زمستان است و یخبندان رسم همیشه جاودان فصل سرماست. دما که پایین میآید، هر قطره آبی که روی زمین سرد چشم به آسمان دوخته، بلوری میشود و در جا یخ میزند. و انسانهایی که ناچار از قدم زدن در جادههای زندگی هستند گاهی پایشان روی این تودههای بلورین یخ سُر میخورد و کمی جلوتر زمین خوردن را تجربه میکنند. اما نکته اینجاست که هیچکس به محل سُر خوردن خود دقت نمیکند بلکه همیشه نگاهها به جایی دوخته میشود که سر به زمین اصابت کرده است.
بچهها وقتی سُر میخورند و سقوط میکنند، جایی را که زمین خوردهاند به بزرگترها نشان میدهند و برایشان محلی که سُر خوردن از آنجا شروع شده و مکان لغزیدن هیچ اهمیتی ندارد. انگار این نشانگیری اشتباه از همان زمان کودکی در ذهن ما جا افتاده و طبق عادت یاد گرفتهایم که در مکان وقوع اتفاق دنبال مقصر بگردیم و همیشه نسبت به شرایطی که این اتفاق به خاطر آن رخ داده بیتوجه باشیم. اما این روش کاملا اشتباه است و به خاطر همین اشتباه است که میبینیم یک نفر دایم خطای یکسانی را بارها و بارها در زندگی خود تکرار میکند و باز درس عبرت نمیگیرد. به خاطر همین شیوه غلط برخورد با مشکل است که میبینم همیشه یک عضو از هر خانواده در هر نسل خطای یکسانی را تجربه میکند و همواره در هر محله اتفاقات ناخوشایند مشابهی میافتد. در هر شهر، هر روز عده خاصی حرکات غلط یکسانی را انجام میدهند و به شکلی مشابه مجازات میشوند و باز روز بعد و روزهای بعد آدمهایی شبیه همان قبلیها دوباره همان رفتار غلط را تکرار میکنند و مثل روزهای قبل به همان شکل تاوان پس میدهند و این شیوه غلط هر روز تکرار میشود.
اشتباه همیشه اینجاست که آسیبشناسی را جدی نمیگیریم و کسی به مکان لغزیدن توجه نمیکند و درست بعد از زمین خوردن، به محلی که زمین را لمس کرده زل میزند و آن مکان را مقصر میداند.
شیوانا همراه کاروانی راهی شهری دور شد. چند هفته که از سفر گذشت، تعدادی دورهگرد بین راه به کاروان پیوستند. کاروانسالار با تردید آنها را پذیرفت به شرطی که با فاصله از کاروان حرکت کنند و در استراحتگاهها به مسافران کاروان نزدیک نشوند. در ضمن به اهل کاروان هم سپرد که مواظب باشند خود یا همراهانشان با آنها دمخور نشوند چون ممکن است آسیب ببینند.
یکی از مسافران کاروان زن و شوهر جوانی بودند که فرزند کوچکی داشتند و مسافر یکی از شهرهای طول مسیر بودند. شیوانا متوجه شد که شوهر جوان گاه و بیگاه از همسر و فرزندش جدا میشود و سراغ دورهگردها میرود و چند ساعت بعد میآید و هیچ نمیگوید.
یکبار شیوانا به او نزدیک شد و گفت: "کاروانسالار مرد باتجربهای است. وقتی میگوید مواظب دورهگردها باشید حتما چیزی میداند!"
مرد جوان گفت: "خودم عقل و تدبیر دارم و جانب احتیاط را رعایت میکنم. من آدم باهوشی هستم."
شیوانا تبسمی کرد و گفت: "پس به آن عقل و تدبیرت بگو، هوش و عقل جمع میگوید از آنها فاصله بگیریم! حتما حکمتی در آن است!"
یک روز صبح خبر رسید که دورهگردها نیمهشب از کاروان جدا شدهاند و خبری از آنها نیست. ساعتی بعد زن جوان گریهکنان نزد کاروانسالار و شیوانا آمد و گفت که از نیمهشب شوهرش غیب شده و از او خبری ندارد.
مردان کاروان اطراف منزلگاه را گشتند و مرد جوان را مدهوش در چالهای یافتند در حالی که تمام دارایی همراهش را برده بودند. مرد جوان را به استراحتگاه آوردند و وقتی حالش بهتر شد شیوانا به او گفت: "چرا نصیحت بزرگترها را گوش نکردی و جان و مال خودت را به خطر انداختی؟!"
مرد جوان مغرور و متکبر گفت: "من آدم باهوشی هستم و بیشتر از همه شما احتیاط و تدبیر داشتم. آنها برای مدت کوتاهی غافلگیرم کردند و تدبیرم را چند دقیقهای از دست دادم و به این روز افتادم!"
شیوانا لبخندی زد و گفت: "نداشته را نمیتوان از دست داد! اگر تدبیر داشتی اصلا سراغ آنها نمیرفتی و نزدیکشان نمیشدی که فرصت غافلگیری را به آنها بدهی. بیجهت داشتن چیزی که مانع از افتادن تو به این وضعیت میشد را ادعا نکن."
شیوانا با تعدادی از شاگردان از جادهای میگذشتند. عدهای زخمی و خاکآلود را دیدند که کنار جاده نشستهاند و از عابران کمک میخواهند تا بستگانشان را از زیر آوار نجات دهند. شیوانا نزد آنها رفت و جویای حالشان شد. یکی از این افراد که قیافهای رنجور و افسرده داشت گفت: "صبح امروز در روستای ما زلزله آمد و عده زیادی زیر آوار ماندهاند. دستمان به جایی بند نیست و برای همین ما که توان داشتیم خود را به لب جاده اصلی رساندیم تا از رهگذران کمک بخواهیم. اما عابران همین که ریخت و قیافه ما را میبینند فرار میکنند و به دادمان نمیرسند."
شیوانا جلوی یکی از رهگذران آشنا به محل را گرفت و از او در مورد زمینلرزه و گفتههای مرد آسیبدیده پرسید. رهگذر گفت: "آنها در مورد زمینلرزه و وضعیت روستایشان راست میگویند، ولی اگر به چشمان و قیافه آنها دقت کنید میبینید آدمهای خوبی نیستند و نباید به آنها اعتماد کرد."
حتما باید نتایج نهایی کنکور اعلام شود و اسم بعضی افراد در لیست قبولیها نباشد تا تازه متوجه شوند نمیتوانند به صورت اتفاقی، در رشته خوب و شهر مناسب قبول شوند و بیرنج گنج میسر نمیشود!
حتما باید زلزلهای بیاید و زمینی بلرزد و آواری سنگین بر سر عدهای انسان بیگناه فرود آید تا تازه متوجه شویم خانههای سستبنیاد و کاهگلی نه تنها جانپناه مناسبی برای اعضای خانواده نیست بلکه میتواند به چیزی دلهرهآور و مرگآفرین تبدیل شود.
حتما باید المپیکی برگزار شود و حریفی قوی و ورزیده مقابل شرکتکنندههای پرمدعا ظاهر شود تا مدعیان مغرور تازه بفهمند که در مسابقات جدی، این مهارت و ورزیدگی واقعی است که جواب میدهد و با رفاقتبازی و ولخرجیهای سنگین نمیتوان در مسابقات جهانی مطرح شد.
