● با بچه ها چطور حرف بزنیم؟
هنگامیکه بچه ها تکلیف خود را در مدرسه جا میگذارند، امکان دارد حتی شمار زیادی از پدران و مادران فهمیده، فرزند خویش را ملامت کنند و بگویند:” تو چقدر نادانی؟” . یا به طور مثال، چنانچه در یک روز تعطیل بچهها با هم دعوا کنند، ممکن است والدین بردبار نیز از این وضع شگفت زده شوند و بانگ برآورند:” به چه علت بچه های من چنین رفتاری دارند؟!”.
احتمال دارد بزرگ کردن بچه، همچون آزمایشی جهت سنجش میزان صبر و استقامت پدر و مادر باشد، ولی این مورد خیلی اهمیت دارد که کاربرد عبارت آزارنده، احتمالا حس عزت نفس بچه را کاهش میدهد. “دونالد کیت”، رایزن روان شناس کودک در دانشگاه پنسیلوانیا، اظهار میدارد: والدین باید بدانند که خشمگین و محروم ساختن بچه از برخی چیزها را باید بدین جهت اعمال کنند که بچه پیبرد چه رفتاری باید داشته باشد. به هر حال، پدر و مادر، امکانات روحی- روانی ضروری را به منظور مهار موقعیتهای گوناگون دارا میباشند.”
ادامه مطلب ...
با این حال، بیشتر کودکانی که پایینتر از 18 سالگی ازدواج میکنند، دختران هستند. گزارشات نشان میدهد این ازدواجها بیشتر به دلیل وضعیت بد اقتصادی و اجتماعی اتفاق میافتد. ازدواج کودکان با مسائل دیگری مانند بارداری و پیامدهای آن نیز همراه است. در ایران سن ازدواج برای دختران 13 سال و برای پسران 15 سال است که البته ازدواج زیر این سنین اگر با اجازه پدر و با رای دادگاه باشد مانعی ندارد. ادامه مطلب ...
دغدغه بسیاری از والدین این است که آیا میتوانند با فرزندانشان درباره موضوع پیچیده ای چون خدا صحبت کنند؟ آیا بچهها را میتوان با مفاهیمی چون خدا، پیامبر، جهان آخرت، آفرینش و هستی، تکلیف، عبادت و مانند آن آشنا کرد و درباره آنها بحث کرد؟
حرف زدن درباره خدا از این جهت حائز اهمیت است که میتواند بهترین راه برآوردن مهمترین نیازهای کودکان باشد، زیرا کودکان بیش از بزرگسالان خود و اطرافیانشان را نیازمند به تکیه گاه قوی و مهربانی میبینند که قادر است همه آرزوهای آنها را برآورده سازد. ادامه مطلب ...
وقتی که فرزندتان خانه را ترک می کند، پدر و مادری کردن شما متوقف نمی شود. سخت است که فرزندتان را در یک تصمیم گیری نادرست ببینید، حتی اگر او 15 ،30یا 45 ساله باشد. برای مثال وقتی که نوجوانتان درگیر یک ارتباط مخرب شده است، می تواند موجب استرس و نگرانی شدیدی در شما شود. البته شما می خواهید به او کمک کنید اما چگونه؟
اولین سؤال این است که از خودتان بپرسید "آیا فرزندتان واقعاً در یک ارتباط نادرست گرفتار شده است؟". اگر فرزندتان تقریباً شاد و آرام است و یاد می گیرد و رشد می کند، پیش گویی ها و قضاوت های شخصی خودتان سبب نگرانی تان شده است. سعی کنید برای فرزندتان چیزی را بخواهید که خودش برای خودش می خواهد و از او در استفاده از فرصت هایش حمایت کنید. ادامه مطلب ...
چند روز پیش با یکی از دوستانم مشغول گفت وگوی تلفنی بودم او از دست پسر کوچکش شاکی بود و می گفت: «دیشب برای صرف شام به خانه خواهرم دعوت شده بودم. با هم گرم صحبت بودیم که ناگهان دختر ۸ ماهه اش جیغ کشید. وقتی نگاه کردم دیدم پسرم گوش دخترک بینوا را به دندان گرفته است. خیلی خجالت می کشم. نمی دانم چه باید بکنم…
ادامه مطلب ...موضوع هفته : تفاوت نگرش نسل امروز و دیروز (روابط اعضای خانواده با نوجوانان)
با سلام خدمت دوست داران مکتب زندگی ...
امیدورام ایام به کام همگی بوده باشه و سالی پر از شادکامی و نیک بختی برای شما عزیزان آرزومندم .
امیدوارم برای هر روز اهدافی رو برای خودتون انتخاب کرده باشین و سعی خودتونو برای به ثمر رسیدن به خرج دهید ،به امید تحقق اهداف و آرزوهای منطقی و خواستنی به شرطی که تک تک ماها بخواییم به به نتیجه برسیم و سعی خودمونو بکنیم .
دوستان مفید دونستم که بحث این هفته رو اختصاص بدیم به روابط نوجوانان با اعضای خانواده که از نسلی متفاوت با ماها هستن و میتونن در ما تاثیرات زیادی رو بذارن . امیدوارم این گفته ها بتونه رو بیشتر ماها تاثیر بذاره و مفید واقع بشه .
*** دوستان همونطوری که همه ی ما میدونیم ،نوجوان از خود کلمه ش پیداس که تازه میخواد به نو بودن ،جدید بودن ،تازه گی داشتن و...
بیشتر موقعیت های زندگی دست پیدا کنه و میخواد به هر نحوی در اختیارش بگیره ،چه از راه های درست و چه نادرست . افرادی که دوران کودکی خود را یا به نحو درست و یا نادرست پشت سر گذاشته ان و وارد یه مرحله ی خیلی حساس تر و سرنوشت ساز تر شده اند که بلوغ نامیده میشه .
افراد خانواده که پخته تر هستن و شرایط و موقعیت دوران بلوغ رو طی کرده اند و وارد دوران های بعدی شده اند از همه ی لحاظ از نوجوان سرتر هستن و میتونن اعمال خودشونو با دلایلی که خودشون درست میدونن که از طریق تجربه و... بدست آورده ان. بهتره که اعضای خانواده به جای اینکه با این قشر تازه به دوران رسیده و نپخته و خام که اصلا تجربه ندارن به جای اینکه بنا به هر دلایلی سر اونا غر بزنن ، داد و بیداد کنن ، درگیری فیزیکی بشن ، تردشون کنن ، قبولشون نداشته باشن و... هایی که اعضای خانواده فرض میکنن که نوجوانان اینگونه هستن و نباید با اونها بود . اگه یه کمی فکر کنید میبینید که طرز فکرمون کاملا اشتبا بوده و هست . ما که داریم میگیم بی تجربه ، تازه به دوران رسیده و.... حالا که ماها به حساب دوران رسیده ایم ،تا حدودی تجربه داریم ، درک میکنیم ، میفهمیم و...
پس چرا سعی نمیکنیم که یه کمی از وقتمون رو به اونها هم اختصاص بدیم و اونها رو از این همه سوالهای بی جوابی که تو ذهنشون هست به نحو احسنت و درست و منطقی به اونها بگیم که دچار انتخاب اشتباه و برگزیدن راه نادرست و...های خیلی منفی ،بشیم . نوجوانی که ماها بعنوان بزرگسال این دوره از زندگی رو پشت سر گذاشته ایم و از این دوران آگاهی کامل داریم ،پس چرا نخوایم که این افراد رو درست و منطقی توجیه کنیم تا دست به اعمال نادرست و خیلی از نکات منفی دیگه نشیم؟
این دوران که ماهم میدونیم این گونه افراد فکر میکنن (البته فکر کردن نیست بلکه احساس میکنن که داره فکر میکنن ،ینی میشه گفت افکار کاذب دارن)که این کاری که انجام میدن درسته ولی ماها که بزرگ تریم میبینیم که هیچ درست نیست بلکه کاملا اشتباه میباشد ، به نظر شمایی که بزرگسالی آیا بهتر نیست به جای اینکه بی محل باشی ،راه درستو بهش بگی و بعد بذاری که خودش انتخاب کنه ؟آیا به نظرت اگه ما به جای اینکه با اون نوجوان برخورد فیزیکی یا کلامی (فحش) بشیم که این عمل باعث تحریک نوجوان به انجام دادن کارهایی خیلی نادرست و جبران ناپذیر بشه ،بهتر نیست که با دید اون به قضیه نگاه کنیم و با زبان اون حرف بزنیم و درست و منطقی توجیه ش کنیم؟ اعمال ما بزرگسالان میتونه در این افراد تاثیرات خیلی زیادی داشته باشه و میتونه حتی زندگی اونا رو دگرگون کنه با یه عملی که به نظر ما خیلی کوچیک و ریز هستش و اصلا مهم نیست ولی به نظر اون نوجوان خیلی مهم میباشد و میتونه زندگی اونو متحول کنه .
ما که به حساب تحصیل کرده ایم بهتر نیست که خودمونو بیارم پایین درست مثه پیامبر اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و نکات کلیدی و سرنوشت ساز زندگی رو به زبان اون بگیم و زندگی اونو متحول کنیم . ماها که اعضای خانواده هستیم حتما و کاملا یه سری وظایفی و در قبال همدیگه داریم که بهتره این وظایف رو به نحو احسنت انجام بدیم .
همینطوری که همه میبینم نوجوانان هستن که در مسیر زندگی منحرف میشن پس چرا باید حتما اول بیمار بشیم بعد به فکر پیشگیری باشیم بعد مرحله ی آخر درمان ، نه اینگونه اعمال درست نیست ، بیمار شدن یا نشدن اینها به دستان خود ماها ست که اعضای خانواده هستیم و برخورد آن چنانی با این نوجوانان نداریم ؛ آیا فکر نمیکنین که اگه من بعنوان یکی از اعضای خانواده با این رابطه ای خوب و صمیمی برقرار کنم میشه و خواهد شد که از بیشتر خیلی از چیزای ناگوار پیشگیری بشه؟
وقتی که میبینم ایشون داره کار زشتی رو مرتکب میشه آیا فکر نمیکنی دلیل این کار تویی؟
الان میگی چرا من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خب وقتی که داری میبینی مثلا خواهر یا برادر و... ی خانواده و فامیل ،که نوجوان هستش و با تو که بزرگتری رابطه ی آن چنان سالم و خوبی نداره ، تو دروان بلوغ هستش دیگه داریم میبینیم ، و مثلابا جنس مخالف دزدکی رابطه برقرار میکنه ،میتونه هزاران کار اشتباهی انجام بده ، چونکه به این دلیل مقصر تویی که خودت بااون (نوجوان) رابطه ای محبت امیز که پر از درک و فهم متقابل باشه رو نکردی ، پس در نتیجه میتونه دچار انحرافات خیلی زیاد و یا حتی جبران ناپذیری بشه .
پس بهتره که از همه ی این اتفاقای ناگوار جلوگیری بشه ، بااونا رابطه ای خیلی صمیمی ایجاد میکنم که اون به جای اینکه بره از اینو اون یاد بگیره که این یادگیری همیشه سازنده نیست میتونه و خواهد تونست که فلج کننده باشه و آینده ی شخص رو مختل کنه ، ما خودمون این شرایط رو مهیا کنیم که با آغوشی گرم به استقبال اون بریم و یه جو خیلی صمیمی ایجاد کنیم که به جای اینکه از تو بترسه ، بتونی تو مایه ی دلگرمی و آرامش و آسایش اون (نوجوان) باشی .
پس بهتره که اونها رو درک کنیم و بپذیریمشون که اگه اشتباهی از اون سر داد به جای اینکه سرزنششون کنیم ، باهاش همکاری و کمک کنیم که بتونه مشکل پیش اومده رو حل کنه .
امیدوارم که بتونیم افکارمون تغییر داده باشیم نسبت به نوجوانان . همه ی آمادهای روی زمین همه بدون استثنایی که اصلا وجود نداره و هیچ وقت نخواهد داشت ، اشتباه و ریسک کرده تو ذاتشون هست ، پس اونها (نوجوانان) هم حق انتخاب دارن ولی چه بهتره که ما بتونیم تو انتخاب این حق ، کمک و جامی و پشتیبانشون باشیم .
امیدورام که بحث این هفته مون سازنده بوده باشه .
همون طوری که دوست داریم درک بشیم ، این حق رو هم به نوجوانان بدیم و اونها رو هم درک کنیم .
با تشکر (کمال مولودزاده)
شاید این جمله را بارها شنیده باشید که کودکان آیینه رفتاری پدر و مادرشان هستند. آنها از ریزترین جزئیات رفتاری والدینشان الگوبرداری میکنند. از این لحاظ، بحث رفتار والدین با فرزندان، در مباحث روانشناسی کودک از جایگاه ویژهای برخوردار است. همانگونه که فرزندان نمیتوانند هرگونه رفتاری با والدینشان داشته باشند، والدین هم نمیتوانند هر گونه رفتاری داشته باشند. ادامه مطلب ...
آشنایی مرحله ای است که نمی توان به طور دقیق گفت از کی شروع می شود اما هر شناختی که شما از لحظه مطرح شدن پیشنهاد ازدواج تا لحظه زیر یک سقف رفتن به دست می آورید، در بحث آشنایی می گنجد. عمق گرفتن این آشنایی تا حد زیادی در گرو تحقیق، دقت در روحیات و پرسیدن به جای سوالات است.
با این حال ممکن است کسانی باشند که سرسری این دوره را پشت سر می گذرند. اشتباهات بزرگ این دوره باعث می شود یک زندگی تلخ و ناخوشایند را تجربه کنید. این اشتباهات عبارتند از: ادامه مطلب ...
با وجود آنکه از زمان تولد تا بلوغ ، تغییرات زیادی در رشد جنسی - جسمی وجود ندارد ، اما رشد روانی - جنسی از همان نوزادی آغاز می شود..
یک نوزاد بدن خودش را جستجو می کند و کشف مناطق خاص لذت بخش بدن می تواند کودک را مجذوب خود کند و منجر به خودارضایی شود،زیرا یک کودک تحت تأثیر تمایلات غریزی اش است و در جستجوی لذت است .
بعضی ها معتقدند: «چه اشکالی دارد یک نوجوان درمسیر دست یابی به اهدافش در مواردی هم دچار خطا شود؟ دنیا، دنیای سعی و خطاست. همانطور که یک کودک وقتی می خواهد شنا یاد بگیرد دو جرعه آب هم می خورد، یا وقتی می خواهد دوچرخه سوار شود دو بار هم به زمین می افتاد. همین خطاها باعث می شود وی یاد بگیرد که باید چه کند. پس چرا باید جلوی خطا کردن یک نوجوان را بگیریم؟» خطا کردن، پشتوانه ی تجربی برای وی ایجاد می کند برای آن که هرگز به سراغ خطا نرود.
در پاسخ به این اشکال ، سه نکته را تذکر می دهیم:
کمی به دوران نوجوانی خود فکر کنید ، بی دست و پا بودید نه؟ دوست داشتید چه چیزهایی را میدانستید؟ اگر به گذشته بر می گشتید و کمی تغییرات درآن ایجاد می کردید، شاید اکنون زندگی متفاوتی داشتید.
ادامه مطلب ...
محققان میگویند کودکان و نوجوانانی که زیاد پیامک میفرستند، در معرض خطرند. پدر و مادر غرق خواباند اما فرزند نوجوانشان همچنان دارد پیامک میفرستد. این روزها نوجوانان، این کار را حتی هنگام عبور از خیابانهای شلوغ هم انجام میدهند. حتی هنگامی که در کلاس درس هستند، دستهای پنهانشده در پشت میزشان همچنان روی تلفن همراه در حال فرستادن پیامهای متنی است.
پیامک و مضرات آن
پزشکان میگویند نوجوانان ممکن است آنقدر پیامک بفرستند که شستشان صدمه ببیند. این، پدیدهای است که برخی از پزشکان و روانشناسان را نگران کرده است. آنها معتقدند این وابستگی بچهها به فرستادن پیامک به اضطراب، حواسپرتی در کلاس، نمره نیاوردن، آسیب ناشی از فشار مکرر و محرومیت از خواب منجر میشود.
ادامه مطلب ...
هر روز در زندگی نوجوان رنگ خاص خود را دارد. طی کردن دوران نوجوانی با فراز ونشیب هایش خانواده را نیز درگیر می کند.
او در این سنین دچار تغییرات جسمی و روحی می شود و تمام راهها را هر چند پر هزینه برای بدست آوردن استقلال و هدف خود طی می کند. در این میان وظیفه شما والدین این است که با زندگی نوجوان خود درگیر باشید و به او نشان دهید که از او حمایت می کنید و دوستش دارید.
ادامه مطلب ...
یادگیری و انجام ماساژ کودک، کار بسیار سادهای است. چند وسیله کوچک لازم دارد و هیچ هزینهای در بر ندارد، مگر مقداری وقت!
ادامه مطلب ...
دوران نوجوانی و بلوغ (18-12 سالگی) دوران ظهور نیازهای متنوع روانی- اجتماعی است؛ نیازهایی که موجب پیچیدهتر شدن روابط نوجوان با خود و سایرین میشود.
ادامه مطلب ...
محیط خانه، عرصهی اولیه اجتماعی که در آن نوجوان به طور مداومتری تحت نفوذ و نظارت پدر و مادر خود میباشد. بعد به جستوجوی راههایی برای کسب استقلال میگردد.
ادامه مطلب ...
متخصص اعصاب و روان وامورخانواده گفت: برخی مواقع طلاق در شرایطی رخ می دهد که برای کودک بسیار آسیب زا است در حالی که اکثر مشکلات منتهی به طلاق قابل حل است.
ادامه مطلب ...آقایان عزیز! شما مهمترین فرد در زندگی دخترتان هستید. هیچکس حتی مادر، دوستان، نامزد و معلمهایشان به اندازه شما مهم نیستند. هیچ رابطهای مهمتر از رابطه شما با او نیست. شخصیت او بعنوان یک زن در بزرگسالی تا حد زیادی به طریقه برخورد شما با او بستگی دارد. به همین دلیل است که میخواهم ۵ اصل برای رفتار شما با دخترانتان مطرح کنم.
ادامه مطلب ...
به جای قصه خواندن برای کودکانتان با آنها حرف بزنید... به کودکان
خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند ... حتی اگر در حد چند کلمه بیمعنی
است.
UCLAگفت: بسیاری از متخصصان والدین را
تشویق میکنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد
حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش
کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته میشود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه
کافی سخن نمیگویند.
محققین در طی یک بررسی 275 کودک را بین سنین 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و
سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آنها با والدینشان، با دیگر کودکان
و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی
به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبانآموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار
گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود
صحبت میکنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش میدهند تا 6 برابر بهتر سخن میگویند.
آنها لغات بیشتری را میدانستند، بهتر از کلمات استفاده میکردند و اشتباهات کمتری
در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن
با کودکانشان اشتباهات آنها را تصحیح میکردند. چه کودکانی که به داستان گوش میکردند
هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن چندان قابل توجه نبود.
کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون میپرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از
خود نشان ندادند و قدرت تکلم آنها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد
کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به 13 هزار لغت جدید را از طریق والدین خود میشنوند
و همچنین نزدیک به 400 بار با والدین خود به طور مستقیم گفتوگو میکنند. والدین
باید از این فرصتها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی
لغات جدید به آنها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت
کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن
تشویق کنند.به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر
در حد چند کلمه بیمعنی است.
والدینی که در قبال شکستن خط و مرزها از سوی فرزندانشان از روش های تنبیهی استفاده می کنند و بر سر آنها فریاد می کشند موجب می شوند تا رفتارهای پرخاشگرانه در کودکانشان افزایش یابد.بنا بر تحقیق انجام شده در مدرسه اقتصاد لندن فریادهای بیش از حد والدین در مواجهه با رفتارهای اشتباه کودکان نتیجه معکوسی در جریان تربیت آنها دارد. بر همین اساس بی توجهی نسبت به کودکان شیطان احتمال عبور آنها از قوانین و محدودیت های تعیین شده را افزایش می دهد، به گفته محققان گفتگوی منطقی با کودکان به خصوص در سنین پایین تأثیر مثبتی در رفتارهای اجتماعی آنها دارد. با این حال اتخاذ یک شیوه برای تربیت فرزندان و اطمینان یافتن از نتایج حاصله بسیار دشوار و گاهی بعید به نظر می رشد، زیرا در تربیت کودکان تنها والدین نقش ندارند و عوامل مهم دیگری هم چون طبقه اجتماعی نیز در این ماجرا درگیر هستند.
ادامه مطلب ...خطا در فرزندپروری یعنی انجام کاری یا رفتاری از جانب پدر و مادر که بطور واضح نادرست است.
ما انواع مختلفی از خطا ها را داریم. که تعدادی از ان ها عبارتند از:
خطای تو بدی
یعنی والدین کاری کنند که بدین معنا باشد که فرزندشان بد است. باید دقت کرد که بچه ها کار بد می کنند اما بد نیستند.آنچه بد است یا باید تنبیه شود رفتار کودک است.
یکی از رایج ترین خطای تو بدی سرزنش کردن است. رایج ترین زمان برای ارتکاب این خطا زمانی است که در مشق نوشتن یا غذا خوردن به کودک خود کمک می کنند.
همیشه یک سوال برای کودکان در سنین پایین مطرح است و این سوال است :" مامان من چه جوری دنیا امدم ؟ "
مادر در پاسخ می گوید : ما از خدا خواستیم کودکی به من و پدرت بدهد و او از آسمان برای ما کودکی فرستاد، یا پاسخ های دیگری به این سبک .
با وجود آنکه از زمان تولد تا بلوغ ، تغییرات زیادی در رشد جنسی - جسمی وجود ندارد ، اما رشد روانی - جنسی از همان نوزادی آغاز می شود..
یک نوزاد بدن خودش را جستجو می کند و کشف مناطق خاص لذت بخش بدن می تواند کودک را مجذوب خود کند و منجر به خودارضایی شود،زیرا یک کودک تحت تأثیر تمایلات غریزی اش است و در جستجوی لذت است.
ادامه مطلب ...
جوانی که انتظار دارد که زندگی او سرشار ازعشق و محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستی هایی داشته، همیشه نگران است که مبادا روابط گذشته او آثار بدی در زندگی اش بگذارد...
آنچه در این مقاله می خوانید آثار رابطه ی اشتباه با جنس مخالف است و شرایط برقراری ارتباط سالم.
ادامه مطلب ...
رابطه مادر و دختری پیچیده تر از آن چیزی است که در ظاهر دیده می شود. مادرها حرف ها و اسراری را با دخترهایشان در میان می گذارند که فقط بین خودشان می ماند و کسی از آن باخبر نمی شود.
شاید این روزها بعضی از دخترها، مادرهایشان را متعلق به گذشته بدانند و حرف هایشان را قدیمی ارزیابی کنند اما حرف مادرها همیشه پر از حقایقی است که با گذشت زمان به آن پی می بریم، برای همین نباید دانایی و تجربیات و نصیحت های مادرانه را دست کم گرفت. فرقی نمی کند چه سن و سال یا موقعیت اجتماعی دارید، یادتان باشد این توصیه های مادرانه را همیشه و همه جا آویزه گوشتان کنید.
نوجوانی دوره شکل گیری هویت، خودمختاری و فاصله گرفتن از والدین، گرایش به دوستان و تعصب نسبت به آنها، بیداری میل جنسی و بروز مشکلات روانی و اجتماعی است. غریزه جنسی، این کشش مقدس و پرتوان در آغاز دوره شکوهمند و پرهیجان نوجوانی بیدار می شود. نوجوان به مسائل جنسی حساسیت نشان می دهد و در تماس با یک نفر از جنس مخالف و البته در محدوده سنی خود او، در هاله ای از شورمندی قرار می گیرد و ژاله های شوق و شهوت آزرم بر رخسار لطیفش می نشیند.
ایران جزو جوانترین کشورهای دنیاست. بیش از 20 درصد جمعیت این سرزمیندر گروه سنی 25-15 سال قرار دارند. عده دانشجویان ما نزدیک چهار و نیم میلیون نفر است. بیشتر افراد مجرد هستند و در دانشگاه های مختلف در کنار هم به تحصیل می پردازند.
پدر و دختر
همه ما مطالب زیادی درباره اهمیت نقش مرد در زندگی پسرها شنیده ایم و البته در این قضیه هیچ شکی نیست اما آنچه که اغلب در این گفتگوها فراموش می شود اهمیت پدر در زندگی دختر است. کودکان باید طرز زندگی را از والدین شان بیاموزند. کودکان آنچه را که خانواده شان انجام می دهند به عنوان معیار می پذیرند. از کودکی دختران با توجه به مردان خانواده خود به خصوص نوع شخصیت پدرشان، به یک جمع بندی کلی درباره جنس مذکرمی رسند. این تصویر ذهنی آمیزه ای است از بازنمایی ذهنی والدین دختر به خصوص پدر او و به ویژه خصلتها و ویژگی های منفی که بیشترین صدمات روحی را به وی وارد کرده است و جنبه های اصلی و اولیه وجود خود دختر که در فرآیند تطابق و سازگاری با انتظارات اجتماعی گم شده است و حلقه ای مفقود در این ارتباط به شمار می رود.
اگر کودک شما در سن 5 سالگی به بالا قرار دارد و حاضر نمیشود به
اتاق خودش برود میتوانید با کمک روانشناس و بهرهگیری از مشاور او را به اتاق
شخصی خود بفرستید.قطعاً همه شما وابستگیهای بیشمار یک نوزاد به پدر و مادر و به خصوص مادر را درک
خواهید کرد. وابستگیهایی که پدر و مادر را به گونهای عاطفی وادار میسازد تا از
نوزاد مراقبت کرده و نیازهای او را مرتفع گردانند. اما گاهی اوقات با بکارگیری
روشهایی خارج از اسلوب صحیح رفتاری، کودکان بیش از آنچه که باید به پدر و مادر
وابسته میشوند و همین سبب میشوند تا آنها مدت بیشتری در حریم پدر و مادر خود
سکنی داشته باشند!
از بدو تولد تا چه سنی؟
آنچه که مسلم است؛ نوزاد در بدو تولد نیازهای بسیاری دارد که به طور ویژه ای مادر
مسئولیت رسیدگی به آنها را دارد. شاید دلیل عمده حضور نوزادان در اتاق والدین
رسیدگی به موقع به این دسته از نیازها باشد. تعویض به موقع و رفع گرسنگی نوزاد
توسط مادر از بارزترین دلایل حضور نوزاد در نزدیکترین مکان به مادر است. از طرف
دیگر نوع تنفس نوزاد و چگونگی خوابیدن او و بسیاری از مسائل دیگر هستند که نیازمند
دقت و رسیدگی میباشند.
پس با این حساب طبیعی است که نوزادی که تازه متولد شده تا چند ماه پس از تولدش در
نزدیکترین مکان به مادر و یا به بیان دیگر در اتاق پدر و مادر حضور داشته باشد.
