X
تبلیغات
رایتل

سایت تخصصی مشاوره و روانشناسی

راهی برای داشتن خانواده موفق

ثروت مند شدن

جیم بیلند راجرز (متولد ۱۹ اکتبر ۱۹۴۲ اهل دموپولیس ایالت آلاباما) یک سرمایه گذار آمریکایی و مفسر مالی موفق است که در حال حاضر در سنگاپور زندگی می کند. او یکی از پدیدآورندگان کوانتوم فاند (Quantum Fund)،استاد دانشگاه، نویسنده، مفسر اقتصادی است.

نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت می پردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رسانده اند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد می داند.

▪ در هنگام رکود مردم با پول هایشان باید چه کار کنند؟

ـ روی چیزهایی سرمایه گذاری کنید که از آنها سر در می آورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب می شوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامه های تلویزیونی سرمایه گذاری می کنند.

بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایه گذاری کنند. این شیوه ای است که آدم را ثروتمند می کند.

شما با سرمایه گذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمی دانید، هیچ سودی نخواهید کرد.


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 30 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 16:22 | چاپ مطلب 1 نظر

خاطرات جانبلاغی در تهران(بی احترامی به افغانی عزیز)

با سلام خدمت شما کاربران عزیز. شهریور امسال(سال90) به همراه خانواده رفته بودیم تهران خونه یکی از عزیزانمون . در اونجا همراه پدرم در یک روز کاملا آفتابی خواستیم که در تهران گشتی بزنیم. ابتدا به فلکه آزادی رفتیم و زیر اون کوشک آزادی نشستیم. یه آقای افغانی با لباسی کهنه و یک ساک (کیف) کثیف اومد و همون جا خواست بخوابد.

ولی متاسفانه نگهبان اونجا در کمال بی احترامی و با لگد اون عزیز افغانی

 را از خواب بیدار کرد و اون بیچار ه از خواب پرید و فرار کرد بعد با حالت التماسانه گفت:

"تو رو خدا کیفم را بد هید " و اون نگهبان با لگد کیفش را پرت کرد.

خدای من به سر شاهده من اشکم در اومد.

 و حالا هم که دارم می گیم موهای بدنم سیخ میشه.

چرا ؟ از خودتون سوال کنید چــرا؟ چرا کسی که زبانش یا نوع پوشش با من فرق می کند

من فکر می کنم اون دشمن من است. و باید نسلشو از بین ببرم.اگه بتونم.

چــرا ؟ اخه آقای عزیز اون افغانی مگر مسلمان نیست؟ مگه به زبان تو حرف نمی زند؟

اصلا این ها یعنی چه؟مگر بنده خدا نیست؟ تازه داره بهت خدمت می کنه.

چی میشد اگر می گفتید: آقای عزیز بلند شوید ولطفا اینجا استراحت نکنید.

برید وکتاب های تاریخی را بخونید.از کورش کبیر به بزرگی یاد می کنند.

می گویند هر شهری را که فتح می کرد مردمانش را در دینش آزاد گذاشته است.

ولی آیا آزادمنشی کورش کبیر در من وجو دارد.

بیاید نحوه تفکرمون را تغییر دهیم بیاید دیگران را همون طور که هستند بپذیریم

دوست بداریم .احترام بگذاریم. من چگونه می توانم بگم خدا را دوست دارم

 ولی به بنده اش بی احترامی کنم.

اون بنده می تونه دوسته من باشد.. همسر من باشد..یا حتی فرزند من باشد.

بی احترامی به نوع بشر بی احترامی به خلقت خداست. اگر من کسی را تحقیر کنم یعنی من آفریده خدا را تحقیر کردم.

 عزیزان و کاربران همیشگی راه سبز زندگی  بیایید همین جا با هم عهد بکنیم که:

نیندیشیم مگر به درستی

حرف نزنیم مگر به خوبی و صداقت

شاد موفق و پر انرژی باشد. دوستدار شما عزیزان محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 20:57 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(زهرا عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: دوشنبه 25 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 12:07 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(بهاره عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:05 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی

توجه

 لطفا توجه کنید: دوست گلم از اینکه به وب سایت ما اومدید متشکرم. ماعمدا در وبسایت کد

 جلوگیری از کپی برداری یا چپ کلیک را نگذاشتیم. ما نمی گوییم کپی برداری نکنید.