حتما باید مهندس یا مدیر یا دکتر یا کارشناسی کاری را خراب کند، پلی را فرو ریزد، مجموعهای را به ورشکستگی بکشاند، فرد سالمی را عاجز کند و یا ساختار سالم و درستی را به هم بریزد تا تازه متوجه شویم که:
کار هر بز نیست خرمن کوفتن/ گاو نر میخواهد و مرد کهن
متاسفانه در اوج تمدن و در قرن بیست و یک که بشر در تمام زمینههای علمی بزرگترین پیشرفتهای تاریخ بشریت را تجربه کرده، هنوز هستند آدمهایی که در کمال تاسف، قدرت و اجازه تصمیمگیری یافتهاند و با تصمیمهای خام، ناپخته و بیحساب و کتاب که می گیرند نه تنها زندگی خود، بلکه سرنوشت اطرافیان و دیگران را نیز به خطر میاندازند.
یکی از شاگردان جوان مدرسه شیوانا معماری ورزیده بود. ساخت خوابگاه جدید مدرسه به او سپرده شد. معمار جوان صبحها با دقت کار میکرد و عصرها به دلیل خستگی و فشار کار نای کار کردن نداشت و بیرمق در گوشهای به استراحت میپرداخت. کار ساختمان خوابگاه هم به کندی پیش میرفت و زمستان و سرما به سرعت نزدیک میشد. روزی معمار جوان نزد شیوانا آمد و گفت: "مجبورم دقیق کار کنم و به همین خاطر باید روی هر قسمت کار حساسیت زیادی به خرج دهم و خودم شخصا در هر قسمت ناظر و فعال باشم. به همین دلیل زود خسته میشوم و نمیتوانم پیوسته کار کنم. اما در عین حال میبینم پیشرفت کار کند و آهسته است و میترسم خوابگاه دیر آماده شود و شاگردان زمستان را با سختی بگذرانند."
شیوانا لبخندی زد و گفت: "هر چه کار را دقیقتر و با وسواس بیشتری انجام دهی نتیجه آن ماندگارتر و مقاومتر است. به همین دلیل نباید دقت و حساسیت خود را فدای سرعت کنی اما اگر وسواس داری که در همه بخشها خودت شخصا حضور داشته باشی باید بدانی که با این وسواس پیشرفت کار مستقیما به میزان حضور خودت وابسته میشود. هر چه بیشتر استراحت کنی میزان توقف کار بیشتر میشود و هر چه حضورت سَرِ کار بیشتر شود پیشروی کار به همان میزان افزایش مییابد. یا به بقیه اعتماد کن و بخشی از کار را به آنها بسپار و خودت بیشتر نقش نظارتی را به عهده بگیر و یا این که به ناچار حضورت را سر کار بیشتر کن تا کار سرعت بگیرد. راه دیگری وجود ندارد."
تابستان به خاطر گرمای هوا، آدمها به ناچار لباسهای نازک به تن میکنند، ولی با آمدن پاییز و سردتر شدن هوا، همه به سراغ لباسهای ضخیمتر و گرمتر میروند. سرما با کسی شوخی ندارد. اما جالب اینجاست که درختان انگار درست برعکس عمل میکنند. چرا که وقتی اولین سوز سرما به مشامشان میرسد بلافاصله برگهایشان زرد میشود و تنها تنپوش ظاهری آنها یکییکی بر زمین میافتد و بعد از مدتی کوتاه درخت بدون هیچ تنپوشی و بیهیچ ساز و برگی به پیشواز زمستان میرود! به راستی حکایت این برگریزان دستهجمعی درختان در پاییز چیست که باعث میشود طبیعت اطراف ما اینقدر رنگارنگ و زیبا به نظر برسد؟
حقیقت این است که درختان با برگریزان و سراپا پاک شدن، دارند خود را برای لباس سبزی آماده میکنند که قرار است شش ماه دیگر بعد از تمام شدن پاییز و زمستان به آنها عیدی داده شود و این همه برگهای ریخته روی زمین نشانه دل کندن تکتک درختان عالم از تنپوشهای سبزی است که عید پارسال از بهار قبلی عیدی گرفتند.
شیوانا با دو نفر از شاگردان از راهی میگذشتند. عدهای از افراد شرور و اوباش کنار جاده نشسته بودند و به رهگذران دشنام میدادند. وقتی شیوانا و شاگردان نزدیک این افراد رسیدند، آنها شروع به گفتن جملات زشت خطاب به ایشان کردند. شیوانا و شاگرد بزرگتر سکوت کردند و هیچ نگفتند. اما شاگرد کوچکتر طاقت نیاورد و به آن افراد گفت که حرمت کلام و زبان خود را نگه دارند. اشرار چون تعدادشان بیشتر بود شاگرد کوچک را دوره کردند و شروع به هل دادن و زدن او کردند. شاگرد کوچک چون حریف آنها نمیشد ساکت شد و دیگر صحبتی نکرد. شیوانا و شاگرد بزرگتر به کمک دوستشان شتافتند. اوباش وقتی سکوت او را دیدند و متوجه جدی بودن شیوانا و شاگرد بزرگتر در دفاع از او شدند رهایش کردند و پی کار خود رفتند. وقتی همه چیز آرام شد و آنها دوباره در جاده قرار گرفتند شاگرد کوچک خطاب به شیوانا گفت: «چرا شما در مقابل دشنامها و کنایههای زشت آنها سکوت کردید و چیزی نگفتید؟»
ادامه مطلب ...مهربان که باشی، بیآنکه بخواهی بر پیشانیات مهربان بودن آشکار خواهد شد. نگاهت برقی دوستداشتنی میگیرد و بچههای کوچک زودتر از بقیه متوجه روان پاک و پر عشق تو میشوند. آنها خیلی ساده از تو نمیترسند و برای تو معصومانه لبخند میزنند و دست تکان میدهند. حتی وقتی دلت را از کینهها کامل بشویی و مهر و محبت کل هستی را در دل جای دهی، میبینی نه تنها بچهها بلکه همه اجزای عالم با تو اُخت میشوند و از تو فرار نمیکنند. تو از طریق پاکی درون میتوانی در همان جایی که هستی به مرکز عالم تبدیل شوی و شاهد باشی که کل کاینات گرد دل تو به طواف میآیند. تو عزیز عالم میشوی چرا که مُهر مهربانی را بیآنکه بدانی بر پیشانی خود چسباندهای. این حقیقتی آشکار است برای آنها که چشمهای باز دارند.
برعکس وقتی نامهربان و سنگدل باشی، اطرافیان تو به سرعت آن را درک میکنند. چشمهایت بیآنکه متوجه باشی، برق ناخوشایندی مییابد. صدایت حتی از پشت تلفن هم لرزشهای ناخوش خود را آشکار میسازد و انسانهای نابینا وقتی از کنارت رد میشوند بیآنکه بدانی متوجه موج انرژی منفی اطراف وجودت میشوند. تو هرگز نمیتوانی سنگدلی و نامهربانیات را پنهان کنی، حتی اگر ماهرترین هنرپیشه روی زمین باشی.
