X
تبلیغات
رایتل

وضعیت آبی

آخ امیر خوش به حالت کاش من جای تو بودم !

خواهر من کاش همیشه در کنار من بودی ...

تازه میفهمم که عشق امیر عشقه !!! یه عشق واقعی واقعی خوش به حال شیرین ، که عشق واقعیه یه نفره!

اما شیرین فقط بلده که دل امیرو بشکونه

خدا دوست دارم ولی از خودم متنفرم بیزارم .

تو یه کتابی خونده بودم که اگه عشقت واقعی باشه از ته دلت ، همیشه باهاشی تو غم وشادی ، عین امیر .

وقتی یکی رو دوست داری همیشه به فکرشی ، ولی وقتی که تنهایی چیکار می کنی ؟؟؟

اگه تو زندگی عشق واقعی وجود داشت خیانت دعوا غارت کشتار و ... بی معنی می شد!

قوی باش امیر قوی ی ی !

دیدی شیرین چطور دل امیر رو شکست دیدی ؟

دلم سوخت هم برای اون هم برای خودم ، چقد سخته !؟؟!

پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ! هر وقت با تیکه های شکسته دل ی نفر ، ی پازل جدید براش ساختی هنر کردی ... !!!

خیلی احساساتی هستی امیر !

حامد




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط هه ژار

با سلام خدمت شما دوستان عزیزم.من محمد جانبلاغی می خواهم با شما دوستان عزیزم در مورد ترس ونگرانی بحث وگفتگو کنم.

چندی پیش با دوستی (نیمای عزیز و نویسنده همکارم)  حرف می زدم.اون دوست عزیزم گفت که آقای جانبلاغی شما چگونه توانسته اید

این کتاب ها را بنویسد؟ من هم می خواهم کتاب های را بنویسم ولی می ترسم! من نمیدونم چکار کنم؟

حالا از شما عزیزان چند سوال می پرسم؟چون این می تونه مشکل خیلی از ما ها باشد.

آیا من به عنوان نوع انسان شجاعت و جسارت پدرانم را دارم؟ که در اون زمان نه برق بوده, نه امکانات رفاهی, نه بیمارستان بوده و...ولی زندگی کردند.

با سرما ها با گرما ها با سیل خشم طبیعت با طوفان با همه مشکلات زندگی که داشته اند ایستاده اند و زندگی کرده اند.

من و شما که فرزندانشان هستیم چی؟ ما با این همه امکانات باید صد برابر- هزار برابر از اون ها جسور تر و خوشحال تر باشیم.امیدوارتر باشیم.شاکرترباشیم.

وازخودمون سوال کنیم که آیا من جسارت حرکت - جسارت دیدن توانمدیهایم - جسارت ابراز وجودم را دارم؟پسر جان می خواهی بری خواستگاری؟

 دوست داری که به زوج آیندت بگی دوسش داری؟دوست داری بگی مایلی با من حرف بزنی؟دست و پات می لرزد.عرق می کنی.می ترسی.وحشت میگیردد.

آخر سر هم ولش می کنی و می روی.من نمیگم اون انتخا ب خوب یا بدی است.تا نشناسی که نمی تونی بفهمی.

آقای عزیز طرحی داری.ایده ای داری برنامه ای داری برای زندگیت سال هاست مرورش میکنی ولی می ترسی ابرازش کنید.

می ترسی کارتو  ول کنی بری دنبال یه کار جدید.جرات زندگیمون کجا رفته.

خانم حرفی داری می خواهی به همسرت بگی.خوب بگو.چــرا میذاری اینقدر جمع بشه تا عصبانی بشی.که پرخاش کنی.یا غر بزنی.

بعد زخم معده بگیری - سرطان بگیری.خوب حرفتون بزن.چون می ترسی.چون جسارتتو از دست دادی.

به خاطر بیارید شجاعت با بی تربیتی فرق می کند.شجاعت با خشونت فرق می کند.منو شما ممکنه در صد مورد با هم تفاهم نداشته باشیم

ولی می تونیم که احترام همدیگه را داشته باشیم.اتفاقا بی ادبی و بی تربیتی و پرخاشگری نتیجه ضعف بشر است.

اینقدر خودمون را باترس ها محدود کرده ایم که نفس نمیتونیم بکشیم.نه برای اینکه فضا تنگ است بلکه از این جهت است که ما ترسو هستیم.

ترس از زندگی داریم.ترس از مقابله داریم.اینقدر میذاریم جمع بشه که به خشونت گرایش پیدا می کند.یا افسرده میشیم یا پرخاشگر.

لزومی ندارد افسرده یا پرخاشگر بشیم.حد وسط.حرفمون را بزنیم.ابراز وجود کنیم.

توی مهمونی می خواهی بلند شو برقص.آخه بده؟چی بده؟ من رقصم مسخره است! خوب باشه.بذار بخندن.حداقل 2 نفر خوشحال میشه.

خودتم خوشحال میشوی.می خواهی آواز بخونی؟بلند شو آوزتو بخون. صدات بده؟ مگه گفتی صدات خوبه؟

می خواهی کتاب بنویسی؟ می ترسی؟ شجاعت پدارمون را نگاه کن.کتابتون بنویس.در زندگی جاری بشید.

 چقدر عمر می کنید؟ما غالبا در پیله ترس هایمون کوچک می مانیم. نه اینکه دیگران نمی گذارند.ما خودمون می ترسیم.

می ترسیم شکسن بخوریم - اشتباه بکنیم.می ترسیم محروم بشیم.

من در دانشگاه دوستی داشتم که می گفت : آقای جانبلاغی تو چـرا اینقدر می خندی؟اصلا به چی می خندی؟

گفتم دوست عزیزم چطور مگه؟ مگر شما نمی خندید؟گفت اگر بخندیم : نمی گویند این جلف است - بی عار است.خول است.و..

کمی به فکر فرو رفتم وگفتم دوست گلم یه خول زنده بهتر از یک دانای مرده است.

اون دوست من می ترسه بخنده بهش بگویند خول است.می ترسه بخنده بگویند این جلف است -می ترسه شاد باشه بهش بگن بی عار است.

ولی من ترجیح می دهم بهم بگویند جلف - بی عار - خول - نادان و هرچی میخواهند بگن.ولی خودم باشم.نقش بازی نکنم.

 *برقص*
 *چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند
 *عشق بورز*
 *چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای
 *بخوان*
 *چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود
 *زندگی کن*
 *چنانکه گویی بهشت روی زمین است
 خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان
 بذار نور به زندگیت وارد بشه

کمتر از ذره نئی پست مشو عشق بورز    تا به افلاک خورشید رسی چرخ زنان.

دوستدارتان محمد جانبلاغی




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

اندکی از مردم تمایل به جستوجوی درمان بیماری جسمی شان را ندارند.اما بسیار از افراد پذیرش ابتلا به بیماری روحی برایشان دشوار است.

به هــر حال اختلالاتی نظیر افسردگی - اظطراب وترسهای غیر منطقی و... قابل درمان است.لزومی ندارد که از بیماری روحیتان احساس خجالت

 و شرمندگی کنید یا براین عقیده با شید که باید تنها بمانید.

افسردگی

افسردگی عبارت از احساس غمگینی اغلب توام با از دست دادن علاقه کلی به همه چیز در زندگی که همراه با کاهش انرژی می باشد.

و افسردگی معمولا بیشتر از سن20 سالگی به بعد شایع است.ودر خانم ها دوبرار از مردان است.

جهت درمان افسردگی خود در قسمت موضوعات سایت " مدیریت استرس " را مطالعه کنید یا با من محمد جانبلاغی تماس بگیرید.

عوارض بیماری

اگر افسردگی درمان نشود ندرتا ممکن است به گیجی ملال انگیز منجر گردد که در آن گفتار وحرکات بیمار به مقدار قابل توجهی کاهش می یابد.

در صورت عدم انجام اقدام درمانی افسردگی می تواند منجر به تاخیر در بهبود بیماری فیزیکی و تشدید درد در نواحی آسیب دیده شود که این خود

می تواند با عث افزایش افسردگی گردد.فردیکه به افسردگی شدید مبتلا باشد ممکن است درصدد خود کشی برآمده و یا اقدام به این کار نماید.

 پیام من محمد جانبلاغی: چه فکر کنید که می توانید یا نمی توانید در هر صورت حق با شماست.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

ما مخلوقاتی اجتماعی هستیم که احتیاج داریم

      مشکلات خود را با یکدیگر در میان بگذاریم - خواه با کسانی

    که به ما اهمیت می دهند یا افرادی که مشکلاتی مشابه  -

   دارند . وقتی تنها باشیم - مشکلات حادتر می شود.

                     با در میان گذاشتن مشکل می توانیم به

                    نتیجه ای برسیم و راه حلی بیابیم .

محمد جانبلاغی

 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

انسان حالش بدتر می شود اگر غمگین باشد و نداند چرا.

               در مورد احساسات و عواطف خودت فکر کن .

        در این صورت - حتی وقتی غمگین و ناراحت هستی - از اینکه

       می دانی علتش چیست و چه تغییری لازم است احساس آرامش می کنی .

محمد جانبلاغی

 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

فهرستی از نگرانی های خود تهیه کنید .

     هر چیزی را می خواهید نگرانش شوید در این فهرست بگنجانید مثلا:

    ((  آیا قبول می شوم ؟)) و...

     حالا برا ی خود ساعت مشخصی را برای نگران شدن درباره موارد

    فهرست تان تعیین کنبد . مثلا ساعت ۳ بعد از ظهر روز شنبه .

         و تا آن زمان بروید و آرامش داشته باشید .

     وقتی ساعت ۳ بعداز ظهر روز شنبه فرا می رسد دو راه پیش روی

    شماست :

         ۱- می توانید بنشینید و نگران تک تک موارد فهرست تان شوید ...

          با این روش در وقت هم صرفه جویی می کنید زیرا تاهمین روز شنبه

         نیمی از چیزهایی که قرار بود نگرانش باشید اتفاق افتاده و سپری شده

         است .

       ۲- می توانید فهرست خود را پاره کنید و به سینما بروید .

          این ذهن مال شماست و شما می توانید دوباره از نگرانی هایتان

         فهرست برداری کنید . 

         این شما هستید که افکار خود را انتخاب می کنید و اگر شما انتخاب 

         کننده نیستید پس افکار شما را چه کسی انتخاب می کند ؟

محمد جانبلاغی




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

آیا مسئله دارید ؟ چرا .

      هر بار که با مسئله ای روبرو می شوید و با ذهنیت

     مثبت آنرا شکست می دهید - تبدیل به انسانی بهتر

     بزرگتر و موفق تر می شوید .

محمد جانبلاغی




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

ارتباط بر اساس قدردانی متقابل است.

   هیچ راهی بهتر از این نیست که قدردانی خودت را به دیگران

   نشان دهی و به آنان بگویی چقدر به وجودشان اهمیت    -

   می دهی .

محمد جانبلاغی

 




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

وقتی به خود علاقه ای نداشته باشیم دیگران را

 می آزاریم و همچنین خود را در معرض فشارها و استرس های

بسیار قرار می دهیم .

        احساسی که درباره خود دارید در دستان خود شماست .

محمد جانبلاغی




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

روش آدمهای ضعیف وشکست خورده این

    است که آنقدر روی مشکلات انگشت می گذارند

   که دیگر جز مشکل - چیزی نمی بینند اماکسی که

  از شیوه تفکر مثبت استفاده می کند به امکانات و -

 راه حل هامی اندیشد و با مترکز کردن حواس خود بر

 این امکانات است که به موفقیت دست پیدا می کند .

محمد جانبلاغی




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

  وقتی مسئله ای دارید :

     ۱- از خداوند کمک بخواهید .

     ۲- بیندیشید.

     ۳- مسئله را بیان کنید .

     ۴-مسئله را تحلیل کنید .

    ۵- از ذهنیت مثبت استفاده کنید و مسئله را

        فرصت مناسبی تلقی نمائید.

   ۶- از ناراحتی امتیازی مثبت بسازید .

محمد جانبلاغی




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی

باران اگر ببارد، من طبق معمول دست­هایم را حلقه خواهم کرد به دور گردنت و سرت را روی سینه­ام خواهم گذاشت، بعدش سرم را قایمکی جوری قرار خواهم داد که روی سرت را بپوشاند که مبادا باران رنگ مشکی موهایت را ببرد، مبادا قهوه­ای چشمانت را برباید؛ و تو مثل همیشه می­پرسی: چرا باران به همه جایم می­خورد ولی به سرم نه؟ و من که می­دانم تو عاشق بارانی – از خیلی وقت پیش تو عاشق­اش بودی- برای آن­که دعوایم نکنی به خاطر سایه­بانی که برایت ساخته­ام می­گویم: سر من یک کمی نافرم است و جلوی باران را گرفته. تو بلند می­شوی و می­گویی: مرده­شور سر نافرم­ات را ببرد و مرده­شور خودت را با این سرت. قهر می­کنی و می­روی.

من اما، از پی تو دوان نمی­دوم، صبر می­کنم تا باران بعدی، تا تو باز بیایی و قصه را از نو آغازش کنیم. تو می­آیی، مطمئنم که می­آیی؛ به خاطر من نه، به خاطر عشقت. باران.

چه مضحک است زندگی ما و عشق انسانی تو به چند قطره باران.




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 توسط حمیدرضا زاهدی

انتظار نداشته باش پایان تو، پایان زندگی­ات – زندگی که نه، روزمرّگی­ات – پایان خوشی باشد. از این پایان­های خوشی که در فیلم­های آبکی می­بینیم. وقتی دیدی آخر داستانی خوش است شک کن. به این که نکند شخصیت­های اول و دوم لابی کرده­اند و پایان را خوش نموده­اند، که نکند با نویسنده روی هم ریخته­اند و دارند تو را دلخوش می­کنند که ببین زندگی­ات چه زیباست؟!!

پایانت اگر خوش نیست – که نخواهد هم بود – خوشحال باش، از اینکه لابی نکرده­ای، تقلب نکرده­ای و زندگی­ات روال عادی خودش را داشته. خوشحال باش از اینکه تو تا این حد انسانی صادق هستی که با زندگی بازی نکردی. زندگی را واقعا زندگی کرده­ای .




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 توسط حمیدرضا زاهدی

به نام خدا

چند روزه دلم خیلی گرفته ولی بازم اومدم .

حامد love u




تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 توسط هه ژار
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:



تعیین وقت مشاوره

ارسال در تاریخ چهارشنبه 25 آبان‌ماه سال 1390 توسط محمد جانبلاغی
   1      2      3      4    >>