X
تبلیغات
رایتل


دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت . او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :

‘میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟ ‘یک دفعه کلاس از خنده ترکید …بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند . اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند :
‘ اما بر عکس من ، تو بسیار زیبا و جذاب هستی . ‘او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند .او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود . به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … . به یکی از دبیران ، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود . آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد . مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا ! و حق هم داشت . آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفته اول چگونه این را فهمیده بود .
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم .
پنج سال  پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم ، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت :
‘برای دیدن جذابیت یک چیز ، باید قبل از آن جذاب بود ! ‘در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم . دخترم بسیار زیبا ست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند .روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
همسرم جواب داد :

‘من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم . ‘و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید.





تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

یک عذرخواهی واقعی

3 بخش دارد


1. متاسفم!

2. تقصیر من بود!

3.برای جبرانش چه کاری میتوانم بکنم؟


اغلب ما بخش سوم را فراموش میکنیم!


درموردش فکر کنید...


 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 12 مرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)
" جان بلانکارد " از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد .

او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ .
از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود.از یک کتابخانه مرکزی در فلوریدا, با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود,اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشتهایی با مداد, که در حاشیه صفحات آن به چشم می‌خورد .
 دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت در صفحه اول " جان" توانست نام صاحب کتاب را بیابد:
"دوشیزه هالیس می نل" .
 با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند." جان " برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود از او درخواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد . روز بعد جان سوار کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود .در طول یکسال و یک ماه پس از آن , آن دو به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند .
هر نامه همچون دانه ای بود که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتادو به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد .
" جان " درخواست عکس کرد ولی با مخالفت " میس هالیس " روبه رو شد . به نظر هالیس اگر " جان " قلبا به او توجه داشت دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد . ولی سرانجام روز بازگشت " جان " فرارسید آن ها قرار نخستین ملاقات خود را گذاشتند : 7 بعد الظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک . هالیس نوشته بود : تو مرا خواهی شناخت از روی گل سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت .
بنابراین راس ساعت 7  " جان " به دنبال دختری می گشت که قلبش را سخت دوست می داشت اما چهره اش را هرگز ندیده
بود . ادامه ماجرا را از زبان خود جان بشنوید :


" زن جوانی داشت به سمت من می‌آمد, بلند قامت و خوش اندام موهای طلایی‌اش در حلقه‌های زیبا کنار گوش‌های ظریفش جمع شده بود , چشمان آبی رنگش به رنگ آبی گل ها بود , و در لباس سبز روشنش به بهاری می مانست که جان گرفته باشد . من اراده به سمت او قدم برداشتم , کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را بر روی کلاهش ندارد . اندکی به او نزدیک شدم . لب هایش با لبخند پرشوری از هم گشوده شد , اما به آهستگی گفت " ممکن است اجازه دهید عبور کنم ؟ " بی‌اختیار یک قدم به او نزدیک شدم ودر این حال میس هالیس را دیدم . تقریبا پشت آن دختر ایستاده بود زنی حدودا 40 ساله با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود . اندکی چاق بود و مچ پایش نسبتاکلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند دختر سبز پوش از من دور می شد , من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرارگرفته ام . از طرفی شوق وتمنایی عجیب مرا به سمت آن دختر سبز پوش فرا میخواند و از سویی علاقه ای عمیق به زنی که روحش مرا به معنای واقعی کلمه مسحور کرده بود , به ماندن دعوتم می کرد . او آن جا ایستاده بود با صورت رنگ پریده و چروکیده اش که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید وچشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید . دیگر به خود تردید راه ندادم . کتاب جلد چرمی آبی رنگی در دست داشتم که در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد , از همان لحظه فهمیدم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود , اما چیزی به دست آورده بودم که ارزشش حتی از عشق بود , دوستی گرانبهایی که می توانستم همیشه به آن افتخارکنم .
به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم . با این .وجود وقتی شروع به صحبت کردم از تلخی ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم . من " جان بلانکارد" هستم و شما هم باید دوشیزه می نل باشید . از ملاقات شما بسیار خوشحالم . ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟ چهره آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد و به آرامی گفت: فرزندم من اصلا متوجه نمی‌شوم! ولی آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که او در رستوران بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست . او گفت که این فقط یک امتحان است !
تحسین هوش و ذکاوت میس می نل زیاد سخت نیست !

 طبیعت حقیقی یک قلب تنها زمانی مشخص می شود که به چیزی به ظاهر بدون جذابیت پاسخ بدهد .





برچسب‌ها: داستانی از عشق

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 29 تیر‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)


تا حالا به این فکر کردین که اگر یک روز که از خواب بیدار بشین و متوجه بشوید، اینترنتتون قطع شده چی می شه ؟؟؟؟

حالا کمی اوضاع رو براتون بحرانی تر کنم,اگر بعد از اینکه متوجه قطعی اینترنت شدین برید سراغ تبلت و گوشی و لب تاب ببینید اونا هم یکهوویی خراب شدن چی!!اون وقت چه احساسی خواهید داشت!

دیگه بجز اینها چه سر گرمی دیگری دارید؟ حتما میروید سراغ تلوزیون; خوب اومدیم اون هم روشن نشد ,بعد هم متوجه خرابی تلفن میشید! چیکار میکنید ؟؟؟

آیا تا حالا فکر می کردین که شما پادشاه و حاکم وسایل الکترونیکی اتون هستید؟؟

خوب حالا چه احساسی دارید؟؟؟؟؟؟؟؟

کمی بیشتر با خودتون بیاندیشید آیا بجز این کارها سرگرمی دیگری هم دارید؟

اگر بله! چند روز میتونید بدون اینترنت زندگی کنید بدون گوشی و لب تاب دوام بیارید؟

نیازی نیست که پاسختون رو به من بگید, در ذهن خودتون این موقعیت رو تصور کنید ببینید آیا چیزی که انقدر براش وقت، هزینه می کنید ارزشمند هست؟؟؟

آیا همه ی عمرتون رو با این وسایل پر کنید از لحاظ اجتماعی به جایی هم خواهید رسید؟

آیا انقدر که برای واتساپ و ویچت و تانگو وقت میزارید واسه خانواده اتون هم وقت دارید؟

آیا از عملکرد خودتون در زندگی راضی هستید؟

اگر جوابتون مثبت باشه احتمال اینکه آدم میانه رویی باشید هست ،،،ولی اگر با خودتون هم تعارف دارید و برای گول زدن خودتون جواب مثبت میدید باید بگم اوضاعتون از افرادی که جواب منفی دادن هم وخیم تره.

لطفا بیشتر به فکر چطور گذراندن زندگیتون باشید .

خداوند آدمها رو برای تلاش و سرزندگی خلق کرد .برای شاد بودنتون بیشتر تلاش کنید دل از دنیای دیجتال بردارید و کمتر و یا در حد نیازتون ازش استفاده کنید .

به وسایلتون بگید من خالق شما هستم پس شما نمیتونید حاکم من باشید.

روی صحبتم با دوستانی هست که جوابشون به سوالات بالا منفی بود :دوستان بهتره قبل از ویرانی کامل شخصیتتون به فکر خودتون باشید و یاد بگیرید که وسایلتون رو در حد برده ی خودتون نگه دارید.

زیانهای ناشی از این دنیا خیلی بیش از تصوراتتون هست.




برچسب‌ها: دنیای دیجیتال

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 22 تیر‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

فردا برای دلجویی دیر است


امروز زخم نزن.




برچسب‌ها: نکات آموزنده

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ جمعه 13 تیر‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

کودک درونم

هرچند بازیگوش باشد

با احساس کسی

بازی نمی کند...





تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ پنج‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

خدا گفت: ببرینش جهنم

برگشت و نگاهی به خدا کرد

خدا گفت: نبرینش

او را به بهشت ببرید!

فرشتگان پرسیدند: چرا؟!

جواب آمد:

چون او هنوز به من امیدوار است.





تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 1 تیر‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

روزی متوجه خواهید شد

 

که مادیات مفهومی

 

ندارد

 

 

آنچه که اهمیت دارد،

 

سلامتی کسانی است

 

که در زندگی مان هستند!

 





تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)
ارسال در تاریخ جمعه 16 خرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)
ارسال در تاریخ سه‌شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)
ارسال در تاریخ جمعه 2 خرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)


امـروزه بـطرز گـسترده ای عقیده بر این است که خوش بینی قابلیـت سیـستم دفـاعـی بدن را برای مبارزه با بیماری ها افزایش می دهد.!

آن نـدای درونـی ذهـن شـمـا کـه زمـزمـه مـی کـنـد، هـر چـیزی امکان پذیر است بـجـای غیر ممکن است، یا چه روز خوبی است، بجای زندگی سخت است همانـند نوری برای گذشتن از پیچ و خم دشواریهای زندگی یاریتان میکند.

خوش بینی محض در افراد بصورت نادر یافت شده و چنین اشخاصی اغلب مـورد پـسند دیـگـران نیستند. ما کسانی که دائما در حال خوشحالی و شـادمـانی هسـتـند را مـورد تـمسخر قـرارداده و خـود آشـکارا بـخاطر بـدی هـوا یـا کـمبـود چای در دفترکار دچار تردید میشویم. در حـیرتیم که آنها چگونه میتواننـد دنـیا را آنگونه که هست نبینند؟ -- دنیایی که مملو از ناملایمات و بی عدالتی است.

خوب، حقیقت این است که آنها عقـیـده دارند که دنیا به همراه مردمانش دارای عیوب و کاستی می باشند، اما به سـادگی تمرکز روی چیزهای خوب را برمـی گـزینـند. و چنین دیدگاهی فواید بزرگی را بدنبال خواهد داشت؛ سلامتی بهتـر، انـرژی بیـشتر، خلاقیت، توانایی های حل مسئله و یک حس کلی سرور و شادمانی.

بنابراین، آیا میتوانیم یک سوئیچ خوشبینی کوچک را در ذهنمان روشن کرده و بلافاصلـه شاهـد اثـرات و نـتایج مطلوب آن باشیم؟ متاسفانه آنـقدرهـا هـم سـاده نـیـست -- امـا روشهـایی وجود دارند که بتوان با آنها مثبت بـودن را تـمـرین کـرده تـا بـصورت واکـنـشی طبیعی در بیاید و منفی نگری را تقلیل دهد.

 

سلامتی شما به آن بستگی دارد

 

اشـخاص خوش بین در برابر بیماریهای عفونی و مسری مقاومتر بوده و بهتر می تواننـد امراض مزمن را از خود دفع کنند. در یک مطالعه علمی محققان 96 مردی که یک بار دچار حمله قلـبی شـده بودند را مورد بررسی قرار دادند. بعد از طی مدت هشت سال، از هر 16 مرد بـدبیـن، 15 نفرشان جان باختند و از هــر 16 نــفـر مــرد خــوش بـیـن فـقـط پــنج نفرشان از دنیا رفتند.

امـروزه بـطرز گـسترده ای عقیده بر این است که خوش بینی قابلیـت سیـستم دفـاعـی بدن را برای مبارزه با بیماری ها افزایش می دهد. این ممکن است به آن دلیل باشد که افراد خوشبین دارای پایین ترین سطح استرس در یک اجتماع می بـاشند. و هــمگی ما میدانیم که استرس کمتر به معنای داشتن بدنی سالمتر است.

پیش به سوی مسائلی که ممکن است بخواهید آنها را تغییر دهید...



ادامه مطلب...


تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ پنج‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

این متن توسط مؤسسه ی آنتونی رابینز برای موفقیت شما تهیه شده است و تا بحال 10 بار در سرتاسر جهان ارسال گردیده است و بدون شک یکی از بهترین متون موفقیتی است که دریافت می کنید.

به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید.

با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند.

همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید.

وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد.
وقتی می گویید :متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید.
به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید.
مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
عمیقاً و با احساس عشق بورزید.
ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید.
در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید.
مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید.
آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید.
وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید :چرا می خواهی این را بدانی؟
به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند.
وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید :عافیت باشد .
وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید.
این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
وقتی متوجه می شوید که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید.
وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود.
زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید.
یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند



برچسب‌ها: موفقیت، روانشناس

تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)

1) کسانی که به طرف عقرب های ساعت امضا می کنند انسان های منطقی هستند .

2 ) کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضا می کنند دیر منطق را قبول می کنند و بیشتر غیر منطقی هستند .

3 ) کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند .

4 ) کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسان های منظم هستند .
5 ) کسانی که با فشار امضا می کنند در کودکی سختی کشیده اند .
6 ) کسانی که پیچیده امضا می کنند شکاک هستند .
7 ) کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند .
8 ) کسانی که در امضای خود فامیل می نویسند دارای منزلت هستند .
9 ) کسانی که اسمشان را می نویسند و روی اسمشان خط می زنند شخصیت خود را نشناخته اند .

10 ) کسانی که به حالت دایره و بیضی امضا می کنند، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند.





تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ جمعه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1393 توسط فاطمه نعمتی(افسون)
   1      2    >>