بین تجربه اضطراب و ویژگیهای شخصیتی افراد، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.
اختلالهای اضطرابی و افسردگی شایعترین اختلالهای اعصاب و روان در ایران هستند. شنیدن این خبر چندان هم آدم را به تعجب وانمیدارد. بسیاری از ما و اطرافیانمان گاه و بیگاه دچار اضطراب و دلشوره میشویم. اما چنین اضطرابهایی تا کجا طبیعیاند؟ این اضطرابها از کی نیازمند بررسیهای روانپزشکی هستند؟ این پرسشها را از دکتر مریم رسولیان، روانپزشک و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران، پرسیدهایم و ماحصل، گفتگویی شد که میخوانید.
خانم دکتر! در برخوردهایمان با دوستان و آشنایان، افرادی را میشناسیم که خیلی زود نگران میشوند و در ذهنشان همیشه بدترین حالت ممکن را تصور میکنند. اگر فرزندشان 10 دقیقه دیرتر به خانه برسد، چنان دچار اضطراب میشوند که انگار واقعا تصادف کرده. این را میتوان یک اختلال روانی دانست؟
رنجاندن کسانی که دوستشان داریم چند ثانیه طول میکشد ولی جبرانش سالها. این یکی از رفتارهای متناقض مربوط بهعشق است. چطور میتوان چنین رفتار منفی را در برابر کسی که اینقدر دوستش داریم توجیه کنیم؟
همیشه همه جا شنیدهایم که آقا باید به خواستگاری خانم برود و خانمها نباید در این مورد پیشدستی کنند ولی واقعا این تفکرات چقدر درست است؟ آیا به راستی یک خانم نمیتواند از یک آقا خواستگاری کند؟
شبها خواب راحتی ندارید، مدام نگرانید و احساس میکنید باید کاری انجام داد ولی نمیدانید کار درست چیست؟ به او علاقهمندید و او را موقعیت مناسبی برای ازدواج میدانید ولی با خود میگویید مگر میشود یک خانم از یک آقا خواستگاری کند؟ مردم چه میگویند؟ خود او چه فکری خواهد کرد؟ اطرافیان همه به شما میگویند خانم باید صبر کند تا برایش خواستگار بیاید ولی شما مرد مورد علاقه خود را یافتهاید؛ کسی که به درستی تمام ویژگیهای او را بررسی کردهاید و مطمئن هستید که او کاملا صلاحیتهای لازم را دارد و از این میترسید که او را از دست بدهید و تا آخر عمر موقعیتی همچون او پیدا نکنید و.... اگر شما هم گرفتار چنین وضعیتی هستید این مطلب میتواند راهنمای خوبی برای شما باشد.