.
ادامه مطلب ...انسان در زندگی به مشکلات زیادی بر می خورد که نیاز به حل آنها دارد و اصولا هر سوالی که انسان با خود مطرح می کند و جوابش را نمی داند خود ، مشکلی به شمار می رود . معمولا انسان با موضع گیری های زیادی مواجه می شود که مشکل به حساب می آیند و این هنگامی است که او هدفی مشخص دارد و برای تحقق آن تلاش می کند اما راهی که منتهی به تحقق هدفش باشد ، نمی شناسد ، یا مانعی وجود دارند که او را از رسیدن به هدفش باز می دارد .
1 – احساس وجود مشکل
سیر تفکر با احساس وجود مشکلی که برای انسان اهمیت دارد ، آغاز می شود . انسان در این مرحله نوعی انگیزه قوی احساس می کند که او را به حل مشکل تشویق می نماید . اصولا احساس وجود مشکل ، نخستین مرحله سیر تفکر را تشکیل می دهد
2 – جمع آوری مدارک پیرامون موضوع ( مشکل )
وقتی انسان وجود یک مشکل را حس می کند معمولا به جستجوی آن از تمام جنبه ها می پردازد تا آن را به خوبی درک کند . و بعد به جمع آوری کلیه اطلاعات و مدارک متعلق به آن و بررسی آنها ، به منظور شناختن درجه تناسب یا عدم تناسبشان با موضوع می پردازد و اطلاعاتی را که مناسب حل مشکل هستند حفظ می کند و آنها را که نامناسب هستند کنار می گذارد ، جمع آوری اطلاعات و اسناد متناسب با موضوع به روشن شدن و فهمیدن و مشخص کردن دقیق آنها کمک می کند .
ادامه مطلب ...یکی از شاگردان شیوانا در جمع بقیه شاگردان از دایی باسوادش تعریف میکرد. شیوانا هم کناری نشسته بود و گوش میکرد. شاگرد گفت: "دایی من خیلی سواد دارد. نزد استادان بزرگی درس گرفته است و از هر کدام آنها مدرکی دارد که نشان میدهد سواد و دانش او خیلی بالاست. اما این دایی من یک مشکل کوچک دارد و آن این است که موقع حرف زدن مثل آدمهای عامی سخن میگوید و بعضی مواقع نیز حرفهای زشت و ناپسند بر زبانش جاری میشود. مادرم میگوید داییام از کودکی اینگونه بوده است و میخواهد با فحش دادن و دشنام دادن، عادی جلوه کند و در واقع دارد خودمانی و سطح پایین حرف میزند تا بگوید با بقیه افراد خانواده فرقی ندارد. اما من که این تضاد و دوگانگی را درک نمیکنم."
شیوانا که تا این لحظه ساکت بود تبسمی کرد و گفت: "ارزش انسان به سواد و دانش اوست و ارزش سواد و دانش فرد به ادب و انسانیت اوست. وقتی سواد و دانش نتواند در انسان ادب و اخلاق نیک ایجاد کند پس باید در آن شک کرد و انسان بیادب حتی اگر کوه دانش را هم بر دوشهایش حمل کند، هیچ ارزشی ندارد. خود را فریب ندهید. دایی شما باید دوباره به مدرسه برود و درس بیاموزد تا سوادی یاد بگیرد که به صورت اخلاق و رفتار و ادب در او متجلی شود."
شیوانا با یکی از شاگردان از دهکدهای میگذشت. یکی از بزرگان ده او را شناخت و از او خواست تا مشکل انتخاب آسیابان را برایشان حل کند. شیوانا قبول کرد. به خانه آن بزرگ رفت. دید جمع زیادی از اهالی نشستهاند و نمیدانند از بین دو نفر کدام یک برای اداره آسیاب بزرگ دهکده مناسبترند.
هر دو باتجربه و کاردان بودند و سابقه خوبی نزد اهالی داشتند. شیوانا کمی فکر و گفت: «از شما میخواهم کاری انجام دهید. هر کدام موفق شدید لیاقت اداره آسیاب را دارد. باید تا فردا ظهر راهی پیدا کنید که در دیگی که کف ندارد، روی اجاقی که آتش ندارد، آشی بپزید که همه اهل دهکده را سیر کند.»
نفر اول با حیرت به شیوانا خیره شد و گفت: «این دیگر چه کار غیرممکنی است که از ما میخواهید؟ دیگی که کف آن سوراخ است مگر آش در خودش نگه میدارد و اجاقی که سرد است مگر چیزی میپزد؟ از همین الان بدون اینکه زحمتی بیفایده بکشم اعلام میکنم که این کار غیرممکن است و خلاص!»
نفر دوم بدون اینکه اعتراض کند از جا برخاست و شروع به امتحان و آزمایش روشهای مختلف رسیدن به جواب کرد. او تا ظهر روز بعد صدها شیوه مختلف را برای استفاده از شکلهای مختلف دیگ و روشهای متنوع گرم کردن آش امتحان کرد و در تکتک آنها شکست خورد. ظهر روز بعد هر دو نفر مقابل شیوانا نشستند و منتظر ماندند تا او نظرش را اعلام کند.
فضانوردان وقتی ماموریتشان در فضا به اتمام میرسد و به زمین برمیگردند. به محض اینکه فرود میآیند، اولین پیامی که مخابره میکنند این است: "ما به سلامت به خانه بازگشتیم!" معنای این جمله این است که آنها با موفقیت به زمین برگشتهاند. انگار برای آنها که از فضای دور میآیند کل زمین خانه آنهاست.
وقتی شخصی از کشورش دور میشود و به کشوری خارج سفر میکند، در بازگشت به محض اینکه از مرزهای وطن عبور میکند و وارد کشورش میشود میگوید: "به خانه برگشتم!" برای این شخص کل کشورش خانه اوست.
خانوادهها وقتی از شهر خود به شهری دیگر سفر میکنند، در مسیر بازگشت زمانی که دورنمای شهر خود را میبینند با شادمانی میگویند بالاخره به خانه رسیدیم. برای آنها کل شهر خانه آنهاست.
حتما باید نتایج نهایی کنکور اعلام شود و اسم بعضی افراد در لیست قبولیها نباشد تا تازه متوجه شوند نمیتوانند به صورت اتفاقی، در رشته خوب و شهر مناسب قبول شوند و بیرنج گنج میسر نمیشود!
حتما باید زلزلهای بیاید و زمینی بلرزد و آواری سنگین بر سر عدهای انسان بیگناه فرود آید تا تازه متوجه شویم خانههای سستبنیاد و کاهگلی نه تنها جانپناه مناسبی برای اعضای خانواده نیست بلکه میتواند به چیزی دلهرهآور و مرگآفرین تبدیل شود.
حتما باید المپیکی برگزار شود و حریفی قوی و ورزیده مقابل شرکتکنندههای پرمدعا ظاهر شود تا مدعیان مغرور تازه بفهمند که در مسابقات جدی، این مهارت و ورزیدگی واقعی است که جواب میدهد و با رفاقتبازی و ولخرجیهای سنگین نمیتوان در مسابقات جهانی مطرح شد.
حتما باید مهندس یا مدیر یا دکتر یا کارشناسی کاری را خراب کند، پلی را فرو ریزد، مجموعهای را به ورشکستگی بکشاند، فرد سالمی را عاجز کند و یا ساختار سالم و درستی را به هم بریزد تا تازه متوجه شویم که:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن/ گاو نر میخواهد و مرد کهن
متاسفانه در اوج تمدن و در قرن بیست و یک که بشر در تمام زمینههای علمی بزرگترین پیشرفتهای تاریخ بشریت را تجربه کرده، هنوز هستند آدمهایی که در کمال تاسف، قدرت و اجازه تصمیمگیری یافتهاند و با تصمیمهای خام، ناپخته و بیحساب و کتاب که می گیرند نه تنها زندگی خود، بلکه سرنوشت اطرافیان و دیگران را نیز به خطر میاندازند.
اولین نکته مهم و حیاتی در فرایند برنامه ریزی ، تعیین هدف یا اهداف است. اهداف ، عنصر اصلی برنامه ریزی بوده و برنامه ها برای دستیابی به آن طراحی و سپس اجرا می شوند. تمام کارها و وظایف مدیران سازما، اعم از برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، سازماندهی و کنترل ، به منظور دستیابی به این اهداف است . پس ، اهداف ، مبنای برنامه ریزی ، و هسته اصلی تمام وظایف و کارهای مدیران هستند. همچنین اهداف سازمانی به فعالیت ها، تلاش ها و حرکت سازمان جهت داده و آن ها را در مسیر معین و مشخصی رهنمون می شوند.
