آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی |  تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش
آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی |  تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

آموزش حرفه ای فروش و بازاریابی | تکنیک های فروش

چرا خوشحال نیستید؟


راههای خوشحال بودن


افسردگی، مشکلات کاری، استرس می‌توانند از دلایل تغییرات روحی باشند‎

 

دوست و آشنا متوجه تغییرات رفتاری شما شده‌اند و خودتان احساس می‌کنید خلق و خویتان تغییر کرده است. با این حال برایتان دشوار است که منبع و دلیل این تغییر رفتار را بفهمید. افسردگی، مشکلات کاری، استرس و نگرانی‌های روزمره و بی‌انگیزگی می‌توانند دلیل این تغییرات روحی باشند.‏

 

اما ممکن است تغییرات روحی شما ناشی از یک مساله مهم دیگر نیز باشد؛ اینکه در رابطه با همسرتان دچار مشکل هستید.  

 

طبیعی است که بخاطر مسائل روزمره و رایجی که رابطه شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد همیشه در یک حال روحی ثابت و پایدار قرار نداشته باشید و گاهی خوشحال نباشید. اما اگر تغییرات روحی شما شدید و پایدار است و برای مدت طولانی نتوانید احساس خود را بهبود بدهید و بیش از انداره احساس نارضایتی کنید و در عین حال نتوانید مشکلات‌تان را حل کنید به احتمال زیاد دلیل ناراحتی، رنجش و نارضایتی شما از زندگی به رابطه زناشویی‌تان برمی‌گردد.‏به این پرسش‌ها پاسخ بدهید تا درک دوباره‌ای درباره احساس نارضایتی خود پیدا کنید. با پاسخ به این پرسش‌ها متوجه خواهید شد آیا دلیل نارضایتی شما مربوط به رابطه است یا نه.‏

  

آیا بیشتر وقت‌ها تنها هستید؟

آیا شما و همسرتان زمان کافی برای باهم بودن سپری می‌کنید؟ آیا به اندازه کافی اوقات مشترک دارید؟ اگر مشترکات شما کم هستند، اغلب تنها هستید و هر کسی در رابطه کار خودش را می‌کند این مساله می‌تواند باعث نارضایتی و احساس اندوه شود. اگر ترجیح می‌دهید وقت‌تان را طور دیگری پر کنید، در کنار آدم‌های دیگری باشید و از تنهایی خود بیشتر از معاشرت‌های دونفره لذت می‌برید این نشان می‌دهد چیزی در رابطه شما مشکل دارد. به دنبال عاملی باشید که باعث شده از ارتباط دونفره لذت نبرید و زندگی خود را از دیگری جدا کنید. دلیل را پیدا کنید و اگر می‌خواهید مشکل‌تان واقعاً حل شود به فکر یافتن راه حلی برای آن باشید.‏

  

آیا از معاشرت با هم لذت می‌برید؟

ممکن است شما با شریک زندگی‌تان وقت زیادی را بگذرانید. اما از این معاشر لذت چندانی نبرید و یا فقط حضور فیزیکی داشته باشید بدون اینکه از لحاظ روحی و عاطفی خود را درگیر رابطه کنید. ممکن است در رابطه قرار باشید و کاری را صرفا برای رضایت دیگری انجام بدهید بدون اینکه خودتان هیچ نوع نیاز روحی به آن داشته باشید. مثلا با همسرتان به یک مهمانی بروید اما این کار را صرفا بخاطر او انجام بدهید. ممکن است با او وارد گفتگو و مکالمه شوید اما این کار را از روی اجبار یا وظیفه انجام بدهید. حتی شاید کارها و برنامه‌هایی در ذهن‌تان داشته باشید که احساس می‌کنید نباید آن را با همسرتان در میان بگذارید و یا فکرهایی دارید که شخصا از آن لذت می‌برید اما اصلا برایتان دلپذیر نیست که‌ آنها را مطرح کنید. همین که کاری را بخاطر احساس تکلیف یا وظیفه انجام بدهید و از انجام کارهای دلپذیر خودتان امتناع کنید این نشان می‌دهد مشکلی در رابطه شما وجود دارد.‏

تغییر سریع باورها |  باورهای محدود کننده  | تغییر باورها | تکنیک تغییر در باورها  | 

 


آیا از رابطه جنسی لذت می‌برید؟

اگر رابطه جنسی باعث رضایت جنسی و روحی‌تان نباشد، نمی‌توانید انتظار داشته باشید آدم خیلی خوشحالی باشید. صمیمیت و رضایت جنسی چیزی است که شما نمی‌توانید در روابط دیگرتان جستجو کنید. اگر چنین رضایتی در رابطه ندارید و یا به اندازه کافی باعث خوشحالی‌تان نمی‌شود این مساله روی احساس و عواطف شما فورا تاثیر می‌گذارد. اثر این نارضایتی درونی خیلی سریع نمایان می‌شود. بدترین وضعیت زمانی است که حتی نتوانید این مساله را با شریک جنسی خود مطرح کنید و یا با وجود طرح موضوع او هیچ تلاشی برای بهبود رابطه انجام ندهد و این را مساله خود شما بداند و انتظار داشته باشد آن را به تنهایی حل کنید.‏

 


صمیمیت و رضایت جنسی چیزی است که شما نمی‌توانید در روابط دیگرتان جستجو کنید‎

 

آیا از بحث و گفتگو گریزان هستید؟

آیا از بحث و گفتگو یا اعلام مخالفت هراسان هستید چون نمی‌خواهید تنش و دعوایی ایجاد شود؟ اگر اینطور است شما در رابطه با همسرتان خوشحال نیستید و احساس امنیت نمی‌کنید. اجتناب از بیان تعارض‌ها به این معناست که اختلاف‌ها هرگز حل و رفع نشوند و شما هرگز نسبت به هیچ چیزی احساس رضایت کامل یا نسبی نداشته باشید. امتناع از بیان اختلافات و تعارض‌ها یعنی شما و همسرتان نمی‌خواهید مشکلی را حل کنید. به این پرسش پاسخ بدهید که چرا نمی‌خواهید مشکلی را مطرح کنید و از چه چیزی می‌ترسید؟ سپس به دلایل ترس‌تان بپردازید و مساله را عمیق‌تر بررسی کنید در غیر اینصورت طبیعی است که خوشحال نباشید و احساس خوبی نداشته باشید.‏

  

آیا به دنبال فرد دیگری هستید؟

آیا احساسات، افکار و خواسته‌هایتان را با فرد دیگری در میان می‌گذارید؟ اگر ترجیح می‌دهید درباره احساسات، نگرانی‌ها و شادی‌هایتان با فرد دیگری حرف بزنید و بیان آنها برای همسرتان کار ساده‌ای نیست این به معنای آن است که چیزی در رابطه شما مشکل دارد در واقع به همین دلیل است که به دنبال کسی برای همدلی و همراهی هستید. این فرد می‌تواند مادر، دوست یا همکارتان باشد.‏

 

اینکه بیشتر وقت‌تان را با دیگران می‌گذرانید و کسانی هستند که می‌توانند بهتر از شریک زندگی‌تان با شما همدلی و همراهی کنند یک زنگ خطر برای رابطه شماست. ‏

  

آیا تنهایی را ترجیح می‌دهید؟

آیا همیشه به دنبال خلوت خودتان هستید؟ اگر خلوت تنهایی خودتان برایتان جذاب‌تر از زمانی است که با شریک زندگی‌تان سپری می‌کنید باید به دنبال دلیل آن باشید. اشتباه نکنید. حفظ حریم خصوصی یک اصل اساسی در یک رابطه سالم است. اما رفتن به انزوا و گسترده کردن این حریم خصوصی معنای رابطه را از بین می‌برد. از خودتان بپرسید که چه چیزی باعث می‌شود تنهایی را به معاشرت ترجیح بدهید؟

  

آیا خود را با دیگران مقایسه می‌کنید؟

آیا دائما زندگی زناشویی‌تان را با دیگران مقایسه می‌کنید؟ آیا احساس می‌کنید در مقایسه با دیگران شما بازنده هستید؟ آیا احساس می‌کنید دیگران بهتر و موفق‌تر هستند و در مقایسه با دیگران رابطه شما ضعیف، ناکافی و ناموفق است؟ چه چیزی باعث می‌شود که در این مقایسه شما بازنده رابطه باشید؟ آیا مقایسه شما رویکرد درستی دارد؟ آیا آنچه از دیگران می‌بینید مبتنی بر واقعیت است؟ آیا دیگران باعث افسردگی و نگرانی تان می‌شوند؟ واقعیت‌‌ها را ارزیابی کنید و اگر ربطی میان این نوع مقایسه‌ها با احساس نارضایتی خود پیدا می‌کنید به راه‌حل‌های جایگزین فکر کنید. شاید لازم باشد چیزهایی را تغییر بدهید؛ چه در شیوه مقایسه خود با دیگران و چه در رابطه.‏

  

آیا همیشه شکایت می‌کنید؟

آیا همیشه از همسرتان، اخلاق، عادت‌ها و سبک زندگی ‌اش ایراد می‌گیرید؟ آیا رفتارهای همسرتان را آزاردهنده می‌دانید؟ چه چیزهایی آزاردهنده هستند؟ آیا ممکن است بین احساس نارضایتی شما و رفتار همسرتان ربطی وجود داشته باشد؟ چه می‌توانید برای بهبود این رابطه بکنید؟

  

پیشنهاد

‏ ـ اگر پاسخ‌های شما به این پرسش‌ها مثبت است بهتر است برای تغییر کلی وضعیت خود ابتدا به یک مشاور یا روانشناس مراجعه کنید و مسائل و کشمکش‌های خود را با او در میان بگذارید.‏

در بسیاری از موارد با ایجاد چند تغییر مثبت می‌توانید همه چیز را بهبود بدهید. رها کردن مسائل به حال خود باعث افزایش نارضایتی‌های‌ درونی‌تان می‌شود. زندگی‌تان را تغییر بدهید تا شاد باشید و از آنچه در اختیار دارید بهره بیشتری ببرید.‏

لاستیک پژو یزد | لاستیک پژو یزد پهن لاستیک یزد | قیمت روز لاستیک |  یزد تایر | لاستیک یزد تایر | لاستیک خودرو پژو | قیمت لاستیک | لاستیک دولتی | لاستیک سواری یزد تایر

خرید لاستیک | خرید لاستیک اینترنتی | لاستیک | فروشگاه اینترنتی لاستیک | فروشگاه لاستیک

خرید باتری  | خرید اینترنتی باتری | باتری ماشین | خرید باتری ماشین | قیمت باطری ماشین | باتری خودرو | باتری ماشین

لاستیک پراید | باتری و لاستیک ارسلان | باتری و لاستیک نمازی | ارسلان نمازی | خرید لاستیک | خرید باتری | خرید باتری ماشین | خرید اینترنتی لاستیک | خرید اینترنتی باتری | باتری خارجی

هدف خود را مشخص کنید‎


برای رسیدن به هدف

هدف خود را مشخص کنید‎

 

انگیزه اولین عنصر تشکیل‌دهنده رفتار در ما آدم‌هاست، وقتی می‌پرسیم فلان شخص چرا فلان کار را انجام داد؟ دنبال انگیزه او از رفتارش هستیم. انگیزه وادارمان می‌کند کاری را که واقعا دوست داریم انجام دهیم یا به هدفی که واقعا داریم برسیم، اما این مهم است که بفهمیم چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم و به هدف برسیم.

