سه نفر زن می خواستند از سر چاه آب بیاورند.
در فاصله ای نه چندان دور از آن ها پیر مرد دنیا دیده ای نشسته بود و می شنید که هریک از زن ها چه طور از پسرانشان تعریف می کنند.
زن اول گفت : پسرم چنان در حرکات اکروباتی ماهر است که هیچ کس به پای او نمی رسد.
دومی گفت : پسر من مثل بلبل اواز می خواند. هیچ کس پیدا نمی شود که صدایی به این قشنگی داشته باشد .
هنگامی که زن سوم سکوت کرد، آن دو از او پرسیدند :
پس تو چرا از پسرت چیزی نمی گویی؟
زن جواب داد : در پسرم چیز خاصی برای تعریف کردن نیست. او فقط یک پسر معمولی است .ذاتا هیچ صفت بارزی ندارد.
سه زن سطل هایشان را پر کردند و به خانه رفتند .
پیرمرد هم آهسته به دنبالشان راه افتاد. سطل ها سنگین و دست های کار کرده زن ها ضعیف بود .
به همین خاطر وسط راه ایستادند تا کمی استراحت کنند؛
چون کمرهایشان به سختی درد گرفته بود. در همین موقع پسرهای هر سه زن از راه رسدند .پسر اول روی دست هایش ایستاد و شروع کرد به پا دوچرخه زدن.
زن ها فریاد کشیدند: عجب پسر ماهر و زرنگی است!
پسر دوم هم مانند یک بلبل شروع به خواندن کرد و زن ها با شوق و ذوق در حالی که اشک در چشمانشان حلقه زده بود، به صدای او گوش دادند.
*پسر سوم به سوی مادرش دوید. سطل را بلند کرد و آن را به خانه برد.
در همین موقع زن ها از پیرمرد پرسیدند: نظرت در مورد این پسرها چیست؟
پیش از خواب بیاد آورید خدایی را که خالق میلیاردها کهکشان است و همه جهان فرمانبردار اوست. او خدایی است که در چنین دنیای پهناوری بسادگی قادر است تک تک بندگانش را در این سیاره کوچک ببیند، بفهمد و بشنود و گره از مشکلاتشان بگشاید. او براستی مهربان و بزرگتر است از هر آنچه که ما می اندیشیم. پس به او توکل کنید و بخواهید یاریتان دهد و سختی هایتان را تبدیل به خوشی کند. از همه دل ببرید و فقط به او دل بسپارید و بدانید که او برای شما کفایت میکند و هرگز بی پناه رهایتان نخواهد کرد
... الو... سلام
کسی اونجا نیست؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
پس چرا کسی جواب نمیده؟
ادامه مطلب ...
مخاطب خاصـــــــ ؛ امــ خیلی دوستتــ دارهــــ
اینو به دو عاشق که از دوستای صمیمی من هستش تقدیم میکنم ،
مینویسم ، می خواهم باور کنی که به یادتـــــــــــــــــــم
با کدام کلمه و کدام جمله بنویسم ، تویی همــــــــــــــــــه وجودم
واژه ها بهم حسودی می کنن ، من تنهـــــــــا نیستـــــــــــــــــــــــــــــــــم
لطافـــــــــــــــت دستـــــــــــــــــانت را خودت تشبیه کن ، من نمی توانـــــــم
آری می توان حســــــــــــتــــــ کرد ،ترا در بند بند شعـــــــــــــــــــــــــرمــــــــــــــــــــ
بــــــــــاور نمی توان کــــــــــرد ، این شعرها را من در وصفتــــ نوشتـــــــــــــــم
حرف از دلــــــــــــــــــ ،بر دل سفید کاغذ جاری نشده ،بــــــــــــــــــاور دارمــــــــــــــــ
بــــــــا همه غرورمـــــ می گویم ...نگو در این سینه دلــــــــــــ سیــــــهــ دارمــ
نازنین پرندهــــ ی کوچک آشیانهـــ ی آتش گرفته ام
بــــــــــاورم کن بی بال و دلــــــــــ سوختهـــ
دوستتـــــــــــــــــــــــــ داره ؛ ام m *****
هم مواظب خودت باش (بیشتر خودت ) بعد عشقتون
خوشترین روزتون ، با همه ی ناراحتی ها و مشکلاتی که برات پیش اومد ؛ *اون روز بود .
ایشالا دوباره اون روز براتون تکـــــــــــــــــــــــــــــــــــرار خواهد شد /.
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم کند. . .
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!
یکی دیروز و یکی فردا . . .
خوبی بادبادک اینه که
میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون میرقصه و میخنده . . .
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی . . .
انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند . . .
وقتی پرنده ای زنده است ..... مورچه را می خورد ،
وقتی می میرد.... مورچه ها او را می خورند!
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند...
در زندگی هیچ کسی را تحقیر یا آزار نکنید.
شاید امروز قدرتمند باشید... اما یادتان باشد،
زمان از شما قدرتمندتر است!!!
یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد....
اما وقتی زمانش برسد ... فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها درخت کافیست...
پس خوب باشید و خوبی کنید
انسان های بی هدف مجبورند تا آخر عمر برای انسانهای باهدف کار کنند
........
شاید نشود به گذشته بازگشت و یک آغاز زیبا ساخت ولی می شود هم اکنون آغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت .
...............
در کودکی می خواستم قدرت داشته باشم تا جهان را بسازم .
وقتی نوجوان شدم تصمیم به ساختن کشورم گرفتم .
در جوانی اراده ساختن شهرم را کردم .
در میانسالی به فکر خانواده خود افتادم .
و وقتی پیر شدم دیدم که فرصتی ندارم و باید به خود مشغول شوم .
که اگـــــــــــر ...
خـــــود را می ساختم ......
خـانواده ؛ شهــر ؛ کشــور و جهــانم ؛ ساخته می شد
.......................
ماجرای عجیبی از ازدواج یک زن با دومردی که در یک خانه با صفا و صمیمیت زندگی میکنند این خبر باعث برانگیخته شدن فعالان حقوق خانواده بابات این عمل زشت شده است
پنج خصلت کودکان را دوست داشتنی است :
1) آنچه امروز دارند می خورند وبه فکر فردا نیستند.
2) در خاک می غلتند و متکبر نیستند.
3) می سازند و زود خراب می کنند و دلبستگی به آن ندارند.
4) زود می گریند و در اثر آن قلبشان همیشه مثل آینه صاف است.
5)کینه جو نیستند و زود آشتی می کنند
برای خندیدن وقت بگذارید ... زیرا موسیقی قلب شماست
برای گریه کردن وقت بگذارید ... زیرا نشانه یک قلب بزرگ است.
برای خواندن وقت بگذارید ... زیرا منبع کسب دانش است.
برای رؤیا پردازی وقت بگذارید ... زیرا سرچشمه شادی است.
برای فکر کردن وقت بگذارید ... زیرا کلید موفقیت است.
برای بازی کردن وقت بگذارید ... زیرا یاد آور شادابی دوران کودکی است.
برای گوش کردن وقت بگذارید ... زیرا نیروی هوش است.
برای زندگی کردن وقت بگذارید ... زیرا زمان به سرعت می گذرد و هرگز باز نمی گردد.
ماموریت ما در زندگی « بدون مشکل زیستن » نیست ، « با انگیزه زیستن » است.
تنها به شادی در بهشت نیندیشید به خود بگویید رمز و راز خلقت هر چه باشد ،
هدف امروز من درست زیستن در اینجا و اکنون است
1- فکر و ذهن خود را بر راه حل ها متمرکز کنید، نه بر مسایل و مشکلات
اگر در زندگی مشکلی پیش بیاید، برای اکثر افراد، طبیعی است که فکر و ذهنشان را بر آن مساله و مشکل و اینکه چقدر ناخوشایند است، متمرکز کنند. معمولا در این مواقع، می پرسید چگونه این مساله و مشکل برای شما اتفاق افتاده و چرا؟ و اصلا چرا این قدر بدشانس هستید؟ و... شما در مساله خود غرق می شوید و این وضعیت و موقعیت را مانند یک فیلم ویدیویی بارها از ذهن خود می گذرانید.
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند
ادامه مطلب ...
کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.
ادامه مطلب ...خدایا
خوش به حال آنکه قلبش مال توست
حال و روزش هر نفس، احوال توست
خوش به حال آنکه چشمانش تویی
آرزوهایش همه آمال توست…
۱-بهترین پرهیزگاری:خودنگهداری است.۲-بهترین خوبی ها :دوستی اهل ایمان وخرد است .۳-بهترین فکر:از دست ندادن فرصت های طلایی است.۴-بهترین سکوت:به رخ نکشیدن لغزش های مردم است .۵-بهترین ادب :آن است که آدمی نخست نفس خویش را تربیت کند.۶-بهترین عمل :خود داری کردن از کار زشت است .۷-بهترین انتخاب :آن است که تو را به کارهای خوب وادارد.۸- بهترین راستگویی: وفای به عهد است.
1- آنهائی که از زندگی بیزارند و با همه دنیا سر جنگ دارند.
2- آنهائی که مدام پشت سر دیگران غیبت می کنند.
3- آنهائی که شکست و سر خوردگی های گذشته شما را به شما یادآوری می کنند.
4- آنهائی که می خواهند شما را کنترل کنند.
حرف زیادی برای گفتن نیست! چاره ای جز رفتن نیست. همیشه رفتن نشانه رسیدن نیست ولی باید رفت.
لطفا جهت خرید سایت مکتب زندگی به آدرس زیر مراجعه فرمایید.
اریکسون کسی بود که در زمینه هویت در نوجوانی تلاشهای زیادی انجام داد. اگر مفهوم واحدی وجود داشته باشد که تقریبا به طور جهانی تحول خود را در نوجوانی شرح دهد، آن تحول هویت می باشد و اگر یک نظریه پرداز وجود داشته باشد که تقریبا به طور جهانی به یاد آورده شود اریکسون است (شهر آرای، منتشر نشده). مارسیا، بلوس، لونیچر و کیگان هر یک به نو به خود در بسط و تصریح نظریه اریکسون در زمینه هویت و تحمل "من" سهم ویژه ای داشته اند. در زمینه مکانیزم تحول در دوره نوجوانی، بلوس با استفاده از نظریه ماهلر فرایند تفرد ثانویه را در دوره نوجوانی مطرح می کند، کیگان با زیر بنا قرار دادن نظریه پیاژه در زمینه تحول شناختی کوشش می کند انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر را توضیح دهد. لونیچر نیز با استفاده از روشهایی خاص درصدد بود تا به سئوال اساسی دوره نوجانی "من کیستم" بپردازد، مارسیا نیز با ارائه چهار پایگاه هویتی سردرگم، پیش رس، در حال هویت یابی و موفق، توانست سطح قوت "من" و نیز امکان تمایز پایگاه های بهنجار از پایگاه های نابهنجار را فراهم سازد و این مزیتی بود که در نظریه های پیشین وجود نداشت. از دیگر مزیت های مدل مارسیا نسبت به مدلهای رقیب، گستردگی مطالعات انجام شده در سه دهه اخیر در زمینه تحول هویت و ارتباط آن با سایر حوزه های روانشناسی است
به نام خدا
با عرض سلام خدمت شما کاربران عزیز، محترم و دوست داشتنی مکتب زندگی.