مرز نوزادی تا هنگامی است که او بتواند واکنشهای اطرافیان را به خوبی متوجه شده و
تا حدی بتواند با توان خودش بنشیند یا چهار دست و پا حرکت کند. پس از این زمان میتوان
کودک را به اتاق دیگری منتقل کرد و هر چند ساعت یکبار به منظور سرکشی و بررسی
حالات و شرایط به او سر زد .
سنین یکسالگی تا دوسال بهترین زمانی است که میتوان کودک را از اتاق پدر و مادر
خارج و با اتاق مختص به خود آشنا کرد. در این سنین کودک به حدی رشد یافته که
بتواند خوب بخوابد و هنگام گرسنگی تحمل کافی داشته باشد تا مادر به او برسد و از
طرف دیگر هنوز وابسته به محیط پدر و مادر نشده و ترس از تنهایی و … برایش مفهومی
ندارد و خیلی راحت با محیط جدیدش مانوس خواهد شد بی آنکه پدر و مادر برای عادت
دادن او به محیط جدید متحمل دردسری بشوند !
راههایی برای جدا کردن محل خواب کودکان بالای سه سال
بسیاری از والدین را دیدهام که فرزندانشان را تا سنین بالاتر از 3سال هنوز در
اتاق شخصی خود نگهداری میکنند و مدام از سختیهای جدا کردن اتاق فرزندشان گله و
شکایت میکنند!
طبیعی است که وقتی کودک با محیطی انس بگیرد و مفهوم ترس و تاریک و … را متوجه شود
به سختی میشود او را به اتاقی فرستاد که در آن تنها باشد و تنها بخوابد!
کودکان بالای سه سال معمولاً در برابر جدا شدن جای خوابشان از کنار والدین واکنشهای
طولانی مدت نشان میدهند و به یکباره نمیشود جای آنها را از اتاق والدین جدا
ساخت!
* ابتدا سعی کنید به اتاق کودک برسید و وسایل و
اسباببازیهایی را که او دوست دارد در آن قرار دهید. ساعاتی در روز به همراه کودک
در اتاق او بنشینید و سعی کنید تمام قسمتهای اتاق را به او نشان دهید و با او در
اتاق بازی کنید. اگر اتاق کودک کمد دیواری یا قسمتهای ناشناختهای دارد، آنها را
به کودک نشان داده و سعی کنید علاقهای بین کودک و اتاق شخصیاش برقرار کنید.
* در طول روز برای بازی کردن فرزندتان را به اتاق
خودش هدایت کنید و به او بگویید که در همان اتاق میتواند بازی کند و نباید وسایل
بازیاش را به خارج از اتاق بیاورد. در میان بازی و هنگامی که کودک خسته میشود
او را در همان اتاق بخوابانید و در کنارش تا کامل به خواب رود. توجه داشته باشید
که اتاق کودک هرگز نباید تاریک و بدون نور باشد تا او بتواند به راحتی و بدون ترس
به اتاق شخصیاش علاقهمند شده و آنجا را بپذیرد.
* برای انتقال کودک از اتاق شما به اتاق خودش
هرگز از کلمات و عبارات امری مانند: باید به آنجا بروی و … استفاده نکنید!
کمی تحمل داشته باشید و با زبان رفتار او را قانع به حضور در اتاق خودش نمایید.
چند شب وقتی که کودک در اتاق شما و در کنار شما میخوابد سعی کنید به صورت هدفمند
آسایش او را از بین ببرید. به عنوان مثال:
* اگر کودک بر روی تخت شما ( والدین خود ) میخوابد،
میتوانید خود را به خواب زده و جای خواب او را تنگ کنید. در این هنگام اگر با
اعتراض کودک مبنی بر تنگ بودن جای خوابش مواجه شدید میتوانید با خونسردی به او
بگویید که یک تخت خالی در اتاقش منتظر اوست و او خودش این جای تنگ را انتخاب کرده
است!
* اگر کودک در اتاق شما به خواب رفته است برق را
روشن بگذارید و سعی کنید با صحبت کردن و سرو صداهای معمول او را بیدار کنید و
زمانی که اعتراض او مبنی بر سرو صدا و نور را شنیدید به او بگویید که اتاق او در
کمال آرامش و سکوت انتظارش را میکشد و میتواند بدون دغدغه آنجا راحت بخوابد!
* وقتی که کودک تا حدودی اتاق خود را پذیرفت و به
آنجا رفت سعی کنید شبها محیط اتاق را با یک چراغ خواب کوچک تا حدی روشن نگه دارید
که او از ترس تاریکی دوباره به حریم خصوصی شما وارد نشود.
* اگر کودک شما در سن 5 سالگی به بالا قرار دارد
و حاضر نمیشود به اتاق خودش برود میتوانید با کمک روانشناس و بهرهگیری از مشاور
او را به اتاق شخصی خود بفرستید.