   

در این نوشته می‌خواهیم درباره سه گام مهمِ تمرکز، رشد اعتماد به نفس و ثابت قدم بودن که در ایجاد انگیزه موثر هستند، با شما صحبت کنیم. همراه ما باشید تا ببینیم چگونه باید در خودمان انگیزه ایجاد کنیم.

 

موقعی که ترسیده‌اید، فکر نکنید 

به این مورد کاملا توجه کنید! همه ما می‌دانیم که افکار منفی بد هستند؛ اما اغلب اوقات حواس‌مان نیست که داریم به آنها پروبال می‌دهیم. همیشه فکرمان مشغول چیزهایی است که نمی‌خواهیم، این جمله برای‌تان آشنا نیست؟! بله اتفاقا این بدترین چیزی است که همیشه هم اتفاق می‌افتد؛ دقیقا روی چیزی متمرکزیم که نمی‌خواهیم. البته این مساله کاملا طبیعی است! اما ذهن ما از کجا باید بداند که ما به چیزی فکر می‌کنیم که نمی‌خواهیمش؟ پس باز هم به کار خودش ادامه می‌دهد و همان‌ها را به سمت خود می‌کشد؛ حتی اگر نخواهیم‌شان! از طرفی کدام‌تان کسی را می‌شناسید که برای چیزی که نمی‌خواهد تلاش کند؟ وقتی چیزی را نمی‌خواهید آیا برای رسیدن به آن تصمیم می‌گیرید؟! در نهایت تمام اینها دست به دست هم می‌دهد تا شما هیچ کاری نکنید.پس ترس به چند دلیل مضر است؛ اول اینکه شما را بی‌انگیزه می‌کند، هدف منفی چیزی نیست که شما برایش تلاش کنید. نکته بعدی این است که افکار منفی که از ترس می‌آیند، خسته‌کننده و طاقت‌فرسا هستند. «ترس» انرژی شما را کم می‌کند و در حالت نگرانی مداوم نگه‌تان می‌دارد و وقتی خسته و نگران باشید، بی‌انگیزه می‌شوید.

 

هدف خود را مشخص کنید 

برنامه ریزی یکی از اصول فراموش‌نشدنی کار است. خوب فرض می‌کنیم که شما افکار مثبتی دارید. اما همان‌طور که گفتیم چون ذهن‌مان تشخیص نمی‌دهد ما مثبت فکر می‌کنیم یا منفی و فقط کلمات و احساسات مربوط به آنها را دریافت می‌کند، باید بدانیم چگونه و درباره به چه موضوعاتی فکر کنیم. نکته مهم این است که برای هر هدفی باید چند نمونه برنامه کارامد داشته باشید. می‌دانم این یکی از سخت‌ترین کارهای دنیاست اما برای رسیدن به هدف‌تان باید بین تمام موارد هماهنگی ایجاد کنید و انجام‌شان دهید. اگر واقعا این هدف مد نظر شماست، باید اول ببینید دقیقا چه می‌خواهید و چه برنامه‌ای برای تحققش دارید، اگر واقعا بخواهید راهش را هم پیدا می‌کنید. مگر اینکه نخواهید هدفی داشته باشید که از آن انگیزه‌ای به وجود بیاید.


جذب ثروت | قانون جذب ثروت | تکنیک تغییر باورها | تغییر باورها |  افزایش فروش محصولات  | یادگیری تکنیک های فروش  | تکنیک تجسم  | تکنیک استفاده از تجسم خلاق | وسواس چیست؟  |  قانون جذب ثروت | قانون جذب عشق  |  قانون جذب | جذب |  آموزش قانون جذب  | قانون راز  | فرکانس ثروت  | درمان استرس  | درمان افسردگی


یک هدف داشته باشید

به قول قدیمی‌ها پله‌ها را یکی‌یکی بالا بروید. اگر یک لیست بلندبالا از اهداف‌ داشته باشید، تنها اتفاقی که می‌افتد این است: استرس می‌گیرید، بی‌خیال همه‌شان می‌شوید، دچار رفتار اجتنابی می‌شوید و رسیدن به هدف را به بعد موکول می‌کنید. اما اگر قدم به قدم و یکی یکی به اهداف‌تان فکر کنید شدنی‌تر خواهند بود. می‌توانید روی یکی تمرکز کنید، به آن برسید و سراغ بعدی بروید. اگر نتوانید روی یک هدف خاص تمرکز کنید، نمی‌توانید روی خودتان متمرکز شوید پس انگیزه‌ای در کار نخواهد بود. اهداف‌تان را به اهداف کوچک‌تر و کوتاه‌مدت تقسیم کنید تا امکان رسیدن به آنها بیشتر شود. سعی کنید یک برنامه بریزید و کم‌کم به هدف‌تان نزدیک شوید.

 

خودتان را سرگرم کنید 

ممکن است شما خیلی وقت‌ها کارهایی انجام داده باشید و از انجام آنها ناراضی باشید. اشکالی ندارد، گذشته دیگر گذشته است. لزومی ندارد مدام خودتان را شماتت کنید. دست از سر خودتان بردارید. اگر موفق شوید این کار را بکنید، می‌توانید تجربیات بدتان را هم مثل افکار منفی رها کنید. سعی کنید برای خودتان سرگرمی‌های تازه به‌وجود بیاورید و به همه چیز با دید منطقی نگاه کنید، آن‌ وقت چیزهای بد هم مثل بقیه چیزها می‌گذرند و آن‌قدرها آزارتان نمی‌دهند.

 

درباره انگیزه‌تان مطالعه کنید 

یکی از راه‌های مطالعه درباره انگیزه‌تان، شنیدن داستان‌های موفقیت دیگران است که مغز شما را وادار به تفکر می‌کند. البته ممکن است فکر کنید مثلا خواندن داستان کسی که موفق شده است ۳۰ کیلو وزن کم کند، شما را مایوس می‌کند و حس کنید آدم بی‌عرضه‌ای هستید که نتوانسته‌اید حتی ۵ کیلو وزن کم کنید؛ اما اگر حتی فرض کنیم این حرف‌تان درست باشد، باید احساسات منفی را از خودتان دور کنید و عزم‌تان را جزم کنید. می‌توانید حتی از همین افراد کمک بگیرید. اتفاقا همین‌طور داستان‌ها می‌تواند برای پیشرفت ترغیب‌تان کند و از بی‌تفاوتی نجات‌تان دهند.

 


یک هدف داشته باشید‎

 

به خودتان جایزه بدهید 

بیایید صادق باشیم؛ اینکه سریع‌تر به نتیجه برسیم واقعا کافی نیست. سال‌ها طول می‌کشد تا از یک کسب‌وکار پول خوب به‌دست آورید. ماه‌ها طول می‌کشد تا به وزن دلخواه‌تان برسید و ممکن است خیلی طول بکشد تا واقعا به احساس خوشحالی در زندگی‌مان برسیم. اما چیزی که درباره‌اش حرف می‌زنیم، احساس رضایت و خشنودی فوری است. پس می‌توانیم این راهکار را استفاده کنیم: خودمان به خودمان پاداش بدهیم.حتما نباید فقط وقتی به هدف بزرگی می‌رسید به خودتان پاداش بدهید (حواس‌تان باشد جایزه مبهوت‌تان نکند، در هر صورت باید تا آخرش بروید) نقاط هدف تعیین کنید و به هرکدام که رسیدید به خودتان جایزه بدهید. ۲ کیلو وزن کم کردید؟ عالی است! به خودتان یک جایزه بدهید، این به شما انگیزه می‌دهد چند کیلوی دیگر هم کم کنید. در امتحان بهترین رتبه را به‌دست آوردید؟ خیلی خوب است! خودتان را به یک شام عالی دعوت کنید. نیمه اول کتاب‌تان را تمام کرده‌اید؟ شگفت‌انگیز است! جایزه‌اش این است که بیرون بروید و خرید کنید.

 

گام دوم: اعتماد به نفس‌تان را بالا ببرید

 

نیمه‌ پر لیوان را ببینید 

مهم‌ترین چیزی که باید در این بخش به آن توجه کنید این است: بدانید چه چیزی ندارید و می‌خواهید به‌دستش بیاورید. واقع‌بین باشد و نواقص یا نداشته‌هایتان را بپذیرید. آن‌وقت است که می‌دانید چه می‌خواهید و می‌توانید به‌ آنها فکر کنید. قبول دارم که این می‌تواند آغاز یک موج منفی باشد، خب بالاخره یاد نداشته‌هایتان می‌افتید! ممکن است شروع کنید به دلسوزی کردن برای خودتان، بی‌علاقه شوید، انگیزه‌تان را از دست بدهید و دیگر سمت چیزی نروید. چاره‌ای نیست، البته راه‌حل دارد.۱۰ مورد از داشته‌هایتان و آنچه که دارید و برای‌شان سپاسگزارید، لیست کنید.

 

این کار را هر روز انجام دهید (تازه، هر چقدر بیشتر فکر کنید می‌فهمید چیزهای بیشتری دارید) روی آنچه که دارید تمرکز کنید، هرچیزی که ساخته‌اید و خودتان به‌دست آورده‌اید. همه اینها به افزایش اعتماد به نفس شما کمک ‌می‌کند. اگر نگرشتان مثبت باشد با خودتان می‌گویید «من می‌تونم انجامش بدم». اگر به دستاوردهای گذشته‌تان نگاه کنید می‌بینید که واقعا می‌توانید. بنابراین انگیزه پیدا می‌کنید و رسیدن به هدف‌تان آسان‌تر می‌شود.

 

راهش را پیدا کنید 

اگر از تمام چیزی که می‌خواهید تا شما را به هدف‌تان برساند سر در بیاورید، می‌توانید به اندازه یک متخصص به خودتان مطمئن باشید. «دانش» ذهن شما را آرام می‌کند و نگرانی را از شما دور می‌کند. اگر بدانید مسیرتان چیست و چگونه باید آن را طی کنید، افکار منفی دور می‌شوند، اعتماد به نفس‌تان بالا می‌رود و نگرشی تازه پیدا خواهید کرد.

 

از کم شروع کنید 

اگر لیستی از اهداف یا کارها دارید به نفعتان است که از کوچک‌ترین‌شان شروع کنید وقتی آن را به نتیجه برسانید، انگیزه لازم برای کار بعدی خود به خود ایجاد شده است. دستاورد واقعی مثل این می‌ماند که نصف راه را رفته باشید.

 

تجسم کنید 


بازاریابی عصبی  | بهترین روانشناس کودک | رازهای ثروتمندی  | آموزش تکنیک های فروش | 


هر روز چند دقیقه بنشینید و تجسم کنید که هدف‌تان را به‌دست آورده‌اید. تمام مراحل را تجسم کنید؛ اهداف‌تان، نحوه انجام دادن‌شان، دستیابی به آنها و هر چیز خوب دیگری که به آنها مربوط است. حسی که دارید شبیه چیست؟ بعد از چند دقیقه بلند شوید. چه حسی دارید؟از تمام حواس‌تان کمک بگیرید. چه مزه‌ای و چه بویی حس می‌کنید؟ چه صدایی می‌شنوید؟ چه چیزهایی می‌بینید؟ چه چیز زندگی را بعد از رسیدن به هدف‌تان دوست دارید؟ کدام صفت‌ها برای توصیف این زندگی مناسب هستند؟ کار کردن روی کدام موارد و جزئیات، هدف‌تان را شفاف‌تر و دست‌یافتنی‌تر می‌کند؟ کجا هستید؟ در چه مرحله‌ای؟ چه می‌کنید؟ چطور به نظر می‌رسید؟ تمام اینها را تصور کنید و در ذهن‌تان مرور کنید. حالا چه حسی دارید؟ انگیزه یعنی همین!زندگی کوتاه است. امروز را آن‌طور که هست درک کنید و کارهایی را که می‌خواهید، انجام دهید. بجنبید و تنبلی نکنید! فردا هم کارهای دیگری برای انجام دادن وجود دارد.

  

زندگی را زیباتر ببینید‎


نکاتی برای زندگی زیبا


گاهی زندگی در انواع زیبایی ها غرق است و گاهی هم رنگی به جز زشتی و سیاهی ندارد‎

 

زندگی هر انسانی پستی ها و بلندی های خاص خودش را دارد، همه ی ما گاهی زندگیمان در انواع زیبایی ها غرق است و گاهی هم رنگی به جز زشتی و سیاهی ندارد.

 

همه ی ما فرزندان آدم اینگونه ایم، فرقی هم بینمان نیست، به قول شاعر:

در این دنیا دل بی غم نباشد                        اگر باشد، بنی آدم نباشد 

 

 

اما چگونه است که برخی آدم های دور و برمان، همیشه می خندند، همیشه شادند و بدبختی و غم و اندوه در دلشان راه ندارد؟ 

چند وقتی است که جمله ی پر مفهومی قبل از پیام های بازرگانی تلویزیون، روی صفحه، جا خوش می کند: هیچوقت ظاهر زندگی خود را با باطن زندگی دیگران، مقایسه نکن. خوشبختانه همه ی ما یک سیلی داریم که سعی می کنیم صورتمان را با آن سرخ نگه داریم، شاید این سیلی است که صورت آنهایی که تصور می کنیم خیلی خوشبخت اند را، سرخ نگه داشته، خدا می داند...

 

در اینجا می خواهیم چند راهکار به شما نشان دهیم که زندگیتان را شاد، رنگی و زیباتر می کند.

 

راه اول، توجه به داشته ها

نعمت هایی که خدا به شما داده را بنویسید، همه را، ریز به ریز، چیزهایی که دارید را هم بنویسید، مثلا ننویسید، سلامتی! بنویسید، داشتن چشم، گوش، توانایی صحبت کردن، بوییدن، چشیدن، فامیلی داشتیم که تصادف سختی کرده بود و از آن به بعد، دیگر نمی توانست مزه ی غذا ها را تشخیص دهد!!! فرض کنید نتوانید طعم شیرین غذا ها را بچشید و لذت ببرید و یا کباب و قورمه سبزی را نتوانید ببویید! فاجعه است.

 

تصور کنید سقفی بالای سرتان نبود، خوراکی در یخچال نداشتید، آب خانه قطع بود، گازی برای گرم شدن نداشتید و ... اینها همه نعمت است و شاید مهمترین آنها، شخصی باشد که شما دوستش دارید و او دوستتان دارد، در هنگام سختی ها می توانید روی او حساب کنید و خلاصه در این دنیا، تنها نیستید.


 تغییرسریع باور | باور چیست؟ | تکنیک های فروش |  آموزش فروش | آموزش تکنیک های فروش | قانون درخواست | قانون جذب |  استفاده از قانون جذب 


 

اگر ریز به ریز به داشته هایتان توجه کنید، نداشته ها رنگ می بازند و کمتر ناراحتتان می کند، شاید خیلی چیزها هم نداشته باشید، ولی در اینجا هدف ما، زیباتر دیدن زندگیست، پس فقط به داشته هایتان فکر کنید.

 

دوم، رفت و آمد

سعی کنید رفت و ‌آمدهایتان را زیاد کنید، با فامیل، دوست، همسایه و ... حتما لازم نیست که شام و ناهار باشد، به صرف یک چای و شیرینی، یا اصلا ناهار باشد، اما یک الویه ی ساده، یا آش! به بهانه های مختلف به آشنایانتان سر بزنید و از آنها دعوت کنید که به منزلتان بیایند، رفت و آمد و دور هم بودن و شلوغی، به شدت می تواند هورمون سروتونین که هورمون شادی و زیباتر کردن زندگیست را در شما بالا ببرد.

 


زندگی را زیباتر ببینید‎

 

برنامه ای منظم

به خودتان رحم نکنید، یک برنامه ی کاری سفت و سخت برای خودتان ترتیب بدهید و سعی کنید که آن را انجام بدهید، مثلا صبح ساعت 8 بیدار شوید، صبحانه، پیاده روی، کتاب خواندن، تهیه ی غذا، کار، خرید، سر زدن به فامیل، شرکت در جلسات مذهبی، علمی، ‌اموزشی و ... اصلا وقتی برای بیکاری نگذارید، اینقدر برنامه تان را شلوغ کنید که شب که به رختخواب رفتید، فرصت غصه خوردن و فکر کردن نداشته باشید، در جا بیهوش شوید!

 

انجام کارهایی که شادتان می کند

چه کاری به شما آرامش می دهد؟ بافتن یک شال گردن؟ درست کردن یک غذا؟ دیدن یک فیلم؟ نوشتن خاطرات روزانه؟ قران خواندن؟ چرخ زدن در اینترنت؟ بازی کردن با بچه ها؟ انجام کارهای خیریه؟ رفتن به گردش؟ سعی کنید در برنامه ی روزانه تان، کارهایی که شما را شاد می کند را حتما بگنجانید، در ادامه، به کلام بزرگان برای شاد شدن دلتان، گوش دهید، اکثر آنها گفته اند انجام کارهای خیر و کمک کردن به دیگران، دلتان را شاد و رنگی می کند. خیلی کار سختی نیست، شاید با یک نان خریدن و هدیه دادن آن به همسایه، به یک ظرف میوه مهمان کردن رفتگر محل، با یک راه دادن ساده به ماشین عقبی و ... دلتان به اندازه ی یک دنیا زیبا شود.

 

معنویات را نادیده نگیرید

این که در شبانه روز با خدای خودت خلوت می کنیم، چند آیه قرآن می خوانیم، ‌دعا می کنیم و از خدا طلب خیر برای خودت و اطرافیانت می کنیم، انچنان آرامش و زیبایی به زندگیمان می دهد که با هیچ چیز قابل قیاس نیست، لحظه های مناجات های یواشکی با خدا، از زیباترین لحظات زندگی هر بنده ای با معبودش است، آن را به آسانی از دست ندهیم. 

جذب خواسته ها | اثبات قانون جذب | جذب ثروت  | 

رازهای تنبلی

بعضی ها هستند که اهمال کاری جزیی از شخصیتشان است‎

 

می گویند ما نسل تنبلی هستیم. این را آدم های نسل قبل می گویند و بعدش شرح کوشش های مدامشان را هم ضمیمه حرف هایشان می کنند و «زرنگ» بودنشان را به رخمان می کشند. می گویند ما نسل تنبلی هستیم اما منظورشان دقیقا تنبلی به معنای «انجام ندادن هیچ کاری» نیست. منظورشان بیشتر این است که ما کارهایمان را عقب می اندازیم. دیر تصمیم هایمان را عملی می کنیم و به قول روان شناس ها «اهمال کار» یا «تعلل ورزیم». 

   

البته خیلی هم بیراه نمی گویند. جمله «مشکل اصلی من این است که تنبلی می کنم» اعترافی است که ترجیع بند در دل های خودمانی ما نسل سومی ها و شما نسل چهارمی هاست. 

 

اما واقعا اهمال کاری همیشه همین قدر منفی است؟ چه کسانی اهمال کارند؟ و چه طور می شود اهمال کار نبود؟ «زندگی ماهرانه» این شماره راست کار اهمال کارهای حرفه ای است.

  

«گرایش فرد برای به تاخیر انداختن آغاز یا انجام کارهای مهم تا سرحد رنج و زحمت و ناراحتی». این تعریف آکادمیک و قلمبه سلمبه روان شناس ها از اهمال کاری است. با این حساب خیلی از ما لااقل در دوره ای کوتاه از زندگی مان اهمال کاری را تعریف کرده ایم اما بعضی ها هستند که اهمال کاری جزیی از شخصیتشان است. یعنی همان اول بسم الله باید اهمال کارهای گاه به گاهی را از اهمال کارهای بالفطره جدا کرد. تازه این اول ماجراست. اهمال کاری طبقه بندی های دیگری هم دارد.

 

اهمال کاری خوب، اهمال کاری بد 

کلا روان شناس ها حالشان خوب است! اول می آیند ویژگی های منفی آدمیزاد را درمی آورند و ردیف می کنند و هشدار می دهند، بعدش می گویند البته این ویژگی های منفی همیشه هم بد نیستند! 

 

اهمال کاری هم همین طور است. حالا بگذریم از اینکه خود روان شناس های اهمال کاری کرده اند و مطالعه این درد همیشگی بشر را تا همین 20 سال پیش عقب انداخته اند. تازه حالا بعد از چند سال به این نتیجه رسیده اند که ما اهمال کاری خوب هم داریم.

 

قضیه اینجاست که ما دو جور اهمال کار داریم. نوع منفی اش، آنهایی هستند که بهشان می گویند «اهمال کار منفعل». همین طور که از اسم این اساتید برمی آید، آنها در مقابل وسوسه به عقب انداختن کارها کاملا تسلیمند و اساسا (اسمایلی بهنام تشکر در ساختمان پزشکان) توانایی تصمیم گرفتنشان مشکل دارد. 

 

 باورهای محدود کننده  

کتاب کودک | کتاب تربیت کودک | کتاب روانشناسی کودک | بهترین کتاب کودک | بهترین کتاب تربیت کودک

کتاب روانشناسی کودک اثری است بیاد ماندنی و ارزشمند با زبانی ساده و آسان برای تربیت فرزندانی موفق و خوشبخت.



اهمال کاری خوب، اهمال کاری بد 

کلا روان شناس ها حالشان خوب است! اول می آیند ویژگی های منفی آدمیزاد را درمی آورند و ردیف می کنند و هشدار می دهند، بعدش می گویند البته این ویژگی های منفی همیشه هم بد نیستند! 

 

اهمال کاری هم همین طور است. حالا بگذریم از اینکه خود روان شناس های اهمال کاری کرده اند و مطالعه این درد همیشگی بشر را تا همین 20 سال پیش عقب انداخته اند. تازه حالا بعد از چند سال به این نتیجه رسیده اند که ما اهمال کاری خوب هم داریم.

 

قضیه اینجاست که ما دو جور اهمال کار داریم. نوع منفی اش، آنهایی هستند که بهشان می گویند «اهمال کار منفعل». همین طور که از اسم این اساتید برمی آید، آنها در مقابل وسوسه به عقب انداختن کارها کاملا تسلیمند و اساسا (اسمایلی بهنام تشکر در ساختمان پزشکان) توانایی تصمیم گرفتنشان مشکل دارد. 

 

برعکس «اهمال کارهای فعال» هستند. این آدم ها عمدا و آگاهانه کارهایشان را عقب می اندازند! آنها خودشان می دانند که اگر کارهایشان را عقب بیندازند هم می توانند در دقیقه 90 انجامش دهند و هم آن را بهتر انجام می دهند و هم دست آخر از نتیجه کارشان راضی ترند. پس اگر اهمال کاری مثبت دارید اصلا احساس گناه کنید و اهمال کار بمانید و خوش باشید!

  

اهمال کاری از کجا می آید؟ 

خب! حالا دوباره برگردیم سر اهمال کاری منفی. به نظرتان چرا آدم ها اهمال کاری می کنند. خیلی ها – مخصوصا  آنها که یک اهمال کار روی اعصاب دور و برشان دارند – جوابشان بیشتر به فحش شبیه است و اهمال کارها را با انواع و اقسام برچسب های روانی مثل «بی مسوولیتی» و «بی وجدانی» و ویژگی های غیرقابل چاپ دیگر همراه می کنند. اما راستش را بخواهید باید وارد دنیای اهمال کارها بشوید تا بدانید پشت این «پشت هم اندازی» همیشگی علت های نادیده دیگری هم هست.

 

1- از شکست می ترسند 

عمرا به ذهنتان برسد که اهمال کارها برای موفقیت خودشان پشیزی ارزش قائل شوند. اما باید خدمتتان عرض شود که دقیقا برعکس. بعضی از اهمال کارها چنان موفقیت برایشان مهم است که بزرگترین دغدغه شان این است که «نکند موفق نشوم»، «نکند فلان کارم را خوب انجام ندهم». برای همین کلا به استقبال کار نمی روند و از ترس شکست، کاری که احتمال شکست هم در آن وجود دارد (یعنی همه کارها) را عقب می اندازند. کلا پیچیده اند این اهمال کارها.

 

2- معیارهایشان برای کار خوب زیادی بالاست 

شما یادتان نمی آید. یک زمانی ما توی همین صفحه یک مطلب داشتیم با تیتر «کمالگراها به بهشت نمی روند». همان جا هم پته آدم هایی که توی ذهنشان فقط نمره 20 و رتبه 1 و مدال طلای موفقیت و بقیه حتی نمره 19 و رتبه 2 و مدال نقره یک شکست تمام عیار به حساب می آید را ریختیم روی آب. 

 

این آدم ها که بهشان می گویند کمالگرا، مستعد اهمال کاری هم هستند. آنها خیلی معیارهای بالایی برای موفقیت دارند و اگر احتمال دهند که به آن معیارها نرسند، انگیزه شان می آید پایین یا کلا بی خیال می شوند یا فوقش کارشان را عقب می اندازند.

 

  مشاوره کسب و کار  | آموزش دیجیتال مارکتینگ  |  | ساخت کسب و کار آنلاین  | دیجیتال مارکتینگ   | کسب درآمد اینترنتی   | کسب و کار اینترنتی  

| بازاریابی محتوا   | آموزش سئو  |  افزایش ترافیک سایت  | افزایش نرخ تبدیل سایت   | بهینه‌سازی نرخ تبدیل سایت

ثبت نام در کوچینگ |  لایف کوچینگ 

3- خودشان را دست کم می گیرند 

آدم های اهمال کار خودشان و کارهایشان را دست کم می گیرند. وقتی تو کارهای کوچکت را دست کم بگیری، خب معلوم است که زمان انجام دادنش هم خیلی برایت اهمیت ندارد. بالاخره زندگی روزمره از همین کارهای کوچک و جزیی تشکیل شده و اگر همین ها را هم به حساب نیاورید، فقط خستگی آخر روز توی تنتان می ماند و اهمال کاری مزمن توی روانتان.

 

4- نمی توانند نه بگویند 

خب پسر خوب! دختر خوب! یه نه ناقابل بگو و نه خودت را توی دردسر بینداز و نه دیگران را از انتظار ذله کن. بعضی از اهمال کارها کلا مهارت نه گفتن ندارند. به همه می گویند بله و سر خودشان را شلوغ می کنند و زمانشان را نمی توانند مدیریت کنند و هی کار همه با هم عقب می افتد. 

 

تازه این بخش آگاهانه ماجراست، در ناخودآگاهتان شما دارید از کسانی که این قدر کار ریخته اند روی سرتان انتقام می گیرید و عمدا کارهایشان را عقب تر هم می اندازید. گفتم که اهمال کارها آدم های پیچیده ای هستند. گفتم یا نگفتم؟

 

رازهای برخورد با تنبلی

آدم های اهمال کار خودشان و کارهایشان را دست کم می گیرند‎

 

اهمال کارها منطق ندارند 

اهمال کارها برای اهمال کاری خودشان، دلیل هایی دارند. دلیل هایی که می توان آنها را «باورهای غیرمنطقی اهمال کارانه» نامید. افراد اهمال کار اول باید این باورهای غیرمنطقی را بشناسند تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند. جالب اینجاست که اهمال کارها فکر می کنند افراد موفق هم همین باورها را دارند، درصورتی که افراد موفق هیچ کدام از این باورها را ندارند.

 

این باورها و وجه غیرمنطقی شان را اینجا ردیف کرده ایم.

 

1- به تاخیرانداختن کارها باعث عملکرد دقیق و حفظ اعتماد به نفس می شود. 

چالش: همیشه هم این طور نیست. بعضی وقت ها به تعویق انداختن کارها موجب انجام  نشدنشان می شود یا باعث می شود به خاطر استرس زمان پایان کار غیردقیق تر انجام شود.

 

تغییر سریع باورها |  تکنیک تغییر باورها | تغییر باورها | قانون جذب در قرآن | تکنیک های فروش تلفنی | 



2- تاخیر، باعث می شود فشار روانی از بین برود و شخص می تواند آزادانه و آسان کارش را انجام دهد. 

چالش: تاخیر گاهی خودش باعث فشار روانی است.

 

3- این کاری است که سال ها آن را انجام داده ام و تقریبا از آن خسته شده ام، پس دیگر میلی به انجام آن ندارم. 

چالش: مشکل با کار تکراری را باید خود کار حل کرد، نه با به تعویق انداختنش.

 

4- تاخیر و انجام دادن کار در آخرین لحظات باعث صرفه جویی در وقتم خواهد شد. 

چالش: گاهی تبعات انجام کار در دقیقه نود خودش وقت گیر است. در ضمن کار تمام نشده  خودش درگیری های ذهنی ایجاد می کند که به صورت پنهان وقت آدم را می گیرد.

 

5- امروز کاری بهتر و لذت بخش تر پیش رو دارم که با از دست دادن آن معلوم نیست فردا چنین  وضعیتی داشته باشم، پس همان بهتر که کار امروز را به فردا بیندازم. 

چالش: این را لذت گراها خیلی باور دارند. اما واقعیت این است که همیشه کارهای لذت بخش و  غیرلذت بخش محتملی در هر روز وجود دارند. اگر ما کلا کارهای لذت بخش را ترجیح دهیم، همیشه بهانه ای برای به تعویق انداختن کارهای غیرلذت بخش وجود دارد. ضمنا می شود دنبال راه هایی برای لذت بخش تر کردن همان کارهای ناخوشایند هم بود.

  

چه وقت هایی باید اهمال کار باشیم؟ 

اهمال کاری همیشه هم بد نیست. خیلی وقت ها واقعا لازم است که ما تصمیم گیری هایمان را عقب بیندازیم تا بتوانیم تصمیم بهتر و عاقلانه تری بگیریم. درست است که این موارد از بدیهیات است اما باور کنید بعضی ها همین بدیهیات را رعایت نمی کند. این چهار موقعیت که در آن لازم است اهمال کار باشیم را عجول ها دقیق تر بخوانند.

 

1- وقتی وقتش نیست 

وقتی که هیچ فشار زمانی خاصی وجود نداشته باشد، لازم نیست که فورا تصمیم بگیرید. مثلا وقتی که شما تازه 15 سالتان است، تصمیم برای ازدواج اصلا ضروری نیست.

 

2- وقتی اطلاعات کافی نیست 

وقتی که هنوز اطلاعات کافی نیست و تصمیم گرفتن فوری اصلا عاقلانه نیست. مثلا وقتی که می خواهید انتخاب رشته کنید اما هنوز نمی دانید در رشته های مختلف دانشگاه چه خبر است. البته یادتان باشد که چیزی به نام «اطلاعات کامل» افسانه ای بیش نیست و این جور وقت ها هم نباید آن قدر وسواس به خرج دهید و اطلاعات اضافی انبار کنید.

 

3- وقتی که موضوع خیلی پیچیده است 

بعضی وقت ها تصمیم آن قدر پیچیده، چندبعدی و سرنوشت ساز است که واقعا بهتر است برای تصمیم گرفتن وقت بگذارید و همه جوانب را بسنجید. تصمیم به ازدواج، طلاق و بچه دارشدن در سطح اول و تصمیم به تغییر رشته، تغییر شغل، تغییر محل کار یا زندگی در سطح دوم این تصمیم ها هستند.

 

4- وقتی که اولویت های دوفوریتی دیگری هم هستند 

بعضی وقت ها ما یک تصمیم معمولی باید بگیریم اما ناگهان اتفاقی می افتد که تصمیم گرفتن درمورد آن اولویت بیشتری دارد. مثلا وقتی که یکی از اعضای خانواده تصادف کرده است، تصمیم گیری درباره خریدن لپ تاپ را باید عقب انداخت. 

 

حتما می گویید اینکه معلوم است! نه جانم معلوم نیست! خیلی ها به همین راحتی این اولویت ها را تشخیص نمی دهند یا آن قدر خود خواهند که خودشان نمی خواهند تشخیص دهند.

  

با اهمال کاری چه کار کنیم؟

به گمانم اگر مطلب را تا حالا درست گرفته باشید، اصلا نیازی به این بخش پیشنهادها نیست. اما به هر حال تنبلی است و هزار درد بی درمان. این چندتا راهکار برای غلبه بر اهمال کار درونتان پیشنهاد می شود.

 

1- اهمال کاریتان را بشناسید! 

بدانید چه نوع اهمال کاری هستید. فعال یا منفعل؟ همیشگی یا موقت؟ اگر یک اهمال کار همیشگی منفعل هستید، لازم است که بروید مرحله بعد وگرنه با اهمال کاری خوبتان حال کنید.

 

2- خوبی و بدی اهمال کاریتان را ردیف کنید 

کدام کارهاست که آنها را به تاخیر می اندازید؟ این کارها را یکی یکی یادداشت کنید، بعد جلویش یک جدول خوبی ها و بدی ها بکشید و ببینید هرکدام از این کارها چه قدر سود د ارد و چه قدر زیان. این جوری میزان ضرری که کرده اید درست تر تخمین زده می شود.

 

4- برنامه بریزید 

حالا که به عمق ورشکستگی خود پی بردید، می توانید بنشینید مثل بچه آدم برای «برون رفت از بحران» (اسمایلی کارشناس های بخش خبری تلویزیون خودمان). برنامه بریزید. برای برنامه ریزی هم کارهای عقب مانده تان را به قول علما «الاهم و فی الاهم» کنید، یعنی اولویت ها را معلوم کنید، بعد برای انجامشان برنامه بریزید.

 

5- هدف ها را لقمه لقمه کنید 

خیلی وقت ها چون که فقط رسیدن به هدف های درشت درشت به ما حال می دهد، کلا با زندگی روزمره حال نمی کنیم. هر روز که آدم به یک هدف بزرگ نمی رسد. برای همین هم کارهای کوچک راهی عقب می اندازیم. به جای هدف های بزرگ، هدف های کوچکتر و کوتاه مدت تر را انتخاب کنید؛ مثلا برای هدف کلی و وسیعی مثل ادامه تحصیل باید هدفتان را آن قدر خرد کنید تا به هدف های کوچکی مثل «پرسیدن درباره منابع از فلان افراد» و «خریدن منابع از فلان کتابفروشی در فلان بازه زمانی» برسید.

 

6- به خودتان جایزه بدهید 

هرکدام از کارهای کوچک یا بزرگی که تا به حال عقب افتاده بودند را که انجام دادید خودتان را تشویق کنید تا ادامه راه برایتان خوشایند باشد.

عوامل استرس زا در محل کار و اثر آن روی جسم و روان

اولین نکته برای موفقیت در کار این است که شما عاشق کارتان باشید

 

هر روز صبح با چه حسی از خواب بیدار می‌شوید؟ چقدر خوشحالید از اینکه یک روز دیگر از راه رسیده و باید سرکار حاضر شوید؟ دوست دارید زنده‌ترین ساعت‌های روز را همراه افرادی غیر از خانواده بگذرانید؟دربین همکاران‌تان کسی هست که بتوانید او را به‌عنوان دوست صمیمی انتخاب کنید و با او راحت صحبت کنید؟ چند بار در روز برای فرار از محل کار لحظه‌شماری می‌کنید؟ آیا دوست دارید ساعت کار طول بکشد و شما در محیط خوب و دوست‌داشتنی‌اش نفس بکشید؟ بعضی عوامل باعث دوست‌داشتنی شدن محیط کار می‌شوند.  

 

دوست داشتن محیط کار و البته همکاران و در راس آن هم مدیر، باعث بالارفتن راندمان کار و احساس شادی و رضایت شما در محیط کار می‌شود. درست است که در این بازار کساد کار، باید خوشحال باشید که کاری دارید و حقوقی، اما گاهی بهتر است روان‌تان سالم بماند تا کار و حقوق داشته باشید! اینجا قرار است درباره عواملی که باعث شادی در محل کار می‌شود، صحبت کنیم. علاوه براین که با اینفوگرافی‌ها به بررسی عوامل استرس‌زای محل کار و اثر آن روی جسم و روان نیز خواهیم پرداخت.

 

‌با عشق کارتان را انجام دهید 

اولین نکته برای موفقیت در کار این است که شما عاشق کارتان باشید. اگر از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید، احساس آرامش داشته و به صلح درونی با خودتان می‌رسید. این صلح، هماهنگی در جسم و روان را برای‌تان به دنبال داشته و باعث می‌شود به جای خستگی از کار، از آن لذت ببرید. سلامت روانی ناشی از رضایت شغلی، ویژگی مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. بنابراین اگر از کارتان لذت نمی‌برید، حتما درصدد تغییر آن باشید.

 

آنچه کسب می‌کنید، مهم است 

منظور، دریافت مالی نیست، هرچند این نکته هم بسیار مهم است. آنچه از انجام کاری در روان شما ته‌نشین می‌شود، بسیار مهم است. برای مثال احساس می‌کنید شغل شما باعث کمک به دیگران می‌شود؟ تاثیری روی میزان علم آنها دارد؟ تغییری در رفتار و گفتار آنها ایجاد می‌کند؟ به سلامت جسم آنها کمک می‌کند؟ به سلامت روان‌شان کمک می‌کند؟ باعث شادی و تفریح‌شان می‌شود؟ بنابراین حسی که از کار دریافت می‌کنید، بسیار مهم است. به این احساس دقت کنید.

 

دریافتی‌تان‌ مهم است 

بخش مهمی از رضایت شغلی به بحث میزان دریافتی بازمی‌گردد. به این معنی که شما در قبال ساعت‌ها و میزان کاری که انجام می‌دهید باید مبلغ منصفانه‌ای دریافت کنید. این رقم علاوه بر حقوق و مزایایی است که برای شما باید درنظر گرفته شود. درغیر این صورت احساس می‌کنید به شما ظلم شده و از شما بیگاری‌ می‌کشند. اگر دچار این حس هستید، ابتدا جای جدیدی را برای تامین درآمد مالی پیدا کرده و بعد از این شغل‌تان استعفا بدهید.

 

رفتار کارفرما چطور است؟ 

این که کاملا مشخص است! فلانی رئیس است و شما مرئوس! اما این که این جایگاه چقدر باعث اعمال قدرت، ظلم، تحکم، توهین یا به عکس کمک و همراهی با کارمند می‌شود، بسیار مهم است. اگر احساس می‌کنید کارفرما به چشم ابزار به شما نگاه می‌کند، حتما برای تغییر شغل‌تان اقدام کنید.

 

همکارها را ارزیابی کنید 

هم اتاقی یا همکارهای دیگر چقدربا شما زاویه دارند؟ چقدر در تلاش زیرآب‌زنی هستید؟ چقدر دوست دارند کار را از شما بدزدند؟ یا به عکس، از مصاحبت با آنها لذت می‌برید؟ آیا با شما همقدم و همراه هستند و مثل یک تیم، تلاش می‌کنند کار بهتر پیش برود؟ این که ارتباط شما با همکارها به چه شکلی است، نکته بسیار مهم دیگری است که باید به آن توجه کنید. قدم اول و مهم، ثبات قدم و به قول معروف حفظ جایگاه‌تان است. قدم بعدی، صحبت کردن با همکار مورد نظر برای تغییر روندی است که در پیش گرفته است. راهکار بعدی، صحبت با مدیر است و راه نهایی، ترک محل کار است. درواقع حضور فرد یا افرادی که به قول معروف چوب لای چرخ‌تان می‌گذارند، چیزی جز خرد شدن اعصاب را به دنبال نداشته و باید هرچه زودتر شرایط را به شکل مناسب تغییر دهید.

 

احساس ارزشمند بودن مهم است 

چقدر احساس ارزشمند بودن می‌کنید؟ حس می‌کنید کاری را انجام می‌دهید، پولی دریافت می‌کنید تا زندگی کنید یا این که اعتقاد دارید شما مهره مهمی اول برای خودتان، بعد در محل کار و درنهایت در کل جامعه هستید؟ اگر حس می‌کنید فرد ارزشمندی نیستید و کاری که انجام می‌دهید، با حضور یا بدون حضور شما انجام می‌شود، حتما بررسی مجددی روی جایگاه شغلی‌تان داشته باشید. اول این که ممکن است تفکر شما اشتباه باشد. دوم این که ممکن است فکرتان درست باشد و نیاز به تغییر شرایط باشد.

 

قابل اعتماد هستید؟ 

مروری روی رفتارتان داشته باشید. شما چقدر فرد قابل اعتمادی برای کارفرما و همکاران‌تان هستید؟ اگر مساله‌ای در محل کار وجود دارد، همان‌جا باقی می‌ماند یا آن را به دیگران منتقل می‌کنید؟ چقدر برای رفع مشکل یا مشکلات تلاش می‌کنید؟ خودتان جزو چرخ‌دهنده‌های فعال هستید یا باید به حال شما هم فکری کرد و تغییرتان داد؟ اگر به نظر خودتان فرد قابل اعتمادی نیستید یا برای بهبود اوضاع کار تلاشی نکرده و به قول معروف چوب لای چرخ مسیر حرکت می‌گذارید، علاقه‌ای به کارتان ندارید و به دلیلی از کار و محیط آن خسته شده‌اید. بنابراین باید برای تغییر شرایط اقدام کنید.

  چگونه انسان ها را جذب کنیم | قانون جذب کائنات |  قانون جاذبه   | روانشناسی فروش | تکنیک های فروش موفق | قطعی کردن فروش | موفقیت در فروش 



چقدر پیشرفت داشته‌اید؟ 

فرض کنید حدود 10 سال است به انجام کاری اشتغال دارید. طی این 10 سال، از نقطه‌ای که آغاز کرده‌اید، به کجا رسیده‌اید؟ آیا تغییری در جایگاه شغلی، میزان دریافتی و... شما اتفاق افتاده است؟ میزان تغییرات شغلی شما متناسب با تلاش و زحمت‌تان برای پیشرفت بوده یا نه؟ اگر این پیشرفت متناسب با تلاش‌تان بوده که جای تبریک دارد و شما حتما از کار‌تان راضی هستید. اگر این طور نیست، مروری به میزان تلاش فردی و نتیجه آن از طرف کارفرما داشته باشید. اگر این آهنگ متناسب نیست، سازتان را جای دیگری کوک کنید!

 

خودتان را با خودتان مقایسه کنید 

برای اینکه بتوانید ارزیابی درستی از وضعیت شغلی‌تان از هر نظر داشته باشید، وضعیت‌تان را با افرادی که از نظر تحصیلات، شغل، ساعت کاری و... شبیه یا نزدیک به شما هستند، بسنجید. سپس برای هر اقدامی تصمیم بگیرید. بنابراین برای ارزیابی، ملاک درستی داشته باشید تا به نتیجه درست برسید.

 

شغل‌تان، بخشی از شماست 

 آنهایی که اسم کوچک یا فامیلی‌شان را تغییر می‌دهند، از داشتن اسم یا فامیل مورد نظر رضایت ندارند. بنابراین در شرایط مناسب، از شر آنچه به هر دلیل آزارشان می‌دهد، خلاص می‌شوند و از فردای همان روز، خودشان را با اسم جدید معرفی می‌کنند. شاید ابتدا لبخندی گوشه لب بعضی‌ها هم ببینند، اما همین که خودشان خوشنود هستند، کافی است. شغل هم درست مانند همان اسم و فامیل است. بخشی از هویت ماست. بنابراین اگر فکر می‌کنید دوست ندارید شما را با داشتن فلان شغل بشناسند، حتما برای تغییر شرایط تلاش کنید. باید بتوانید با افتخار شغلتان را معرفی کنید؛ درست مانند زمانی که اسم و فامیل‌تان را به زبان می‌آورید.

 

تعادل فراموش نشود 

چقدر به کارتان چسبیده‌اید؟ این چسبیدن از ترس کارفرماست یا این که واقعا دوست دارید مثل تفریح، کارتان را انجام دهید؟ به کارتان چسبیده‌اید؛ چون برنامه و تفریح دیگری ندارید؟ به کارتان چسبیده‌اید چون از نظر روانی کار کردن به شما کمک می‌کند به مسایلی فکر نکنید؟ فراموش نکنید، فکر کردن، برنامه‌ریزی کردن و تلاش برای بهبود شرایط کاری، حد و اندازه‌ای دارد. اگر بیش از اندازه به کارتان می‌چسبید، مسلما جایی خسته شده و اصطلاحا می‌برید! بنابراین بین کار و تفریح تعادل برقرار کنید.

 

اجبار یا علاقه؟

اگر همین حالا قرار باشد به دلیلی دیگر کارمند یا حتی کارفرمای مجموعه‌ای نباشید، کار دیگری برای تامین مخارج‌تان بلد هستید؟ به‌قول معروف می‌توانید گلیم‌تان را از آب بکشید یا این کار، تنها شغل و حرفه‌ای است که آن را بلدید؟ اگر پاسخ شما این است که می‌توانید با هزار و یک راه ممکن دیگر کسب درآمد کنید و فقط به دلیل علاقه‌تان این کار را انجام می‌دهید، یعنی شما شغل‌تان را عاشقانه دوست دارید و برای ماندن در این کار، اجباری ندارید. اگر پاسخ‌تان منفی است؛ همین حالا شروع به آموختن کاری بکنید که بتوانید درصورت نیاز برای مدتی از راه دیگری کسب درآمد داشته باشید. گاهی حتی باوجود علاقه به کاری، مجبورید از آن فاصله بگیرید، چه برسد به اینکه کاری را دوست نداشته باشید و به اجبار نیاز در آن بمانید.

 

چه کسی مسئول استرس شماست؟ 


علت از دست دادن مشتری  | افزایش مشتری | تکنیک افزایش مشتری | تکنیک نهایی کردن فروش | تکنیک های فروش |  ویژگی افراد موفق | افراد موفق |  ذهن ثروتمند


تصمیم بگیرید 

 بدون دخالت یا نظر دیگران، حداقل یک روز کامل شرایط کار‌ی‌تان را بررسی کنید. اگر احساس کردید کار آنقدر که باید راضی‌تان نمی‌کند، حتما سر فرصت برای تغییر شغل‌تان تصمیم بگیرید. اینجا همان لحظه نیاز به تغییر شرایط است.

 

مشکل را حل کنید 

اگر با کارفرما، همکارها و پرسنل خدماتی محل کارتان مشکلی دارید، آن را حل کنید. درغیر این صورت نمی‌توانید به کارتان ادامه دهید. حل کردن مشکل اولین و بهترین قدم برای باقی ماندن در محل کار و ادامه آن با رضایت کامل است.

 

زندگی‌تان را مرور کنید 

گاهی در محل کار مشکلی وجود ندارد، اما استرس بیرون از محل کار، مانند مشکلات خانوادگی، فردی، دوستانه و... خودشان را به شما تحمیل کرده و تحمل شما را کاهش می‌دهند. بنابراین شاید گاهی با حل کردن مشکل بیرونی، مشکل محل کار نیز خودبه‌خود برطرف شود.

 

سر فرزندتان کلاه بگذارید! 

نوزادان معمولا کم مو به دنیا می‌آیند و به همین دلیل سر آنها درمعرض سرما خوردن قرار دارد. درواقع یکی از راه‌هایی که سرما به قول معروف وارد بدن کودک می‌شود، سر اوست. بنابراین کلاه، یکی از واجب‌ترین وسایل جانبی برای کودکان است. برای انتخاب کلاه به این نکته‌ها دقت کنید.

 

حساسیت ندهد 

پوست سر و صورت نوزاد لطیف است. بنابراین باید از کلاه‌هایی استفاده کنید که اصطلاحا سر و صورت کودک را نخورند. معمولا الیافت پشمی زبر یا انواع پلاستیکی این حالت‌ها را ایجاد می‌کنند. بنابراین کلاه باید از جنس پشم بسیار لطیف و ترجیحا داخل آن پوشش نخی باشد.

 

گوش‌ها و گردن را بگیرد 

کلاه‌های گوش‌دار و آنهایی که کاملا تا پشت گردن، سر نوزاد را محافظت می‌کنند، مناسب هستند.

 

درهوای برفی، کلاه مناسب 

جنس کلاه باید مناسب با استفاده آن باشد. اگر قرار است کودک وارد هوای برفی شود، باید ابتدا کلاه مناسبی سر او کرده و روی آن کلاه کاپشن یا سرهمی ضدآب را قرار دهید تا سر او خیس و مرطوب نشود. برای اتاق، کلاه‌های سبک و نخی و برای هوای سرد معمولی، انواع بافتنی مناسب است.

 

نقاب‌دار خوب است 

برای این که پیشانی کودک سرما نخورد، انواعی که لبه بلند یا نقاب‌دار دارند، مناسب است.

تربیت جنسی کودک | افزایش توجه و تمرکز | علت لجباز شدن بچه ها | نشانه های اوتیسم در کودکان | 

مدیر خود باشید

توقع داشتن

مهم است بدانید چطور توقعات اطرافیان علی الخصوص همسر را مدیریت کنید

 

دلیل بسیاری کدورت ها به خاطر توقع هایی است که زوجین برآورده نکرده اند. ما انسان ها با افکار و همچنین روابط خود با دیگران می توانیم نوع زندگی مان را شکل دهیم. وقتی هم که انتظارات برآورده نشوند به مرور رضایت از زندگی در طرفین کم می شوند، پس مهم است بدانید چطور توقعات اطرافیان علی الخصوص همسر را مدیریت کنید؟
  
آمار زیادی از مشاوره ها به خاطر توقع هایی است که زوجین نتوانسته اند آنها را برای هم برآورده کنند. یکی از اصول کلی در زندگی مشترک این است که در ارتباط با همسرتان ریزه کارهایش را بدانید. دانستن خصوصیات همسر کمک می کند تا شما از راه درست توقعات او را برطرف کنید.


سیاست زنانه لذت زندگی را دوچندان می کند
حتما شنیده اید که امیرالمومنین(ع) در وصف عشق شان به حضرت زهرا(س) می فرمودند: «هر وقت به او نگاه می کردم، رنج ها و اندوه هایم بر طرف می شد». شاید بخشی از این محبوبیت حضرت زهرا(س) به خاطر این بود که ایشان معصوم و دختر پیامبر(ص) بودند؛ اما نمی شود سهم ویژگی های مهم رفتاری شان را نادیده گرفت؛ ویژگی های رفتاری ای مثل نوع توقع از همسر. مدیریت چه توقعی، مطرح کردن آن توقعات، کی و کجا، از آن سیاست های زنانه است که کنترل آن می تواند لذت از زندگی را در زنان فوق العاده بالا ببرد و در سایه اش همه خانواده شادتر شوند. به نگاه حضرت زهرا(س)به توقع از همسر دقت کنید:« ای ابوالحسن! من از خدای خود شرم می کنم چیزی را که توانایی آن را نداری، بر تو تحمیل کنم».


برخی از کارهایی که خانم ها باید برای مدیریت انتظارات خود انجام دهند شامل این موارد است: یادتان باشد توقعی که با توان همسر جور درنیاید نخستین ضررش به خود خانم برمی گردد زیرا «نه» می شنود و اینطور نشان می دهد که از اوضاع همسرش بی خبر است. اگر هم توقع های بجا و هماهنگ با زندگی داشته باشد و همسرش از پس آن برآید هم نخستین اثر مثبتش این است که مرد خانه به مفید بودن خود در خانه دقت می کند و برای تلاش بیشتر تحریک می شود. پرتوقع ها شخصیت جذابی ندارند و اغلب همسرانشان با تصور اینکه باید دائم جواب پس بدهند از گفت وگو با آنها فرار می کنند. اگر توقعی دارید اول از ضرورت آن خواسته و جواب احتمالی همسرتان آگاه شوید و بعد به شیوه بیان و زمان طرح آن توجه کنید. این پیشنهاد حضرت امیرالمومنین(ع) هم به مطرح کردن توقع منطقی کمک می کند: «ای پسرم! نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار بده، پس آنچه را برای خودت دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار».

قدرت ذهن ناخودآگاه |  کنترل ناخودآگاه |  کنترل ذهن ناخودآگاه |  قدرت باورها |  قانون جذب |  تغییر باورها |  تغییر سریع باورها |  تکنیک های قانون جذب |


مردانه توقع داشته باشید
اغلب مردها زحمت امرار معاش حلال خانواده را به دوش می کشند و این، خستگی آنها را زیاد می کند. به خانه می آیند و مثلا توقع دارند همه چی آرام باشد، غذا رو به راه، همسر شاداب و.... این توقع ها اگر واقعی نباشد و شرایط همسر و فرزندان را لحاظ نکند می تواند خستگی تان را بیشتر و در احساس خانم خانه هم دلزدگی ایجاد کند. می شود به توصیه مردسالارهای منطقی و مدیر، به فکر راه های بهتری بود. چه توقعی؟ چطور؟ برای تقویت توانتان به خود انتظارها و توقع های پایینی را تلقین کنید؛ مثلا اینکه دفعات خلوت من و همسرم با وجود اینکه او کارهای مختلفی دارد، به اندازه و خوب است. این دیدن حد پایین، آرامش شما را بیشتر می کند و غیرمستقیم بر رسیدگی بهتر همسرتان هم می تواند اثر مثبت داشته باشد. امیرالمومنین(ع) می فرمایند: کاری که برتر از توانایی زن است را به او وامگذارید که زن گل بهاری است نه پهلوانی سختکوش. اگر توقعی از همسرتان دارید مثل یک مدیر عمل کنید. می توانید از بیان مدل های ساده ای از انتظارات تان شروع کنید و به مرور توقعات خودتان را بالاتر ببرید. با محبت لفظی و کلامی و همکاری برای انجام مسئولیت های همسرتان ، او را برای پذیرش توقعتان آماده کنید. برای رسیدن به زندگی بهتر، آمادگی تغییر یا حذف توقع های افراطی را در خود به وجود بیاورید تا رابطه همسری شما جذاب تر شود.


توقعات باید چه شکلی باشد؟
توقعات بیجا و غیرواقعی داشتن ما را دچار مشکل و ناامیدی می کند. گاهی اوقات به دنبال دوست کامل، حرفه کامل و زندگی کامل هستیم و وقتی این اتفاق نمی افتد از همه چیز ناامید و سرخورده می شویم.حقیقت این است که توقعات بیش از حد داشتن از خود و دیگران ما را از تجربه های زیبای زندگی محروم می کند. اگر چنین روشی در زندگی دارید بهتر است روی رفتارتان تجدید نظر کنید.

 

توقع منطقی

از دیگران توقع نداشته باشید تغییر کنند

 

اگر می خواهید در تمام مراحل زندگی شاد باشید و از زندگی تان لذت ببرید این توقعات را از دیگران نداشته باشید:


توقعات ممنوعه!
از دیگران نخواهید عین شما رفتار کنند. پیش از هر شروع رابطه ای مطمئن باشید با کسی دوست می شوید که مانند شما خوش قلب است و در برابر رفتارهای محبت آمیزتان، رفتار مناسبی در پیش می گیرد تا در روابط تان احساس نکنید که فریب خورده اید. اما به طور کلی ما نباید از دیگران انتظار داشته باشیم که رفتاری درست شبیه خودمان داشته باشند.


از دیگران توقع نداشته باشید تغییر کنند
فکر نکنید که می توانید دیگران را طبق خواست خود تغییر دهید. دوست داشتن کسانی که می شناسید مانند اعضای خانواده به معنای دوست داشتن آنها همان طور که هستند، است. سعی نکنید آنها را به دلخواه خود تغییر دهید چرا که در این صورت علاوه براین که راه به جایی نمی برید، بلکه باعث ناراحتی آنها نیز می شوید و به طور کلی تنها می مانید.


نخواهید دیگران به خاطر شما دست از کارهایشان بردارند
شما تنها کسی نیستید که ممکن است گرفتار روزهای بد شود. معمولا در سختی ها دوستان و اعضای خانواده کسانی هستند که می توانید روی آنها حساب کنید، اما یادتان باشد از آنها سوء استفاده نکنید. یاد بگیرید مراقب خود باشید. مستقل بودن بسیار مفید است. در انتظارات خود تعادل ایجاد کنید و بدانید که تا چه حد از دیگران می توان توقع داشت و در عین حال تقاضایتان را چه زمانی مطرح کنید. البته انجام دادن این کار بسیار سخت است، اما برای داشتن زندگی سالم و شادتر باید مراقب رفتارهایمان با دیگران باشیم.


انتظار نداشته باشید که دیگران همیشه با شما موافق باشند
برخی از مردم دائم اعتراض دارند که چرا اطرافیانشان افکاری مشابه آنها ندارند و می خواهند همه را با خود موافق کنند. یاد بگیرید در قبال دیگران رفتارهای خودخواهانه از خود بروز ندهید. انسان حق دارد شاد زندگی کند و از لحظه لحظه آن لذت ببرد. پس با برخوردهای غیرمعقول زندگی را به کام خود تلخ نکنیم.


به دیگران احترام بگذارید تا دیگران به شما احترام بگذارند

قدرت واقعی در روح و روان است نه در ماهیچه ها و این قدرت با داشتن ایمان و اعتماد به وجود خود تامین می شود. پس از این لحظه به بعد تصمیم بگیرید هرگز از کسی مهر و محبت، احترام و توجه گدایی نکنید. در واقع تنها کسی که می تواند به شما کمک کند فقط خودتان هستید. اگرچه مهم است که نسبت به دیگران خوب و مهربان باشید، اما باید خودتان را هم دوست داشته باشید. با نداشتن چنین انتظاری از دیگران آزاد و رها و شاد زندگی خواهید کرد.


  تکنیک مهم قانون جذب |  قانون جذب در قرآن | تکنیک فروش |  ترغیب مشتری به خرید | جملات تبلیغاتی | فروشندگان موفق | تکنیک های فروشندگی | سرپرست فروش


آداب زندگی

تعداد زیادی از اشتباهات در زندگی ما تکرار می شوند که قابل اصلاح کردن هستند‎

 

تعداد زیادی از اشتباهات در زندگی ما تکرار می شوند که قابل اصلاح کردن هستند. اما برخی از مشکلات و اشتباهات نیز اگر بیش از حد مورد غفلت قرار گیرند، تبدیل به مشکلات جدی می گردند بنا براین بهتر است که در این سال جدید از تکرار مکررات خودداری کنید. در اینجا برخی ازاین خطاهای رایج و راههای اجتناب از آنها توصیه می شود:

   

بی برنامگی و اهمال کاری

چه می شود که افراد علی رغم تمایلشان، در گیر بی برنامگی و اهمال کاری می شوند؟ شاید تصور شود که اهمال کاران افرادی تنبل اند و تعلل شان به خاطر بی میلی نسبت به انجام امور مختلف است. اما این خلاف واقعیت است. افرادی که کار امروز را به فردا موکول  می کنند غالبا کارهایشان را به انجام می رسانند هر چند در آخرین دقایق و با تنش زیاد.

 

فقدان مطالعه کافی

فضای مجازی و دنیای تلگرام و لاین و .. گویی اختیار را از دست خیلی از افراد گرفته است. افراد بخش مهمی از زندگی روزانه خود را صرف این دنیای رنگارنگ اما کم فایده می کنند و در نهایت هم چیزی عایدشان نمی شود. فضای مجازی گویی وقت مطالعه، وقت ملاقاتهای حضوری و حتی وقت یک گپ کوتاه تلفنی با اقوام را از خیلی افراد ربوده است.

 

عادات بد غذایی

عادت کردن به خوردن غذاهای پر کالری و ناسالم، به چاق شدن و یا بر هم خوردن سلامت بسیاری از افراد جامعه منجر شده است. خوردن غذاهایی چرب، پرکالری، فست فودها، غذاهای سرخ کرده و دور شدن از فرهنگ غذایی سنتی مان، سبک زندگی بسیاری از افراد شده است. استفاده زیاد و بی رویه از این سبک غذا خوردن سلامت شما را به خطر انداخته و علاوه بر سلامت جسمانی، عدم رضایت از ظاهر و به موازات آن به خطر افتادن سلامت روحی را به همراه می آورد.

 

عدم برنامه ریزی مالی و مصرف گرایی

مصرف گرایی یکی از سبکهای رفتاری است که در چند سال اخیر در میان بسیاری از افراد رواج یافته است. اگر این رفتار به درستی مدیریت نشود قطعا برای فرد و به تبع آن برای خانواده مشکلات زیادی به همراه خواهد داشت. پس همواره سعی کنید به موازات وضع مالی خود برنامه ریزی کنید و بیش از آن هزینه نکنید. حتی اگر کسانی را دارید که از جانب آنها حمایت مالی می شوید باز هم این کار را نکنید چرا که در نهایت شما تبدیل به فردی مصرف گرا می شوید که توانایی کنترل بر اوضاع مالی تان را نداشته و اگر حمایتهای مالی برداشته شود احساس شکست و یاس خواهید نمود.

 

عدم تمایل برای کمک خواستن از دیگران

اگر چه مستقل بودن همیشه ارزشمند است اما کمک خواستن در مواقع خاص و بحرانی نیز بخشی از مستقل بودن است. متاسفانه برخی از افراد برای اینکه بار خود را بر گردن دیگران نیندازند و یا به خاطر ترس از قضاوت دیگران و یا باور به اینکه خودشان قادرند همه مسایل را رفع کنند، از کمک خواهی از دیگران سر باز زده و با این اعتماد افراطی به خود و توانایی هایشان، مانع از ارزیابی دقیق مشکلات و کشف راه حلهای مختلف می شوند.


مدار ثروت |  تغییر باورها  |  تکنیک های تغییر باور |  باور چیست؟  |  آموزش قانون جذب | تکنیک خلق رویاها  | جذب پول | تکنیک برای ثروتمند شدن | 



 

غفلت از استعدادها و توانایی های فردی

اولین و پرفایده ‌ترین دانستنی برای انسان، شناخت خود است. شناختی که بدون آن هیچ چیزی به‌درستی برای انسان شناختنی نیست و هیچ برنامه ‌ای مفید فایده و مؤثر نخواهد بود. شاید مشکل خیلی از افراد این باشد که بدون توجه به علایق و استعدادهای ذاتی شان، در زندگی طی مسیر می کنند و همین مساله باعث می شود که میزان رضایت شان از زندگی به شدت کاهش یابد.

 

فشار گروه

بسیاری از افراد کاری را انجام می دهند که بر مبنای فشار گروه، انتظارات اطرافیان و رسانه ها خود را مجبور به آن ببینند. فراموش نکنید که فعالیتهای گروهی این فرصت خوب را برای همگان مهیا می کند تا تجربه های  بسیار خوبی را بیندوزید و دوستان خوب زیادی داشته باشید؛ پس جستجو کنید بر اساس فشار اطرافیان و نیازهای دیگران حرکت نکنید. خودتان باشید و بر اساس نیازهای خودتان عمل کنید.

 

زندگی سالم

در این سال جدید از تکرار اشتباهات زندگی خودداری کنید‎

 

شیوه زندگی سالم در سال جدید

اغلب افراد در شروع سال جدید تصمیمات زیادی می گیرند و حتی چند روزی هم سعی می کنند بر اساس این تصمیمات جدید حرکت  کنید.

 

شاید شما هم تا به حال بارها و بارها این کار را انجام داده باشید اما در نهایت شکست خورده  یا بعد از چند روز از یادتان رفته باشد که چه می خواستید انجام دهید. 

 

اما امسال سالی متفاوت می تواند باشد. بالهای خود را بگشایید و به پرواز در آیید، ذهن خود را رشد دهید و ماندگارترین عادات زندگی خود را شکل دهید. در کنارعادات پسندیده ای که دارید سعی کنید در این سال جدید برخی دیگر از عادات ناپسندتان را اصلاح کنید و به این نکات توجه کنید:

 

خواب کافی و به موقع داشته باشید

بی توجهی به مساله خواب باعث خستگی دایمی، افت حافظه و بداخلاقی های زیاد می گردد و عملکرد ذهن و بدن شما را با خلل جدی مواجه می سازد پس سعی کنید حداقل هشت ساعت در شبانه روز بخوابید، ساعت بیولوژیک بدن تان را تنظیم کنید و خود را مقید سازید تا در ساعتی معین هر شب به رختخواب بروید و از بیدار ماندن های طولانی و خوابیدن جبرانی در طی روز خودداری کنید.

 

مراقب تغذیه تان باشید

در حد تعادل غذا بخورید و از خوردن غذاهای پرکالری و غیر مفید که صرفا سبب اضافه وزن می شود خودداری کنید. مصرف بیشتر آب، لبنیات، میوه و سبزیجات را به عادات غذایی خود اضافه کنید.

 

به طور منظم ورزش کنید

فعالیتهای بدنی، ذهن و جسم را قوی می سازد. افرادی که به طور مرتب ورزش می کنند از بدن و ذهنی سالم بهره مند هستند. از امکانات ورزشی محل زندگی تان اطلاع کسب کنید و عادت به ورزش کردن را در طول زندگی حفظ کنید.

 

همواره استرس خود را مدیریت کنید

بین فعالیتهای اجتماعی و زندگی تحصیلی خود تعادل برقرار کنید. سعی کنید مسئولیتهایی که بر عهده می گیرید متناسب با توانایی و ظرفیت تان باشد تا بتوانید به خوبی از پس کارها برآیید. وقتی با مشکلی مواجه شدید بر روی حمایت خانواده و دوستان نزدیک حساب کنید و سعی نکنید مشکلات را به تنهایی حل کنید. مدیریت استرس را بیاموزید و اجازه ندهید استرس بر شما غلبه کند.

 

معنویت را فراموش نکنید

برای آرامش بیشتر، به ارتباط معنوی روی بیارید. ارتباطات معنوی به معنای یاری جستن از قدرت بی نهایت خداوند است.انسان با دعا کردن و راز و نیاز با خداوند آرامش می یابد و از امید و احساس قدرت سر شار می شود.

 

از اطرافیان یاری بگیرید 

کمک خواستن از دیگران نشانه ای از ضعف و بی عرضگی نیست. تنها به این معناست که ما در زمان مشخصی و برای حل مشکلی خاص به دنبال کمک گرفتن از دیگران هستیم و بیانگر این مطلب است که ما بینشی صحیح و منطقی داریم که کامل نیستیم و باید برای برخی امور از دیگران استمداد جوییم.


قانون جذب کائنات |  قانون جذب | کائنات چیست | تابلو کائنات چیست ؟  |  دریافت از کائنات |  ثروتمند شدن | تمرین برای ثروتمند شدن | چگونه از تلقین استفاده کنیم؟

فروش اینترنتی


پولدار شدن

یکی از موثرترین راه‌های پول درآوردن در طول زمان، سرمایه‌گذاری است

 

اگر این ویژگی‌ها در شما هم هست باید بدانید که شانس زیادی برای پولدار شدن ندارید. این ۹ نشانه عبارتند از:

۱- همه تمرکزتان روی پس انداز است و نه خرج کردن
طبیعی است که پس انداز کردن برای پولدار شدن یک گام ضروری است اما اگر چنان روی پس انداز کردن تمرکز کنید که از خرج کردن غافل شوید، در آن صورت پول درآوردن هم برایتان چندان ضروری نخواهد بود چون کسی به فکر پول درآوردن است که پول هایش را خرج می‌کند. البته که باید استراتژی‌های درستی در زمینه پس انداز داشته باشید اما به جای نگرانی مداوم درباره تمام‌شدن پولتان به فکر درآوردن پول بیشتر باشید.  

۲- اگر هنوز شروع به سرمایه‌گذاری نکرده‌اید
یکی از موثرترین راه‌های پول درآوردن در طول زمان، سرمایه‌گذاری است. هرچه هم زودتر شروعش کنید وضع‌تان بهتر می‌شود. میلیونرها به شکل متوسط ۲۰ درصد درآمد خانوار را صرف سرمایه‌گذاری می‌کنند.

۳- به حقوق ثابت راضی هستید
اگر به حقوق ثابت‌تان راضی هستید و مثل باقی ترجیح می‌دهید بر مبنای زمانی که کار می‌کنید حقوق بگیرید شانس زیادی برای پولدار شدن ندارید. ظاهرا پولدارها ترجیح می‌دهند برمبنای نتایج و نه زمان صرف شده پول بگیرند و عموما هم کسب و کار شخصی خود را راه می‌اندازند.

۴- چیزهایی می‌خرید که از پس مخارجش بر نمی‌آیید
اگر سطح زندگی‌تان بالاتر از سطح درآمدتان باشد نمی‌توانید پولدار شوید. حتی اگر پول بیشتری هم درآوردید نمی‌توانید به این سادگی‌ها تصمیم بگیرید که با آن پول سطح و سبک زندگی‌تان را تغییر دهید. در واقع تنها کسانی می‌توانند ثروتشان را افزایش دهند که این تغییر سبک زندگی را در صورت وجود درآمدهای با ثبات انجام دهند. صرفا با بوجود آمدن چندین منبع درآمد امن است که می‌توانید اجناس لوکس بخرید. در غیر این صورت هر روز بی پول‌تر خواهید شد.

۵- دنبال رویاهای کس دیگری هستید نه خودتان
اگر می‌خواهید موفق باشید باید کاری را انجام دهید که شیفته‌اش هستید و این یعنی باید رویای خودتان را دنبال کنید.

خیلی‌ها رویای دیگران را دنبال می‌کنند، مثلا رویای پدر و مادرشان را. در این شرایط، وقتی آنچه انجام می‌دهید را واقعا دوست ندارید بلاخره احساس ناکامی سراغتان می‌آید. در این شرایط انگیزه لازم برای به دست آوردن موفقیت را هم ندارید.

6- اگر به ندرت حاضرید از منطقه امن‌تان خارج شوید
اگر دنبال موفقیت و پول درآوردن هستید، باید به ابهام و سختی عادت کنید. حتی باید بتوانید آسودگی را هم در ابهام جستجو کنید. ذهنیت طبقه متوسطی همیشه به دنبال آسودگی فیزیکی، روانی و احساسی است؛ همیشه نوعی منطقه امن برای خود تعریف کرده است. برای ثروتمند شدن لازم است که از این وضعیت خارج شوید. باید یاد بگیرید در شرایطی که ابهام وجود دارد هم عملکرد خوبی داشته باشید.

تکنیک های فروش اینترنتی  | افزایش فروش سایت  |   روانشناسی جذب مشتری  | قانون ارتعاش  | بالا بردن ارتعاش | ارتعاش فکری چیست؟



۷- اگر برای پولتان هدفی ندارید
پول همینطوری به دست نمی‌آید، باید برایش کار کنید. برای کسب ثروت نیاز است که یک هدف مشخص و شفاف داشته باشید. در واقع از مهم‌ترین دلایلی که افراد آنچه را می‌خواهند به دست نمی‌آورند این است که اصلا نمی‌دانند چه می‌خواهند.

۸- اول خرج و بعد از باقی مانده‌اش پس انداز می‌کنید
اگر دنبال پولدار شدن هستید اول از همه بخشی از پول را که می‌خواهید پس انداز کنید کنار بگذارید. به شکل خودکار هر ماه ده درصد از پولتان را پس انداز کنید.

۹- فکر می‌کنید پولدار شدن برایتان ممکن نیست
احتمالا خیلی‌ها فکر می‌کنند پولدار شدن غیرممکن است یا فقط آدمهای خیلی خوش‌شانس ممکن است پولدار شوند. با این ذهنیت پولدار شدن غیرممکن است.


افزایش مشتری  | فروش موفق | کوچینگ | قانون جذب ثروت |  قانون ثروتمندی | تکنیک استفاده از قانون جذب برای ثروت | استفاده از قانون جذب ثروت

کسب و کار2020


چرا فروش یاد بگیریم؟

فروش یک واقعیت مسلم زندگی است. کودکان در همان سال های اول زندگی خود فروش را یاد میگیرند. شما هم یاد گرفته اید.

آیا آن موقع‌ها در این کار موفق بودید؟ آیا اکنون موفق هستید؟ آیا علاقه دارید توانایی هایتان را در این زمینه پروش دهید؟ آیا دوست دارید وقتی فروش می کنید، درباره خودتان و نتیجه کار احساس بهتری داشته باشید؟‌ اگر بخواهید می توانید…

 


 

چرا فروش یاد بگیریم؟

لازم است بعضی سو تفاهم ها را درباره فروشنده از بین ببریم.

اول، فروشنده تقریبا به صورت لغت کثیفی جا افتاده است. اکثر افراد تصور می کنند فروشندگان از تمام تکنیک های موجود، از جمله عدم صداقت، گول زدن دیگران و دیگر ابزارهای نامتعرف برای سفارش گرفتن استفاده می کنند.

این که فروشنده از نیاز های مشتری خود خبر ندارند و قصد ندارند رضایت خاطر وی را فراهم آورند، بلکه تنها هدف آن ها گرفتن حق کمیسیون خود است. در واقع این تصویری خوبی از فروشنده ای با فشار خون بالا است – اما فروشنده حرفه ای کاملا متفاوت است.

حرفه ای ها در ابتدا، انتها، و همیشه به مشتری خود فکر می کنند، آن ها می دانند که کمیسیون‌شان هم بطور اتوماتیک پرداخت خواهد شد. پزشکان، مهندسان و حسابدار ها هم همین کار را می کنند. نه؟ پزشک ابتدا به مداوای بیمار فکر می کند، برای همین است که جامعه به پزشکان احترام می گذارند.

در بسیار از کشورها فروشندگان موفق از آبرو و احترام خوبی در جامعه برخوردارند. چنین فروشندگانی احتمالن مثل پزشک ها به داشنگاه نرفته اند. آن ها حرفه ی خود را از طریق توجه به دیگر فروشندگان موفق یا از رقبای خود فرا گرفته اند. در تحلیل نهایی، مشتری رئیس است در مورد موفقیت یا عدم موفقیت فروشنده تصمیم می گیرد.

فروشنده حرفه ای می داند بهترین مشتری ها غازهایی هستند که می توانند تخم طلایی بگذارند و خالصانه از این غازها مراقبت می کند و به آن ها احترام می گذارد.

فروشندگی حرفه ای سه جز دارد، دانش کافی نسبت به محصول، مهارت در فروشندگی و منش فروشندگی، اما رده بندی و میزان اهمین آنها تعجب آور است:

دانش کافی نسبت به محصول ۱۰درصد

مهارت در فروشندگی ۲۰ درصد

منش فروشندگی ۷۰ درصد

مثل اکثر چیزهای دیگر در زندگی، منش است که بیشترین تفاوت را ایجاد می کند. آموزش های محمد جانبلاغی به شما کمک می کند مهارت و منش فروشندگی خود را در سطح بالا نگه دارید.

اگر بطور مستمر و منظم به سایت مراجعه و مطالب و مباحث فروش را دنبال نمایید، بدون شک هم فروش حرفه ای، هم موفق و هم در جامعه از احترام برخوردار خواهید بود.

 کسب و کار اینترنتی 


 افزایش فروش


ساختن باور 


تغییر کانون توجه


ارتعاش ثروت


ارتعاش جذب


بالا بردن ارتعاش


 آموزش تربیت جنسی


   تکنیک های جذب مشتری


روانشناسی جذب مشتری


 جذب مشتری


رهایی از احساس گناه


بازاریابی با اینستاگرام


آموزش بازاریابی در اینستاگرام


   بازاریابی اینترنتی


دلیل کم بودن فروش سایت


دلایل خرید نکردن مشتری


فروش اینترنتی


تکنیک های فروش اینترنتی


افزایش فروش سایت


   روانشناسی جذب مشتری