عزیزان من، امروز می خواهم با شما در باره ازدواج و ملاک های انتخاب همسر بحث و گفتو گو کنم..
- به نظر شما ملاک های انتخاب همسر کدام ها هستند؟
- به نظر شما عشق چگونه به وجود می آید؟ در همه جا، مثلا در یک خانواده، جامعه یا یک کشور؟
- به نظر شما چرا دو نفر که کشته مرده هم هستند، بعد از مدتی سر از طلاق در می آورند؟
- به نظر شما چرا سن ازدواج این قدر بالا رفته است؟
- چه پیشنهادی شما درباره رفع این مشکلات(ازدواج،طلاق و...) دارید؟
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
*
معیارها و ملاک های انتخاب همسر(ازدواج موفق)
مهم ترین معیار ها برای انتخاب همسر باید ملاک های باشند که با منطق و واقعیات همسطح باشند.
یعنی شما باید سطح توقعات خود را تا حدودی پایین بیاورید.
بعضی از آقایان می گویند که من زمانی ازدواج می کنم که فلان خانه،فلان ماشین و.... را داشته باشم.
و بعضی از خانم ها هم می گویند که من با مردی ازدواج می کنم که وضعش عالی باشد و.....
شما نباید از خودتان انتظار بی جایی داشته باشید... یعنی نباید انتظار کامل بودن را داشته باشید....
مسئله ای نیست که فلان خانه یا ماشین را نداشته باشید شما می توانید ازدواج کنید ودر کنار همسرتان با کمک همدیگر به این ها برسید...
چرا امار طلاق این همه بالا رفته؟(منتظر نظرات شما هم هستیم)
مهم ترین دلایل طلاق پایین بود آستانه تحمل افراد است...
عزیزان شما باید قبل از ازدواج چشم ها و گوش های خود را کاملاً باز کنید و بعد از ازدواج باید از خیلی چیزها چشم پوشی کنید...
ولی ما عکس اون را عمل می کنیم....
مهم ترین عامل مشورت نکردن است... عزیزان من، شما وقتی بیمار می شوید به نزد پزشک می روید
یا وقتی ماشین شما خراب می شوید به نزد تعمیرکار می روید. ولی هیچ فکر کرده اید
که زندگی زناشویی شما در حال نابودی است و شما هیچ کاری نمی کنید؟؟
پیش مشاور رفتن به غلط در جامعه ما راه افتاده ...
تا به یک نفر می گوییم که برای قبل یا بعد از ازدواج پیش یک مشاور بروید عصبانی می شوند و رو ترش می کنند.
مشاوران تعمیرکاران زندگی شما هستند... آن ها در این زمینه ها تخصص دارند...
این همه آن چیزی بود که می توانستم نه همه آن چیزی که می خواستم....
شاد و تندرست باشید...
دوستدارتان محمد جانبلاغی
- پی نوشت1: سایت مکتب زندگی به نویسندگانی نیاز مند است. عزیزانی که مایل به همکاری با مکتب زندگی به عنوان نویسنده همکار هستند
لطفا ایمیل خود را از طریق نظرات یا فرم تماس با ما برای بفرستند تا ما لینک فعالسازی را به ایمیل شما ارسال نماییم...
همکاری در زمینه های نوشتن مطالبی در مورد : روان شناسی ، پزشکی، شعرهای عاشقانه و رومانتیک، جک و اس ام اس و....
مکتب زندگی مکانی است برای انتشار مطالب و دیدگاه های خود...
بهترین خواب کدومه...؟؟؟!!!!
سه تا از بهترین خوابیدن های دنیا: . . . . ....... . .
1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای
2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی
3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده!!
تو کدومش رو بیشتر دوست داری....؟؟؟ تو نظرات ،نظرت رو حتما برام بگو
کمی به فکر خودت باش!
این قدر در کنایهها و استعارهها آشیانه مکن
آسیب میبینی
همیشه گلوله از سرب نیست
گاه لبخندیست آلوده به تحقیر
بیآنکه بفهمی
در خون خود غرق میشوی
پرواز کن برو
بگریز از این مه
بگریز از دهان مردم
کوچک شدی
به پهنهی این تیرگی
مواظب باش گم نشوی!
زندگی در اعماق عادتها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مردهای
فقط معنای مرگ را نمیدانی
ز یلدا با طعم انار هزار رنگ ، به گمانی دانه های انار هر یک یاد عزیزیست دوست داشتنی ، دور یا نزدیک در غربت اما از یاد نرفتنی ،
عزیزی از دست رفته اما مانده در دل ، امسال در کنار عزیزان یا در نبودشان اگر اناری را در دستانت گرفتی چه شیرین چه ترش هر یک را به یادی وبه لبخندی به کام ببر، اینبار یلدا را با اناری از جنسی دیگر و با قلبی نو به خاطر بسپار،
یادت نرود که یاد کردن دل می خواهد نه دلیل...
* یـــــلداتون پیشـــــاپیش مبارکـــــــــ *
از : رویا احمدزاده
این ما هستیم که زندگی خود را می سازیم . آن چه که شما را به زندگی امیدوار می کند وفکری که شما را به خوشحالی و هیجان می رساند ، از افکار مثبت سرچشمه می گیرد .
هرگونه که فکر و عمل کنید ، بازتابش را خواهید دید. به عبارتی گویی از پشت شیشه ای رنگی به زندگی می نگریم و با هر رنگی که به وقایع و رویداد های بیرونی نگاه کنیم ، همان گونه آن ها را حس می کنیم. پس ما مختاریم هر دیدی داشته باشیم .وجودلایزال الهی ما را مختارآفریده است؛ او کریم است و ما را آزاد خلق کرده ، حتی اجازه داده تا احساس بدبختی و بیچارگی داشته باشیم. همچنین این قدرت را به ما داده است که با ایجاد افکار و دید مثبت ، خوشبختی را لحظه به لحظه با تمام وجود و باتک سلول هایمان حس کنیم.
تصویر ذهنی مثبت در احساس ما بیشترین نقش را دارد. ما می توانیم موفقیت ، خوشحالی و سلامتی را به خود تلقین و تأکید کنیم. می توانیم احساس را در چهره ، قامت ، طرز لباس پوشیدن و ادایکلمات ایجاد کنیم.
اگر خود را شاهزاده بدانیم و لایق ارزش و احترام، مردم نیز همان گونه با ما رفتار خواهند کرد. سادهتر بگویم ، هر کس تصویری در ذهن دارد که حاصل تجربیات گذشته و تربیت اجتماعی اوست. با توجه به تصویری که از خود در ذهن ساخته ایم، ارزش و اعتماد به نفس خود را تعیین می کنیم . تصویر ذهنی ، تمام رفتار و شخصیت ما را شکل می دهد.
سنگاپوری ها به ثروتمندی مشهورند اما گویا پول برای این جماعت خوشبختی به همراه نداشته و بنا بر یافته های پژوهشی جدید، مردم سنگاپور عنوان «بی احساس ترین» جامعه در جهان را به خود اختصاص داده اند.
به گزارش شبکه خبری «سی ان ان»، محققان موسسه گالوپ در بررسی میزان احساسات مردم 150 کشور مختلف جهان از حدود 1000 نفر پرسیدند که آیا در تعامل های روزانه خود پنج احساس مثبت و پنج احساس منفی را تجربه می کنند یا خیر. نتایج این پژوهش بر مبنای مصاحبه هایی به دست آمده که در طول مدت زمانی حدود سه سال انجام و ثبت شده است.
بنا بر اعلام سازمان پژوهشی و تحلیلی گالوپ از بین مردمان مختلف در سراسر جهان 369 درصد از سنگاپوری ها کمترین میزان غلیان احساسی را گزارش کردند.
در رده های بعدی جدول جوامع بی احساس پس از سنگاپور تقریبا نیمی از 15 جمهوری های اتحاد شوروی سابق قرار گرفته اند. کشورهای فوق به ترتیب از این قرارند: گرجستان و لیتوانی با با 37 درصد، روسیه، اوکراین، بلاروس، قزاقستان و قرقیزستان با 38 درصد.
در همین حال فیلیپین با متوسط 60 درصد پاسخ مثبت پرسش شوندگان، عنوان احساساتی ترین کشور را به خود اختصاص داده است. به ظاهر بعد از فیلیپین بحرینی ها و مردمان کشورهای آمریکای لاتین جزو احساساتی ترین های جهان هستند و در بین آنها نیز السالوادوری ها گوی سبقت را از دیگران ربوده اند.
چگونه به خواب مصنوعی برویم؟ (مقاله ای به قلم محمد جانبلاغی)
1 - شروع خواب مصنوعی: مکانی ساکت و دنج پیدا کنید ، آرام روی صندلی ای راحت بنشینید و یا در جایی نرم دراز بکشید (گذاشتن موسیقی ای آرام یا صدای طبیعت می تواند کیفیت کار را بهتر کند). سپس چشمها را بسته و از 10 تا 1 به صورت معکوس بشمارید به طوریکه شماره ها یک در میان با دم و بازدم تنظیم شوند ، مثلا با شماره 10 ،نفسی عمیق بکشید و 15 ثانیه نگهدارید سپس با شماره 9 بیرون دهید و همینطور الی آخر. . . در ضمن تصور کنید لحظه به لحظه و با هر شماره بدن شما سنگینتر می شود.
2 - رها سازی پاها: ابتدا پای راست خود را از انگشتانش تا کمر(یا تا زانو)در ذهن مجسم کنید . آن را احساس کنید و در ذهن خود تصور کنید که تمام اجزای آن مثل خمیر شل ، گرم و سنگین شود ؛ سنگین سنگین ،این کلمه را 5 بار تکرار کنید ؛ وارد جزئیات شوید و سعی کنید به ترتیب عمل کنید یعنی به خود القا کنید که پای راستتان تا کمر از نوک انگشتان ، پاشنه پا ، کف پا، ساق پا، ران و... همه و همه شل ، سنگین و گرم شده اند بعد همینطور پای چپ(برای اینکار می توانید در ذهن خود 5 بار به پاهایتان دستور بدهید که آرام سنگین و گرم شو و بگویید لحظه به لحظه پاهایم گرمتر و سنگینتر و شل تر می شوند . احساس سه کلمهً گرم ، سنگین و شل را مدام در ذهن خود تکرار کنید .)
3 - رها سازی تنه: یک نفس نیمه عمیق و آرام بکشید و همه بدنتان را رها کنید.حالا عضلات شکم ، سینه ، سرسینه ها و پهلوها را رها کنید ؛ تصور کنید تمام قسمتهای بدنتان شل شده اند لذا این قسمتها را ، راحت ، آسوده ، شل ، سنگین و گرم شده باور کنید ، می توانید 5 بار ذهنی بگویید از کمر تا کتفم شل و سنگین شده و لحظه به لحظه گرمتر و شل تر و روانتر می شود .(به تصویر کشیدن اجزاء بدن در ذهن به صورت ماده ای مثل خمیر یا هر ماده ای که در حال وارفتن و روان شدن باشد بسیار کمکتان می کند)
4 - رها سازی دستها: منظور ، قسمت مچ دست تا انگشتان می باشد ؛ پس ابتدا دست راست و سپس چپ خود را رها و شل کنید ،دقیقا مانند مراحل قبل ؛یعنی تصورکنید تمام اجزای دست مورد نظر شل و سنگین شده .بهتر است از نوک انگشتان شروع کنید و 5 بار به خود بگویید دست چپم شل و سنگین شده است ،آرام و رها .
5 - رها سازی کتفها و بازوها: کتفها و بازوهایتان را شل ، سنگین و بدون هیچ انقباضی قرار دهید (همانطور که با اعضای قبلی رفتار کردید) ، می توانید تصور کنید همینطور که بازوهای شما سنگین، شل و گرم می شوند به تدریج مثل خمیری نرم ، روان به سوی پاهایتان در جریان است .
6 - رها سازی سر: حال نوبت عضلات گردن ، فک ، چانه ، صورت ، لبها ، گونه ها ، پیشانی ، گوشها ، ماهیچه های زیر چشم و موها رسیده است .تصور کنید اختیار این قسمتها دست شما نیست و همه شان شل ، گرم ، سنگین و مایع شده اند ؛ رهایشان کنید و در ذهن ببینید صورتتان آرام و آسوده شل شده است .
یکی از قدیمی ترین و پر طرفدارترین شیوه های پناه بردن به آرامش، مدی تیشن است که حجم آمادگی مربوط به برگزاری کلاس های آن خود بیانگر همین مساله است. زندگی ماشینی و مدرن امروز و افزایش انواع استرس ها فرد را همواره طالب ارامشی می کند که می خواهد در پناه آن روز خود را سپری کند در مقاله ای که پیش رو دارید سعی شده تا با استفاده از منابع مختلف همه چیز را درباره مدی تیشن بگوئیم. هزاران سال است که مدی تیشن به عنوان روشی برای رسیدن به تعادل جسمی، روانی و ذهنی در جوامع مختلف بشری سابقه و کاربرد دارد.
مدی تیشن یا مراقبه در کشور ما ایران از سابقه ای طولانی برخوردار است. جملاتی مانند «درویشی را دیدم که سر به جیب مراقبه فرو برده و در دامن مکاشفه غوطه ور شده بود.»، در کتب قدیم ما زیاد به چشم می خورد. طبق تعریف «فرهنگ نامه پزشکی جایگزین» اثر دکتر سگن، مدی تیشن واژه ای عمومی است که به هر روشی که شخص برای رهایی از افکار مزاحم به منظور ارتقا» ذهنش به سطحی بالاتر و متفاوت یا رهایی از افکار دنیوی انجام می دهد، اطلاق می گردد. مدی تیشن، بودنی است با شادمانی و سر زندگی. زیرا هسته هستی شادمانی است. مدی تیشن روشی است برای رسیدن به کل هستی، مدی تیشن یعنی شاد بودن در حضور خویشتن و در وجود خویشتن. مدی تیشن کار است که شرقی ها در برابر روانکاوی غربی ها انجام می دهند. آنها تلاش می کنند که انسانی در برابر انسانی دیگر بنشیند و درون خود را برای او باز کند، در حالیکه در مدی تیشن شما درون خود را در برابر خودتان می گشایید نه دیگری. و این تنها راهی است که می توان شجاعانه و کاملا با حقیقت در آن قدم برداشت. در مراقبه نشینی و در تنهایی، روزی به ارزش های موجود در تنهایی پی خواهید برد. این تنهایی گریز از مردم و انزوا و تک روی نیست، بلکه خلوت نشینی پر برکتی است برای رسیدن به آرامش موجود در عمیق ترین قسمت های وجودی خودتان.
● آیا برای مدی تیشن زمان و مکان معینی لازم است؟
در اکثر روش ها پیشنهاد می کنند که دوبار مدی تیشن، هر بار به مدت ۱۵-۲۰ دقیقه در روز مناسب و کافی است. در سیستم های عرفانی به ساعات قبل از طلوع خورشید بسیار اهمیت داده می شود. بسیار خوب است که بتوانید مکان خاصی را برای انجام مدی تیشن اختصاص دهید. زیرا در این مکان به مدی تیشن عمیق تر و آرام تری دست پیدا خواهید کرد.
در سراسر تاریخ، مناطق خاصی به عنوان راهنما، خصوصاً به سوی حالاتی از آگاهی به ثبت رسیده است. معمولاً این مناطق دارای خصوصیات بسیار ویژهٔ طبیعیاند. مثلاً اینکه همیشه به طرزی وصفناپذیر زیبا هستند. این مکانها ممکن است آبشار یا جنگلهای وسیع و سرسبز با درختان سر به فلک کشیده و یا ممکن است از ویرانههای باستانی تشکیل شده باشد. اغلب ما با محلهای مشهور و اسرارآمیزی چون ستونهای سنگی در انگلستان، اهرام بزرگ مصر، ماچو پیکچو، گراند کانیون Grand canyon (درهٔ عمیق رود کلرادو در شمال غربی آریزونا)، آشنا هستیم. آنچه که به این مکانها ویژگی عرفانی میبخشد وجود کانالهای انرژی است. در واقع کانال انرژی با جریانهای انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی بزرگ و کوچک خود به ما الهام، سکوت، روح و انرژی میبخشد. اما این طور نیست که کانالهای انرژی فقط در مکانهای مشهور باشند. آنها در همهجا وجود دارند. ممکن است این کانالها از میان شهرتان و یا حتی حیاط خانهتان بگذرند.