همراهان موفقیت، سلام؛
در سخن آغازین این شماره توصیهای که به شما عزیزان دارم این است:
خود را برای پدر و مادر بودن آماده کنید. آماده شدن برای والد بودن، یکی از مهمترین وظایفی است که بر دوش شما گذاشته شده. اگر مجرد هستید از همین حالا سعی کنید در زمینه شناخت و پرورش فرزند مطالعاتی داشته باشید. با خود فکر نکنید حالا وقت بسیار است! گاهی ما آنقدر در پیچ و تاب زندگی غرق میشویم که دیگر چنین فرصتهای طلاییای به دست نمیآوریم.
اما شما خوبانی هم که پدر و مادر هستید هنوز دیر نشده است. تا جایی که میتوانید اطلاعات خود را از خصوصیات سنی و شرایط روانی کودکان بالا ببرید. در کلاسهای پرورش فرزند شرکت کنید، سعی کنید سیدیها و کتابهای علمی معتبر موجود در بازار را تهیه کنید. این سرمایهگذاری مهمترین و سودمندترین سرمایهگذاری در طول عمرتان است. پرورش آگاهانه فرزند بزرگترین لطفی است که در حق فرزندتان، خودتان و جامعه انجام میدهید.
روزگارتان هدفمند و سرشار از آگاهی باد
محمد جانبلاغی
دو نفر از شاگردان شیوانا خود را برای مسابقه تیراندازی آماده میکردند. یکی از آنها ناشنوا بود و سطح مهارتی متوسط داشت. دومی چشم و گوش سالمی داشت و از لحاظ مهارت نیز بسیار عالیتر بود اما در تمرینات، در حضور بقیه شاگردان، نمیتوانست مهارت واقعی خود را نشان دهد و بسیار ضعیف عمل میکرد.
شیوانا او را به حضور خواست و دلیل ضعف آشکارش را پرسید. شاگرد گفت: "این دوست ما که ناشنواست خیلی خوشبخت است. چون حرفهای نیشدار بقیه شاگردان را نمیشنود و بیتفاوت نسبت به چیزهایی که پشت سرش میگویند تمام هوش و حواسش را روی کشیدن درست کمان و پرتاب به موقع تیر متمرکز میکند و طبیعی است که با این شرایط وضع او باید هم از من خیلی بهتر باشد."
شیوانا گفت:" اگر مشکل تو حساس بودن به حرفها و نگاهها و نیش و کنایههای دیگران است، اینکه راهحل خیلی سادهای دارد! تو هم مثل این دوست تیراندازت نسبت به صداهایی که میشنوی ناشنوا و نسبت به چیزهایی که مقابل چشمانت آزارت میدهند نابینا شو!"
شاگرد باتعجب پرسید: "یعنی میگویید خودم را به طور عمدی کر و کور کنم؟"
آیا میدانید دانشآموزان و دانشجویانی که شب امتحان با حجم بالای درسهای نخوانده روبهرو میشوند چه دعایی میکنند؟ آنها دعا میکنند تاریخ امتحان به هر شکلی که هست تغییر کند و چند روزی به آنها فرصت داده شود تا بتوانند خودشان را آماده کنند.
آیا میدانید مدیرعاملهایی که مجموعه تحت اداره خود را مدتها به حال خود رها میکنند و دنبال مسایل جزیی و حاشیهای و بیربط میروند، وقتی مجموعه دچار بحران میشود و همه چیز به هم میریزد از اعضای هیئتمدیره و کارمندان چه چیزی درخواست میکنند؟ آنها عاجزانه درخواست فرصت میکنند. مدعیاند اگر به آنها فرصت بیشتری داده شود میتوانند آسیبها و ضررها را جبران کرده و تغییرات مفید و مثبت عظیمی را ایجاد کنند.
آیا میدانید فردی که در وقت سرمستی، به کانون گرم خانواده خود پشت میکند و دنبال هوا و هوس میرود، زمانی که سرش به سنگ میخورد از همسر و خانوادهای که به آن ظلم کرده، چه چیزی طلب میکند؟ فرصتی برای جبران!
حال سوال این است کسی که فرصت میدهد، چه میکند؟
جواب روشن است. دندان روی جگر میگذارد و صبر میکند و اجازه میدهد تا شرایط مثل گذشته ادامه یابد. شرایطی که با شکیبایی او و فرصتی که از این مسیر به دیگران داده میشود قرار است تغییر کند و دگرگون شود.
فرصت دادن یعنی صبور بودن. یعنی تحمل کردن و منتظر تغییر موردنظر ماندن. بسیاری مواقع تحمل کردن کار سادهای نیست. تحمل مدیر بازیگوشی که به محض شارژ شدن مدت مدیریتش دوباره همانی میشود که قبلا بود، واقعا کار سادهای نیست.
مرد ثروتمندی چند کارگاه بزرگ نجاری- آهنگری داشت. او در این کارگاهها گاری و درشکه و کالسکه میساخت و وضع درآمدی بسیار خوبی داشت، اما برخلاف درآمد بالایی که داشت نسبت به کارگران خود سخت میگرفت و با بیرحمی با آنها رفتار میکرد. بههمین خاطر هر فصل تعداد زیادی از کارگرانش را از دست میداد و مجبور بود کارگر جدید استخدام کند و دوباره به آنها آموزش دهد. به همین دلیل وضع درآمدیاش نوسان شدید داشت و از این بابت بسیار نگران بود.
روزی خبردار شد که شیوانا از آن نزدیکی میگذرد. نزد او رفت و مشکل خود را به شیوانا گفت و راهحل خواست. شیوانا گفت: "باید از خود کارگران بپرسی نه من! بیا نزد آنها برویم و از آنها در مورد شرایط کارگاهها سوال کنیم."
شیوانا و مرد ثروتمند وارد هر کارگاهی میشدند کارگران سربه زیر میانداختند و از ترس قطع حقوق یا مجازات هیچ چیزی جز تعریف نمیگفتند. وقتی از همه کارگاهها بازدید شد شیوانا به مرد ثروتمند گفت: "از سوالات کارگران متوجه شدم که آنها از فشار بیش از حد کار و سختگیریهای بیمورد تو و سرکارگرها و حقوق کَمشان ناراضی هستند. این سوالات را اگر جواب دهی مشکلت حل میشود."
مرد ثروتمند با تعجب گفت: "اما من قدمبهقدم با شما بودم و هیچ کارگری این سوال را از ما نپرسید؟"
شیوانا با تبسم گفت: "باید نگاه سربهزیر و هراسان کارگران و ترس آنها از لب گشودن را زودتر از چاپلوسیهای سرکارگران میدیدی. کارگران بیآنکه سوالی بپرسند و کلمهای بگویند، آنچه خواستند را مطرح کردند. اگر میخواهی کسب و کارت دوام داشته باشد یاد بگیر سوالات نپرسیده را بشنوی و برای آنها جواب مناسبی پیدا کنی. هرچه بیشتر سوالات نپرسیده را بشنوی، دیرتر غافلگیر میشوی و سریعتر و در زمان مناسبتری میتوانی جلوی مشکلات را بگیری. فقط کافی است یاد بگیری سوالات نپرسیده را بشنوی!"
در مشکلاتم «دست داشتم» ... مگر «دستم به خودم نرسد»!
آیینه را "برانداز کردم" آن را "برازنده" یافتم...
باید "دید"... و در دید خود "اندیشید"...
آینه "بیکس"... "بیعکس" بود...
با "مطالعه" همیشه "روی خطی"...
"فرهاد"... در خوابِ "شیرین" بود...
"جوی آب"... آدم برفی را "تشییع" کرد...
"دنبال دنیا"... "دوندگی" میکنیم...
«الفبای سکوت»... «لام تا کام»...
«نقش» خود را «مشق» کنیم...
"کوهنورد"، مشکل را "کوه" نمیکند...
"خود را گم" کردیم... «دنبال دیگران» میگردیم!
باید از "نو دید"... تا "دید نویی" داشته باشیم...
ماهی، در آب و تاب بود... ماهی "بیآب"، "بیتاب" بود...
«نشانی نشاط» را... از تابلو «توقع ممنوع» گرفتم...
زندگی... به "طنز" عجیبی "جدی" است!
وقتی که "نداریم"... با هم "نداریم"!!
اثر انگشتم "منحصر به شخص" است... پس «خودم» هستم...
"آواره" و بیخانمانی را دیدم... که ابر بر سرش "آوار" شده بود...
تا با "شنا آشنا" نشد.... "بیگدار به آب" نزد...
در کنار "چشمه" بود... ولی "تشنه" بود!
دلت میخواهد بدانی که در مسیر درست زندگی قرار گرفتهای؟ دوست داری زندگی پُربار و بدون دغدغهای داشته باشی و بر مشکلات زندگی غلبه کنی؟ دلت میخواهد موانع زندگی را از سر راه برداری و با تغییر و تحول معنوی، اجتماعی و درونی گامهای بلندی را به سوی خوشبختی برداری؟ تمام جوابها در یک جمله خلاصه میشود: "باید خودت را بشناسی". شناخت خود یعنی کشف مهارتها و استعدادهای نهفته.
بهکارگیری توصیههای زیر ضامن موفقیت توست:
1- شم و شهودت را دنبال کن
اجازه نده مشکلات زندگی، تو را به عقب براند. رویاهایت را عملی کن. همان فردی باش که در آرزویش بودی و هستی. تصمیم بگیر و اقدام کن. نگران اشتباهاتت نباش، شکست خوردی، ناامید نشو، دوباره تلاش کن، حتی اگر هزار بار هم سرخورده شدی، در اصل هزار راه مختلف را امتحان کردهای و از صمیم قلب میدانی که تلاش خود را کردهای.
تو در درونت آتشی شعلهور است که بهخاطر عشق به چیزی میسوزد. وظیفه توست که همان مورد را پیدا کنی و آتش عشق به آن را روشن نگه داری این است زندگی تو. نگذار دیگران آتش عشق تو را خاموش کنند. هر کاری از دستت برمیآید، بکن. هر کجا میخواهی برو، رویاهایت را با دیدی گسترده دنبال کن. برای رسیدن به اهدافت تلاش کن. مایوس نشو. جاده منتهی به رویاهایت پر از سنگلاخ است. موانع را، سکوهای پرتابی بهسوی موفقیت قلمداد کن. دل و جرات به خرج بده. در انتهای جاده، خوشبختی و موفقیت در انتظار توست.
2- به خودت افتخار کن
چگونه میشود به موفقیت چنگول زد؟
قسمت نهم
یادآوری قسمتهای قبلی: انسانها از روزگاری که لباسشان برگ درخت بود و معمولا با لباسهایی که از مد میافتاد دلمه درست میکردند، میدانستند و میگفتند که وقت طلاست؛ طلا به این معنی که خیلی باارزش است وگرنه واضح و مبرهن و به شدت تابلو است که وقت برای انسانها با هیچ چیز حتی طلا قابل قیاس نیست. آیا کسی توانسته با دادن هزارها تن طلا برای خودش فقط چند روز اضافی بخرد و عمرش را طولانیتر کند؟! با این اوضاع و احوال این سوال پیش آمد که رویم به دیوار، گلاب به رویتان پس بعضی از کارهای وقتگیر آدمیزادها، خیلی به او ضرر میرساند و آدمهای موفق نباید این جوری وقتشان را تلف کنند! و در پاسخ به این سوال بود که این بحث پیش آمد که برای موفق بودن باید اول یک آدم بود، آن هم یک آدم معمولی و بعد موفق شد و... حالا ادامه بحث:
موج در دریا چیز مهمی نیست. دریاها پر از موجهای ریز و درشتاند. برای دریا موج چیز مهمی نیست، اما برای انسان کشتی خیلی مهم است. ما کشتیها را میسازیم تا با آن دل امواج را بشکافیم و از دریاها عبور کنیم. برای پیش راندن کشتیها در امواج خروشان دریا باید نیرویی به کار گرفته شود. نیرو همان عامل حرکت است و میتواند از طریق بازوان پاروزنان کشتی فراهم شود یا بادبان و موتور بخار یا موتور دیزل و حتی راکتورهای اتمی این نیروی محرک را ایجاد کند. به هر حال اگر نیرویی اعمال نشود حرکتی نخواهد بود. حرکت که نباشد ایستادن و بیحرکتی اتفاق میافتد. اگر کشتی بایستد و بیحرکت شود موجها یعنی همان چیزهایی که در دریا مهم نیستند وارد گود میشوند و برای سرنوشت کشتی تصمیم میگیرند. خوب دقت کنید. برای کشتیهایی که بیحرکت میشوند و میایستند این موجها هستند که تصمیم میگیرند.
ادامه مطلب ...گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است و میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.
در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد
در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد
در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد
ادامه مطلب ...شما دخترخانم جوان! برای ازدواج تان چه معیارهایی دارید؟ آیا ویژگی های ظاهری خواستگارتان برایتان اهمیت زیادی دارد؟ اگر جوابتان به این سؤال مثبت است و فکر می کنید حتما باید با مردی زیبا و خوش تیپ ازدواج کنید توصیه می کنیم حتما این مطلب را بخوانید.
روانشناسان با تحقیق روی روابط زوج های جوان به این نتیجه رسیده اند مردانی که چهره ای زیباتر از همسرشان دارند بیشتر احتمال دارد طی زندگی احساس نارضایتی کنند و نسبت به زندگی زناشویی شان چندان احساس خوبی نداشته باشند و حتی در مواردی احساس منفی هم داشته باشند. راستش وقتی ما هم با این عبارت مواجه شدیم، کمی تردید کردیم و گمان بردیم که احتمالا نتیجه این تحقیق تنها ناشی از باورهای عامیانه است، اما با کمی جست وجو به این نتیجه رسیدیم که موضوع علمی است تا حدی که مقاله هایی با این مضمون در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده است. ما هم سراغ همین مقالات رفتیم و با استفاده از آنها این مطلب را برای شما تدوین کردیم.در واقع در همه آنها دانشمندان متفق القول بودند که در یک ازدواج موفق یا باید زن زیباتر باشد یا مرد و زن از نظر زیبایی در یک حد باشند اما بی گمان دلایل آنها خواندنی است.