چــرا اگر جالب بود کپی برداری کنید ولی از شما خواهش می کنیم که حتما منبع آن را درج

 کنید.یا از طریق نظرات به ما بگویید که کدوم مطلب را کپی کرده اید. و اگر این وب سایت به

 نظرتون جالب بود لطفا آن را به دوستانتان هم معرفی کنید ویا لینک آن را در سایت ها و وبلاگ

 هایتان قرار دهید. از همکاری شما مردمان عزیز,شریف و دوست داشتنی متشکریم.

متشکریم به خاطر اینکه به حقوق دیگران احترام می گذارید.

دوستدار شما محمد جانبلاغی

وبسایت: http://www.jmp.blogsky.com/

منبع : راه سبز زندگی

مشاوره راه سبز زندگیدوستان عزیز به دلیل آپدیت مداوم سایت راه سبز زندگی توسط نویسندگان دیگر, اگر با من محمد جانبلاغی مشاوره داشته اید و اسم شما در این صفحه نیست لطفا در قسمت موضوعات سایت گزینه مشاوره سایت راه زندگی  را جستو جو کنید.

 موضوعات راه سبز زندگیکاربران گرامی لطفا با من محمد جانبلاغی همه روزه حتی روز های تعطیل از ساعت 9:30 الی 12 و بعد ازظهرها هم از ساعت 16 الی 18:30 تماس بگیرید.

  راه سبز زندگی کاربران عزیز شما می توانید جواب سوالات خود در قسمت مشاوره  را  در صفحاتی کامل جدا همراه با پسورد مخصوص خودتان دریافت نمایید.

 

 راه سبز زندگیکاربران گرامی لطفا فقط در زمینه های زیر با ما مشاوره کنید:

 

راه سبز زندگیراه سبز زندگیراه سبز زندگیراه سبز زندگیراه سبز زندگیراه سبز زندگی

1- عشق 2- ازدواج  3- تربیت فرزندان 4- هدف 5- آموزش هیپنوتیزم  6- افسردگی و استرس   7- وسواس 8- ثروت مند شدن

 نحوه تماس با محمد جانبلاغی: جانبلاغی

 

e_mail: dr.janblagi@gmail.com                 تلفن مشاوره:09146356509

فرم تماس با محمد جانبلاغی  

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:38 | چاپ مطلب 1 نظر

قوه تخیل نخستین گام به سوی شکوفایی

تفکر ما بر مبنای تصاویری شکل می گیرند که در ذهن مجسم

   می کنیم و کلمات در آن نقشی ندارند ؟برای مثال وقتی می گویم گل سرخ

   حرف  گ - ل - س - ر - خ  به ذهن شما نمی آید - بلکه تصویری از گل سرخ در

   ذهن شما ایجاد می شود . تصویر ذهنی همانند یک تجربه به مغز سپرده    -

   می شود . وقتی شما تصویری را در ذهن مجسم می کنید ضمیر باطن حصول

   آن را قطعی تلقی می کند . با آن مانند تجربه ای مواجه می شود که پیشاپیش

   انجام پذیرفته است .

         مـــوفـقـیــــــت - ســــــــــــــــلامتــــــــــــــی و در مجموع

   همه توانایی های شما به این امر بستگی دارد که چگونه خود را در ذهنیت خود

   ببینید . بسیاری از افراد به خاطر شرایط نامساعد تربیتی  - تصویری ضعیف و  -

   ناتوان از خود در ذهن دارند .

       گفتن عباراتی مانند :

       من عصبی هستم

     کمرو و خجالتی هستم

    ریاضیاتم خوب نیست

   آشپزی خوب نمی دانم

  اصولا دست و پا چلفتی هستم و ... همگی نمایانگر آن است که شخص 

  دایره فعالیت خود را در ذهنش محدود ترسیم کرده است .

       فراموش نکنید شما مسئول باورها و معتقدات خود هستید .

    باورها و آموخته های نادرست را از ذهن خود بیرون کنید تا ذهنتان برای

   پذیرفتن واقعیتهای تازه آماده شود .

 محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:38 | چاپ مطلب 1 نظر

قدر آنچه را دارید بدانید.

این بحث مربوط به خواسته های شما و یا آنچه دیگران دارند نیست 

  بلکه ارزش نهادن به آن چیزهایی است که تا کنون داشته و دارید .

           هیچ چیز مانع از خواستن شما نیست بلکه نباید به زیان زمان

   حال باشد . ""  فردا من خوشبخت خواهم بود زیرا موقعیت جدیدی خواهم 

 داشت . ""  " وقتی ساخت این پروژه را به پایان ببرم واقعا خوشبخت خواهم

 شد " تا به حال چند بار این چنین موفقیت خود را شرطی کرده اید !

     چنــــــــــــــد بـــــــــــــار آنچــــــــــــه را که در حـــــــــــــــــــال حـــــــاضــــــر

   داریــــــــــــد فراموش کرده و از شـــــــــانس و موقعیت فعلی بهره ای   -

   نبرده اید ؟ 

                           چـــــرا عـــــادت نمی کنیــــد در همیــن 

                          لحظــــــــــــه زنـــــــدگـــــی کنیـــــــــــــد؟

       به آنچه دور و بر شماست بنگــــــــرید :

      آسمان آبی

     آفتـــــــــــــاب درخشـــــــان

    بـــــاد نـــوازشــــــــــــــــــــگر

        وجود خود شمارا تاجایی که ممکن است از احساساتی چون آرامش

   شــــــــــــــــادی و خــــوشـــبختــــــــــی پر کنیــــــــد .

   به این منظور باید دید خود را نسبت به جهان تغییر دهید .

         همـــــــــــــــــــه چیـــــــــــــــــز خــــــــــــــــوب اســـــــــــــت

        همــــــــــــــــــــه چیـــــــــــــــــز زیبــــــــــــــــــــــــــــــــاســت

   تا حد امکان آنچه را برایتان خوب است انتخاب کنید .

    خود را تمرین دهید که وقتی استرس پیش می آید یا به مشکلی برخورد

   می کنید خود را تقویت - نموده و فهرستی از ده موقعیت مثبـــــــــــــــــــــــــــت

   که به شما مربوط می شود تهیه کنید .

          آنچه داریـــــــــــــــد ببینیــــــــــــــــــد و به آن

          ارزش بــــــدهیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد.

 محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:35 | چاپ مطلب 0 نظر

صادقانه افکار خود را بیان کنید .

مشکل ترین کار - خودداری کردن از چیزی است که به

     ما پیشنهاد می شود .     وقتی که چیزی موافق نظر شما نیست - بدون

     دخالت دادن دیگران - صادقانه آن را بگویید

           در گفتن (( نـــــــــــــــــــــــــه )) تـــــردیــــد نکنیــد .

     چند بار گفته ایم (( بله )) با وجودی که مخالف بوده ایم ؟ چند سوء تفاهم

     به این وسیله به وجود آمده است ؟

           در اکثر موارد بهتـــــــــــــر اســت بلافاصله نظر خود را بگوییم تا این که

   بگذاریم وضع خراب شود . عادت کنید با ضمیر اول شخص مفرد (( من ))    -

   صحبت کنید .

          چنانچه ضرورت دارداز همان اول احساسات شخصی خودرا ثابت  و

     استوار ارایه دهید .این امر موجب سهولت در بیان افکارمان می شود و

      چنانچه با شخصی مشکل و ناراحتی دارید - در ذهن آن را تکرار نکنید .

      بروید و رک وراست با او صحبت کرده و نقطه نظر خود را بگویید .

 محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:34 | چاپ مطلب 0 نظر

زندگی در حــال

چقدر غریب است حرکت کوچک زندگی ما !

       کودک می گوید - وقتی من پسر بزرگی شوم . ولی معنی

      آن چیست ؟ پسر بزرگ میگوید - وقتی بزرگ شو م و بعد که

     بزرگ می شود . می گوید - وقتی ازدواج کنم . اما بعد از ازدواج

     کردن چه می شود ؟ این فکر تغییرمی کند و تبدیل می شود به 

     وقتی بازنشسته شوم . و سپس - وقتی که بازنشستگی فرا 

    می رسد -

              او به مسیری که طی کرده است می نگرد 

           به نظر می رسد که باد سردی بر فراز آن مسیر

          می وزد - او همه آن لحظه ها را از دست داده و

         دیگر برنمی گردد .

   ما خیلی دیر یاد می گیریم که زندگی در زندگی کردن و در بافت

   هر روز و هر ساعت است . 

محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:33 | چاپ مطلب 0 نظر

خــاطرات کودکی

خاطرات ناگوار دوران کودکی که در ذهن شما جا

    جا خوش کرده ابدا ارزش یاد آوری ندارد و شما به عنوان

    فردی که رفتار ش حاصل انتخاب آگاهانه اوست هیچ گاه

    ناگزیر نیستید جراحات و ناکامی های گذشته را در ذهن

    آشیان دهید و عمری با خود یدک بکشید  و همه نیروی

   خویش را صرف اندیشیدن به آن کنید .

      پس کینه و خصومت خود را سرکوب کنید و با گرمای  -

   عشق و محبت اجازه ندهید که احساسات و هیجانات  -

   منفی شما را آزار دهد .

       اگر کسی در حق شما ستمی روا داشته - بر گناهش

    قلم عفو بکشید و روح و جسم خود را ازقید و بند کینه و  -

   عداوت آزاد کنید . در غیر این صورت قربانی واقعی خود شما

   هستید .

محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:30 | چاپ مطلب 0 نظر

تـــرس

ترس چیزی نیست جز بازتاب افکار منفی شما .
 
آن را با افکار سازنده و مثبت عوض کنید .
 
ترس بزرگترین دشمن آدمی است . سر منشاء تمام ناکامی

و شکست ها است . عشق ترس را از دل می زداید .
           
مشتاقانه دیده به محاسن زندگی بدوزید تا از آن برخوردار
       
 شوید .

محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:28 | چاپ مطلب 0 نظر

به سوی شادمانی راهی نیست - شادمانی خود راه است .

بیشتر مردم تمایل دارند برای توجیه غم و ناشادمانی خود - اوضاع

زندگی و از جمله فقر و بیماری را مسئول بدانند و به این ترتیب از زیر بار

مسئولیت احساسات خود شانه خالی می کنند .

        شما مسئول احساسات و هیجانات خود هستید .

   اشتباه بزرگ اغلب مردم آن است که برای شاد بودن و شادمان زیستن

 مدام به دنبال کسی یا چیزی می گردند .

       حال آن که شادمانی را باید در قلب و درون خود جست و جو کرد .

  اگر به مسرت باطنی دست یابید - حتی شرایط زندگی به میل و خواست

شما نباشد - باز هم شادمان خواهید بود .

            آدمی اگر در باطن شاد و سرخوش باشد در ناگوارترین

    شرایط هم شادمانی خود را حفظ می کند اما اگر در درون غمگین و افسرده

   باشد - شادترین موقعیت ها هم تغییری در روحیه او به وجود نمی آورد .

 محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:24 | چاپ مطلب 0 نظر

هر چه را که موجب تشویش خاطرتان می شود بنویسید .

روی یک ورق کاغذ - هر چه را که دوست دارید به

       مخاطب خود بگویید وچیزی را که او نمی خواهد یا

      نمی تواند بشنود را بنویسید .

             اول : از سرزنشها و ملامتها یتان بنویسید .

             دوم : آنچه را که احساس می کنید دقیقا بگویید مانند:

                    خشم تحقیر - عذاب -اضطراب و... حسی راکه 

                    از آن رنج می برید شرح دهید .

       در پایان بایک نتیجه گیری که در آن خواسته خودرا توضیح  -

     می دهید نامه را تمام کنید .

               اگر نمی توانی صحبت کنید - بنویسید

        ابتدا توصیف  - سپس اصل مطلب و سرانجام خنثی کردن

       و اعلام بی طرفی .

            به این ترتیب می توانید از فکر کردن به کارهای گذشته

     و یا اضطراب حوادث آینده خلاص شوید و آرامـــــــــــش روحی

    خود را بدست آورید .

       وقتی که فکر کردن به یک مسئله را متوقف نمی کنید و    -

     بی وقفه همان افکار راتکرار می کنید چه اتفاقی می افتد ؟

          ذهن شما آشفته ومشوش می شود .

 محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:24 | چاپ مطلب 0 نظر

کسانی که تصویر ذهنی مثبت دارند

کسانی که تصویر ذهنی مثبت دارند

   و معمولا خودشان را پذیرا هستند و دوست دارند

   همیشه عزت نفس مثبتی را به نمایش می گذارند و

   با دیگران تبادل سازنده دارند .

      اینها نمی توانند علاقه خود را به زندگی پنهان کنند .

   از سوی دیگر -      اشخاصی که از عزت نفس اندک    

   برخوردارند همیشه سعی می کنند احساس نابسندگی

   خود را با رفتارهایی از روی خود بزرگ بینی یا حقارت   -

   جبران کنند .

       همه می توانند از عزت نفس بیشتربه سود خود 

       یهربرداری کنند .

محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:23 | چاپ مطلب 0 نظر

کیک یزدی

 یه نام خدا

مواد مورد نیاز جهت تهیه کیک یزدی :

 

 

روغن جامد   . . . . . . . . . .    .    . . . . . . . . .. . . . . .   . . . . . . . . ..    ۱۵۰ گرم

تخم مرغ . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . . . . . . .  .. . .   . . . . . . .       ۳عدد


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 15:37 | چاپ مطلب 0 نظر

مولانا ( 3 )

به نام خدا

سخن شمس: آئینه‌ی شخصیت او

سخن شمس»، آئینه شخصیت پیچیده دوزیستی، درونگر، و خودگرای اوست. در عین روشنی، مبهم است. در عین دلپذیری، شلاق‌گونه است. فشرده و کوتاه است. نغز است. از آموزش و آرمان، گرانبار است. از اینروی فراز آنها، به تندی، نمی‌توان، درگذشت. بلکه با آنها، باید زیست. در آنها، اندیشید. بر آنها، مرور کرد. بدانها، مأنوس گشت. از ظاهر آسان‌نمای آنها، عبور کرد، و به عمق باطن آنها، راه یافت، تا به پیام، به درونمایه، به هدف آنهاــ نزدیک کردن به چیزی، دوردست! ــ فرا در رسید!

     سخن شمس، چنانکه خود معترف است، دوچهره‌ای است. درونه و برونه دارد. نقابی ظاهراً مستقل، بر سیمای باطنی گریزنده و لغزان است. دوبعدی است. دوزیستی است. نیازمند است به بازخوانی و دوباره کاوی است .


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 14:53 | چاپ مطلب 1 نظر

مولانا ( 2 )

خدا

از مقامات تبتل تا فنا

زندگی مولانا برای یارانش که در آن هرگز به چشم عیبجویی نمی دیدند نمونه کمال و سرمشق کامل سلوک انسانی بود . با آنکه در سلوک با اعیان و اکابر ادب را با غرور و دلسوزی را با گستاخی می آمیخت ،در معامله با فقرا و ضعیفان هرگز تواضع و شفقت را از خاطر نمی برد .با یاران خویش هماره با دوستی ودلنوازی سلوک می کرد و جز به ضرورت تنبیه و ارشاد ،از آنها رنجیدگی نشان نمی داد .هیچ کس به اندازه او قدر دوستی را نمی دانست و هیچ کس مثل او با دوستان خویش یکرنگ وعاری از ریب و ریا نمی زیست .دوستی برای او عین حیات و در واقع عین روح بود .بدون دوستی انسان در ظلمت خودی می ماند .این چیزی بود که انسان را از خودی می رهاند ،او را طاهر می کرد .از خودنگری می رهانید و غیر نگری را برای او وسیله  رهایی از خودی ـکه در اوج حیات حیوانی بود تعلیم می نمود .خود او در سلوک با دوستان هرگز از لازمه ادب تجاوز نمی کرد.ادب برای او سنگ بنای تربیت روحانی بود .در نظام تربیتی او،که بیشتر عملی بود تا نظری ،ادب در عین حال هم مصلحت محسوب می شد و هم ضرورت .اخلاقی که او آن را مبنای تربیت وسلوک یاران می کرد از تواضع ادب شروعمی شد .تواضع خالی از مذلت  و ادب مبنی بر شناخت حق .در واقع هر گونه سلوک روحانی از مجاهده با نفس آغاز می شود و غلبه بر نفس بدون اجتناب از غریزه تجاوز جویی حیوانی ممکن نیست ،لاجرم هر گونه سلوک در خط سیر رهایی از خود تواضع انسان را مطالبه میکند .تواضع نشانه جلوه عشق و محسوب است در واقع صورت تجلی او عبارت بود از عظمت کبریا-کبریا و عظمت سلطان العلمایی.


ادامه مطلب ...

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 14:50 | چاپ مطلب 0 نظر

سخنانی زیبا از دکتر وین دایر

دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند
پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در کشمکش با دنیا
دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

 دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟...


هر کس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به کسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خود
خواهد دید، چرا که هرکس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.


برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را
در وجود خود شناسایی و ریشه کن کنید.

تاریخ ارسال: شنبه 23 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 10:49 | چاپ مطلب 1 نظر

راه رسیدن به موفقیت

1- خوش بین باشید. به زندگی با دیدی مثبت نگاه کنید تا خود را بدلیل احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی که نصیبتان میشود متعجب سازید.به یاد داشته باشیدافراد شاد و مثبت بیشتر دیگران را مجذوب خود می کنند.

2- دید وسیعی داشته باشید: اجازه ندهید مسائل کوچک، شما را آشفته نماید. برای رسیدن به هدف خود پایدار و مقاوم باشید.

3- سپاسگزار باشید : از دیگران قدردانی کنید و از این که زندگی مسرت بخشی دارید،شکرگزار باشید.

4- از زندگی لذت ببرید: به کارهایی مبادرت نمایید که از انجام دادن آنها لذت می برید.

5-از جسم خود مراقبت کنید : خوب بخورید و ورزش کنید . به باشگاه رفته و کمی بدوید یا در یک بازی ورزشی شرکت کنید.

6- برنامه های خود را تغییر دهید : برای فعالیت های سر گرم کننده یا تفکر در محیطی آرام ، از خانه خارج شوید.

7- خلاق باشید : روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممکن است شامل کاردستی ، بازسازی، نقاشی و ترسیم کاریکاتور یا حتی باغداری و نویسندگی باشد.

8- برای خود همدمی پیدا کنید : تقسیم نمودن تجربیات با کسی که به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خواهد داد.

9- یکی از دوستان خود را برای هم صحبتی وبیان احساسات و عقاید خود انتخاب کنید.

10- تخیل کنید : آرزوها و بلند پروازیهای خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید.

11- بخشنده باشید : شاید زمان آن رسیده باشد که کسی یا خودتان را بخاطر چیزی که اتفاق افتادهگفته شده، مورد بخشایش قرار دهید اتفاقات و اشتباهات گذشته را پذیرفته و فراموش کنید.

 

تاریخ ارسال: جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 20:18 | چاپ مطلب 1 نظر

نکاتی برای همیشه شاکر بودن

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستید،قدر سلانتی خود را بدانیدزیرا یک میلیون نفر تا یک هفته دیگر زنده نخواهند بود.

اگر تاکنون از آسیب های جنگ ،تنهایی در سلول زندان،عذاب شکنجه یا گرسنگی در امان بوده اید،وضعیت شما از وضعیت 500 میلیون نفر در دنیا بهتر است.

اگر می توانید بدون ترس از زندانی شدن یا مرگ ،وارد مسجد(یا کلیسا)شوید، وضع شمااز 3 میلیون نفر در دنیا بهتر است.

اگر در یخچال شما خوراکی و غذا وجود دارد،اگر کفش و لباس دارید،اگر تختخواب و سر پناهی دارید، در این صورت شما از 75% مردم جهان ثروتمندتر هستید.

اگر در بانکی حساب دارید،اگر در جیب تان پول دارید، شما به 8% مردم دنیا که چنین شرایطی دارند تعلق دارید.

اگر شما این نوشته را می خوانید،از سه خوشبختی بهره مند هستید:

1-یک کسی به یاد شما بوده است.

2-شما به 200 میلیون نفری که قادر به خواندن نیستند تعلق دارید.

3-و..... شما جزو 1% از مردم دنیا هستید که کامپیوتر دارند.

تاریخ ارسال: جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 20:16 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(مریم عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: جمعه 22 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:17 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(سعید عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 21 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:37 | چاپ مطلب 0 نظر

آزمایشی

تست.... به زودی آقای فرهاد حسین زاده  در این وب سایت با مطالب دینی بروز رسانی می شود.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 11:36 | چاپ مطلب 0 نظر

کاش

کاش به اندازه روزی که به پایان می برم مفید واقع شده باشم.وقتی به پایان هر روز میرسم حس می کنم مهر باطل شد بر آن می زنند.به راحتی یک روز دیگر باطل شد.آنقدر مهر می زنم و میزنم تا آخرین مهر وآخرین برگه.طنین مهرها در دستم می پیچد و ای کاش روزهایم را باطل نکرده باشم.کاش به اندازه روزی که به پایان برده ام و به اندازه فرصت حیات دیگری که به من داده می شود مفید بوده باشم.

کاش ....

تاریخ ارسال: یکشنبه 17 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 12:31 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره راه سبز زندگی(عباس عزیز)

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
تاریخ ارسال: شنبه 16 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 17:02 | چاپ مطلب 0 نظر

مشاوره سایت راه سبز زندگی

با سلام خدمت شما کاربران گرامی. لطفا با من محمد جانبلاغی فقط در زمینه های :

  1- عشق 2- ازدواج  3- تربیت فرزندان 4- هدف 5- آموزش هیپنوتیزم  6- افسردگی و استرس   7- وسواس 8- ثروت مند شدن

تماس بگیرید.

نحوه تماس با محمد جانبلاغی:

e_mail: dr.janblagi@gmail.com

tel: 0098-914 635 65 09

فرم تماس با محمد جانبلاغی

تاریخ ارسال: جمعه 15 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:02 | چاپ مطلب 1 نظر

مولانا ( 1 )

به نام خدا

زادگاه مولانا:

جلال‌الدین محمد درششم ربیع‌الاول سال604 هجری درشهربلخ تولد یافت. سبب شهرت او به رومی ومولانای روم، طول اقامتش‌ و وفاتش درشهرقونیه ازبلاد روم بوده است. بنابه نوشته تذکره‌نویسان وی درهنگامی که پدرش بهاءالدین از بلخ هجرت می‌کرد پنجساله بود. اگر تاریخ عزیمت بهاءالدین رااز بلخ  در سال 617 هجری بدانیم، سن جلال‌الدین محمد درآن هنگام قریب سیزده سال بوده است. جلال‌الدین در بین راه در نیشابور به خدمت شیخ عطار رسید و مدت کوتاهی درک محضر آن عارف بزرگ را کرد.

چون بهاءالدین به بغدادرسیدبیش ازسه روزدرآن شهراقامت نکرد و روز چهارم بار سفر به عزم زیارت بیت‌الله‌الحرام بر بست. پس از بازگشت ازخانه خدا به سوی شام روان شد و مدت نامعلومی درآن نواحی بسر برد و سپس به    ارزنجان  رفت. ملک ارزنجان آن زمان امیری ازخاندان منکوجک بودوفخرالدین بهرامشاه‌نام داشت، واو همان پادشاهی است حکیم نظامی گنجوی کتاب مخزن‌الاسرار را به نام وی به نظم آورده است. مدت توقف مولانا در ارزنجان قریب یکسال بود.


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: دوشنبه 4 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:06 | چاپ مطلب 0 نظر