● کانال انرژی چیست؟
کانال انرژی، مکانی با نیرو و انرژی متمرکز است که در هماهنگی با آگاهی انسان عمل میکند. انرژی الکتریکی، مغناطیسی و معنوی در نقطهای بر سطح زمین کانونی شده و میدان الکتریکی، شما را به میدان زمین و کل کیهان متصل میکند. این جریانهای انرژی ممکن است قوی باشند همانند انرژیهای عظیم مکانهای مقدس و یا ضعیف باشند همانند جریانی که ممکن است در پارک محل سکونت شما جاری باشد.
جریانهای انرژی مذکر و مؤنث باعث ایجاد حسهای متفاوتی میشوند. کانالهای انرژی مذکر، در تفکر متمرکز و تصمیمگیری به شخص کمک میکند. کانالهای انرژی مؤنث، روح و ذهن را آرامش بخشیده و به شما کمک میکند تا پیامها را از دنیای بیرونی و از جهان درون، دریافت کنید.
تاریخ هیپنوتیزمدرمانی و انرژیدرمانی در کشورهای غربی به حدود ۳۰۰ سال پیش و دوران ”دکتر آنتوان مسمر“ برمیگردد. در آغاز نتیجههای درمانی سریع و شگرفی که توسط ”مسمر“ پدید میآمد، به دخالت انرژیهای کیهانی با مغناطیس حیوانی ارتباط داده میشد ولی خیلی زود ”مسمر“ به این نتیجهگیری رسید که انرژی انسانی - نه مغناطیس حیوانی یا کیهانی - در تشریفاتی که به نوعی به هیپنوتیزمدرمانی اولیه یا مقدماتی نسبت داده میشود، دخالت دارد.
برخی از شاگردها یا افراد پیرو ”دکتر مسمر“ مانند ”پوئی سگور“ در جریان کارهای خود به این موضوع پی بردند که در شرایط خلسه، برخی از بیماریهای آنها که افرادی کشاورز یا چوپان بودند، مطالب مهمی را در زمینههای اجتماعی یا پزشکی مطرح میکنند که با سطح دانش و فرهنگ آنها تناسبی ندارد، بلکه خیلی بالاتر است. در همین زمان در آمریکا یک کشاورز کمسواد بهنام ”ادگار کیس“ در ایالت ”ویرجینیا“ پیدا شد که در شرایط عادی، کمترین اطلاعی از مسائل تشخیصی و درمانی نداشت، ولی پس از اینکه در شرایط خلسه خودهیپنوتیزمی قرار میگرفت، میتوانست نه تنها بیماریهای سخت و مشکلی که به او مراجعه داده میشد، به دقت تشخیص دهد، بلکه روشهای درستی را هم برای درمان آنها معرفی میکرد. برای تفسیر و توجیه این پدیدهٔ جالب، نظریهها و تئوریهای زیادی مطرح گردید، مهمترین و منطقیترین پاسخی که به این مضمون داده شد، این بود که در این شرایط خلسه و تمرکز ذهنی که بر مجلس حاکم است، هاله یا حوزهٔ آگاهی بیمار و درمانگر که در اطراف بدن آنها تشکیل شده، با یکدیگر تداخل پیدا کرده و برخی از اطلاعات از ذهن درمانگر به ذهن بیمار وارد میشود. این ارتباط ذهن، در سطح ناخودآگاه و بهصورت غیرکلامی ظاهر میشود.
در اینکه بعد از مرگ ما چیزی به عنوان روح از ما باقی می ماند تردیدی نیست اما به درستی نمی توانیم بگوییم که روح همان اود یا همان اشعه ی رنگین سبز و ابی است که در حال حیات از وجود ما ساطع می شود اعتقاد مترلینگ اصولا بر ان است که یک انسان جستجوگر به خصوص اگر پژوهش او درباره ی مسائل بزرگ دنیای ما چون مساله ی مرگ و روح و خدا باشد نباید به انچه که حکما و علما دریافته اند قناعت کند بلکه می باید دائما در جستجو باشد و از یافته های سایرین سود جوید و در مسیر هدف خود انقدر پیش برود تا انکه به موارد تازه ای برخوردکند و باز انها را به ازمایشگاه اندیشه هایش بفرستد و انقدر پیگیر مطالب شود تا به نتیجه ای معقول و مورد اطمینان دسترسی یابد که جنبه استدلال ان کاملا قوی باشد درباره ی بقای روح پس از مرگ هم او به همین شیوهمتوسل شده استو سرانجام به جایی رسیده که می گوید:بقای روح را دانشمندان امروزی در ازمایشگاه به اثبات رسانده اند (دانشمندان عضو مجمع مطالعات روحی انگلستان)این گروه دانشمندان در چندین مورد که در ازمایشگاه به ان پی بردند ثابت کردند که بعد از مرگ از انسان چیزی باقی می ماند که ان را روح می گویند و مترلینگ باز همان حرف قبلی خودش را پیش می کشد و می گوید ایا این روح که دانشمندان به وجودش اعتراف می کنند همان اود یا اشعه ی رنگین بدن انسان نیست که به شکل روح در ازمایشگاه خود نمایی کرده است؟ فیلسوف بزرگ قرن ما می گوید چه اور همان روح باشد و چه نباشد به هر حال تردیدی باقی نمانده که در اطراف ما موجوداتی هستند که فاقد جسم می باشند اما شعور دارند و مانند این است که زمان و مکان هیچ تاثیری در انها نداردما نمی توانیم دریابیم که اصولا هدف این موجودات ناپیدای باشعور از زندگی چیست؟همانطور که نمی توانیم بفهمیم هدف خودمان از زندگی چیست؟ و شاید روزی فرارسد که ما هم مانند پدرانمان به این موضوع پی ببریم که موجوداتی نامریی در این دنیا و در اطراف ما هستند که تابع قوانین زمان و مکان نمی باشند و خلاصه روزی رسد که ما قبول کنیم نسخه ی دوم وجود ما یعنی همزاد ما یا روح یا شعور و جاویدان ما بی تردید وجود دارد.
ادامه مطلب ...از دیدگاه اسلام، موجودات در همین موجوداتی که ما با چشم میبینیم منحصر نمیباشد بلکه علاوه بر این موجودات عادی مانند انسان، حیوانات، گیاهان، کوهها و ... یک سری موجوداتی هستند مانند خدا، فرشتگان، عالم برزخ و جنها که به دلیل جسمانی نبودنشان ما توانایی دیدنشان را نداریم امابر اساس آیه ۲۷ سوره اعراف آنها ما را میبینند و ما آنها را نمی بینیم، یعنی در عالم هستی موجوداتی زندگی میکنند که با چشم دیده نمیشوند. اما به لحاظ اینکه قرآن نیز به وجود چنین موجوداتی گواهی میدهد، نگاهی هر چند کوتاه در مورد یکی از این موجودات جنجال برانگیز در بین انسانها یعنی جنها خواهیم انداخت به امید آنکه پارهای از مجهولات ما را در مورد این موجود معلوم نماید.
● دلایل وجود جن
جنها موجوداتی حقیقی و واقعی بوده و دارای جنس مذکر و مونثند. و دارای قدرت عجیبی میباشند چنانچه در داستان حضرت سلیمان عفریتی از جن گفت قادر است تخت بلقیس را قبل از برخاستن از جایش، نزدش حاضر کند. اما با وجود این در حالات عادی دیده نمیشوند و محکمترین دلیل برای اثبات وجود آنان، آیات نورانی قرآن و روایات معصومین علیهم السلام است که نمیتوان به آنها خدشهای وارد نمود و علاوه بر آنها برخی افراد نیز در شرایط مختلف آنها را دیده و حتی عدهای آنها را احضار نمودهاند که این نیز دلیل بر وجود این موجودات است.
● مشخصات دنیای جنها
ایشان از آتش خلق شده و طبق آیه ۲۷ سوره حجر جنها قبل از انسانها به دنیا آمدهاند و از آیات سوره جن مشخص است که جنها موجوداتی مختار، با شعور و فهم و درکند و به این دلیل مانند انسانها مکلف اعمالند. بر این اساس برخی از آنها با شنیدن آیات الهی، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ایمان آوردند. آنها نیز مثل انسانها (میمیرند و گروهی جای گروهی را میگیرند و بین آنها تناسل هم جاری است و نر و مادگی در تمام اشیا از جنیان را شامل برقرار میباشد.در (روز قیامت نیز همانند انسان به آنها گفته میشود آیا پیامبران نیامدند؟ آیا شما را از این روز بیم ندادند؟ هر دو آنه به شهادت آیه ۱۳۰ سوره انعام بر کفر خود گواهی میدهند. در آیات سوره الرحمن که بیش از سی بار به صورت "فبای الا ربکما تکذبان" جن و انس را مخاطب قرار داده، این مطلب را روشنتر میکند و در آن سوره که بارها بعد از ذکر نعمتها و عذابهای دنیا و آخرت آیه فوق تکرار شده، بیانگر این است که دنیا و آخرت، برای هر دو (انس و جن) است.
گرت بدبینی بود در سرشت -- نبینی ز طاووس جز پای زشت
- انسان بدبین در هر فرصتی گرفتاری می بیند و انسان خوش بین در هر گرفتاری فرصتی
- کلیه مشکلات برای کسی که آن ها را آسان می شمارد سهل و آسان است
- لازمه ی شاد زیستن جستجوی شادی ها، خوبی ها و زیبایی ها است. یکی زیبایی منظره ی پشت شیشه را می بیند و دیگری کثیفی پنجره را. این شمائید که تصمیم می گیرید چه چیز را ببینید.
- افکار منفی در مغز آندروفین بیماری زا و افکار مثبت در مغز آندروفین شفابخش ترشح می کند
"خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دوصد لعنت بر این تقلید باد"
حقایق طاقت فرسای زندگی روزمره، فضای کمی برای خوش بینی باقی می گذارد. خبرهای متفاوت به این دلیل بر سر زبان ها می افتند که نشانه هایی از اعمال خشونت، و خون و خونریزی در آنها وجود دارد. در مورد بحران غذایی در آفریقا میشنویم، همه روزه افرادی بدون هیچ دلیل خاصی در خیابان های کشورهای مختلف کشته میشوند، سوء استفاده های جنسی از کودکان هر روز افزایش پیدا می کند، و فاجعه های هواشناسی با گرم شدن جهانی کره زمین وخیم تر می شوند. هزینه های درمانی با سرعتی بیش از یک جت بالا می روند و در صحبت های روزمره کودکان شاهد بی حرمتی ها و دشنام دادن های بیشتری هستیم. با چنین وضعیت منفی که ایجاد شده، تعجبی ندارد که سازمان آمارگیری آمریکا اعلام می کند از هر ۱۰ نفر یک نفر به افسردگی مبتلاست.
خود شما هم ممکن است با خواندن پاراگراف اول دچار یاس و افسردگی شوید. اما صبر کنید! هنوز جای امیدواری باقی است؛ در این دنیا چیزی به نام "هوش خوش بینی" نیز وجود دارد. این نوع خوش بینی هیچ یک از حقایق تلخ دنیای امروزی را انکار نمی کند، بلکه به دنبال یافتن راهی برای مقابله با مشکلات است. "مارتین سلیگمن" که کار اصلی زندگی خود را بررسی و مطالعه بر روی خوش بینی و شادی قرار داده، معتقد است که می توان هنر خوش بینی را آموزش دید و یاد گرفت.
این مراحل پایه ای را در نظر بگیرید:
۱- بر روی چیزی تمرکز کنید که قدرت کنترل آنرا داشته باشید. خود را درگیر مسائلی که از عهده تان خارج است نکنید. شاید نتوانید گرم شدن کره زمین را کنترل کنید، اما میتوانید در مصرف انرژی صرفه جویی کنید. شاید نتوانید کل سیستم شرکت را کامپیوتری کنید، اما می توانید خودتان را با مهارت های عرضه و تقاضا مدرن مجهز کنید.
ادامه مطلب ...
زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گلهای سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گلسرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.
زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت و پیگیری ما بینتیجه ماند.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دستهایی را که برای دوستی به سمت ما دراز میشوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.
زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دلبستن بهراسیم.
زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه شانسها و فرصتهای طلایی همین الان را نادیده بگیریم فقط به این خاطر که در یک یا چند تا از فرصتها موفق نبودهایم.
فراموش نکنیم که بسیاریاوقات در زندگی وقتی به در بستهای میرسیم و یکصد کلید در دستمان است، هرگز نباید انتظار داشته باشیم که کلید در بسته همان کلید اول باشد. شاید مجبور باشیم صبر کنیم و همه صد کلید را امتحان کنیم تا یکی از آنها در را باز کند. گاهی اوقات کلید صدم کلیدی است که در را باز میکند و شرط رسیدن به این کلید امتحان کردن نود و نه کلید دیگر است.. یادمان باشد که زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر کلید صدم را امتحان نکنیم فقط به این خاطر که نود و نه کلید قبلی جواب ندادند.
از روی همین زمین خوردنها و دوباره بلندشدنهاست که معنای زندگی فهمیده میشود و ما با تواناییها و قدرتهای درون خود بیشتر آشنا میشویم.
زندگی را نخواهیم فهمید
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمیدهد،
دلیلش آن است که شما هم چیز زیادی از او نخواستهاید.
پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است.
نشاط و شادمانی، درمانی است که طبیعت به طور مجانی برای مداوای دردهای ما در اختیارمان گذاشته است.
ما به ندرت درباره آنچه که داریم فکر میکنیم، در حالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم.
اگر کودک همان نخستین بار که به زمین میخورد از راه رفتن دست میکشید، هرگز به راه نمیافتاد.
برای اینکه از تو انتقاد نکنند نه کاری کن، نه حرفی بزن و نه کسی باش.
از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:
1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت
حتما شما هم دوست دارید در سطح قابل قبولی جذاب و دوست داشتنی باشید، ماهم در این نوشتار سعی میکنیم تا شما را با شیوه های موثری که میتوانید بوسیله آنها بیش از گذشته جذاب باشید، آشنا میکنیم.
۱٫ اصلی ترین اولویت ما چیست؟
اولین چیزی که باید همیشه بیاد داشته باشیم این است که بدنیا آمده ایم تا انسانی با ویژگی ها و صفات والای انسانی و اخلاقی باشیم، پس هیچ چیز بر انسانیت و ویژگی های اخلاقی انسانی ما اولویت ندارد و تنها این صفات برجسته انسانی است که میتواند ما را بعنوان فردی جذاب و دوست داشتنی معرفی کند، شاید بارها در خیابان و مهمانی و محل کار با افراد زیادی برخورد داشتید که سعی میکنند تا با پوشیدن لباس های گرانقیمت و شیک و یا انواع آرایش ها خود را دوست داشتنی نشان دهند اما نهایتا موفقیتی را بدست نمی آورند و یا در حالی که متوهم کسب موفقیت هستند بیشتر وسیله ای برای سود جویی دیگران هستند. این افراد همان گروهی هستند که اولویت های خود را از دست داده و یا فراموش کرده اند، بخاطر همین اقداماتشان طبق یک اصل تکرار پذیر به قیمت نابودی شان به بهای کسب علاقه دیگران تمام میشود.
۲٫ با کسی باشیم که صد عالم است
ادامه مطلب ...کمرویی ، محدوده ای از خجالت معمولی و اشکال در برقراری ارتباط
صمیمانه ، تا کمرویی شدید ( یا ناتوانی حاد در برقراری روابط اجتماعی )
را شامل میشود. به طوریکه در کمرویی شدید زندگی و فعالیت فرد
فلج شده و این مشکل، عملاً او را از فعالیتهای عادی روزمره باز میدارد.
انسان کمرو و خجول کسی است که نزدیک شدن به او، به علت ترس،
احتیاط یا عدم اعتماد ، مشکل باشد. به طور خلاصه کمرو شخصی است
که در حضور دیگران احساس ناراحتی میکند.
در چنین شرایطی شخص کمرو خودش را کنار میکشد. در بیان خواستهها
و عقاید یا ابراز وجود با مشکل مواجه میشود؛ در حرف زدن یا فعالیت
کردن خیلی محتاط میشود و به صورت مشهودی از روابط اجتماعی
می ترسد.
ادامه مطلب ...