همه ما در هر روز مقداری مو از دست می دهیم اما اگر ریزش موهایتان هر روز بیشتر می شود و هنگام حمام رفتن و یا شانه کردن مقدار زیادی از موهایتان می ریزد ، قبل از اینکه ریزش موهایتان از کنترل خارج شود به فکر چاره باشید:
موهایتان را در معرض حرارت شدید قرار ندهید:
درجه حرارت سشوار خود را روی حالت خنک و یا دمای کم تنظیم کنید و تا آنجایی که امکان دارد از اتوی مو استفاده نکنید. موهایتان را یک یا دو درجه بیشتر روشن نکنید.هرچه که تغییر رنگ موهای شما بیشتر باشد فعل و انفعالات شیمیایی بیشتری در موهای شما رخ می دهد و موهایتان ضعیف تر می شود.اگر از ژل یا اسپری مو استفاده می کنید بعد از اینکه مواد روی موهایتان خشک شد ، آنها را شانه نکنید زیرا موهایتان سخت تر و خشک تر می شود و بیشتر احتمال دارد بشکند.
ادامه مطلب ...این روزها انسانها آنقدر گرفتار هستند و کار برای انجام دادن دارند که از وقت خوابشان میزنند تا به کارهایشان برسند؛ بعضی از ما صبح زود بیدار میشویم، در خانه کار میکنیم یا سرکار میرویم؛ آنجا آنقدر کار میکنیم تا با خستگی مفرط از محل کارمان به خانه باز میگردیم؛ تنها راهی که شاید بتوان کمی خستگی را از خود دور کنیم این است که زود بخوابیم، اما آیا میدانید زود خوابیدن چه مزایای دیگری میتواند داشته باشد؟
* کاهش استرس
ازدیاد استرس به مشکلات جسمی و روحی فراوانی منجر میشود که از عواقب آن میتوان به بیماری و سکتههای قلبی و مغزی اشاره کرد؛ خواب بهترین راه طبیعی برای کاهش استرس است؛ خواب میتواند آسیبهای روحی و جسمی را ترمیم کند و باعث شود که بدن بتواند به طور طبیعی با استرس و صدمات و بیماریها مبارزه کند.
۱٫ به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.
۲٫ شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.
۳٫ هر آنچه که میشنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.
۴٫ وقتی میگویید “دوستت دارم”، واقعاً داشته باشید.
۵٫ وقتی میگویید “متاسفمa”، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.
۶٫ پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.
۷٫ به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.
۸٫ هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.
ادامه مطلب ...اسکول» نام این پرنده است. در خصوصیات این پرنده نوشتهاند که او وقتی برای زمستان غذا جمع آوری میکند محل نگهداری آنها را فراموش میکند و بخاطر همین با مشکل مواجه می شود، یا هنگام خانه سازی فراموش می کند که خانه اش را کجا ساخته است، اسکول اگر از لانه اش بیرون بیاید راه بازگشت را پیدا نمی کند.
چگونه استرس های روزمره را کاهش دهیم؟
به گرفتگی عضلات توجه کنید. شانه ها، گردن، فک و یا قسمت های دیگر. مرحله بعد راه چاره است. قطعا برخورد با استرس و نشانه های آن از همان ابتدای شروع بیماری ساده تر خواهد بود. آرام سازی را یاد بگیرید.
از آنجا که گرفتگی عضلات یکی از نشانه های استرس است. آرام سازی عضلات، گرفتگی بدنی را کاهش داده و چرخه استرس را متوقف خواهد کرد.
مصرف خرما به دلیل اینکه قند طبیعی آزاد می کند به حافظه کوتاه مدت کمک کرده و در فصل امتحانات بسیار توصیه می شود.
دکتر کیمیاگر متخصص تغذیه گفت : با توجه به اینکه اکنون فصل امتحانات است مصرف خرما به عنوان یک جایگزین برای غذاهای حاوی قند بسیار توصیه می شود زیرا خرما به دلیل داشتن قند طبیعی به راحتی بر روی حافظه کوتاه مدت مغز تاثیر میگذارد و قند نیز خوراک مغز است و وقتی این خوراک فراهم شود فعالیت خود را به خوبی انجام میدهد.
ادامه مطلب ...با رعایت توصیههایی بسیار ساده میتوانید همواره زندگی سالم و شادابی داشته باشید. این توصیهها میتواند برای هر سن و سالی مفید باشد. به یاد داشته باشید که هیچ وقت برای اصلاح و بهبود روش زندگی دیر نیست.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، زمانی که دچار استرش یا اضطراب و دلشوره میشوید اقدامات زیر را انجام دهید:
- درخواست کمک از دیگران در صورت نیاز
- مشغول شدن به انجام کاری ترجیحا کار مورد علاقه مانند کتاب خواندن، باغبانی و …
- صحبت کردن با دوستان و اقوام و دیدار با دوستان و آشنایان
- خارج شدن از خانه برای مدت کوتاه و یا قدم زدن در پارک
- ورزش کردن
ادامه مطلب ...جملات زیر را به دقت بخوانید و با توجه به اینکه تا چه اندازه احساسات شما را توصیف میکنند، به آنها نمرهای از صفر تا ۵ بدهید. مقیاس نمرهدهی به صورت زیر است.
۱ـ ارتباط نزدیکم را با کسانی که دوستشان دارم حفظ میکنم.
۲ـ با اعضای خانوادهام به خوبی کنار میآیم.
۳ـ زندگیام سرشار از عشق است.
۴ـ به کارگیری استعدادهایم کمک بزرگی به دیگران میکند.
۵ـ کارم را دوست دارم.
۶ـ در کارم به خوبی از استعدادهایم بهره میبرم.
۷ـ حداقل سه دوست صمیمی دارم که منظم اوقاتم را با آنها سپری میکنم.
۸ـ دوست خوبی هستم.
ادامه مطلب ...توجه داشته باشید رنگی که انتخاب میکنید یا رنگ مورد علاقه شما پیامی در وراء ظاهر خود به همراه دارد که از نظر روانشناسان گویای شخصیت شما است. با این توضیح شما کدامیک از این ۱۵ رنگ را میپسندید؟
۱- قرمز:
قرنهاست که قرمز به معنی شور و اشتیاق و احساسی شناخته شده است. به همین دلیل دادن یک دسته رز قرمز به یک فرد نشانه زیاد دوست داشتن اوست.
از سیب قرمز و رز گرفته تا گوجه فرنگی و ماشین آتشنشانی همه را جزو قرمز حساب کنید. افرادی که به طیفهای قرمز علاقه دارند، عموما خوشبین، برونگرا، مرفه و مشتاق به زندگی هستند.
۲- آبی:
آیا شما آبی هستید؟ کسانی که به رنگ آبی تمایل دارند، افراد آرام، دلسوز و به دنبال یک دوره ثبات هستند.
آبی یادآور آب و آسمان بوده و طیفهای مختلف آن مورد توجه کسانی است که شخصیت آرام، ملایم و مسالمتآمیزی دارند.
ادامه مطلب ...آنهایی که رانندگی تازه یاد گرفته اند را تازه دیده اید سفت و محکم به رل چسبیده اند،سرشان را به شیشه نزدیک می کنند و با دقت و وسواس عجیبی به جلو زل می زنند.به محض اینکه راننده کناری بوق می زند بلافاصله و بدون هیچ مکثی سریعأ به سمت دیگر فرار می کنند و وقتی مجبورند در موقعیت های سخت سریع واکنش نشان دهند در مقابل حجم بالای اطلاعاتی که باید پردازش کنند و به کار بگیرند قفل می کنند و وسط چهارراه ترمز می زنند و بقیه را به زحمت می اندازند.
هیچ کس حق ندارد با راننده در ماشین صحبت کند او همه ی حواسش را به تک تک اتفاقاتی که در جاده می افتد معطوف کرده است .این راننده ها معمولأ بعد از رانندگی از بس که به اعصاب و ذهن خود فشار آورده اند به ساعت ها استراحت نیاز دارندو هر وقت صحبت از رانندگی در جاده های پر پیچ و خم می شود مثل بچه ها وحشت می کنند و سعی می کنند در ساعات خلوت وارد جاده ها شوند.
ادامه مطلب ...حتما شما هم دوست دارید در سطح قابل قبولی جذاب و دوست داشتنی باشید، ماهم در این نوشتار سعی میکنیم تا شما را با شیوه های موثری که میتوانید بوسیله آنها بیش از گذشته جذاب باشید، آشنا میکنیم.
۱٫ اصلی ترین اولویت ما چیست؟
اولین چیزی که باید همیشه بیاد داشته باشیم این است که بدنیا آمده ایم تا انسانی با ویژگی ها و صفات والای انسانی و اخلاقی باشیم، پس هیچ چیز بر انسانیت و ویژگی های اخلاقی انسانی ما اولویت ندارد و تنها این صفات برجسته انسانی است که میتواند ما را بعنوان فردی جذاب و دوست داشتنی معرفی کند، شاید بارها در خیابان و مهمانی و محل کار با افراد زیادی برخورد داشتید که سعی میکنند تا با پوشیدن لباس های گرانقیمت و شیک و یا انواع آرایش ها خود را دوست داشتنی نشان دهند اما نهایتا موفقیتی را بدست نمی آورند و یا در حالی که متوهم کسب موفقیت هستند بیشتر وسیله ای برای سود جویی دیگران هستند. این افراد همان گروهی هستند که اولویت های خود را از دست داده و یا فراموش کرده اند، بخاطر همین اقداماتشان طبق یک اصل تکرار پذیر به قیمت نابودی شان به بهای کسب علاقه دیگران تمام میشود.
۲٫ با کسی باشیم که صد عالم است
ادامه مطلب ...پژوهشگران دانشگاه هاروارد طی ۶۰ سال بر گروهی ۶۰۰ نفری نظارت کرده و در نتیجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعیین کنند که بر طول عمر تاثیر بسزایی دارند.طبق نتایج این پژوهش ها، افراد خوشبخت که پول قرض نمی گیرند، بیشتر عمر می کنند تا افراد بدبین. همچنین افرادی که شکلات دوست دارند، افراد دیندار و سبزیخواران نیز عمر طولانی تری دارند.
پژوهش های اخیر نشان دادند که افراد دارای زندگی سالم دارند چند سال بیشتر زندگی می کنند.
برای اینکه ۲ سال بیشتر زندگی کنید:
شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.
برای اینکه ۳ سال بیشتر زندگی کنید:
دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.
برای اینکه ۳٫۶ سال بیشتر زندگی کنید:
گوشت کمتر بخورید. سبزیخواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند بعلت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.
ادامه مطلب ...اگر خواهان رسیدن به قله های موفقیت و خواسته های واقعی تان هستید حتماً نکته هایی را که در زیر آمده جدی بگیرید:
۱) کنجکاوی را دنبال کن ید:من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق کنجکاوی هستم».چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید؟ من کنجکاو هستم، مثلا برای پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد. به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید؟پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.
۲) پشتکار گرانبها است:من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی می گذارم».تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند. پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید. با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.
ادامه مطلب ...فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید.
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.
ادامه مطلب ...مجله یکشنبه: مردی چهار پسر داشت. آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود. پسر اول در زمستان، دومی در بهار، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند.
ادامه مطلب ...از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.
ادامه مطلب ...دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
برترین ها: اتاق ۲۱۹! اینجا جایی بود که سرنوشت مرا رقم میزد. این اتاق ۳ شمارهای در دادسرای ناحیه۱۹تهران قرار بود مرا به جایی نامعلوم پرتاب کند. عرق کرده بودم، دستهایم میلرزید. به مادرم گفتم: « اینجا آخر خطه؟» چشمهای مادر قرمز بود و نگاهم نمیکرد: «قسمت این بود.» قسمت، تقدیر، سرنوشت… کلماتی که یک عمر باید زیر سایه سنگینشان راه میرفتم و زندگی میکردم. کلماتی که همیشه از آنها میترسیدم و فرار میکردم و فکر میکردم آدم آنقدر قدرت دارد که بخواهد تقدیر را در مشتش بگیرد و سهم بیشتری از قسمت داشته باشد. اما یک شب، فقط یک شب کافی است تا تمام رؤیاها به خاک سیاه بنشیند.
ادامه مطلب ...متخصصان معتقدند، یادداشتهای روزانه درباره احساسات و شرایط میتواند از بار عصبی ذهن و روح افراد بکاهد و به آنها در تخلیه احساسات روانی کمک کند.
گاهی فشارهای عصبی به اندازهای زیاد میشوند که افراد را به گریه انداخته یا موجب لرزش اندام آنها میشوند و گاه شرایط به اندازهای وخیم میشود که سکتههای مغزی و قلبی به وقوع میپیوندد؛ اما متخصّصان معتقدند که نوشتن تا حدود زیادی به کاهش استرس کمک میکند.
به گفته آنها، یادداشتهای روزانه درباره احساسات و شرایط میتواند از بار عصبی ذهن و روح افراد بکاهد و به آنها در تخلیه احساسات روانی کمک کند.
سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و شخصیت خودتان را محک بزنید.
۱ـ دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، گل آلود، سبز
۲ـ کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث
۳ـ فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر
۴ـ این رنگ ها را ترجیح می دهید چگونه اولویت بندی شوند؟
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید
۵ـ دوست دارید از نظر ارتفاع در کدام قسمت کوه باشید؟
۶ـ در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای، سیاه یا سفید
۷ـ طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه
هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند .
هر پدر و مادری خواهان داشتن فرزندی بااستعدادهای درخشان ، مستقل و درعین حال انعطاف پذیر است و ازاینکه نحوة تربیت آنان نتواند درشکل دهی مؤثّر و مفید به شخصیّت این فرزندان اثرگذار باشد ، ابراز نگرانی می کند . برخی از روانپزشکان معتقدند که اگر چه ویژگیهای زیستی افراد نقش بسزایی درشکل دهی شخصیّت آنان ایفا می کند ،
لیکن بسیاری از والدین قادرند با درک نوع شخصیّت آنان طبیعت انان را تربیت نمایند. لذا براین باورند که والدین قادرند ازهمان ابتدا نوع شخصیّت فرزندان خود را تشخیص دهند و ازاین شناخت بعنوان وسیله ای در راستای کمک به آنان استفاده نموده ، این کودکان را بعنوان افرادی خلّاق و یا بعبارتی به نمونه ای سالم در نوع شخصیّتی خود مبدّل سازند .
انـواع شخصیّت
برحسب این که چه جور شخصیتی دارید، می شود پیش بینی کرد که احتمال دچارشدنتان به چه جور بیماری هایی بیشتر است. محققان می گویند احتمال ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی در تیپ شخصیتی A بیشتر است و در افراد دارای تیپ شخصیتی C هم محتمل تر است که بیماری های سرطانی دیده شود. روان شناسان، تیپ شخصیتیB را سالم ترین تیپ شخصیتی می دانند و راهکارهایی هم برای دستیابی به چنین شخصیتی پیشنهاد می کنند.
می گویند همه چیز از صندلی مطب دو متخصص قلب شروع شد. این دو متخصص توجه کردند و دیدند که بیشتر بیمارانشان روی لبه صندلی می نشینند و اصلا طاقت نمی آورند حرف پزشک تمام شود. بیماران مذکور آن قدر روی لبه این صندلی ها نشسته بودند که - به گفتة این دو پزشک - چرم آن قسمت از صندلی ها ساییده شده بود. این دو کم کم به این نتیجه رسیدند که اغلب قربانیان حملة قلبی، آدم هایی هستند با این خصوصیات: عجول، متخاصم، پرخاشگر و بیش از حد درگیر کار و زندگی روزمره.
در دهه۱۹۵۰ این دو متخصص، مجموعه ای از همین رفتارها را دسته بندی و معرفی کردند که به نظر می رسید خصوصیات ویژة بیماران قلبی- عروقی باشد. آن ها به این مجموعه رفتارها گفتند: الگوی رفتاری تیپ A.
تیپ های شخصیتی اصلی
این مفاهیم روان کاوانه درباره تیپ های شخصیتی اصلی هستند. برای هر کدام از این تیپ ها، مک ویلیامز دست به تحقیق و تفحص در زمینه های ویژگی های ظاهری، خلق و خو، سازمان رشد دهنده، دفاع ها، پروسه های تطبیقی، روابط عینی و پدیده های ترانس فرنس/ضد ترانس فرنس زده است.
▪ سبک های شخصیتی تشریح شده به قرار زیر هستند:
- سایکوپتیک (ضد اجتماعی)
- خود شیفت گر (نارسی تیک)
- شیزؤید
- پارنوید
- افسرده و مانیک ( تکانشی)
- مازوخیستی (خود آزاری)
- وسواسی و بی اختیار
- هیستریک (Histrionic)
- منفک گرا ( دگر گریز)
یکی از حوزه های پژوهشی بررسی رفتار آنلاین، همین تیپ های شخصیتی هستند و اینکه چگونه بصورت سوبژکتیو تجربه می کنند و به انواع ویژگی های روان شناسانه مختلف در سایبراسپیس واکنش نشان می دهند.
اینکه چگونه تجربه آنلاین را برای دیگران به وجود می آورند و جنبه های آسیب زننده و سودمند فعالیت های آنلاین این افراد چقدر حائز اهمیت است.
تحقیقات بالینی نیز چنین نشان میدهند که سبک ها-الگوهای متمایز شناخت محوری در رابطه با تفکر و ادراک وجود دارند و با تیپ های گوناگون مرتبط بوده و ممکن است روشن کنند که چرا افراد مختلف یک نوع فعالیت آنلاین را بر سایر فعالیت ها ترجیح می دهند.
● پرسش های جالب
برخی از سؤالات جالب در این زمینه به قرار ذیل هستند :
- آیا ناشناس بودن در فضای آنلاین و آزادی دسترسی باعث تشویق و دلگرمی شخصیت های ضد اجتماعی می شود؟ آیا آنها برخی از هکرهای سایبر اسپیس هستند؟
- آیا افراد خود شیفته از توانایی جلب توجه فراوان به عنوان یک ابزار در جهت پدید آوردن یک جمعیت تحسین کنندۀ استفاده خواهند کرد؟
- آیا شخصیت های منفک گرا گرایش دارند که خود را در زندگی سایبراسپیس (اینترنت) ایزوله کرده و از زندگی واقعی (چهره به چهره و ملموس) دوری کنند؟ آیا آنها گرایش دارند تا انواع هویت های متمایز و چند گانه آنلاین برای خود ایجاد کنند؟
- آیا افراد شیزؤید به صمیمیت محدو برخاسته از ناشناس بودن در فضای آنلاین گرایش داشته و جذب آن می شوند؟ آیا آن ها برای دیگران کمین می کنند؟
- آیا افراد مانیک از ارتباطات غیر سینکرونه (غیر همزمان) به عنوان ابزاری برای ارسال پاسخ های سنجیده (محاسبه شده) برای سایرین استفاده می کنند؟ آیا آنها بطور ذاتی مکالمات موجز، آنی و فی- البداهه در طول چت و IM را ترجیح می دهند؟
- آیا افراد فاقد اختیار معمولاً بسوی کامپیوترها و فضای اینترنتی جذب می شوند تا روابط خود و محیط را به کنترل خویش درآوردند؟
- آیا افراد هیستریک (Histrionic) از فرصت های مهیا شده برای نمایش های تـئاتری در گروه های آنلاین ؛ به ویژه در محیط هایی که ابزارهای نرم افزاری برای خود بیانی(Self-Expression) خلاقانه بهره برداری کرده و از آنها لذت می برند؟
● شخصیت ضدیتی (پرخاشگر انفعالی)
1- حرمت نفس: افراد با این تیپ شخصیتی به خود و توانمندی هایشان اطمینان دارند. آنها خود را موجوداتی منحصر به فرد می دانند و معتقدند دلیلی برای حضور آنها در این سیاره خاکی وجود دارد.
2- معتقد به تشریفات و احترامات رسمی هستند و انتظار دارند که دیگران در تمام مواقع با آنها با احترام برخورد کنند.
3- بلند پروازی: این افراد موجوداتی بلند پرواز و جاه طلب هستند.
4- سیاستمداری: این افراد در برخورد با دیگران زیرک و حسابگر هستند و از توانمندی های دیگران برای رسیدن به خواسته ها یشان استفاده می کنند.
5- رقابت در وجود آنها شعله ور است . می خواهند به اوج برسند و همانجا باقی بمانند.
6- از معاشرت با افراد بلند مرتبه و شاخص لذت می برند.
7- خودآگاهی: از حالات ذهنی و روحی خودشان آگاه هستند و می دانند چه فکر و چه احساسی دارند.
8- توازن و وقار: " بااعتماد به نفس ها" تعریف ها و تمجیدهای دیگران را با رغبت می پذیرند، ولی هویت خود را از دست نمی دهند.
ادامه مطلب ...تعاریف مختلفی از مفهوم «شخصیت» ارائه شده است که هر یک از منظری به آن پرداخته است. هیلگارد شخصیت را «الگوی رفتار و شیوههای تفکر که نحوهی سازگاری شخص را با محیط تعیین میکنند» تعریف کرده است. در حالی که عدهای دیگر «شخصیت» را به ویژگیهای «پایدار فرد» نسبت دادهاند که «باعث پیشبینی رفتار فرد میشود».
«شخصیت» (Personality) از ریشهی لاتین (Persona) به معنی «نقاب و ماسک» گرفته شده است و اشاره به ماسکی دارد که بازیگران یونان باستان بر چهره میگذاشتند. این تعبیر تلویحا اشاره میکند به این که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهرهی خود میزند تا وجه تمایز او با دیگران باشد».
ادامه مطلب ...
گروه خونی o :
افرادی که دارای این نوع گروه خونی هستند: صادق، خوشبین و پرانرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پیببرند، خیلی راحت آنرا رها میکنند. دربارهی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمیخورند. به مسائل مادی اهمیت میدهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان میکنند. میتوانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان میآید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند.
گروه خونی a:
افرادی که دارای این نوع گروه خونی هستند: محتاط در تصمیمگیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی میتوانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت میدهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام مییابد. آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند. آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی میتوان به کمال رسید. ترجیح میدهند از سرگرمیهایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد.
توصیههایی برای غلبه بر عصبانیت
همه ما با واژههایی چون خشم، غضب، پرخاش، پرخاشگری، تندمزاجی و کلمات مشابه آنها آشنا هستیم و در زندگی بارها آنها را تجربه کردهایم. اما آیا تا کنون با خود اندیشیدهاید چگونه میتوانیم خشممان را کنترل کنیم؟
به همین بهانه سراغ دکتر محمدمهدی قاسمی، روانپزشک (همکار تبیان) رفتیم تا برخی از سوالهایی را که در این زمینه در ذهن شماست، از ایشان بپرسیم.
جناب دکتر، خیلی اوقات از دست دوستان و اعضای خانواده ی خود ناراحت و خشمگین شده و بعد از مدتی نیز از کرده خود پشیمان میشویم. به نظر شما این نشانه بیماری است؟
نخست باید بپذیریم که خشم یکی از جنبههای عادی زندگی است و هر کسی گاهی دچار خشم میشود. خشم یک امر کاملا عادی و طبیعی و واکنشی غریزی است که اساسا در پاسخ به تهدید علایق حیاتی بروز میکند و بنا به دلایلی از جمله حوادث و رویدادهای بیرونی یا تغییرات درونی پیش میآید.
ولی وقتی که خشم از کنترل خارج میشود، به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل میشود که به اشکال متعددی در محیط اطراف و روابط با سایر اشخاص، دیده میشود. در واقع نحوه ابراز خشم یک رفتار اکتسابی و خصلت آموخته شده است که تحت تاثیر محیط، اجتماع و خانواده است.
ادامه مطلب ...در برخورد با همسران مختلف متوجه می شویم که گاهی زوج های عاشق نیز در برخورد با یکدیگر ، دچار رنجش می شوند . زیرا به طور طبیعی وقتی کسی را دوست داریم ، از او توقعاتی داریم . گاه از او بیش از دیگران هم توقع داریم و هنگامی که انتظارات مان برآورده نمی شود ،می رنجیم . البته رنجش امری طبیعی است اما باید مراقب باشیم هرگز و تحت هیچ شرایطی رنجش خود را از همسر پوشیده نداریم . زیرا رنجش های کوچک در روح مان انباشته می شود و سرانجام به آستانه انفجار می رسد. در این مرحله است که جرقه ای می تواند آتش خشم بی پایان ما را شعله ور کند. متأسفانه چنین وضعیتی به هیچ وجه خوشایند نیست : داد و فریاد راه می اندازیم ، بد وبیراه می گوییم ، ناله و شیون سر می دهیم و خلاصه همه چیز را درهم می شکنیم .
هر سیستم حرارتی یک ترموستات دارد . ترموستات روان ما نیز تخلیه فشارهای درونی است . دیگ زودپز را به یاد می آورید ؟ وقتی دیگ زودپزی به صدا در می آید ، خطر انفجار در پیش است.
آیا بهتر نیست از طریق آشنایی با شیوه های تخلیه فشارهای درونی ، تنش های انباشته خویش را خارج کنیم ؟
با گفت و شنود می توانیم هر رنجش و دلگیری را از خود دور کنیم.
به شرطی که با فن گفتگو و راه رفع دلخوری آشنایی کامل داشته باشیم :
کمرویی ، محدوده ای از خجالت معمولی و اشکال در برقراری ارتباط
صمیمانه ، تا کمرویی شدید ( یا ناتوانی حاد در برقراری روابط اجتماعی )
را شامل میشود. به طوریکه در کمرویی شدید زندگی و فعالیت فرد
فلج شده و این مشکل، عملاً او را از فعالیتهای عادی روزمره باز میدارد.
انسان کمرو و خجول کسی است که نزدیک شدن به او، به علت ترس،
احتیاط یا عدم اعتماد ، مشکل باشد. به طور خلاصه کمرو شخصی است
که در حضور دیگران احساس ناراحتی میکند.
در چنین شرایطی شخص کمرو خودش را کنار میکشد. در بیان خواستهها
و عقاید یا ابراز وجود با مشکل مواجه میشود؛ در حرف زدن یا فعالیت
کردن خیلی محتاط میشود و به صورت مشهودی از روابط اجتماعی
می ترسد.
ادامه مطلب ...اولین نکته مهم و حیاتی در فرایند برنامه ریزی ، تعیین هدف یا اهداف است. اهداف ، عنصر اصلی برنامه ریزی بوده و برنامه ها برای دستیابی به آن طراحی و سپس اجرا می شوند. تمام کارها و وظایف مدیران سازما، اعم از برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، سازماندهی و کنترل ، به منظور دستیابی به این اهداف است . پس ، اهداف ، مبنای برنامه ریزی ، و هسته اصلی تمام وظایف و کارهای مدیران هستند. همچنین اهداف سازمانی به فعالیت ها، تلاش ها و حرکت سازمان جهت داده و آن ها را در مسیر معین و مشخصی رهنمون می شوند.
برخی از صاحب نظران و نویسندگان مدیریت ، اهداف و نقش آن ها را در سازمان این گونه تبیین می کنند. اهداف دقیقا مشخص می کنند که سازمان به کجا می خواهد برود و چه چیزی را باید به دست آورد. همچنین اهداف به مدیران این امکان را می دهند تا برنامه هایی را طراحی کنند که به رسالت سازمان را به واقعیت تبدیل کنند. (۱)
مهمترین عامل ، در کسب هر موفقیتی ، تدوین و مشخص کردن دقیق اهداف می باشد. هدفگذاری مهمترین عامل حرکت و خلق آینده است ، هدفها هستند که مقصد و مسیر زندگی فردی و سازمانی را روشن می کنند.هدف گذاری به مثابه ترسیم جاده ای برای آینده است . تلاشی ارزشمند است که معطوف به هدف باشد، تلاش بی هدف پرتاب تیر در تاریکی است یکی از موانع بسیار مهم موفقیت و کامیابی ، ناتوانی افراد و سازمانها در تدوین اهداف می باشد . آنهایی که رویایی در ذهن و هدفی بر روی کاغذ نداشته باشند مقصدشان ناکجا آباد خواهد بود .
یکی از مهارتهایی که مدیران و کارکنان باید در خود تقویت نمایند ، مهارت هدف گذاری است.اهداف کلی ، کیفی و مبهم قابلیت اندازه گیری و اثر بخشی نخواهد داشت .
فرایند هدف گذاری |
اهداف از ماموریتها و چشم اندازها نشئت می گیرند و بستگی به جواب سه سئوال ذیل دارد :
در حال حاضر ،کجا هستیم ؟
به کجا می خواهیم برویم ؟
برای رسیدن به هدف چه باید بکنیم؟