X
تبلیغات
رایتل
 
 
امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم ...
شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی
بر تو ایرانی مبارک
* * * * * * * * * *
باور به نور و روشنایی است ،
که شام تیره ،از دل شب یلدا
جشن مهر و روشنایی به ما هدیه میدهد
یلدایتان مبارک
* * * * * * * * * *
شب یلدا شد و میلاد خوش ایزد مهر
زایش نور از این ظلمت تاریک سپهر
شب یلدا شد و بر سفره دل باده عشق.
.رخ معشوقه و مدهوشی دلداه عشق

شب یلدایتان پرستاره و پرخاطره باد
* * * * * * * * * *
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها
یلدایتان رویایی...روزهایتان پر فروغ،شبهایتان ستاره باران!
* * * * * * * * * *
یلداست بگذاریم هر چه تاریکی هست هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست شب یلدا مبارک!
* * * * * * * * * *
شب یلدا همیشه جاودانی است
زمستان را بهارزندگانی است
شب یلدا شب فر و کیان است
نشان ازسنت ایرانیان است
یلدا مبارک
* * * * * * * * * *
یلدا، دختر سیاه موی بلند بالا، یادگار نام وطن، میوه پائیز ایران و عروس زمستان، در راه است. او را بر سفره مهر بنشانیم و با نسل فردا پیوندش دهیم. ایرانی بودن را فراموش نکنیم. یلدا مبارکباد
* * * * * * * * * *
امسال چه زیباست شب یلدای من طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود معبودم یلدا مبارک 
 
* * * * * * * * * *
آری امشب شب یلدا است.....
شب فال.....
شب عشق.....
شب هندوانه.....
وشب آزادی وشب رهایی
چیزی به یادم نمی آید
جز اینکه
امشب شب تنهایی من است
یلدایت مبارک



تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1390 توسط عمو تقی

شکست ،،،،، واژه ای خیلی آشنا برای خودم ! آره همیشه شکست خورده ،،، همیشه نفر دوم بودم همیشه ...

خجالتیم ولی دوست ندارم این حالمو ،،،،،،،،،، خدا تو خودت از دل من خبر داری ،،، پس ،، کمکم کن ...!!!

این دفعه میخام نفر اول باشم میخام برنده باشم ،،، !!! ... .

از این به بعد میخام سنگ دل باشم ،،، نمیخام تو چش باشم نمیخام زود باور باشم ،،، دیگه کافیه ...

دلم خیلی شکسته از این آدما خیلی  ...

این غم تو دلم حالا حالاها با هام رفیقه

شاید کاری که گناه کبیره اس رو انجام بدم !!!




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 29 آذر‌ماه سال 1390 توسط هه ژار

به اندوه خود لبخند بزن!

حتی باوجود همه ی سختی های زندگی, باز باید توان آن را داشته باشیم که (( لبخند )) را از لبانمان دور نکنیم. یکی از دوستانم پرسید: (( چگونه می توانم لبخند بزنم, درحالی که وجودم آکنده ازاندوه است؟! )) به او گفتم : (( به اندوه خود لبخند بزن; زیرا ما از اندوه مان بزرگ تریم .))

انسان به تلویزیونی می ماند که هزاران شبکه دارد. اگر شبکه ی (( بصیرت )) را روشن کنیم, روشن می شویم. اگر شبکه ی (( اندوه )) را روشن کنیم, اندوه می شویم.

اگر شبکه ی (( لبخند ))را روشن کنیم , لبخند می شویم. ما نباید تنها یکی از شبکه های وجودمان را تماشا کنیم . ما بذر همه ی استعدادهای خارق العاده را  درخود داریم, فقط باید همت کنیم و آنها را به فعلیت برسانیم. ما باید ارباب وجود خویشتن خویش شویم.

وقتی بربال های آرامش قرار می گیریم , نفس می کشیم, با خودآگاهی ژرف لبخند می زنیم, تازه خودمان شده ایم و بر خویش حاکمیت پیدا کرده ایم.

آری ! با بصیرت و عشق ,  با لبخند , با تنفسی ژرف, با غنودن بر بال های آرامش است که می توان دنیا را زیباتر و بهتر ساخت.

(( مراقبه )) تنها راه خلوت کردن با خویشتن حقیقی خویش است; (( مراقبه )) , مارا با خودمان مانوس می سازد و مارابه خودمان باز می گرداند.

 البته, مصرف زدگی موجب شده است ما از حقیقت خویش دور شویم; بنابراین, به دلیل میل به داشتن و بیشتر داشتن, تامل درباره ی حقیقت

 خویشتن بسیار دشوار شده است; باید سدها را شناخت و از آنها گذشت.مراقبه, تنفس و لبخند, راهی است به رهایی از این بندها وگذشتن از موانع.

در مراقبه, ما به خودمان باز می گردیم تا ببینیم چه حوادثی در اقلیم درون ما رخ می دهید. مراقبه, آگاهی از اوضاع و احوال درون خویشتن است.
 

دانستن آنچه که در ما رخ می دهد , بسیار پر اهمیت است.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ دوشنبه 28 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

 

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟
نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم.همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیفو ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.
مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.
برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.! 

 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 27 آذر‌ماه سال 1390 توسط عمو تقی

رنگ آبی رو دوست دارم چون         ،،،،،،،،،،،         عین خودم تنهاست ، عین خودم آرومه فقط سکوت رو داره ، دوست دارم فقط به آسمون نگاه کنم .....

لطفا بهم خرده نگیرین قصدم از این نوشته ها فقط درد و دله همین !

Enjoy your life today ,because yesterday had gone and tomorrow may never come !!!

دوست داشتن همیشه گفتن نیست ، گاه سکوت ، گاه انتظار !!!...

پازل دل یکی رو به هم ریختن هنر نیست! هر وقت با تیکه های شکسته دل ی نفر ، ی پازل جدید براش ساختی هنر کردی ...

Always we hear just loud voice works , we see the chromatic good come easy , we love hard , stay colorless, alas that the leave voiceless ! hamed daash

الان دانم عشق چیست ؟ واژه ایست تکسو که چون گرگیست وحشی . بدان که من سیرم ز تو ... مرا دریاب ...

در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟ تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ؟ ...

با آن که زمانیست ز مایاد نکردی ، ای ان که نرفتی دمی از یاد کجایی ؟؟؟

یه خاطره از فردا




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 27 آذر‌ماه سال 1390 توسط هه ژار

گاهی آدمها به آن میزان به هم نزدیک می شوند که دیگر یکدیگر را نمی بینند ! شاید دوری بتواند دوباره موجب شناخت درستر آنها از یکدیگر گردد .

وظیفه اصلی و اساسی کلمه قدرت این است که در خوشبختی بشر بکوشد.

امید جزیی از خوشبختی است.
حقیقت انکارناپذیر است. بدخواهی ممکن است به آن حمله کند. ممکن است نادانی آن را به استهزا بگیرد. اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود.
به آرزوهایی خویش ایمان بیاورید و آنگونه نسبت به آنها باندیشید که گویی بزودی رخ می دهند .
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد .
هنرعبارت است از: تجلی استعداد و خلاقیت آدمی در طبیعت.
کسی که آدم پیش رویش را آنگونه که هست نمی بیند خیلی زود به مرز جدایی می رسد .
کار ما نماینگر قابلیت های ماست .
کسی که سعی می کند بطرف هدف نهایی قدم بردارد مانند مسافری است که شب هنگام از کوه بالا می رود زمانی که به قله آن رسید چندان به ستارگان نزدیک نیست اما آنها را بهتر می بیند.
هر کس با استعدادهایی خلق شده که باید آنها را به کار بندد . به کار بستن آنها ، بزرگترین سعادت در زندگی هر فرد است .
با گفتن واژه هایی همانند نمی توانم ! و یا نمی شود ! هر روز پس تر می روید .
بزرگترین سعادت فرار از فلاکت است.
خواستار سعادت دیگران بودن بزرگترین خوشبختی هاست.
تواناترین آدمها ، بیشتر زمانها خود را ناتوان می یابند .
آدمها را آنگونه که هستند بخواهیم نه آنگونه که می خواهیم .
حسن شهرت و نام نیک بزرگترین سعادتهاست.
سعادت دیگران بخشی مهم از خوشبختی ماست.
اندیشه و انگاره بیمار آینده را تیره و تار می بیند .
هنگام نیکبختی است که باید بیمناک بود.هیچ چیز تهدید آمیز تر از سعادت نیست.
سعادت مانند توپ فوتبال است وقتی از ما دور می شود دنبال آن می دویم و وقتی می ایستد با یک ضربه آنرا از خود دور می سازیم.
قهرمان واقعی کسی است که سبب خوشی دیگران می گردد.
تنها راه ماندگاری هر مراوده دوستانه ایی ، درک درست واقعیات طرف پیش رویمان است .
آنها که غایبند ، کمال مطلوب اند . حاضرین معمولی و پیش پا افتاده اند .
اگر نتوانیم آزاد زندگی نمائیم ، بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال کنیم .
اگر هدف زندگی هویدا باشد ده ها راه بن بست نیز نمی تواند ما را از پیش رفتن به سوی آن باز دارد .
سعادت مثل پروانه ای است که روی برگهای گل بخواب رفته باشد به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند.
برای اینکه بشر بتواند در دنیا خوشبخت زندگی کند باید از قسمتی از توقعات خود بکاهد.
آنچه رخ داده را باید پذیرفت اما آنچه روی نداده را می توان به میل خویش ساخت .
احمق هیچوقت سعادتمند نمی شود.
فرمانبری بسیار کم خطرتر از فرمان راندن است .
خویش را خوار نکنیم و ارزشمندش بداریم بدینگونه است که در برابر یاوه گویان می ایستیم و پاسخ شان را می دهیم.
سیاست، هنر به دست آوردن پول از ثروتمندان و رای از فقرا به بهانه حفاظت هرکدام از این دو دسته از دیگری می باشد .
برای انکه در زندگی دچار لغزش نشوی همواره قلب خود را پاک نگه دار.

منیع: کتاب تجربه های زندگی ساز (محمد جانبلاغی)




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ شنبه 26 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

چند لحظه به ثانیه­شمار ساعتت نگاه کن.

تبریک می­گویم، شما متوجه موضوع مهمی شدید. ثانیه به ثانیه، ساعت به ساعت، روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه و سال به سال دارید به مرگ خود نزدیک­تر می­شوید ( توجه فرمایید که " نزدیک­تر می­شوید"با " نزدیک شده­اید" خیلی فرق دارد). لطفا روی صندلی خود نشسته، به علامت نکشیدن سیگار توجه کنید و در کل سعی بفرمایید از زندگی استفاده کنید تا خیلی زود، دیر نشده. در این حالت کشیدن نفس عمیق و غیره اکیدا توصیه می­شود، ذکر اوراد و ادعیه فراموش نشود.

با درود و سپاس فراوان از شما.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ شنبه 26 آذر‌ماه سال 1390 توسط حمیدرضا زاهدی

کلمه ها, عقاید شکل گرفته و افکاربیان شده هستند. به عبارت ساده آنچه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل میدهند.

ما وشما به طورحتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح جامعه گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم. فکر می کنید چرا پیامبر(
ص ) می فرمایند: " فرزندان خود را با نام های نیک خطاب کنید "

امروزه ثابت شده که کلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص میفرستد و اورا به سمت منفی و بیماری سوق می دهد! به طور مثال وقتی به ما می گویند (( خسته نباشی )) دراصل خستگی را به یاد ما می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می کنیم ( باخودتان امتحان کنید ) امااگر به جای آن از یک عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی از دست رفته , ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلکه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.

هر چند من قبلا این مطلب را در سایت ذکر کرده ام ولی با تو جه به اهمیت آن مجددا بازگو کرده ام.

لینک مطلب درج شده قبلی:http://jmp.blogsky.com/category/cat-9/

مثال :
به جای پدرم درآمد ; بگویم: خیلی راحت نبود

به جای خسته نباشید ; بگوییم: خداقوت

به جای دستت درد نکنه ; بگوییم: ممنون از محبتت, سلامت باشی

به جای ببخشید مزاحمتون شدم; بگوییم:

از اینکه وقت خود را دراختیار من گذاشتید متشکرم

به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا آشغال بریزد ; بگوییم:

 رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد

به جای گرفتارم ; بگوییم: درفرصت مناسب باشما خواهم بود

به جای دروغ نگو ; بگوییم: راست میگی؟ راستی؟

به جای خدا بد نده ; بگوییم: خدا سلامتی بده

به جای قابل نداره ; بگوییم: هدیه برای شما

به جای شکست خورده; بگوییم: باتجربه

به جای مگه مشکل داری؟ ; بگوییم: مگه مسئله ای داری؟

به جای فقیر هستم ; بگوییم: ثروت کمی دارم

به جای بد نیستم ; بگوییم: خوب هستم

به جای به درد من نمی خورد; بگوییم : مناسب من نیست

به جای مشکل دارم ; بگوییم : مسئله دارم

به جای جانم به لبم رسید ; بگوییم : چندان هم راحت نبود

به جای فراموش نکنی ; بگوییم : یادت باشه

به جای داد نزن ; بگوییم : آرام باش

به جای من مریض و غمگین نیستم ; بگوییم :

من سالم و با نشاط هستم

به جای غم آخرت باشد ; بگوییم: شما را در شادی ها ببینم

شماهم می توانید به این لیست مواردی رو اضافه کرده و برای

دیگران بفرستید. وقتی بعد از مدتی همدیگر را می بینیم, به جای

توجه کردن به نقاط ضعف همدیگرونام بردن از آنها مثل:

"چقدر چاق شدی؟" , "چقدر لاغر شدی؟" , "چقدر خسته به نظر

 می آیی؟ " , "چرا موهات رو اینقدر کوتاه کردی؟ " , "

چراتوهمی؟" , "چرا رنگت پریده؟ " , "چرا تلفن نکردی؟ " , "

چرا حال منو نپرسیدی؟" و...

بهتر است بگوییم: " سلام به روی ماهت" , " چقدرخوشحال شدم

 تو را دیدم " , و... عبارات دیگری که نه تنها بیانگر نقاط ضعف

 طرف مقابل نیست بلکه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان

القاء می کند. البته اگر اصراری نداشته باشیم که حتما درباره ی

همدیگراظهارنظر کنیم, وگرنه می شود که درباره ی موضوعات

مشترک, البته در محوریت مثبت باهم صحبت کنیم.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ جمعه 25 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

همه دعا می کنن ای کاش ...

حالا منم ای کاش زندگیم ی هدفی داشت ی معنایی داشت تا برا اون زندگی کنم .

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، پس آسمان را دریاب ...

ای کاش این قد از زندگی خسته نبودم تا بخام این جوری زندگی کنم این جوری بنویسم شاید می تونستم زندگیمو عوض کنم ...

همیشه دوس داشتم عین ی پرنده دو تا بال داشتم تا پرواز کنم تا برم از این جا از این باطلاق ،‌دور شم ، همیشه تنها باشم تنها بمونم ...

ما هر چه تلخی بود امتحان کردیم اما دیدیم هیچ چیز تلخ تر از تنهایی نیست !!!

ای کاش ی ماهی بودم تا به ته دریا می رفتم تا کسی نبینتم !

ولی بازم با این همه ای کاش هایی که تو زندگیم هست ... خدایا  شکرت شکرت ...

حامد




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ پنج‌شنبه 24 آذر‌ماه سال 1390 توسط هه ژار
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:



تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

آخ تنهایی ، میخاستم عوض شم مثل همه آدما از صبح تا شب بگم بخندم ، نمیخاستم غمگین باشم افسرده باشم ...

ولی چه فایده شاید این تقدیرمه که این جوری باشم الان این غمه که دست از سرم بر نمیداره !

هر چی فکر می کنم گناهی نمی بینم که این قدر بزرگ باشه !

شایدم من الکی خودمو زدم به افسردگی و ناراحتی... ولی نه ...این جوری نیست !

تا حالا از زندگیم لذت نبردم هیچ وقت ، شاید بعد از این سالاکمی بهتر شم اونم معلوم نیست ...

وقتی حرفامو ی جایی به کسی میزنم یا مینویسم راحت میشم .

آه ...

تنها ...

سکوت ...

عذر خواهی ...




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 آذر‌ماه سال 1390 توسط هه ژار

تو این روزا خیلی چیزا میخاستم بنویسم اما نمی تونستم ...

شاید دیگه اون تازگی همیشه رو برام نداشت و برام خسته کننده شده بود تا میومدم چیزی بنویسم تا اومدم انگشتامو رو صفحه کلید کیلید تا از دلم چیزی بنویسم ... تا از حالو این دله خرابم بنویسم اما نمی تونستم دیگه طاقتشو ندارم !!!

میخام این بغضی رو که داره خفم میکنه رو بشکونم ولی بازم نمی تونم !زندگیم عین ی باطلاق شده که هر چی دست و پا میزنم و هر روزی که میگذره دارم بیشتر تو باطلاق خودم کشیده می شم !

جدیدا عین ی مرده متحرک شدم دیگه هیچی برام تازگی نداره انگاار همه چیو قبلا امتحان کردم...

آخ می دونم خیلی چندش آور شدم ولی نمی خام کسی برام دل بسوزونه فقط میخام حرفای دلمو ی جایی بگم ی جایی بنویسم همین قبل از این که دیر بشه !!!! 

حامد




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 22 آذر‌ماه سال 1390 توسط هه ژار

آدم بعضی وقت­ها یک چیزیش می­شود، حالا دقیقا هم نمی­داند آن یک چیزی که شده دقیقا چه چیزی است که دفعه­ی دیگر پیش­گیری کند از این­که یک چیزیش بشود. همین جوری الکی می­بینی انقدر بداخلاق می­شود آدم که انگار نه انگار آدم است و یک چیزی به نام دل دارد در یک قسمتی به نام سینه. یا می­بینی یکهو انقدر خوش­اخلاق می­شود که پیش خودت فکر می­کنی طرف چیز است! مثلا یک چیزی در مایه­های اوشکول یا اسکول است!

خوب نیست آدم یک وقت­هایی یک چیزیش بشود. یعنی برای خودش بد می­شود. آدمی که تند تند یک چیزیش می­شود و فاز عوض می­کند، یکهو دیدی فازش قاطی شد و دیگر نتوانست بفهمد که دقیقا چه چیزیش شده یا بعدا چه چیزیش می­شود. شاید هم یک­دفعه در یک فازی گیر کرد و بیرون نیامد. خلاصه بگم که خوب نیست آدم یک­ وقت­هایی یک چیزیش بشود که نتواند دقیقا بفهمد چه چیزیش شده.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ دوشنبه 21 آذر‌ماه سال 1390 توسط حمیدرضا زاهدی
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:



تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ یکشنبه 20 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

دوست دارم قلبت از این هم کثیف تر بشود، آن وقت من خواهم آمد و با انگشت رویش خواهم نوشت " لطفا مرا بشویید " .




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ شنبه 19 آذر‌ماه سال 1390 توسط حمیدرضا زاهدی
   1      2      3    >>