دوران نامزدی در فرهنگ عامه به عنوان خوش ترین دوران زندگی جا افتاده است. دورانی که فلسفه به وجود آمدنش شناخت بیشتر است اما هیجان در آن غلبه دارد. بخشی از اشتباهاتی که در این دوران اتفاق می افتد و گاهی تا آخر عمر گریبانگیر دو طرف می شود، به خاطر همین هیجان زدگی هاست.
دخترها و پسرهایی که دوره آشنایی یا نامزدی را طی میکنند گاهی به سبب آگاهی اندک، قدمهایی برمیدارند که به گمانشان درست است، حال آنکه جز راهی اشتباه به مقصدی دیگر ختم نمیشود. اگر میخواهید از این اشتباهات معمولا رایج در امان بمانید، از پیشنهادهای پی آمده بسادگی رد نشوید.
گاهی برای این که وانمود کنیم با طرف مقابل توافق داریم از ارزشهای خود چشمپوشی میکنیم . عقاید خود را ابراز نمیکنیم و خطای شخص مقابل را هم نادیده میگیریم. در فعالیتهایی که هیچ علاقهای به آن نداریم شرکت میکنیم و از علایق خود هم دست بر میداریم. این که بخواهیم با چشمپوشی رابطه را حفظ کنیم اشتباه محض است.
وقتی از طرف مقابل بت می سازیم و او را موجودی بی عیب و نقص و مقدس تصور می کنیم، خودمان را فراموش می کنیم و فکر می کنیم در مقابل این انسان برتر هیچ هستیم! ولی او هم مثل ما آدم است؛ با همه خصوصیت های خوب و بد یک آدم؛ مثل خود ما. بنابراین طرف مقابل را باید آنطور که هست و با همه خوبی ها و بدی هایش ببینیم و بعد، هر تصمیمی که خواستیم بگیریم. البته اینکه طرف مقابلمان را بی نقص تصور کنیم، می تواند دلایل روانکاوانه عجیب و غریبی داشته باشد
و بی نقص بودن طرف مقابل یکجورهایی به رخ کشیدن سلیقه خودمان به خودمان است؛ یعنی این معنا را می دهد که من آنقدر آدم والایی هستم که به کمتر از موجود بی نقص راضی نمی شوم. حواستان به این مکانیسم های دفاعی گول زننده باشد.
یادتان باشد که رفت و آمدها در دوران نامزدی باید منظم و قانومند باشند. به هر حال شما می خواهید چیزی شبیه به زندگی واقعی را تجربه کنید و در زندگی واقعی هم هر کسی بیش از حد برای طرف مقابلش وقت نمی گذارد! ضمن اینکه رفت و آمدها اگر خانواده ها را هم دربر گیرد موجب زحمت متقابل خانواده ها می شود. اگر هم خودتان به تنهایی به خانه پدری فرد مورد نظر می روید، زیاد رفتن به آنجا می تواند هم موجب ناراحتی آنها و خجالت کشیدن خودتان شود. بروید و بشناسید اما در حد معقول.
نقطه مقابل بزرگ بینی طرف مقابل، خود بزرگ بینی است. اطمینان و اعتماد بیش از حد به خود، بین نامزدها فاصله می اندازد و نمی گذارد احساسات یکدیگر را درک کنیم. از طرفی گاهی وقتی دچار خودبزرگ بینی می شویم، نمی توانیم یا بهتر بگوییم، عمدا نمی خواهیم احساساتمان را به طرف مقابل نشان بدهیم و همین “فاصله” به تدریج باعث دوری و سپس جدایی می شود. این قضیه هم می تواند به دلیل همان باورهای غلط فرهنگی باشد “ناز کردن باعث عزیز شدن می شود”. در واقع اینگونه نیست. لااقل در قرن بیست و یکم دیگر اینگونه نیست! خودبزرگبین حتی اگر به قصد ناز کردن باشد، باعث می شود که فضایی فراهم شود که همه چیز حول خودمحوری شما می چرخد. اینگونه دیگر نه فرصت شناخت عمیق پیش می آیدو نه رابطه عاطفی سالم شکل می گیرد.
دروغ گفتن و تظاهر کردن بی فایده است، چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می فهمد. بنابراین “صداقت” اولین و مهمترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک و سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود این رشته پاره می شده است. هر چه فضا بازتر باشد و ما بتوانیم خود واقعیمان را به نامزدمان نشان دهیم، در زندگی آینده راحت تر خواهیم بود. این خود واقعی هم نقاط منفی و هم مثبت شخصیت ما را دربر می گیرد.
در این دوره نیازی نیست خانواده و دوستان را بکلی کنار بگذاریم. وجود این گونه ارتباط ها ضروری است. حتی نحوه برخورد با افراد خانواده اطلاعات زیادی به ما میدهد. این که فرد با آنها صادق و راحت است یا تعارض و ضدیت دارد. شناخت الگوی خانواده خیلی مهم است. از طرف دیگر نظر والدین نیز بسیار حائز اهمیت است و بی توجهی به آن عواقب بدی میتواند داشته باشد.
مهمترین حریم و مرز دوران نامزدی رابطه جنسی است. تجربه نکردن رابطه جنسی به این دلیل توصیه می شود که در صورتی که افراد احساس کردند مناسب یکدیگر نیستند و لازم شد از هم جدا شوند، این جدایی به راحتی انجام شود. در صورت برقراری رابطه جنسی هم پسر بیشتر احساس تعهد می کند و هم دختر ناتوانی بیشتری برای جدایی احساس می کند. این در فرهنگ کشور ما بسیار مهم است.
گاهی قبل از این که بفهمیم چقدر باهم تفاهم داریم سریع قول ازدواج میدهیم و تعهد ایجاد میکنیم و حتی اگر طرف مقابل درخواست زمان بیشتر برای آشنایی را داشته باشد او را متهم به زیر پا گذاشتن تعهد میکنیم ، این اشتباه است.
گاهی هم بدون این که هیچ علاقه و جذابیتی باشد به فکر ایجاد تفاهم هستیم و فکر میکنیم با ازدواج علاقه ایجاد میشود. همان طور که تنها با علاقه نمیتوان تفاهم ایجاد کرد تنها با تفاهم هم نمیتوان انتظار علاقه و جذابیت داشت تفاهم مهم است اما علاقه ، تعهد و تفاهم در کنار همدیگر است که منجر به ازدواج موفق میگردد.
گاهی دچار تردیدهایی در ازدواج میشوید اما به دلایلی این تردیدها را نادیده میگیرید و سریع تصمیم به ازدواج میگیرید. بهتر است تردیدها را بررسی و بر آنها غلبه کنید مگر اینکه دچار وسواس باشید.
خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را با رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد.
گاهی افراد متوجه تفاوتهای اساسی و مشکلات در طرف مقابل میشوند اما چون فکر میکنند که میتوانند او را تغییر دهند این مسائل را نادیده میگیرند. کسی را برای ازدواج انتخاب کنید که او را همان طور که هست بدون هیچ تغییری میپذیرید
گاهی افراد دوره آشنایی را طی میکنند ولی علی رغم وجود مشکلات آنها را نادیده گرفته و در ازدواج عجله میکنند چراکه به قول خودشان حرف مردم برایشان مهم است و آن قدر از قضاوت منفی مردم در مورد خود ترس دارند که ترجیح میدهند بدبخت باشند اما مردم آنها را خوشبخت بدانند!