X
تبلیغات
رایتل

سایت تخصصی مشاوره و روانشناسی

راهی برای داشتن خانواده موفق

کاش

کاش پرنده ای بودم هر چند کوچک

اما دارای دو بال

فقط برای یک بار هم که شده پر می کشیدم

پر میکشیدم و صعود می کردم

دور می شدم از این زمین

به ابر غم می رسیدم

اشک می ریختم با سنگ صبورم

آری اشک ریختن را دوست دارم

اشک در فراغ ...

دیگر طاقت این زندگی را ندارم

باید رفت به جایی دور

باید گذاشت و رفت

تاریخ ارسال: شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 16:12 | چاپ مطلب 0 نظر

زرنگی

روزی آلبرت انشتین رو به یه مجلس جهت سخنرانی در یه شهری دعوت می کنند... 

انشتین که سر وضع چندان آراسته ای نداشت به کالسکه چی خود که مردی شیک پوش وهمیشه آراسته بود گفت تا به جاش در اون مکان سخنرانی کنه.... 

مردم که چهره انشتین را تا اون روز به چشم ندیده بودن  از سخنرانی به وجد آمده وواسه کالسکه چی دست میزدند وازش بابت سخنرانیش تشکر می کردند.... 

ناگهان از میون جمعیت دو جوان خوش بر وسیما که معلوم بود از اون خرخونای اون شهرن جلوتر اومدن تا از کاسکه چی به جای انشتین سوال بپرسند..... 

پیش کاسکه چی رفتند و سوالاتو که تو یه برگه نوشته بودن دادن دسته کالسکه چی... 

 

بی چاره انشتین در یه آن فکر کرد به کلی آبروش جلو مردم رفت... 

 

اما تو یه لحظه دید که کاسکه چیش..... 

سوالارو از جوونا گرفت وکمی نگاه کرد و بهشون گفت: 

این سوالا که خیلی آسونند کالسکه چیم نیز می تونه به این سوالات جواب بده. و ورقه سوالات رو به آلبرت انشتین داد.....

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 ساعت 15:23 | چاپ مطلب 1 نظر

روش حل مسله

دریک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی رابرعهده داشت ، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد

شکایتی ازسوی مشتریان به کمپانی رسید . اواظهارداشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است .

بلافاصله باتاکید وپیگیریهای مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی ، ودستور صادر شد که خط بسته بندی اصلاح گردد وقسمت فنی ومهندسی نیز تدابیر لازمه راجهت پیشگیری ازتکرار چنین مسئله ای اتخاذ نماید .

مهندسین نیز دست به کار شده وراه حل پیشنهادی خود راچنین ارائه دادند :

پایش (مونیتورینگ ) خط بسته بندی بااشعه ایکس

بزودی سیستم مذکور خریداری شده وباتلاش شبانه روزی گروه مهندسین ، دستگاه تولید اشعه ایکس ومانیتورهائی با رزولوشن بالا نصب شده وخط مذبور تجهیز گردید.

سپس دونفر اپراتور نیز جهت کنترل دائمی پشت آن دستگاهها به کار گمارده شدند تااز عبور احتمالی قوطیهای خالی جلوگیری نمایند .

نکته جالب توجه دراین بود که درست همزمان بااین ماجرا ، مشکلی مشابه نیز دریکی از کارگاههای کوچک تولیدی پیش آمده بود اما آنجا یک کارمند معمولی وغیرمتخصص آنرا به شیوه ای بسیار ساده تر وکم خرجتر حل کرد :

تعبیه یک دستگاه پنگه درمسیرخط بسته بندی تاقوطی خالی را باد ببرد .

جمله روز : هراحمقی می تواند چیزها رابزرگتر ، پیچیده تر وخشن تر کند، برای حرکت درجهت عکس ، به کمی نبوغ ومقدار زیادی جرات نیاز است . آلبرت انشتین

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:22 | چاپ مطلب 0 نظر

خوب وبد تلفن همراه برای کودکان

 

 

 دوران کودکی معصومانه ترین اما وابسته ترین دوره در زندگی هر فرد است و والدین کودک مسئولیت برداشتن اولین گام ها را در شکل گیری شخصیت کودک عهده دار هستند. حتی انتخاب برخی وسایل آنها از جمله تلفن همراه که می تواند علاوه بر محاسنی که دارد معایبی نیز داشته باشد چراکه تلفن های همراه امروزه به بخش جدایی ناپذیری از زندگی نه تنها افراد بالغ، بلکه کودکان نیز تبدیل شده است.

بر اساس آمار موجود چیزی نزدیک به 22 درصد کودکان 6 تا 9 سال ، 60 درصد کودکان 10 تا 14 ساله و 84 درصد کودکان 15 تا 18 ساله در آمریکا دارای تلفن همراه هستند. بر همین اساس آمار کودکان 8 تا 12 ساله که از تلفن همراه استفاده می کنند نیز افزایش پیدا خواهد کرد. لذا با توجه به استفاده روز افزون از تلفن های همراه در بین کودکان و نوجوانان، بر آن شدیم تا شما دوستان را با یک سری از مسائل در مورد این وسیله ارتباطی آشنا کنیم.


استفاده از تلفن همراه در شرایط اضطراری

بدون شک یکی از بهترین فواید تلفن همراه برای کودکان و نوجوان قابلیت استفاده از تلفن همراه در شرایط اضطراری است. در شرایطی مثل دور بودن از خانه برای مدتی طولانی، بیرون رفتن به همراه دوستان و یا سایر شرایط که می توان از تلفن همراه استفاده کرد.

مشکلات حاصل از استفاده تلفن همراه


  

 

 


مشکلات روحی: بر اساس مطالعات جدید انجام شده استفاده از تلفن همراه می تواند اعتیاد آور باشد. همچین ارتباطی مستقیم بین میزان استفاده از تلفن همراه و احساس افسردگی وجود دارد. بیشتر کودکان و نوجوانانی که در زمان حال دچار افسردگی هستند از تلفن همراه به مقدار زیادی استفاده می کنند.
ضعف بینایی:
همانند کاربران کامپیوتر، کاربران تلفن همراه که زمان زیادی را صرف فرستادن پیامک کرده و مجبورند برای دیدن عبارت بر روی صفحه و یا صفحه کلید به چشم خود فشار بیاورند و این امر به ضعیف شدن چشم ها منجر میشود.


پخش باکتری ها: با توجه به اینکه ما برای صحبت با تلفن همراه آن را به دهان خود نزدیک می کنیم و بسیاری از اوقات در زمانی که تلفن همراه در نزدیکی ماست عطسه یا سرفه می کنیم. این مسئله موجب می شود تا تلفن همراه به نوعی به یک وسیله آلوده تبدیل شود که به راحتی می تواند آلودگی را انتقال بدهد.
کم خوابی:
بسیاری از کاربران نوجوان تلفن های همراه در میانه شب به خاطر دریافت کردن یک پیامک یا پاسخ به تماس از خواب بر می خیزند و اغلب دچار کم خوابی شده و در روز بعد خسته هستند.
وابستگی به تلفن همراه:
در یک تحقیق انجام شده در آمریکا ، 37 درصد نوجوان کاربر تلفن همراه گفته اند که بدون تلفن همراه قادر به ادامه زندگی نیستند. همچنین مشخص شده است که بسیاری از نوجوانان ترجیح می دهند با دوستان خود از طریق تلفن رابطه داشته و کمتر همدیگر را ملاقات کنند.


 

 

 


دروغگویی: همچنین مشخص شده است که چیزی نزدیک به 39 درصد از کاربران بین 18 تا 29 ساله در زمانی که از تلفن همراه استفاده می کنند در مورد مکان حضور خود دروغ می گویند.
هزینه ها:
بسیاری والدین در زمانی که صورت حساب تلفن همراه فرزندان خود را می بینند شوکه می شوند. استفاده از سرویس های مختلف، مثل پیامهای صوتی و تصویری و همچنین اینترنت می تواند هزینه سنگینی را بر خانواده تحمیل کند.


توصیه هایی به والدین:
با فرزند خود در مورد استفاده صحیح از تلفن همراه و اینکه چگونه و کجا باید از آن استفاده کند صحبت کنید. به او آموزش دهید که کی، کجا و چطور از تلفن همراه خود استفاده کند. در مورد استفاده از تلفن همراه هشدار و تاثیرات بد آن را به کودک خود هشدار دهید. سعی کنید به او توضیح دهید که در صورتی که بیش از حد از تلفن همراه استفاده کند بایستی هزینه های آن را از پول توجیبی خود بپردازد.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 ساعت 09:25 | چاپ مطلب 2 نظر

سپاسگذاری

از کسانیکه از من مـــــــــــتنفرند سپاسگزارم ، آنها مرا قویتر میکنند
---
از کسانیکه مرا دوســـــــــــــــــــــت دارند ممنونم ، آنان قلب مرا بزرگتر میکنند

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:42 | چاپ مطلب 1 نظر

قوانین دنیا...

ایتالیا: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

فرانسه:شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.

انگلیس:شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

سوئیس: شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.

هندوستان:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید

چین:شما خلاف می کنید.پس اعدام می شوید!

عراق:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند.در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می میرید.

روسیه:شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

راه سبز زندگی   ---> پلی به سوی خوشبختی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:41 | چاپ مطلب 0 نظر

دیوانه کیست؟

مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همان جا به تعویض لاستیک بپردازد.
هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آن ها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.
مرد حیران مانده بود که چه کار کند.
تصمیم گرفت که ماشینش را همان جا رها کند و برای خرید مهره چرخ برود.
در این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت نرده های حیاط  تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
از ٣ چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی.
آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست می گوید و بهتر است همین کار را بکند.
پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت:

خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.

پس چرا توی تیمارستان انداختنت؟

دیوانه لبخندی زد و گفت:من اینجام چون دیوانه ام. ولی احمق که نیستم
تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:40 | چاپ مطلب 0 نظر

ثروت یا علم؟

معلم شاگردش را صدا زد تا انشاءاش را درباره
 
علم بهتر است یا ثروت بخواند

پسر با صدای لرزان گفت : « ننوشتیم آقا ..! »

پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی ، او در گوشه کلاس ایستاده بود

و در حالی که دست های قرمز و باد کرده اش را مالش می داد زیر لب می گفت:

« آری ثروت بهتر است ، چون می توانستم دفتری بخرم و انشایم را بنویسم »


شما می توانید ثروت مند شوید--->کتابی به قلم محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:40 | چاپ مطلب 0 نظر

چاقی....لاغری

روزی در یک مهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار

لاغر بود رفت و گفت :

آقای شاو ، وقتی من شما رو می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی آمده است !!!

برنارد شاو سریع جواب داد : بله . من هر وقت شما رو می بینم

فکر می کنم عامل قحطی شما هستید !!!!!

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:39 | چاپ مطلب 0 نظر

بدونه شرح...

راه سبز زندگی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:38 | چاپ مطلب 0 نظر

قناعت

                      سبو چون شود خالی پی پیمانه می گردد 

                   به وقت تنگ دستی آشنا بیگانه می گردد 

 

روزی پیامبر اکرم(ص) به نخلستانی می روند... 

در باغ پیرمردی را ملاقات کرده و اوضاعش را جویا می گردد. 

از پیرمرد می پرسد: حقوقت در اینجا روزی چقدر است؟ آیا مزدت کفاف زندگیت را میدهد؟ 

پیرمرد در جواب پیامبر گفت: ای پیامبر حقوق من روزی یک سکه می باشد شکر خدا محتاج دست کسی نیستم اما چیزی برای پس انداز برایم باقی نمی ماند... 

پیامبر فرمود: بسیار خوب با صاحب نخلستان حرف خواهم زد تا حقوقت را افزایش دهد. 

 

از فردای آن روز حقوق پیرمرد به دو سکه افزایش یافت. 

 

چند روزی گذشت... 

پیامبر باری دیگر به نخلستان رفت وبا پیرمرد ملاقات نمود.... 

از وی در مورد حقوقش باری دیگر سوال پرسید... 

پیرمرد گفت یا رسول خدا مقداری بدهکارم وحقوقم کفاف نمیدهد تا دینم را ادا کنم. 

پیامبر گفت بسیار خوب باری دیگر با صاحب اینجا سخن خواهم گفت تا باری دیگر بر حقوقت به افزاید. 

 

این بار حقوق پیرمرد به پنج سکه رسید...

 

باری دیگر پیامبر برای جویا شدن حال پیرمرد راهی نخلستان گردید.... 

پیرمرد ملول را یافت٬ حالش را جویا شد... 

پیرمرد گفت ای پیامبر لطف کنید باری دیگر با صاحب باغ سخن نمایید تا حقوقم را به همان یک سکه کاهش دهد... 

پیامبر باحالتی متعجب دلیلش را جویا شد... 

پیرمرد گفت: ای پیامبر یک سکه روزیی بس حلال بود چون نتیجه زحماتم بود واین گشت که رزقم افزونی می یافت اما پنج سکه برایم حلال نیست چون نتیجه عرق پیشانیم نیست وحرام است.. 

وچون من از این روزی حرام برسر سفره می برم بیشتر مورد خشم خدا واقع گشته ودر مرداب وام وبدهکاری بیشتر فرو میروم....

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 18:19 | چاپ مطلب 0 نظر

...

سلام خوب هستین ؟؟؟   

این وب با این همه نویسنده و مراجعه کننده چرا نظر نداره آخه ؟ 

 

پس لطفا نظر بدین ! 

مرسی

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 16:28 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(رها عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:14 | چاپ مطلب 0 نظر

اززندگی تان لذت ببرید

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:04 | چاپ مطلب 0 نظر

آیاقصد ازدواج دارید ؟

اگر شناسنامه تان را ورق بزنید چھار واقعه زندگی در آن آمده است…. 

 

 

 

 

اگر شناسنامه تان را ورق بزنید چھار واقعه زندگی در آن آمده است: تولد، ازدواج، طلاق و فوت؛ که فقط در ازدواج و طلاق مختارید، بنابراین ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و براساس معیارھای حقیقی ھمسر را انتخاب کرد. در ادامه به برخی نکات اساسی که در انتخاب همسر باید مد نظر قرار داد نگاهی می اندازیم: 

 

-خانواده ھر دو نفراز نظر فرھنگی و سنت ھای رایج نزدیک به ھم باشند.

-تا سر حد امکان، تمکن مالی دو خانواده متناسب با یکدیگر باشد.

-اگر ھر دو نفر اھل یک شھر نیستید حداقل در سایر زمینه ھا و آداب و رسوم نزدیک به ھم باشید.

-دیدگاه ھای دو خانواده از نظر مذھبی – سیاسی – اجتماعی و معاشرت نزدیک به ھم باشند.

-در خانواده دو طرف پدرسالاری یا مادرسالاری به صورت مطلق وجود نداشته باشد. 

-از نظر میزان تحصیلات، اختلاف فاحش نداشته باشید.

-در انتخاب محل سکونت یا محل کار اختلاف سلیقه نداشته باشید.

-از نظر طرز تفکر و اندیشه اجتماعی به ھم نزدیک باشید.

-دیدگاھتان نسبت به زندگی تقریبا یکسان باشد.

-تفاوت ھای شخصیتی و خصوصیت ھای رفتاری فاحشی نداشته باشید. 

-دارای دیدگاه ھای سیاسی گرایش ھای اعتقادی و افق ھای فکری نزدیک به ھم باشید.

-ھر دو نفر استقلال رأی داشته باشید؛ یعنی شخصاً در امو ر زندگی تصمیم بگیرید نه بر اساس دھن بینی و تقلید از دیگران.

-از نظر تفکرات مذھبی در دو قطب مخالف ھم نباشید که این مورد بسیار مسئله ساز است. 

البته باید یادآور شد داشتن اختلافاتی در موارد اشاره شده گرچه زندگی را سخت می‌کند و امکان تفاھم را به حداقل می رساند ولی به شرطی که طرفین اھل تغییر، رشد، تکامل و پیشرفت باشند، ھمزیستی را غیر ممکن نمی سازد.  

توصیه روانشناسان و مشاوران به آنهایی که قصد ازدواج دارند  

- در انتخاب ھمسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دھید.

-در ھمسر گزینی وسواس به خرج ندھید؛ سعی کنید با دیده اغماض عوامل مختلف را بررسی و تصمیم گیری کنید.

-چنانچه پدر و مادر و خانواده ھای وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنھا از مشاور خانواده کمک بگیرید.

-از ازدواج تحمیلی خودداری کنید.

-در انتخاب ھمسر پس از بررسی معیارھای طرف مقابل، وضعیت خود را با وی مقایسه کنید و در صورت ھماھنگی تصمیم گیری نمایی د. بدون توجه به شرایط خود انتخاب ایده آلی نکنید.

-در انتخاب ھمسر از پدر و مادر و خویشاوندان خود نظرخواھی کنید ولی مواظب باشید چون به علت عدم تخصص ممکن است نظر آنان تحت تأثیر معیارھای خاص مناسب نباشد. حتماً با مشاور واجد شرایط مشورت کنید.

-برای شناخت ھمسر از ھر دو روش مستقیم و غیرمستقیم استفاده نمایید و حتماً قبل از خواستگاری، به طور مستقیم، از طریق مشاھده گفت و شنود، از او شناخت پیدا کنید

 

زمان لازم برای آشنایی قبل ازازدواج چقدراست 

 

زمان آشنایی قبل از ازدواج چقدر است ؟تصمیم به این عظمت باید قبل از وارد عمل شدن خیلی خوب بررسی شود. زیرا وقتی ازدواج کردید، تنها راه خروج از آن مرگ یا طلاق است. 

زمان متوسط آشنایی به هر رابطه بستگی دارد. می‌تواند از چند ماه باشد تا چند سال اما برای همه یکسان نیست زیرا هر رابطه با دیگری فرق دارد.

نمی‌ توانید یک چارچوب زمانی یک ماهه برای خود در نظر بگیرید. درواقع، حتی یک سال هم برای گرفتن چنین تصمیم مهمی که بر بقیه عمرتان و همه جوانب زندگیتان اثر دارد، کم است.

این به آن بستگی دارد که شما و طرف‌مقابلتان هر دو به توافق برسید و مسئولیت‌هایی که هر دو باید با آن روبه‌رو شوید را مشخص کرده باشید.

ازدواج مترادف با همیشگی است. قرار است تا پایان عمر با یک نفر باشید.

متاسفانه، فرهنگ‌های مدرن معنا و مفهوم آن را تغییر داده‌اند زیرا هدف آن کم‌ارزش شده است. کسانی را می‌بینیم که ظرف چند ماه ازدواج می‌کنند و بعد از چند سال از هم جدا می‌شوند، درحالیکه قرار است ازدواج تا پایان عمر باشد.

وقتی از دیدگاه واقعبینانه به ازدواج نگاه کنیم، باید مهمترین رابطه یک فرد در طول زندگی‌اش باشد. زن و شوهر باید بهترین دوستان یکدیگر باشند. یعنی تا پایان عمر عمیق‌ترین و صمیمی‌ترین لحظات را با کسی که دوستش دارید بگذرانید.

ازدواج یعنی زندگیتان را به فردی دیگر بدهید. یعنی دو نفر یکی شوید.

تصمیم به این عظمت باید قبل از وارد عمل شدن خیلی خوب بررسی شود. زیرا وقتی ازدواج کردید، تنها راه خروج از آن مرگ یا طلاق است و هر دوی آنها تصمیمات بسیار سختی هستند که زخم‌های بدی بر جای می‌گذارند و این زخم‌ها به طرز وحشتناکی زندگی افراد را تغییر می‌دهند.

ازدواج یعنی بدون نگاه کردن به عقب، رابطه را به بالاترین حد ممکن برسانید. به همین دلیل است که مدت زمان مناسب برای آشنایی قبل از ازدواج باید به خوبی در نظر گرفته شود.

اما این زمان تنها فاکتوری نیست که باید مدنظر قرار گیرد.

 

عوامل دیگر عبارتند از:

اعتماد میان دو طرف چه میزان است؟

سلامت رابطه

بالغ بودن دو طرف

امکانات اقتصادی

تایید اعضای خانواده دو طرف

همانطور که می‌بینید، فقط مدت زمان آشنایی قبل از ازدواج مهم نیست. باید ببینید چه زمان موقعیت و شرایط لازم برای رساندن رابطه به بالاترین حد ممکن فراهم می‌شود.

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:35 | چاپ مطلب 0 نظر

کتاب هایی برای خوانده شدن


میز کار من بعد از این که هوس کردم کتاب هایی را که دوست دارم یک بار دیگر بخوانم

تاریخ ارسال: چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 00:17 | چاپ مطلب 0 نظر

بیا

دارم میمیرم خب این حرف دیروز ، امروز یا فردام نیس ،،،،، خیلی وقته به این حرف رسیدم

خیلی وقته دنبال یکی میگردم به حرفام گوش کنه

آخه می دونین ؟؟؟

هرکی بهم رسیده حرف داشته ی دنیا حرف که تو اون من فقط نقش ی شنونده رو داشتم نه بیشتر ......

از شنیدن دیگه خسته شدم

میخام حرف بزنم

میخام بگم منم هستم هنوز زندم نمردم

اما ...

 الانا هر چی بد شانسی میارم میندازم گردن تقدیر ................

شاید تقدیر نبوده سرنوشتم نبوده و از این حرفا .........

نمی دونم شاید شما از زندگیتون لذت ببرین ....

شاید من براتون ی نفر منفی و دل آزرده به نظر بیام .،،،،،،،،،،، ولی این جوری نیس !!!

خدا ببین من هنوز رو زمینم ،،،،،،، ........ فقط تو رو دارم باهاش درد و دل کنم

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:39 | چاپ مطلب 0 نظر

من٬تو٬او

من در اتاقم مطالعه می کنم
تو در اتاقت استراحت می کنی
او سر چهار راه آدامس می فروشد
 
من شام می خورم
تو رستوران می روی
او گرسنه است
 
من به ییلاق می روم
تو با دوستانت همه ی بعد از ظهر را قدم می زنید
او با دستمالش شیشه ی ماشین ها را تمییز می کند
 
من پول تو جیبی  پسرم را می دهم
تو  پول تو جیبی دخترت را می دهی
او ترازویش را در پیاده رو جلویش گذاشته و 10 تومنی هایش را نگاه می کند
 
من پدرم را دوست دارم
تو مادرت را بیش از هر کس دوست می داری
او پدرش معتاد است و مادرش در خانه ای کار میکند
 
پدر من مادرم را دوست دارد
پدر تو به مادرت عشق می ورزد
او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند
 
من یک خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر دارم
تو یک برادر بزرگ تر و دو خواهر کوچک تر داری
او 6 برادر و 3 خواهر دارد
 
برادر من دانشگاه می رود
خواهر تو دبیرستانی است
او برادر هایش یا معتادند یا در زندان یا ...
 
من عاشق شده ام
تو می دانی عشق چیست
او تا کنون به هیچ چیز عاشقانه نگاه نکرده است
 
من آن لاین هستم
تو آن لاین هستی
او بی نان است
 
من از سیاست متنفرم
تو سیاست را دوست داری
او شکم سیر را بیشتر از سیاست دوست دارد
 
من تابستان را دوست دارم
تو بهار را و شکوفه ها را دوست داری
برای او تابستان و زمستان فرقی ندارند
 
من شب های داغ تابستانی را بی روانداز می خوابم
تو شب های سرد زمستان را با پتوی گرمت می خوابی
او در زمستان و تابستان فقط یک زیر انداز لازم دارد
 
شهر من زیبا نیست
شهر تو زیبا است و دوستش داری
شهر او را تلی از خاک بر جا مانده از زلزله است
 
تفریح من گوش دادن به موسیقی است
تفریح تو دیدن فیلمی است
تفریح او آب تنی در حوضچه ی وسط میدان است
 
من از زندگی ام راضی نیستم
تو زندگی ات را دوست داری و به خواسته هایت رسیده ای
برای او زندگی اجباری است بدون انتخاب
 
من او را دیده ام
تو او را دیده ای و تا کنون به زندگی او دقت نکرده ای
او برای ما آزمونی سنگین است
تاریخ ارسال: دوشنبه 26 دی‌ماه سال 1390 ساعت 13:34 | چاپ مطلب 0 نظر

طلاق یا یک زندگی پر تنش؟

طلاق یا یک زندگی پر تنش؟

حتما بارها شنیده‌اید که جدایی والدین زندگی فرزندان را تباه می‌کند و عامل اصلی تمامی مشکلات روحی و روانی و رفتاری فرزندان به شمار می‌آید. تحقیقات بسیار زیادی در مورد تأثیر جدایی والدین بر زندگی فرزندان انجام شده است که اغلب آنها بدون بررسی علل مشکلات رفتاری یا ذهنی کودکان طلاق، با نگاهی سطحی و ساده، جدایی والدین را عامل تمامی اختلالات رفتاری ذکر کرده‌اند و با توجه به این فرضیه اشتباه، مانع جدایی بسیاری از زوج‌ها شده‌اند. ولی آیا زندگی کردن کودک در یک خانه پرتشنج که افراد آن رابطه سرد و بی‌روحی با یکدیگر دارند آسیب کمتری به روح و روان او وارد می‌آورد؟

سارا مک لین، پژوهشگر آمریکایی در این مورد می‌گوید: علت مشکلات روحی فرزندان طلاق، جدایی والدین یا زندگی کردن آنها با یکی از والدین نیست، بلکه تشنج‌ها و درگیری‌های خانوادگی و اختلافات والدین پیش از جدا شدن، باعث بر هم خوردن آرامش ذهنی آنها می‌شود و به دنبال خود معضلات رفتاری را به همراه می‌آورد. وی معتقد است جدایی به تنهایی آسیبی به هیچ یک از افراد خانواده وارد نمی‌کند بلکه مشکلات پیش از آن و عواملی که موجب رسیدن خانواده به نقطه پایان می‌شود، موجب ایجاد مشکل در روح و روان کودک و حتی والدین خواهد شد.

جوزف هوپر، پژوهشگر مسائل خانواده می‌گوید: زمانی بقای یک زندگی خانوادگی برای کودک مفید است که درگیری‌ها و مشکلات اعتقادی  و سلیقه‌ای والدین محسوس نباشد، زیرا در غیر این صورت دوام یک زندگی نه تنها به سود کودک نیست بلکه باعث تشدید تشویش‌های ذهنی و مشکلات روحی او می‌شود.


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 22:22 | چاپ مطلب 0 نظر

تست بازیگری

حدودا چند ماه قبل رفتم برای تست بازیگری
گفته بودن ساعت 10 بیاید برای تست
منم یه ربع به 9 اونجا بودم
کمی وایستادم تو اون سرما
انصافا قندیل زده بودم
درو زدم رفتم تو
گفتم برای تست بازیگری اومدم
خانمه یه نگاه بهم انداخت
گفت : چند سالته
منم کفتم : 20
گفت : باشه بیا تو
منم رفتم تو درو بستم
فکر می کردم الان دوربین میارن میگن نقش بازی کن
گفتن این فرمو پر کن
دو تا عکس دادم
فرمو پر کردم
شماره هم دادم گفتن زنگ می زنن
هنوز که هنوزه زنگ نزدن

حسابی ضایع شدیم رفت پی کارش بابا!
 

تاریخ ارسال: یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:12 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(نازنین عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: شنبه 24 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:06 | چاپ مطلب 0 نظر

دل نوشته ها

با این که چند سطر بیش نیست اما دل نوشته ایست از این دل شکسته ام !

زمستون آه ای زمستون چقد دلتنگی عین برفی که از آسمون میاد ،،،

دل تنگی کلمه ساده اما پر معنی !

دوست دارم زمستون ...

کاش کل دنیا زمستون بود همیشه و همه جا ... !

من همین جایم همیشه با تو اما بی تو

دستامو که بو میکنم مست میشم...مست از عطر ت

صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همه اینها...به یه چیزمیرسم.....

به عشق به تو.....

آره...

 اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...

اونوقت تو رو نزدیکتر از همیشه حس میکنم....

اونوقت دیگه تنها نیستم

خدا گوش می کنی ...

نمی دونم چم شده وقتی تلویزیون نگا می کنم یکی میمیره یا یکی گریه می کنه منم ناخودآگاه گریه ام میگیره نمی تونم جلوی خودمو بگیرم ، یا میبینم یکی با خواهرش حرف میزنه انگار که دارم از تو آتیش می گیریم ، به خدا ، دیگه طاقت ندارم ...

تاریخ ارسال: جمعه 23 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:27 | چاپ مطلب 1 نظر

تست روان شناسی

چه موقع از روز بهترین و ارامترین احساس را دارید؟

الف.صبح(۲ امتیاز) ب.عصرو غروب(۴ امتیاز) ج.شب(۶ امتیاز)

معمولا چگونه راه می روید؟

الف.نسبتا سریع،با قدمهای بلند(۶ امتیاز) ب.نسبتا سریع ،با قدمهای کوتاه و پشت سر هم (۴ امتیاز) ج.اهسته تر با سری صاف روبرو (۷ امتیاز) د.اهسته و سر به زیر(۲ امتیاز) ه.خیلی اهسته.(۱ امتیاز)

وقتی با دیگران صحبت می کنید:

الف.می ایستید و دست به سینه حرف می زنید(۴ امتیاز) ب.دستها را در هم قلاب می کنید (۲ امتیاز) ج.یک یا هر دو دست را در پهلو می گذارید(۵ امتیاز) د.دست به شخصی که با او صحبت می کنید می زنید (۷ امتیاز) ه.با گوش خود بازی می کنید،به چانه تان دست می زنید یا موهایتان را صاف می کنید.(6امتیاز)


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1390 ساعت 22:43 | چاپ مطلب 0 نظر

تست خود شناسی

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی

 وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1390 ساعت 20:51 | چاپ مطلب 0 نظر

منطق

دو شاگرد پانزده ساله ی دبیرستان نزد معلم خود آمده و پرسیدند :
- استاد اصولا منطق چیست ؟ 
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد  
پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد  
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟ 
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه ! 
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر 
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟ 
حالا پسرها می گویند : تمیزه ! 
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید : 
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟ 
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه ! 
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و 
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟ 
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو ! 
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام  
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد! 
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم  
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است 
 معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !  
و از دیدگاه هر کس متفاوت است.
تاریخ ارسال: چهارشنبه 21 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:33 | چاپ مطلب 1 نظر

تفکر مثبت

 زندگی نمی تواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد; جز
 
  آن طریقی که تو تصور می کنی. تو با فکر کردن خلق می کنی.

 
 
 
اولین قانون
 
 
طبیعت این است که تو
 
 
از هر چه هراس داشته باشی,
 
 
همان را به طرف خودت جلب می کنی.
 
 
پس, همیشه به بهترین ها فکر کن.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 20:53 | چاپ مطلب 0 نظر

خود برتر

نام حقیقی (( اشتباه )) در زندگی (( درس های شگرف )) است!

 
رویاها تجدیدشدنی است; مهم نیست سن و شرایط ما چیست.

هنوز توانایی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبایی تازه ای در انتظار

ظهوراست!

به رویای خود سخت بچسبید, اگرچه رویاها از بین بروند, زندگی, پرنده ی بال و پرشکسته

ای است که نمی تواند پرواز کند!

در درونت جزیره ای از سلامتی عقل وجود دارد که همان خودبرتر توست; تنها زمانی

آنرا می یابی که به خویش ایمان داشته باشی!

مهر ورزیدن به خود و راستگویی, خود برتر خویش بودن است!
یادت باشد: اگر حقیقت رانگویی, خودبرترت ازتو می گریزد!
به یاد بسپار: خودبرترت, جملات را باکلمات: دوستت دارم, میفهمم,
می پذیرم, می بخشم و اعتماد می کنم, آغاز می کند و با بخشش تعریف می شود!

فراموش مکن: یارو یاور خودبرترت باش و دوست جهان شو!
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 20 دی‌ماه سال 1390 ساعت 20:51 | چاپ مطلب 0 نظر

آدم های ساده ...

آدم های ساده را دوست دارم


همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند


همان ها که برای همه لبخند دارند


همان ها که همیشه هستند...برای همه هستند


آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد


عمرشان کوتاه است


بس که هر کسی از راه میرسد


یا ازشان سوء استفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد


آدم های ساده را دوست دارم


بوی ناب آدم میدهند

تاریخ ارسال: دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 17:05 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(میلاد عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: یکشنبه 18 دی‌ماه سال 1390 ساعت 16:07 | چاپ مطلب 0 نظر

حس تنهایی

دلم میخاد حرف بزنم درد و دل کنم اما کسی نیست هیشکی نیست تنهام ،‌شاید این تقدیرمه که این جوری باشم ... خب چیکار میشه کرد !!!؟؟؟  

با یه قامت شکسته با نگاهی مات و خسته سرشو برده تو شونش ، یه نفر تنها نشسته ،‌توی تنها ییاش ، یه درده جای پای قلب سرده ، گل سرخی بوده اما ، دیگه پژمرده و زرده ، فارغ از دیروز و فرداش ، غرقه تو دردای درداش ، حسرتش یه عشق نابه ، که وفا کنه به عهداش !!!  

منتظر کسی باش که حتی اگر در ساده ترین لباس هم بودی تو را به همه دنیا نشان دهد و بگوید : این دنیای من است . 

شبی از سوز گفتم قلم را / بیا بنویس غم های دلم را /

قلم گفتا برو بیمار عاشق / ندارم طاقت این بار غم را /  

پروانه احساساتم در دام عنکبوتی افتاد / که عنکبوت سیر است / نه می تواند پرواز کند / نه می تواند بمیرد / 

صدا کن مرا که صدایت زیبا ترین نوای عالم است / صدا کن مرا که صدایت قلب شکسته ام را تسکین می دهد / صدا کن مرا تا بدانم هنوز از یاد نبرده ای مرا / نشسته ام تا شاید صدایم کنی و محبت بی دریقت را نثارم کنی . 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 18 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:10 | چاپ مطلب 0 نظر

غول چراغ جادو

 

 

http://karimpour.persiangig.com/kavir/jadoo.jpg

زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد.

وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود.

زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد....!!!

زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟

غول جواب داد : نخیر ! زمانه عوض شده است و به علت مشکلات اقتصادی و رقابت های جهانی بیشتر از یک آرزو اصلا صرف نداره،همینه که هست....... حالا بگو آرزوت چیه؟

زن گفت : در این صورت من مایلم در خاور میانه صلح برقرار شود و از جیبش یک نقشه جهان را بیرون آورد و گفت : نگاه کن. این نقشه را می بینی ؟ این کشورها را می بینی ؟ اینها ..این و این و این و این و این ... و این یکی و این. من می خواهم اینها به جنگ های داخلی شون و جنگهایی که با یکدیگر دارند خاتمه دهند و صلح کامل در این منطقه برقرار شود و کشورهایه متجاوزگر و مهاجم نابود شون.

غول نگاهی به نقشه کرد و گفت : ما رو گرفتی ؟ این کشورها بیشتر از هزاران سال است که با هم در جنگند. من که فکر نمی کنم هزار سال دیگه هم دست بردارند و بشه کاریش کرد. درسته که من در کارم مهارت دارم ولی دیگه نه اینقدر ها . یه چیز دیگه بخواه. این محاله.

زن مقداری فکر کرد و سپس گفت: ببین...

من هرگز نتوانستم مرد ایده آل ام راملاقات کنم.

مردی که عاشق باشه و دلسوزانه برخورد کنه و با ملاحظه باشه.

مردی که بتونه غذا درست کنه(!!!) و در کارهای خانه مشارکت داشته باشه.

مردی که به من خیانت نکنه و معشوق خوبی باشه و همش روی کاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نکنه(!!!!!)

ساده تر بگم، یک شریک زندگی ایده آل.

غول مقداری فکر کرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتی رو بده دوباره یه نگاهی بهش بندازم

 

تاریخ ارسال: شنبه 17 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:49 | چاپ مطلب 0 نظر

شب امتحان

شب امتحان دقیقا و وضوحا شبی است که آدم فحش ناموس می دهد به زمین و زمان.
تاریخ ارسال: چهارشنبه 14 دی‌ماه سال 1390 ساعت 19:13 | چاپ مطلب 3 نظر

سبک زندگی » رابطه و ازدواج

احتیاط شرط عقل است  
 
اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد.  
 
1 – افراد دارای هوش هیجانی پایین

برترین ها به نقل از ماهنامه سپیده دانایی: تحقیقات روان شناسان در دهه های اخیر ثابت کرده که تنها هوشبهر (IQ) برای موفقیت در زندگی کافی نیست، بلکه ما برای داشتن یک زندگی خوب و خشنودکننده به نوع دیگری از هوش یعنی هوش هیجانی نیازمندیم. روان شناسان، هوش هیجانی را به صورت توانایی شناسایی احساسات و هیجانات خود و دیگران، تمایزگذاشتن میان آنها و استفاده از اطلاعات حاصل از آنها در تفکر و اعمال تعریف کرده اند. افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند، دارای ویژگی هایی هستند که زندگی با آنها را بسیار مشکل می سازد. از مهم ترین این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

*بروز ندادن احساسات

*توجه نکردن به احساسات دیگران

*ناتوانی در مقابله با هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب و... (اغلب این افراد قادر به کنترل خشم خود نیستند)

*مقابله ناکارآمد با مسائل و مشکلات زندگی روزمره

*ناشادی و بدبینی کلی

 
  
 
2 – افرادی که هنوز درگیر روابط قبلی شان هستند

اگر هربار که فرد موردنظرتان را می بینید، حتما یکی دو خاطره از نامزد یا همسر قبلی اش تعریف می کند، اگر هنوز هم موقع صحبت کردن درباره زندگی مشترک قبلی اش بغض می کند یا به نحو شدیدی مشوش می شود، یا اگر هنوز به هر دلیلی ارتباط خود را با همسر سابقش قطع نکرده است، بدانید که آمادگی شروع رابطه جدیدی را ندارد.

فرد آسیب دیده در این موارد، یا کسی را به عنوان همسر انتخاب می کند که ویژگی هایش کاملا مخالف خصوصیات همسر سابقش باشد، یا فردی را انتخاب می کند که ویژگی هایی کاملا مشابه همسر قبلی داشته باشد. دلیلی دیگری که ممکن است موجب انتخاب شده باشد، فرار از هیجانات منفی پس از جدایی است. به هر حال آنچه مسلم است، این است که شما به خاطر خودتان و بر مبنای ویژگی های فردی تان انتخاب نشده اید. اگر فرد موردنظرتان از شریک سابق خود جدا شده و طلاق را تجربه کرده است، برای کنارآمدن با شرایط جدیدش به زمان نیاز دارد.

3 – افراد مبتلا به اختلالات جنسی

باربارادی آنجلیس در کتاب «آیا تو آن گمشده ام هستی» اختلالات جنسی را به سه دسته تقسیم کرده است:

1 – اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به روابط جنسی

2 – عدم عزت نفس و نجابت جنسی

3 – مشکل اجرای عمل جنسی

مهم ترین دسته این اختلالات که پیش از ازدواج می توان به آن ی برد، عدم عزت نفس و نجابت جنسی است. اگر فرد موردنظر شما در ارتباطات خود باجنس مخالف حریمش را رعایت نمی کند، اگر احساس می کنید بیش از حد با دیگران گرم می گیرد یا رفتار و پوشش وی با فرهنگ ما سازگار نیست، یا اگر همیشه درباره افراد جنس مخالف اظهارنظر می کند، بدانید مشکلی وجود دارد. متسافانه احتمال اینکه افراد پس از ازدواج این عادت نامطلوب را ترک کنند، بسیار کم است.

4 – افزادی که به بلوغ عاطفی نرسیده اند

متاسفانه بسیاری از ما فکر می کنیم همین که همسر آینده مان به بلوغ جسمانی رسیده باشد، برای تشکیل زندگی کافی است. غافل از آنکه رسیدن به بلوغ عاطفی و اجتماعی نیز به همان اندازه بلوغ جسمی مهم است. همان طور که در مورد شهاب (سریال درپناه تو)درشبکه دو دیدیم، این گونه افراد مستقل نشده و به شدت به دیگران (خانواده یا دوستان) وابسته اند و بدون کمک آنها قادر به تصمیم گیری نبوده و به هیچ وجه مسئولیت پذیر نیستند. همه این ویژگی ها، زندگی کردن با این افراد را مشکل می سازد.
تاریخ ارسال: چهارشنبه 14 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:37 | چاپ مطلب 0 نظر

نویسنده ای که کاری جز دوست داشتن تو بلد نیست

خیلی وقت­ها سعی می­کنم که بنشینم و چند خطی بنویسم، برای روز مبادا. شاید آن روزی که بخواهی بگذاری بروی، من بمانم و یک دنیا چشم که به زیبای چشم­های تو نیست. چند خطی بنویسم و آماده داشته باشم که در آن روز مبادا، بدهم دستت و بگویم بخوانش. سعی کنم متقاعد شوی که این روز مبادا را عقب بیندازی و حتا شاید باز هم مبادایش کنی.

<< مرا از امپراتوری چشم­هایت اخراج نکن. همین چند وقت پیش بود که به زور پناهنده­ی چشم­هایت شدم، درست همین دیروز یا قبلاترها بود که روزی صد بار در چشمانت زل می­زدم و با زبان بی زبانی التماست می­کردم که حتا شده باشد یک ثانیه هم بیش­تر طولش بدهی خیره ماندن به صورت من را. من یک نویسنده­ام، نویسنده­ای که ارایه تعریف دقیقی از چشم­های تو را بلد نیست. من فقط همین قدر بلدم که بیایم و در چشم­های تو، درست در سیاهی مرکزش، بچرخم؛ نگذار در حین این چرخیدن­ها- یا حتا سرگیجه­ی بعد از چرخیدن­ها- از چشم­هایت بیفتم. من اگر از چشم­هایت بیفتم می­شوم یک نویسنده­ی بیکار که تنها کارش تعریف از چشم­های تو بود. نگذار که با رفتنت حسی پیدا کنم شبیه  حس آدمی که دیرمی­رسد به ایستگاه اتوبوس و تا می­رسد اتوبوس می­رود و آن آدم می­ماند و اتوبوسی که راننده­اش دنده عقب رفتن را بلد نیست. >>

این حرف­های قشنگ قشنگ را هر روز روی برگه­ی جدیدی می­نویسم و تا شب هزار بار و حتا بیشتر، تکرارش می­کنم، ولی حیف من آنقدر که خوب می­نویسم؛ خوب حرف زدن را بلد نیستم و با یک نگاه بی تفاوت از سوی تو آنقدر دست و پایم را گم می­کنم که فراموش می­کنم نویسنده­ام و روزی این همه حرف قشنگ قشنگ زده بودم تا در روزهای مبادا بتوانم متقاعدت کنم که نروی.

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1390 ساعت 21:14 | چاپ مطلب 1 نظر

یادم باشد ...

  • یادم باشد که دیگران را ناراحت نکنم
  • یادم باشد که دیگر ناراحت نشوم
  • یادم باشد بتوانم ببخشم
  • یادم باشد که سنگ دل نباشم
  • یادم باشد به فکر دوستانم باشم
  • یادم باشد کجا قرار دارم
  • یادم باشد که غمگین نباشم ... که نمی توانم !
  • یادم باشد حرف های دلم را به هرکس نگویم
  • یادم باشد که به خودم اهمیت بدهم
  • یادم باشد که بعضی اوقات دلم را گرد گیری کنم
  • یادم باشد که برای مادرم بیشتر وقت بگزارم
  • یادم باشد که هرکس ارزش دیدن ندارد
  • یادم باشد هرکی ارزش ابراز علاقه را ندارد
  • یادم باشد که خود نمایی نکنم
  • یادم باشد که ماجراجو باشم تا محتاط
  • یادم باشد من تنها هستم
  • یادم باشد به کسی اعتماد نکنم
  • یادم باشد مزاحم نباشم
  • یادم باشد جوان هستم
  • یادم باشد فقط خدا را دارم
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1390 ساعت 15:15 | چاپ مطلب 0 نظر

نگاه خیام به ارزش شادی

 

 

 

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟!
خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا نمیرند تو به دنبال مردگانت هستی ؟!... بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .

اندیشمند کشورمان ارد بزرگ می گوید : « کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند » .و هم او در جایی دیگر می گوید : « آنکه ترانه زاری کشت می کند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت می کند » .

 
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم

 

 

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 13 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:16 | چاپ مطلب 0 نظر

مهارت های زندگی

آنچنان خود را برای جهان آماده کن , که قهرمانان خود را برای میدان مسابقه آماده می کنند.


برای اینکه خوب زندگی کنی, باید خودت را بالای زندگی نگاه داری.

بزرگترین فن زندگی, استفاده از فرصت های بی نظیری است که به ما دست می دهد.

جواب ندادن هم جوابی دارد.

مراقب باش که به خاموشی عادت کنی, که از سکوت, هیچ گاه پشیمان نشوی.

هزار بار گوش بده و بیش از یک بار سخن مگو!

تشخیص دادن عیوب, خیلی بهتر از عیوب است.


نه چندان درشتی کن که از تو سیر شوند و نه چندان نرمی که برتو چیره گردند.


برای پیشرفت و پیروزی سه چیز لازم است: اول پشتکار , دوم پشتکار , سوم پشتکار

استاد بودن در یک فن, بهتراز آن است که شخص در صد کار دخالت کند و هیچ یک را به خوبی یاد نگیرد.

کم حوصلگی آفت مهم زندگی است. چه در تحصیل, چه در عبادت و چه در کار و کوشش.

خلاصه اینکه , در دل هر شکست بذر پیروزی نهفته است, آن را بیابید و از آن مراقبت کنید تا نهال پیروزی سبز شود.

تاریخ ارسال: دوشنبه 12 دی‌ماه سال 1390 ساعت 21:03 | چاپ مطلب 0 نظر

6 راه ساده برای آرامش بخشیدن به زندگی

زندگی بعضی از آدم ها اشفته و پرهرج و مرج است. آنها همیشه در عجله هستند, چند کار را به طور همزمان انجام می دهند و ندرتا وقت کافی برای خودشان می گذارند. همه ی ما در جستجوی آرامشیم اما بعضی ها انچه که لازمه دستیابی به آرامش است را انجام نمی دهند و دنبال راه هایی برای بدست آوردن آرامش می روندکه فقط هرج و مرج زندگیشان را بیشتر می کند.

چند راه ساده برای ایجاد آرامش در زندگی به شما پیشنهاد می کنیم.

هیچ وقت از یاد خدا غافل نشوید و اعمال دینی را به موقع و با نیت خالص انجام دهید. بدانید که خدا هیچ وقت بنده هایش را تنها نمی گذارد و همیشه به یاد او بودن مایه ی آرامش دلهاست.

درهم و برهمی زندگیتان را کمتر کنید . این به آن معنی نیست که همه ی وسایلتان را بیرون بریزید. نه , منظورمان این است که کمدها , طبقه ها و اثاثیه منزل و محل کارتان را مرتب کنید. در این مرتب کردن خودتان را از شر هرچیزی که به دردتان نمی خورد, لازم ندارید, استفاده نمی کنید و می توانید به راحتی بدون آن زندگی کنید خلاص کنید.

  اگر در روابط شخصیتان اختلافاتی دارید و هنوز از آن ناراحتید, رابطه تان را بهبود بخشید. بروید و با فرد مورد نظر صحبت کنید و احساستان را با او در میان بگذارید. اگر لازم باشد, عذر خواهی کنید و بخشش بخواهید یا از طرفتان معذرت خواهی طلب کنید و او را ببخشید . اگر آن رابطه ارزش نگه داشتن را داشته باشد, مطمئن باشید که می توانید آن را حفظ کنید.

بودجه و خرج و مخارجتان را از نو ارزیابی کنید. سعی کنید درآمدتان را مدیریت کرده و آن را به صورت معقول خرج کنید. از مخارج غیر ضروری پرهیز کرده و نیازها را اولویت بندی کنید.

خودتان را ببخشید. با اشتباهات گذشته تان فکر کنید. ببینید کجای کارتان غلط بوده است و خودتان را ببخشید و بعد آن را به کلی از مغزتان بیرون کنید . ما از اشتباهاتمان درس می گیریم اما این به آن معنی نیست که باید همیشه این اشتباهات را
در ذهنمان نگه داریم . همه ما انسانیم و حتی باهوش ترین انسانها هم شاید اشتباه کنند. پس با امید به رحمت خداوند خودتان را ببخشید و به زندگی ادامه دهید.

برای هر هفته تان برنامه ریزی کنید . تا آنجا که در توانتان است ان برنامه را کامل جلو ببرید اما این را هم بدانید که بعضی اوقات لازم است که برنامه تغییر کند. اوقات فراغتتان را مشخص کنید و برنامه ریزی کنید که در آن اوقات سرگرمی های محبوبتان را انجام دهید.

تاریخ ارسال: دوشنبه 12 دی‌ماه سال 1390 ساعت 21:02 | چاپ مطلب 0 نظر

با خبر باش ...

روزگارا ، که چنین سخت به من میگیری  ،،،

باخبر باش که پژمردن من آسان نیست

گرچه دلگیرتر از دیروزم ، گرچه فردای غم انگیز مرا می خواند

لیکن باور دارم دل خوشی ها کم نیست  !

 

آرزویی بکن ...

گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ...

آرزویی بکن ...

شاید کوچکترین معجزه اش

بزرگترین آرزوی تو باشد !! 

ای کاش یاد میگرفتم ...؟؟؟

اگر در رابطه ای "حرمتم " زیر سوال رفت

برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم

و به طور احمقانه ای منتظر معجزه نمانم...

 

 

سکوت تنها دوستی است که هرگز خیانت نمی کند!!!

 

 

به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامی هست ...

تاریخ ارسال: دوشنبه 12 دی‌ماه سال 1390 ساعت 15:18 | چاپ مطلب 0 نظر

عشق به مادر

چند روزی است که خیلی ناخوش است.. 

توان ایستادن وبازی کردن ندارد.نمی تواند بخورد و اگر هم بخورد انگار هزاران سوزن در بدنش فرو می رود...  

چشم هایش باز نمی شود اما گله ای ندارد و ناله سر نمی دهد. 

انگار این همه درد و رنج شیرین است... 

شیرین و دل انگیز برایش... 

این به خاطر یک خیال است.خیالی که شاید هن واقعیت نداشته باشد... 

قبل از اینکه بیمار شود ماردش مریض بود.. 

دعایی کرد.دعایی از ته دل که دردهای مادرش به او سرایت کند و او به جای مادرش مریض شود. 

دخترک با این سن کم (۱۰ ساله) نمی توانست درد کشیدن مادرش را تحمل کند... 

نمی دانم اتفاق بود یا به خاطر آن دعایش٬ اما مادرش خوب شد و او بیمار! 

در خیال خود این همان درد های است که مادرش باید تحمل می کرد.. 

این است که باعث می شد دخترک با این سن کم آرام و بی گله باشد. 

 

 

مادر شیرین ترین و زیبا ترین آیت الهی ست.بیایید زحماتش را پاس بداریم و وی را در سایه سار عشق الهی تکریم گوییم. 

مادرم دوست دارم ....

تاریخ ارسال: یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390 ساعت 16:29 | چاپ مطلب 4 نظر

ترس پرواز

سر کلاس آموزش چتر نجات چندتا کار آموز بودن... 

استاد یه چتر آورد واسه تشریح. 

به کار آموزا گفت سمت چپ هر چتری یه دسته هستش که وقتی اونو میکشیم چتر شماره ۱ باز میشه. 

یکی از کار آموزا دستشو بالا میبره... 

استاد: بله بفرمایید!؟ 

کار آموز: ببخشید اگه چتر شماره یک باز نشد چیکار کنیم؟ 

استاد: از چتر شماره ۲ استفاده میکنیم که سمت راست کوله یه دسته هستش اونو بکشید چتر باز میشه اما در استفاده از چتر دوم احتمال ۱۰٪ الی۲۰٪ احتمال مرگ هست. 

کارآموز: اگه چتر شماره دوهم باز نشد چی؟ 

استاد: از چتر شماره ۳ استفاده می کنیم که سمت چپ زیر اهرم چتر یک قرار داره. 

کارآموز: استاد اگر اونم باز نشد چی کار کنیم؟ 

استاد: شاکی میشه و میگه بیشتر از این به ما نگفتند.فقط گفتن یه کتابچه در سمت راست کوله پشتی وجود داره.صفحه ۴۹ رو باز کنید بهتون میگه چیکار کنید.... 

 

سر کلاس آموزش عملی 

اتفاقا چتر شماره یک همون کار آموز باز نشد به فکر چتر شماره ۲ افتاد.اما اونم باز نشد.چتر شماره۳ را هم امتحان کرد اما باز نشد.. 

همون جور که بین زمین و آسمون معلق بود به فکر گفته های استاد افتاد. 

فورن از جیب سمت راسته کوله کتابچه رو در آورد وبا هزار بدبختی صفحه۴۹ را باز کرد... 

 ....... (سوره فاتحه) ...... 

 

 

دوستان هیچ وقت از مشکلاتی که پیش روی ماست نهراسیم گاهی وقت ها ترس باعث میشه فرصت های زیادی رو که تو زندگیمونه از دست بدیم. 

 

هیچ وقت منفی نگر نباشیم... 

از هر آنچه بترسیم روزی به سرمون میاد.... 

امید در زندگی باعث میشه گاهی وقت ها راهی که سرشار از مشکلاته به نظر آسون ترین راه بیاد... 

به آینده امید وار باشیم و ترس رو به خودمون راه ندیم

تاریخ ارسال: یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390 ساعت 16:27 | چاپ مطلب 1 نظر

اگر تو...

تو دوست داشتنی هستی اگر... 

دردهایت تورا از دیدن دردهای دیگران کور نکرده باشد. 

 

توزنده هستی اگر... 

امیدهای فردا برایت بیشتر از مشکلات دیروز اهمیت داشته باشد. 

  

توباشرف هستی اگر... 


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390 ساعت 15:05 | چاپ مطلب 1 نظر

بزرگترین دشمن فکر آزاد بشر ، تعصب است. دکتر هشتروددی

در بین مردم سه نوع از افراد وجود دارند1 : ( ترسو) آنهایی که همیشه به عقب نشینی می پردازند2: (محتاط) آنها که همیشه درجا می زنند3 : ( شجاع و پیش رو ) آنهایی که دائم به پیش می روندشما جزو کدام یک از افراد می باشید ...؟؟؟ هربرت کاسون

من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم او نمی تواند سر مرا در برابر زندگانی خم کند.

شاد بودن آسان نیست ، خنده های خود را پنهان نکنید ، گاهی باید با تمام وجود و از ته دل بخندید.

یادمان نرود ...امروز همان فردائیست که دیروز منتظرش بودیم ( کارهای امروزمان را به فردا واگذار نکنیم )

انسانهای موفق صبح ها کمی زودتر از خواب بیدار می شوند توماس جفرسون گفته است :
(( هرگز خورشید مرا در رختخوابم ندیده است )) اگر کسی موفقیت بطلبد اما اوضاع را برای شکست آماده کند دچار همان وضعی خواهد شد که برای آن تدارک دیده است .برگرفته از کتاب 4 اثر از فلورانس اسکاول شین

90 % ناراحتیهای ما مربوط به گذشته است و 10 % به زمان حال اختصاص دارد مدام در مورد اتفاقات آینده صحبت می کنیم ، خیال می کنیم این یک نوع آمادگی است در حالیکه این یک اضطراب است نه آمادگی دکتر جان گری

هرگز از هدف خود دست نکشید شاید شما در یک قدمی پیروزی باشید.من هرگز نمی گویم هزاربار شکست خورده ام بلکه می گویم هزار راه شکست خوردن را آموخته ام. توماس ادیسون

اگر رویاهایت را شکستند و فروریختند بیمناک نباش زیرا رویایی که چنین آسان می شکندآسان نیز از نو ساخته می شود. کریس جنسن

دائم سعی کردی ، دائم شکست خوردی مهم نیست باز سعی کن و باز شکست بخور اما اینبار آبرومندانه تر. ساموئل بکت

موضوعاتی مختلف در زمینه شغلی خود انتخاب کنید و با تصمیمی محکم این موضوع را هدف خود قرار بدهید کاملا مطالعه کنید ، در دوره های تخصصی شغلی خود شرکت کنید پیگیر باشید چنان که گویی آینده شما به آن بستگی دارد یادتان باشد .... هیچ موفقیتی بدون تلاش و کوشش بدست نمی آید. برگرفته از کتاب فکربرتر زندگی برتر برایان تریسی

چه کسی می گوید که گرانی اینجاست ،دوره ارزانیست ،چه شرافت ارزان،تن عریان ارزان،عشق ارزان و دروغ از همه چیز ارزانتر،آبرو قیمت یک تکه نان،و چه تخفیف بزرگی خوردست ،قیمت هر انسان
هیچ چیز ترسناک تر از خود ترس نیست .فرانکلین روزولت

هیچ چیز نمی تواند جایگزین استقامت شود ...استعداد چاره ساز نیست ، چون انسان های با تعداد ناموفق فراوان هستند نبوغ هم نمی تواند ،زیرا نابغه های ناکام معمولا به صورت یک ضرب المثل در آمده اند تحصیلات هم نمی تواند ، بدان علت که اطرافمان از تحصیل کرده های بی سواد و عاطل و باطل پُراست تنها اراده و استقامت دارای قدرت لاینتهایی است
کالوین کویچ

اگر می خواهید نتایج کارهایتان تغییر کند ، این شما هستید که باید تغییراتی در خود به وجود آورید اتفاقاتی که در زندگی شما روی می دهند مسیر زندگی شما را تعیین نمی کنند !!! بلکه این چگونگی برخورد شما با این وقایع است که آینده شما را می سازد.

همه ی ما شبیه یک قایق بادبانی در وسط دریا هستیم ، این مسیر وزش باد
نیست که مقصد ما را
تعیین می کند بلکه این قایقران و تنظیمات بادبان است که مسیر را معین می سازد بخاطر داشته باشید بادها برای همه ی ما بطور یکسان می وزند باد مصائب ، باد فرصت ها ، باد اجتماع ، باد سیاست ، باد اقتصادپس به جای گله و شکایت سعی کنید قایقران بهتری باشید ...برگرفته از کتاب جادوی کار (( جیم ران ))

آنکه ثروت خود را باخت ، زیاد باخته است ولی آنکه شهامت خود را باخت ، پاک باخته است
.
انسان موفق کسی است که شاکر باشد ولی قانع نباشد. سروانتس

فقر یک بیماری روانی است که مانند بسیاری از بیماری های دیگر قابل درمان است برای درمان آن نیاز به تلاش ، ابتکار و شهامت وجود دارد. تقریبا تمام آدم های و ثروتمند زمانی در زندگی خود بیماری فقر را شکست داده اند. اندرو متیوس

در نبرد بین انسانهای سخت و روز های سخت این انسانهای سخت هستند که می مانند نه روزهای سخت شکسپیر

در بعضی از افراد ترس از شکست قوی تر از میل به موفقیت است واغلب سعی می کنند به آنچه دارند قانع باشند آنتونی رابینز

خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه لازمند زیرا :یکی هواپیما را اختراع می کند و دیگری چتر نجات را ...

از زمانی که فهمیدم بزرگ ترین نوازنده و موسیقیدان جهان ( بتهوون ) ناشنوا بوده است کلمه غیر ممکن را از لغت نامه ذهن خود پاک کرده ام
کاری کن خبر تو را بنویسند نه اینکه خبر دیگران را بنویسی

در زندگی ام هرگز از کسانی که با من موافق بوده اند چیزی نیاموخته ام همواره یادتان باشد شما از هر حیث در دنیا منحصر به فرد هستید کتر وین دایر

برای بیشتر داشتن ابتدا باید بیشتر بشوید گوته

کسی که برای موفق شدن به امید شانس نشسته است ، سالها قبل مرده است ضرب المثل فرانسوی

 
تاریخ ارسال: یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390 ساعت 14:01 | چاپ مطلب 3 نظر

تنهام ...

امشب میخام به رسم هر شب بگم از دلم که فرو ریخته ...

عشق با غرور زیباست ولی اگر عشق را به قیمت فرو ریختن غرور گدایی کنی آن وقت است که دیگر عشق نیست صدقه است .

تو آسمون دنیا هر کس ی ستاره داره چرا نوبت به ما رسید آسمون دیگه جایی نداره ؟

بر سر در قلبم نوستم عشق ممنوع اما عشق وارد شد و گفت من بی سوادم !

بس که دیوار کوتاه است هر که از کوچه تنهایی ما می گذرد به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد !

غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد ذل تو خبر ندارد ...

خدایا دیگه کافیه ...!!!

تو این چند روزه که نبودم دلم تنگ شده بود میخاستم از این دلم که همیشه گرفتس ، دلم میخاست دوباره انگشتامو رو صفحه کلید بزنم و زل بزنم تو مانیتور ، خب اینم شد زندگونی ما خدا رو شکر ولی عین ی زندونه ، خسته شدم از روزای تکراری هر روزی کار هر روز کپی همدیگه .

الان دستام سرده هیشکی هم نیست به دادش برسه خب تنهایی همینه ،،، البته برا کسی که تنها نیست این حرفا بی معنیه ...

میخاستم پیشه تو باشم ولی تو نخاستی ... تو خودت میدونستی که تنهام ولی بازم رفتی و دلمو شکوندی ،،، تو دلت از سنگ بود و دل شیشه ای منو خوردی من به جز تو کسی رو نداشتم نمی تونم ببینم از تو دورم .

دارم از درد تنهایی می میرم به دادم برس تو که قلبمو گذاشتی زیر پاهات ترسم از این که بمیرم ولی ...

 اگه تو باشی کنارم میخام دنیا نباشه ... پس بیا ...

خدا چی کار باید بکنم تا منو ببخشی ،‌بهت قول میدم که گناهانی رو که انجام دادم ترک کنم !!!

هر روز به امید درد و دل کردن حرفای دلمو می نویسم ...

خدا می دونم ت. تنها کسی هستی که دل نوشته هامو می خونی و حالمو می بینی  کمکم کن ...

تاریخ ارسال: یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:35 | چاپ مطلب 0 نظر

مهارت نه گفتن به ارتباط جنسی

تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند.
برترین ها به نقل از ماهنامه سپیده دانایی: تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند.

کارشناسان پایگاه «اطلاع رسانی» برای والدین (www.4parents.com) سناریوهایی را طراحی کرده اند و به جوانان و نوجوانان جامعه خود آموزش می دهند که در چنین موقعیت هایی چه باید بگویند و چگونه باید مقاومت کنند. نمونه هایی از این سناریوها در ادامه آمده است.
 
 
 
می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست.

بگو: تو باید رشد کنی و اطلاعاتت را بیشتر کنی. من آن قدر پخته هستم که بدانم این کار، آرامش من و برنامه هایم (برای آینده) را خراب می کند.

می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است...

بگو: اتفاقا رفتار من مثل آدم های باتجربها ست. به اطرافت نگاه کن ببین ارتباط بدون مسئولیت پذیری و بدون برنامه چقدر جوان ها را بدبخت کرده است.

می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد.

بگو: من درباره خیلی چیزها کنجکاو هستم؛ اما معنایشا ین نیست که بخواهم خودم قربانی بشوم، یا موش آزمایشگاهی باشم. هرچه باشد، امکان صدمه دیدن من هست؛ پس نمی ارزد.

می گوید: همه این کار را می کنند.

بگو: اولا خیلی ها خویشتن دار هستند، ثانیا بیشتر کسانی که تو می گویی، سرانجام سرشکسته و متأسف می شوند و ثالثا من همه نیستم و می دانم که چه کاری برای من صحیح است.

می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی.

بگو: من نمی خواهم برای دوست داشته شدن، اجازه بدهم کسی از من سوءاستفاده کند.

می گوید: ولی من دوستت دارم.

بگو: پس به تصمیم من احترام بگذار و احساسات مرا پایمال نکن.

می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری.

بگو: من با خویشتن داری و انتظار کشیدن تا روز ازدواج به تو نشان می دهد که چقدر دوستت دارم.

می گوید: مشکل تو چیست؟

بگو: من هیچ مشکلی ندارم؛ فقط در برنامه زندگی ام، الان وقت ازدواج و مادر یا پدرشدنم نیست و اصلا آمادگی ندارم که دغدغه حاملگی و یا مبتلاشدن به یک بیماری لاعلاج و یا شنیدن حرف های انتقادآمیز دیگران را هر روز با خودم داشته باشم؛ پس باید خویشتن دار باشم و انتظار بکشم.

می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد.

بگو: خودم که این را می فهمم.

می گوید: تو مرا هیجان زده کرده ای و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟

بگو: من مسئول تحریک شدن هیجانات تو نیستم و نمی توانم به قیمت راضی شدن تو، خودم را به عذاب وجدان و سرزنش بیندازم. تو باید خودت را کنترل می کردی، به علاوه تو ممکن بود با یک فیلم یا عکس یا دیدن یک عابر در خیابان هم تحریک بشوی. پس به نفع خودت است که یاد بگیری خودت را کنترل کنی.

می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند.

بگو: برایت متأسفم که مرا به خاطر این چیزها دوست داشتی؛ خوشحال می شوم که به سراغ دیگران بروی.

تاریخ ارسال: یکشنبه 11 دی‌ماه سال 1390 ساعت 09:51 | چاپ مطلب 1 نظر

تغـییر

 

من چشم به راه یک اتفاقم

نه شاکی ام و نه غر می زنم

فقط در سکوت خودم / منتـــــظرم...

به قول یه دوست
:

تعویض یا تبدیل نمی خواهم / دلم " تغـییر " می خواهد !
تغییری که درونم را دگرگون کند

روشن کند

امیدوار کند

چیزی که ابدی باشد و برای یک بار هم که شده

بیشتر از " یک لحظه " دوام داشته باشد !
با خودم می گویم شاید
....

شاید هنوز وقتش نرسیده

کسی چه میداند

شاید هنوز راه رسیدن را پیدا نکرده

اما حسی به من می گوید بالاخره پیدا می کند

و تا آن روز فقط از من یک چیز می خواهد ...

  

 

باشد ای اتفاق ! ...

گرچه کمی پیرتر شده ام

با اینکه دیگر مثل آنوقت ها عجیب نیستم

اما خیالت راحت باشد ، من

 صبورم ... .

 

تاریخ ارسال: شنبه 10 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:42 | چاپ مطلب 0 نظر

یادم باشد....

یادم باشد.... 

یادم باشد حرفی نزنم که دلی بلرزد. 

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را. 

یادم باشد که روز و روزگار خوش است 

و تنها دل ما دل نیست 

یادم باشد جواب کینه را تنهابا کمتر از مهر 

و جواب دورنگی را با کمتر از صداقت ندهم 

یادم باشد که در برابر فریاد ها سکوت کنم 

وبرای سیاهی ها نور بپاشم 

یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم 

و از آسمان درس پاک زیستن 

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست 

یادم باشد با سنگ هم لطیف رفتار کنم 

مبادا دل تنگش بشکند 

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام 

نه برای تکرار اشتباه گذشتگانم 

یادم باشد زندگی را دوست بدارم. 

با تشکر محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 10 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:33 | چاپ مطلب 0 نظر

اگر ...


اگر دروغ رنگ داشت؛

هر روز شاید،

ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست،

و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود.


اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛

عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.


اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛

محال نبود وصال!

و عاشقان که همیشه خواهانند،

همیشه می توانستند تنها نباشند.

اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.


اگر غرور نبود؛

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،

و ما کلام محبت را در میان نگاه‌های گهگاهمان،

جستجو نمی کردیم.


اگر دیوار نبود، نزدیک تر بودیم؛

با اولین خمیازه به خواب می رفتیم،

و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان،

حبس نمی کردیم.

اگر خواب حقیقت داشت؛

همیشه خواب بودیم.

هیچ رنجی، بدون گنج نبود؛

ولی گنج ها شاید،

بدون رنج بودند.


اگر همه ثروت داشتند؛

دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند.

و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛

تا دیگران از سر جوانمردی،

بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند.

اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد،

اگر همه ثروت داشتند.


اگر مرگ نبود؛

همه کافر بودند،

و زندگی، بی ارزشترین کالا بود.

ترس نبود؛ زیبایی نبود؛ و خوبی هم شاید.


اگر عشق نبود؛

به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟

کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟

و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم ...

اگر عشق نبود؛

اگر کینه نبود؛

قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق میگذاشتند.

اگر خداوند؛ یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد،

من بی گمان،

دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز

هرگز ندیدن مرا.

آنگاه نمیدانم ،

به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟

گزیده ای از سخنان دکتر علی شریعتی

 

تاریخ ارسال: شنبه 10 دی‌ماه سال 1390 ساعت 09:27 | چاپ مطلب 0 نظر

داستان عشق

پسرک با چشمانی خسته و نفس های گرفته به من نگریست.با حالتی خفقان و هق هق کنان 

گفت آقا ببخشید گل می خواهید.... 


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:15 | چاپ مطلب 0 نظر

جملات زیبا

 هر چیز در مقام و شان خود زیباست.حقیر را بزرگ و بزرگ را کوچک نشمارید.

ساده اندیش باش اما ساده لوح نباش. 

 عاشق شوید ولی هر عشقی لایق پرستیدن نیست. 

زندگی را دوست بدارید تا نیز زندگی شما را دوست بدارد. 

بر مشکلات بخندید تا بهتر فراموششان کنید.  

در مسیر سبز زندگی قانع باشید.به جز در راه عشق. 

در زندگی نسبت به مشکلات انعطاف داشته باشید. 

تنها کسی که نمی توانید به آن دروغ بگویید خودتان هستید. 

بخندید و لبخند را به دیگران نیز بیاموزید. 

یک نکته(چپ دست ها عاطفی ترند و در عوض راست دست ها منطقی تر) 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 8 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:05 | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 57 )
   1      2   >>
صفحات