برخی از صاحب نظران و نویسندگان مدیریت ، اهداف و نقش آن ها را در سازمان این گونه تبیین می کنند. اهداف دقیقا مشخص می کنند که سازمان به کجا می خواهد برود و چه چیزی را باید به دست آورد. همچنین اهداف به مدیران این امکان را می دهند تا برنامه هایی را طراحی کنند که به رسالت سازمان را به واقعیت تبدیل کنند. (۱)
1.براستی که بهترین اخلاق مردان، حلم و بردباری است.
2.اگر با شکیبایی زندگی کنید، بردباری می آموزید.
3.شکیبایی تلاش مثبت و قلبی برای درک باورها، کنش ها و عادات دیگری است، بدون این که به سهیم شدن و پذیرفتن آنها نیازی باشد.
4. شکیبایی چاره آن کس است که دستش از چاره های دیگر کوتاه باشد.
5. باید با صبر و شکیبایی عیب هایی را که نه می توانیم در خود و نه در دیگران تغییر دهیم، تحمل کنیم.
6. کلید همه چیز شکیبایی است ، جوجه را از تخم می گیرند ، ولی تخم را خرد نمی کنند.
7. کسی که صبر کند، رنج و محنت او سبک می شود.
8. از دست دادن ثروت مهم نیست، صبر را نباید از دست داد.
9. بردباری کلید شادمانی است و شتاب کلید اندوه.
10. تحمل و بردباری بالاترین جرئت و جسارت است.
11. موفقیت هایی که نصیب بشر شده عموماً در سایه تحمل و بردباری بوده است.
12. بر شّری که پرهیز از آن ممکن نیست با تحمل و بردباری می توان پیروز شد.
13. بردباری در زمان خشم و خوشرویی هنگام عُسرت ( سختی ) مشکل ترین کارهاست.
زندگی همیشه مطابق با انتظارات ما پیش نمی رود، در خانواده، محیط کار و در همسایگی خود با مشکلاتی مواجه می شویم، روابط پایان می پذیرد، فرزندانمان خانه را ترک می کنند، شغلمان را از دست می دهیم، بیمار می شویم و بالاخره گاهی مرگ، افرادی که دوستشان داریم را از ما می گیرد، اما با این وجود، اکثر ما انسان ها خودمان را با این تغییرات سازگار می کنیم. به نظر می رسد این سازگاری نشانه وجود انعطاف پذیری در ما باشد. انعطاف پذیری که امروزه جایگاه ویژه ای در بین آسیب شناسان تحولی یافته است، به عنوان فرایندی پویا تعریف می شود که باعث ایجاد سازگاری یا انطباق مثبت در شرایط ناگوار یا تروماتیک می شود. انعطاف پذیری ساختاری است چند بُعدی که در تحول آن عوامل ژنتیکی (مانند هوش) و محیطی (مانند پایگاه اجتماعی-اقتصادی خانواده) متعددی نقش دارند. در واقع افراد انعطاف پذیر با داشتن ویژگی های شخصی (مانند خودکار آمدی و شادمانی) و اجتماعی (مانند والدین صمیمی و وجود بزرگسالانی خارج از خانواده که علاقمند به ارتقا رفاه کودک هستند) نه تنها از مهارت های بین فردی خوبی برخوردار هستند، بلکه کنترل بیشتری در زنـدگی داشته و فـعالانه به برنامه ریزی برای غلبه بر حوادث می پردازند.
نخستین ابزار سادۀ تفکر ” داشتن دید وسیع ” است . یکی از بزرگترین خطاهای تفکر استفاده از آن برای حمایت از عقیده ای است که پیشاپیش در همان برداشت اول یا از روی پیشداوری یا سنت یا تفکر سطحی شکل گرفته است .این یکی از نقاط ضعف بزرگِ تلۀ هوش است که افراد بسیار باهوش حتی بیش از سایرین در آن گیر می افتند ! این عده چنان با استادی از این نقطه نظر دفاع میکنند که کند و کاو دربارۀ موضوع نوعی وقت تلف کردن به نظر می رسد. اگر حتم داشته باشید که حق با شماست و بتوانید آن را به دیگران ثابت کنید ؛ دیگر چه دلیلی دارد که دربارۀ آن موضوع تحقیق و بررسی کنید ؟!
پی . ام . آی ابزار قدرتمندی است که از فرط سادگی تقریبأ آموختنی نیست ؛ چون کسی که فکر می کند ، به هر حال به نحوی آن را به کار می گیرد .
P = plus پی : نکات مثبت
M=minus ام : نکات منفی
I=interesting آی : نکات جالب توجه
اعتقاد ، عبارت از احساس اطمینان نسبت به درستی چیزی است . مثلأ اگر به هوشمندی خود اعتقاد داشته باشید ، این اعتقاد ، صرفأ یک نظریه نیست ، بلکه احساس اطمینان می کنید که فرد باهوشی هستید . این احساس اطمینان از کجا آمده است ؟
هر فرض یا نظر را بصورت رویۀ میز در نظر بگیرید . اگر میز پایه نداشته باشد به چیزی متکی نیست .
نظریه هم در صورتی بصورت عقیده در می آید که پایه هایی داشته باشد . این پایه ها که موجب اطمینان می شوند عمدتأ ناشی از تجارب مرجع هستند . مثلأ اگر معتقد باشید که فرد باهوشی هستید ، احتمالأ تجارب قبلی شما ( نمرات زمان تحصیل یا اظهار نظر دیگران ) باعث ایجاد این عقیده شده است .
البته ما برای احساس اطمینان ، محدود به تجارب گذشتۀ خویش نیستیم .
ادامه مطلب ...میلدرد آنور، قبلاً در دیموآن در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.
مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافتهام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است. با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشتهام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکردهام.یکی از این شاگردان رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای رابی توضیح دادم که ترجیح میدهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایینتری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم.
رابی درسهای پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش میکرد، حسّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان میداد. امّا او با پشتکار گامهای موسیقی را مرور میکرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره میکرد.
در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس هفتگی او همواره میگفت، “مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو میزنم.”
ادامه مطلب ...دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید؟ اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد. دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: ? نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.? خدا گفت: ? اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی؟
ادامه مطلب ... یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلواعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود :
“دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت!!.
شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ صبح در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت می کنیم .” در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت می شدند اما پس از مدتی ، کنجکاو می شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آن ها در اداره می شده که بوده است .
این کنجکاوی ، تقریباً تمام کارمندان را ساعت ۱۰ به سالن اجتماعات کشاند.رفته رفته که جمعیت زیاد می شد هیجان هم بالا رفت. همه پیش خود فکر می کردند:این فرد چه کسی بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟به هرحال خوب شد که مرد !!!
من میتوانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشتهخو یا شیطان صفت باشم ،
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر باشم،
من میتوانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،
چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است.
و تو هم به یاد داشته باش:من نباید چیزى باشم که تو میخواهى ، من را خودم از خودم ساختهام،
تو را دیگرى باید برایت بسازد و تو هم به یاد داشته باش
منى که من از خود ساختهام، آمال من است،
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو میخواهى
و تو هم میتوانى انتخاب کنى که من را میخواهى یا نه
ولى نمیتوانى انتخاب کنى که از من چه میخواهى.
میتوانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.
میتوانى از من متنفر باشى بىهیچ دلیلى و من هم ،
چرا که ما هر دو انسانیم.
روزی روزگاری سنگ شکن فقیری بود که زیرآفتاب و باران، روزگار را به خرد کردن سنگ های کنار جاده می گذرانید.روزی با خود گفت:”آه!اگر می توانستم ثروتمند شوم،آن وقت می توانستم استراحت کنم.” فرشته ای در آسمان پرسه می زد. صدایش را شنید و به او گفت:” آرزویت اجابت باد”همین طور هم شد. سنگ شکن فقیر ناگهان خود را در قصری زیبا یافت که تعداد زیادی خدمتکار به اوخدمت می کردند.
حالا می توانست هرچقدر که می خواست استراحت کند. اما روزی آمد که سنگ شکن به این فکر افتاد که تا نگاهی به آسمان بیندازد. آن وقت چیزی را دید که هرگزبه عمرش ندیده بود:خورشید را! آهی کشید و گفت:”آه! اگر می توانستم خورشید شوم، دیگر این همه خدمتکار موی دماغم نبودند!” این بار هم فرشته ی مهربان خواست او را خوشحال کند. به او گفت:”خواسته ات اجابت باد!”اما وقتی آن مرد خورشید شد، ابری از برابر او گذشت و درخشش او را تیره و تار کرد. با خود فکر کرد:” ای کاش ابر بودم! ابر از خورشید هم نیرومندتر است!”اما این خواسته اش هم که اجابت شد، باد وزید و ابر را در آسمان پراکند.”دلم می خواهد باد باشم که هر چیزی را با خود می برد.” فرشته با کمال میل خواسته اش را اجابت کرد. اما به باد بی پروا و خشمگین که تبدیل شد، به کوه برخورد که در مقابل باد هم تکان نخورد. کوه که شد، متوجه شد که کسی با کلنگ پایه اش را خرد می کند. گفت:” کاش می توانستم آن کسی باشم که کوه ها را خرد می کند .”
ادامه مطلب ... داستانی در مورد اولین دیدار «امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، از رستوران سلف سرویس؛ هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفت. وی که تا آن زمان هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود اما هرچه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمتها کوچکترین توجهی به او ندارند شدت گرفت. از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.
وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: «من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟» مرد با تعجب گفت: « ولی اینجا سلف سرویس است.» سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد:« به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید»
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمههای تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شمارهای هفت رقمی. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد.
پسرک پرسید،” خانم، میتوانم خواهش کنم کوتاه کردن چمنها را به من بسپارید؟” زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام میدهد.”
پسرک گفت:”خانم، من این کار را نصف قیمتی که او میگیرد انجام خواهم داد”. زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.”
مردی همیشه تأسف می خورد که چرا هیچوقت خدا با اوصحبت نکرده است ، روزی از دوستی پرسید : چرا خدای بزرگ هیچ وقت از آن پیام هایی که برای دیگران می فرستد برای من نفرستاده است ؟! آن دوست در پاسخ گفت : اما خدا که با تو ارتباط برقرار کرده است ؛ خداوند از طریق اشتباهاتت با تو در رابطه است.اشتباهات بازخورد اعمال ما هستند ، اشتباهاتی که برندگان مرتکب می شوند به مراتب بیش از بازندگان است و به این خاطر است که آنها برنده هستند . زیرا آنها با تلاش و تداوم بیشتر توانسته اند بازخوردهای بیشتر دریافت کنند . اشکال کار بازندگان در این است که اشتباه را به منزلۀ یک رویداد بزرگ و نابخشودنی تلقی می کنند و جنبه مثبت آن را در نظر نمی گیرند.
ادامه مطلب ...برای پرهیز از گرایش های منفی دو راه ویژه وجود دارد که موجب می شود قدرت شفابخش عشق در ذهن و تن و امورتان به کار افتد . این دو عمل عبارتند از : پالایش و بخشایش . شاید به شگفت در آیید که این دو عمل بخشی از عشق است و هر گاه دیدی که سایر جنبه های عشق پاسخگو نبوده اند و اوضاع دشوار زندگیتان را شفا نبخشیده اند ، شاید هنوز به پالایش و بخشایش نپرداخته اید . چنین کنید که ثمرات نیکویی آن به سراغتان خواهد آمد . شاید این گفته خلیل
ادامه مطلب ...افسردگی فصلی (SAD) اختلالی است که هر ساله در یک زمان مشخص در برخی افراد مستعد، بروز میکند و معمولا آغاز علائم آن از فصل پاییز یا زمستان است.
افسردگی فصلی در واقع به اختلالات خلقی گفته میشود که به دلیل تغییرات طول مدت روز در فصلهای مختلف بروز میکند.
به گفته روانپزشکان مرکز تخصصی «مایوکلینیک»، متناسب با تغییرات فصل، تغییراتی در ساعت بیولوژیک بدن ایجاد میشود.
این تغییرات فصلی عمدتا شامل کاهش نور آفتاب در فصول سرد سال هستند که هر چقدر هم اندک باشند، باز هم میتواند باعث عدم تطابق ساعت فیزیولوژیک بدن با برنامه روزانه افراد شود.
آسیبپذیرترین افراد در برابر این اختلال، زنان جوان هستند.
در این اختلال، علائم شایع افسردگی مانند تغییرات خلقی، پرخوری، افزایش وزن و افزایش میزان خواب مشاهده میشوند و تمایل به مصرف مواد قندی و نشاستهای افزایش پیدا میکند.