بهانهگیریهای گاه و بیگاه برای حضور در کنار والدین
گاهی ممکن است کودک با اینکه به اتاق خود انس گرفته و جدا از پدر و مادر میخوابد
اما بعضی از شبها نا آرامی کند و بخواهد که در کنار والدین بخوابد. این رفتار تا
سن 8 سالگی میتواند طبیعی باشد. در این مواقع پدر و مادر باید با قرار دادن قانون
و قاعده او را در اتاق خود بپذیرند و از سویی دقت داشته باشند تا این بیقراریها
به هرهفته و هر شب تکرار پیدا نکند. به عنوان مثال اگر در ماه دو شب کودک نا آرامی
کند و به هر دلیلی بخواهد در کنار پدر و مادر باشد، آنها میتوانند با گفتن این
عبارات که: اتاق ما به زیبایی و راحتی اتاق تو نیست / ما صبحها زود بیدار میشویم
و تو نمیتوانی راحت بخوابی و … او را مجاب کنند که همین یکبار میتواند در جای
دیگری غیر از اتاق خودش بخوابد.
اگر درخواستهای کودک مبنی بر خوابیدن در کنار والدین بصورت مکرر و پشت سر هم
تکرار شود؛ قطعاً حاکی از علتی است که کودک را نا آرام ساخته. این عوامل میتواند
انوع ترسها مانند ترس از تنهایی و ترس از تاریکی و … باشد.
همچنین تماشای برخی از برنامهها و فیلمهایی که برای سن کودکان تعریف نشده است
باعث میشود که آنها در هنگام خواب شبانه دچار نگرانی و پریشانی شوند و از این رو
لازم است والدین دقت داشته باشند تا فرزندان آنچه را که مناسب با سن و شرایط روحیشان
نیست را تماشا نکنند. در نظر داشته باشید که جداسازی محل خواب کودکان یک نیاز دو
طرفه است هم برای والدین و هم برای کودک! به همین دلیل لازم است تا والدین توجه
کافی داشته باشند تا محل خواب کودک خود را از سن زیرسه سال جدا کنند.
صفحه اصلی شخصیت بچهها در دوران کودکی نوشته و پرداخت میشود. رفتارهای درست، صفحه زیباتری میسازند و رفتارهای غلط بالعکس. در مورد مسایل جنسی هم قضیه از همین قرار است .
وقتی که کودک راه رفتن و تکلم را بیاموزد روشهای بیان مشکلات هیجانی او هم توسعه
مییابد. در این حال ممکن است مشکلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرک و
مخالفتجویی و منفیکاری و مانند اینها ابراز کند.
ادامه مطلب ...
روانشناسان تربیتی معتقدند که مرگ مقولهای است که بچهها هم باید مثل بزرگترها آن
را بشناسند و با آن کنار بیایند.
«حالم بد است»،«حوصله ام سر رفته»،«همیشه ناراحتم» و... اینها جملاتی است که بسیاری از جوان های امروز مثل نقل و نبات به کار می برند اما مشکل چیست؟ چرا حال اکثر جوان ها این روزها بد است؟ اصلا چه حالی را می شود حال بد دانست و چه حالی برای انسان خوب است؟
ادامه مطلب ...
کودک در نقاشیهای ابتدایی خود که اغلب بهصورت خطنگاری عرضه میشوند، با حرکات خودبهخودی و غیرقابل پیشبینی دست و بازو، جوشش و طغیان حیاتی و تحریکات طبیعیاش را بیان میکند. با افزایش سن، کودک شروع به کشیدن اشکال میکند تا عواطف و نوع دید شخصی خود را نسبت به اشخاص و اشیا دوروبرش نشان دهد. سرانجام نقاشیهای کودکان در 9-8 سالگی در اثر استحکام افکار منطقی و تحت قواعد و انتظامات مدرسه و قوانین اجتماعی خانوادگی و وسایل ارتباط جمعی، حالتی بیش از پیش معمولی و همگانی به خود میگیرد و کمتر تحت تاثیر احساسات خود به خودی قرار دارد.
ادامه مطلب ...
با آغاز نوجوانی، علاوه بر تغییرات جسمی و بروز علایم ظاهری، روح و
روان نوجوان نیز دستخوش تغییرات جدی میشود
ادامه مطلب ...
بلوغ زودرس به تغییرهای ناشی از بلوغ پیش از 8 سالگی
در دخترها و پیش از 9 سالگی در پسرها گفته میشود. این تغییرها شامل صفتهای
ثانویه جنسی، افزایش سرعت رشد در عین کوتاهی قد نهایی و اختلالهای روانپزشکی در
کودکان میشود...
صفتهای ثانویه جنس عبارتند از: