آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی |  تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش
آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی |  تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

قناعت

                      سبو چون شود خالی پی پیمانه می گردد 

                   به وقت تنگ دستی آشنا بیگانه می گردد 

 

روزی پیامبر اکرم(ص) به نخلستانی می روند... 

در باغ پیرمردی را ملاقات کرده و اوضاعش را جویا می گردد. 

از پیرمرد می پرسد: حقوقت در اینجا روزی چقدر است؟ آیا مزدت کفاف زندگیت را میدهد؟ 

پیرمرد در جواب پیامبر گفت: ای پیامبر حقوق من روزی یک سکه می باشد شکر خدا محتاج دست کسی نیستم اما چیزی برای پس انداز برایم باقی نمی ماند... 

پیامبر فرمود: بسیار خوب با صاحب نخلستان حرف خواهم زد تا حقوقت را افزایش دهد. 

 

از فردای آن روز حقوق پیرمرد به دو سکه افزایش یافت. 

 

چند روزی گذشت... 

پیامبر باری دیگر به نخلستان رفت وبا پیرمرد ملاقات نمود.... 

از وی در مورد حقوقش باری دیگر سوال پرسید... 

پیرمرد گفت یا رسول خدا مقداری بدهکارم وحقوقم کفاف نمیدهد تا دینم را ادا کنم. 

پیامبر گفت بسیار خوب باری دیگر با صاحب اینجا سخن خواهم گفت تا باری دیگر بر حقوقت به افزاید. 

 

این بار حقوق پیرمرد به پنج سکه رسید...

 

باری دیگر پیامبر برای جویا شدن حال پیرمرد راهی نخلستان گردید.... 

پیرمرد ملول را یافت٬ حالش را جویا شد... 

پیرمرد گفت ای پیامبر لطف کنید باری دیگر با صاحب باغ سخن نمایید تا حقوقم را به همان یک سکه کاهش دهد... 

پیامبر باحالتی متعجب دلیلش را جویا شد... 

پیرمرد گفت: ای پیامبر یک سکه روزیی بس حلال بود چون نتیجه زحماتم بود واین گشت که رزقم افزونی می یافت اما پنج سکه برایم حلال نیست چون نتیجه عرق پیشانیم نیست وحرام است.. 

وچون من از این روزی حرام برسر سفره می برم بیشتر مورد خشم خدا واقع گشته ودر مرداب وام وبدهکاری بیشتر فرو میروم....

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد